صفحه آخر

علامه مصباح يزد‏‏ي(ره)؛
اسلام قدرت اداره جامعه را دارد

اشاره: طبق روال نشريه پرتو، ذيلا خلاصه‌اي از يكي د‏‏‏‏‏يگر از سخنراني‌هاي مرحوم علامه مصباح(ره) تقد‏‏‏‏يم شد‏‏‏‏ه است.

همه شما مضمون اين حديث را شنيده‌ايد كه از دنيا رفتن يك عالم لطمه‌اي به اسلام مي‌زند كه جبران‌ناپذير است.

خودم كه اين حديث را شنيدم آن را به نوعي مبالغه مي‌دانستم اما اين امر يك حقيقت است، سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چطور مرگ يك عالم خلاء‌اي ايجاد مي‌كند كه هيچ چيز ديگر جبرانش نمي‌كند، خوب يك عالم ديگر مي‌آيد و آن خلاء پر مي‌شود.

هر عالمي كه در جامعه وجود داشته باشد جاي خود را باز مي‌كند و اثر مي‌گذارد، آن عالم اثر خود را نيز مي‌گذارد يعني هر عالمي متناسب با توان خود اثري مي‌گذارد كه علماي ديگر در جامعه نمي‌گذارد بنابراين اگر عالمي از دنيا برود عالم ديگري جاي او را نمي‌گيرد بلكه اگر عالمي نيز در جامعه رشد يابد جاي خود را باز مي‌كند.

اما در اين چند دقيقه مي‌خواهم يك سئوال طرح كنم، آيا هر عالمي كه از دنيا برود رخنه‌اي كه ايجاد مي‌شود به اندازه رخنه‌اي است كه با از دست دادن عالم ديگري در جامعه به وجود مي‌آيد يا متفاوت است.

اگر متفاوت است چه چيز موجب تفاوت مي‌شود از دو جهت تاثير علماء روي جامعه تفاوت مي‌كند و رفتنشان هم خلاء‌اي كه ايجاد مي‌كند متفاوت است.

يكي از اين تفاوت‌ها ظرفيت علمي است كه در جامعه ايجاد مي‌كند، كسي كه موقعيتي كوچك دارد رفتنش رخنه‌اي كه ايجاد مي‌كند، كوچك است ولي كسي كه موقعيت بالاتري از لحاظ علمي در جامعه دارد، رخنه‌اي كه بر اثر رفتنش در اسلام ايجاد مي‌شود بيشتر خواهد بود.

اما فكر مي‌كنم فرق مهمتري هم وجود دارد در حديث نمي‌فرمايد رخنه در جامعه اسلامي ايجاد مي‌شود بلكه مي‌فرمايد رخنه در اسلام، تبعاً اين امر ربط دارد به اين‌كه عالم چقدر اسلام را درك كرده است خوب مي‌دانيم رشته‌هاي مختلف علوم انساني وجود دارد آن كسي كه فقيه است رفتنش در فقه رخنه ايجاد مي‌كند آن كسي كه عالم اخلاق است، رفتنش در اخلاق رخنه ايجاد مي‌كند اما اگر كسي در همه يا اكثر اين علوم تبحر داشته باشد مرگش در تمام رشته‌ها رخنه ايجاد مي‌كند.

پس يكي از فرق‌هاي كه بين آدم‌ها است جامعيت آنهاست، كساني كه در اكثر علوم تبحر دارند رفتنشان در همه رويه‌هاي اسلام رخنه ايجاد مي‌كنند اما اين رويه‌هاي اسلام چندتا است.

كساني كه رفتنشان رخنه ايجاد مي‌كنند در چند بعد اين اتفاق مي‌افتد؟

برخي فقها مثل صاحب جواهر تمام ابواب فقه را بررسي كرده‌اند يعني به موضوعات اجتماعي هم پرداخته‌اند اما از نظر كتابت فقه وقتي فقها را بررسي مي‌كنيم 90 درصد ابواب عبادي و فردي است.

اما مسائل اجتماعي ناديده گرفته شده است تازه آنهايي كه در مسائل اجتماعي تحقيق كرده‌اند فقط بر روي كاغذ آن‌ها را پياده كرده‌اند آنهايي كه وارد عمل شده‌اند تعدادشان خيلي كم است.

اوايل كه ما طلبه شديم ورود عالم ديني به مسائل اجتماعي از نظر مردم بد انگاشته مي‌شد اگر گفته مي‌شد كسي به سياست كار دارد مي‌گفتند چه ربطي به اخلاق و دين دارد اين‌كه از آقاي مدرس نقل مي‌شود دين ما عين سياست ما و سياست ما عين دين ماست، سخن نوبري بود فقط يك نفر بود كه چنين حرفي را مي‌زد.

آقاي كاشاني هم كه در سياست وارد شده بود، بعدها متوجه شديم از علماي زمانش چيزي كم نداشت، اما چون در سياست