صفحه بين الملل

مروري بر پرونده بزرگترين ناقض حقوق‌بشر در جهان
سراب حقوق‌بشر در آمريكا

(بخش اول) محمد ملك‌زاده

حقوق‌بشر، بنيادي‌ترين حقوقي است كه خداوند به ‌طور ذاتي همه انسانها را از آن بهره‌مند نموده است. در طول تاريخ حاكمان مستبد و ظالم از نخستين ناقضان حقوق‌بشر بوده‌اند؛ امروز نيز‌ دولت ايالات متحده كه خود را پرچم‌دار دفاع از حقوق‌بشر معرفي مي‌كند، بر اساس مدارك متعدد و شواهد فراوان يكي از بزرگ‌ترين ناقضان حقوق‌بشر در داخل و خارج از آمريكا به شمار مي‌آيد. با اين حال اين كشور بيش از نيم قرن است كه مسأله حقوق‌بشر را به عنوان يك ابزار فشار عليه مخالفان و رقباي خود بكار مي‌گيرد و آنان را به نقض حقوق‌بشر متهم مي‌سازد و بر اساس اين اتهام، تحميل فشارهاي سياسي و وضع تحريم‌هاي اقتصادي خود عليه كشورهاي مستقل را توجيه مي‌كند. اين نوشتار با ارائه شواهد و مدارك متعدد نشان مي‌دهد كه دولت ايالات متحده خود بزرگترين ناقض حقوق‌بشر در داخل و خارج آمريكاست و از اين جهت صلاحيت اظهارنظر در اين موضوع را ندارد.

الف) در سطح داخلي

مسأله حقوق‌بشر در حالي توسط دولت آمريكا به عنوان يك اهرم فشار عليه مخالفان اين دولت مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه شهروندان آمريكايي خود شاهد بيشترين موارد نقض حقوق‌بشر در اين كشور مي‌باشند:

1. فقدان امنيت

در حالي كه حفظ امنيت از طبيعي‌ترين حقوق انسانهاست، امروز خشونت، ترور و جنايت به بزرگ‌ترين بحران داخلي آمريكا تبديل شده است. مطابق آمارهاي وبگاه «ووكس» آمريكا از حيث فراواني وقوع خشونت و قتل با اسلحه در رتبه اول جهان قرار دارد و اين مساله به دغدغه اصلي مردم اين كشور تبديل شده است. در قرن نوزدهم ميلادي وقتي ايالت‌هاي شمالي و جنوبيِ آمريكا درگير جنگ داخلي بودند، بخش‌هايي كه خارج از حكمرانيِ شمال و جنوب قرار داشتند، «غرب وحشي» نام گرفتند. در غرب وحشي «وضع طبيعي» و به نوعي قانون جنگل حكمفرما بود. اكنون نيز همان وضعيت به نوعي در آمريكا استمرار دارد. امروز «كشتار در مدارس»، به يكي از شاخص‌هاي زندگي آمريكايي تبديل شده است و يا به قول گزارشگر گاردين، «تيراندازي و آدم‌كشي در مدارس به بخشي از روحِ آمريكايي تبديل شده است». ساليانه دهها دانش آموز توسط همكلاسي‌هاي خود به قتل مي‌رسند. «لارسن» در تحقيقات خود نشان مي‌دهد آنچه در مدارس رخ مي‌د‌هد از آنچه كه در كل جامعه آمريكا رخ مي‌دهد، منفك و جدا نيست يعني خشونت در مدارس از الگوي خشونت در كل جامعه پيروي مي‌كند؛ خشونتي كه هر سال بر ميزان آن افزوده مي‌شود.

بر اساس آمارهاي دو مركز «سي‌دي‌سي» و «بردي»، طي سال‌هاي ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ روزانه به‌طور ميانگين ۳۱۰ نفر در آمريكا هدف گلوله قرار گرفته و حدود ۱۰۰ نفر از آنان كشته شده‌اند. طبق آمار منتشر شده توسط واشنگتن پست، پليس آمريكا سالانه در حدود ۵۰ ميليون بار در فضاي عمومي دچار درگيري مي‌شود و هر سال به طور متوسط حدود ۱۰۰۰ نفر در آمريكا به ضرب گلوله نيروهاي پليس كشته مي‌شوند. آمار ديگر نشان مي‌دهد كه روزانه ۲۱ كودك و نوجوان هدف گلوله قرار مي‌گيرند. هر سال نيز به‌طور ميانگين ۱۱۳ هزار و ۱۰۸ نفر هدف گلوله قرار مي‌گيرند بطوري كه يك سوم مردگان آمريكا را كساني تشكيل مي‌دهد كه به قتل رسيده‌اند. همه اين شواهد نشان مي‌دهد كه آمريكا از ناامن‌ترين كشورهاي جهان است تا آن‌جا كه «جان كوزي» استاد و پژوهشگر فلسفه، مي‌گويد: «رفتن به جنگ در افغانستان، براي آمريكايي‌ها كم‌خطرتر از زندگي در آمريكاست... آمريكايي‌ها نه تنها درگير خشونت‌اند بلكه با آن تفريح مي‌كنند... رومي‌ها براي ديدن جنگ و كشتار آدم‌ها به كالسيم(ميدان جنگ گلادياتورها) مي‌رفته‌اند، اما آمريكايي‌ها كافي است كه از پنجره خانه‌شان به بيرون نگاه كنند(تا كشتار را ببينند)».

2. تبعيض نژادي

تاريخ شكل‌گيري آمريكاي جديد با تبعيض نژادي، قتل‌عام سرخپوستان و به بردگي گرفتن سياه‌پوستان توسط آمريكايي‌هاي سفيدپوست همراه است. امروز رويكرد نژادپرستانه در ميان پليس آمريكا به صورت نهادينه شده است و آنان كه ‌بايد ركن اساسي حقوق شهروندي را تأمين كنند، حقوق مردم آمريكا به ويژه سياه‌پوستان و رنگين‌پوستان را مورد تعرض قرار مي‌دهند. در آمريكا تعداد زيادي از شهروندان توسط پليس كشته و يا مصدوم مي‌شوند كه در اين بين سياه‌پوستان به نسبت از سهم بيشتري برخوردارند. در گزارش وبسايت «اديسه» آمده است: نژادپرستي و ماهيت كنوني سيستم پليس آمريكا به طور جدي به يكديگر ارتباط دارند. تاريخچه تبعيض نژادي عميقا به سيستم پليس و اجراي قانون وارد شده و زمينه را براي ماهيت زورگويانه كنوني پليس به‌خصوص در هدف قرار دادن افراد سياه‌پوست و اقليت‌ها فراهم كرده است.

جلوه ديگري از تبعيض نژادي در جامعه آمريكا در روند مراقبت‌هاي بهداشتي و درماني از دوران بارداري و بدو تولد رنگين‌پوستان مشهود است. يافته‌هاي تحقيقي نشان مي‌دهند مرگ زنان سياهپوست آمريكايي در دوره بارداري ۵ برابر بيشتر از زنان سفيد‌پوست است و نوزداني كه از مادران اقليت‌هاي نژادي متولد مي‌شوند از مراقبت‌هاي درماني كمتري برخوردار مي‌شوند. همچنين كيفيت‌هاي پايين‌تر خدمات در بيمارستان‌هايي كه بخش زيادي از بيماران آنها از اقليت‌هاي نژادي هستند ديده مي‌شود. از اين رو نرخ مرگ و مير مادران و نوازدان در بيمارستان‌هاي مربوط به اقليت‌ها بالاتر است.

نشانه ديگر تبعيض در دستمزد كم و آزار زياد نسبت به زنان شاغل رنگين‌پوست مي‌باشد و به گفته مارتين هاكت، محقق دانشگاه هوفسترا، سياهپوستان در بسياري از موقعيت‌هاي شغلي مورد حمايت قرار نمي‌گيرند. اين در حالي است كه اقليت‌هاي نژادي پرشمار و متنوعي در آمريكا زيست مي‌كنند كه در بين آنها، سياه‌پوستان با جمعيتي بالغ بر ۴۰ ميليون نفر(۱۳درصد جمعيت آمريكا)، بزرگترين اقليت قومي در اين كشور محسوب مي‌شوند و با اين حال از تبعيض و رفتارهاي نابرابر در موضوعات متعدد رنج مي‌برند.

3. تبعيض عليه اقليت‌هاي مذهبي

جلوه ديگري از نقض حقوق‌بشر در آمريكا به تبعيض عليه اقليت‌هاي مذهبي بويژه مسلمانان آمريكا مربوط است. هم‌اكنون سازمان‌هاي مدافع حقوق‌بشر در آمريكا از وجود بزرگ‌ترين زندانها و زندانيان جهان با اكثريت مسلمان در ايالا‌ت متحده خبر مي‌دهند. زندانياني كه به گفته همان سازمان‌هاي مدافع حقوق‌بشر، غالبا بدون هيچ مدرك يا اتهامي بازداشت شده‌اند! در گزارشي كه به تازگي توسط سازمان‌هاي مدافع حقوق‌بشر آمريكا انتشار يافت، مقامات آمريكايي متهم شده‌اند كه ده‌ها مسلمان ساكن اين كشور را بدون هيچ اتهام و مدركي بازداشت كرده‌اند. در گزارش 101 صفحه‌اي سازمان ديده‌بان حقوق‌بشر و اتحاديه آزادي‌هاي مدني آمريكا آمده است: مسلمانان بازداشت شده بر اساس قانوني دستگير شده‌اند كه اجازه بازداشت و حبس همه شاهداني را ميدهد كه پليس تصور ميكند اطلا‌عات مهمي در اختيار دارند و ممكن است به همين سبب فرار كنند. در حالي كه نيمي از اين تعداد هرگز براي شهادت دادن فراخوانده نشده‌اند! «آنجانامالوتورا» يك پژوهشگر ديده‌بان حقوق‌بشر مي‌گويد: برخي از اين مسلمانان تنها به اين علت بازداشت شدند كه فقط يك دربازكن با خود حمل مي‌كردند و يا به همان مسجدي مي‌رفتند كه هواپيماربايان 11سپتامبر هم مي‌رفتند! از سوي ديگر، رفتار با زندانيان مسلمان در طول مدت دستگيري و حبس بر اساس وحشيانه‌ترين رفتارهاست. روند قضايي اين زندانيان پشت درهاي بسته انجام گرفته و پليس آمريكا آنان را در اين مدت در درون زندان‌هاي انفرادي قرار داده يا شكنجه كرده است. به گفته ناظران عيني، بسياري از اين افراد حتي دليل دستگيري خود را نمي‌دانند و به آنان اجازه اختيار وكيل‌مدافع نيز داده نمي‌شود. در برخي موارد، مسلمانان به دليل اعتقادات ديني از كار اخراج يا دچار ساير محدوديت‌هاي شغلي مي‌شوند؛ برخي بانوان مسلمان نيز از پذيرفته نشدن در مشاغل حرفه‌اي به دليل محجبه بودن شكايت دارند. تبعيض عليه مسلمانان در آمريكا حتي در مدارس اين كشور نيز اعمال مي‌شود به نحوي كه ۵۵درصد از دانش آموزان مسلمان اظهار كرده‌اند كه به دليل هويت مذهبي خود در مدارس مورد تبعيض و تعرض قرار گرفته‌اند.

ادامه دارد...

 ديدگاه

چرا ايران حضور نظامي در افغانستان ندارد؟


محمدحسن فشني
اولا دولت افغانستان هيچ دعوتي از كشورمان براي كمك به اين كشور نكرده است.ارتش اين كشور نيز حاضر به مقاومت نبود و عموم مردم افغانستان هم حاضر به دفاع از اين دولت نبودند!‏
همچنين مطرح شده گروه‌هاي اصيل شيعه افغانستان مثل ‎فاطميون ترجيح دادند در دو قطبي طالبان و دولت آمريكاييِ ‎اشرف غني سكوت اختيار كنند.
علاوه بر اين منافع ملي و بين المللي ايران در ورود به جنگ داخلي افغانستان نه تنها تامين نمي‌شود بلكه ذبح مي‌شود.‏ آمريكايي‌ها و غربگراها سعي كرده‌اند به طرق مختلف پاي ايران يا حداقل ‎شيعيان افغانستان را به اين جنگ باز كنند اما هوشياري جمهوري اسلامي به علاوه هوشياري شيعيان افغانستان جلوي اين توطئه خطرناك را گرفت.
ثانيا نه دولت كرزاي و اشرف غني براي ما سودي داشت نه ‎طالبان خطري همچون ‎داعش!‏ طالبان هم مي‌داند كه جان و مال و ناموس شيعه افغانستان خط قرمز جمهوري اسلامي است و به همين خاطر نسبت به آن دست درازي نمي‌كند كما اين‌كه اخبار موثق اين را تاييد مي‌كند؛ لذا هيچ نيازي به ورود ايران نيست.
ثالثا اميدواريم همه طرف‌هاي افغاني هرچه سريعتر به راه‌حل سياسي دست پيدا كنند اما دخالت قدرت‌هاي خارجي، كار را سخت‌تر مي‌كند و شعله جنگ را بيشتر و بيشتر. اگر ايران دخالت كند پاكستان و تركيه و عربستان هم دخالت مي‌كنند و اوضاع پيچيده‌تر مي‌شود. بنابراين نبايد اسير فضاي مجازي و پروپاگانداي برخي جريانات سياسي شد كه نه عرضه جنگيدن دارند و نه اهل ايثار و جان دادن و خون دادن هستند.
اين مدعيان زماني‌كه ايران براي نابودي داعشِ تكفيري و خليفه‌گري با درخواست دولت قانوني سوريه وارد نبرد با داعش شد، دادشان به هوا برخاست و فرياد وامصيبتايشان گوش فلك را كر كرد و شعارشان نه غزه نه لبنان بود! حالا براي ‎هرات و ‎كابلي دل مي‌سوزانند كه دولتش نه تنها هيچ درخواستي براي كمك از ايران نكرده بلكه مجددا به دشمن شماره يك ملت ايران و افغانستان، كه همان آمريكاي جنايتكار باشد، پناه آورده است!

 کوتاه از جهان



پوتين:
غرب مانع از كمك‌رساني به ايران مي‌شود
رئيس‌جمهور روسيه با بيان اين‌كه ايران در مبارزه با همه‌گيري كرونا نياز به كمك دارد اما غرب تمايلي به برداشتن هيچ يك از محدوديت‌ها ندارد، ادعاهاي بشردوستانه كشورهاي غربي را به چالش كشيد. وي با اشاره به اين‌كه غرب مكرراً ضرورت قرار دادن چهره انساني بر روابط بين‌المللي را برجسته مي‌كند، پرسيد: «اين انسانيت كجاست؟» و افزود حتي محدوديت‌هاي مربوط به همه‌گيري، به ويژه در زمينه توزيع داروها و واكسن‌ها برداشته نمي‌شود!

تحليلگر صهيونيست:
اسرائيل به محاصره ايران درآمده است
يك تحليلگر نظامي صهيونيست تصريح كرد ايران از طريق كشورهاي مختلف، ما را از مرز اردن تا درياي مديترانه به محاصره درآورده است. «ايهود ياري» افسر بازنشسته و تحليلگر نظامي اسرائيل در وبسايت ««N12 نوشت: ايران به آرامي در حال استقرار در منطقه جولان سوريه در مرز با اسرائيل است.
در جولان سوريه و منطقه «حوران» در جنوب سوريه و شمال اردن، ارتش سوريه به همراه حزب الله لبنان و شبه نظاميان تحت حمايت ايران- كه با حمايت سياسي روسيه پشتيباني مي‌شوند- شهر «درعا» را محاصره كرده‌اند؛ درعا يكي از آخرين سنگرهاي تجمع دوگانه ارتش سوريه و شورشيان مسلح است. مساله سقوط درعا امري حتمي به نظر مي‌رسد. استقرار ارتش سوريه در منطقه حوران اكنون اساسا تحت كنترل ايران و حزب‌الله است.
نكته مهم اين وضعيت اين است كه ايران با استقرار در جولان سوريه حلقه محاصره اسراييل را از لبنان تا سوريه گسترش مي‌دهد، اين به معني ايجاد منطقه تحت كنترل ايران است كه از مرز اردن تا درياي مديترانه امتداد دارد.
اين تحليلگر صهيونيست تأكيد كرد محاصره اسرائيل در بلندي‌هاي جولان به آرامي از سوي ايران در حال تكميل است.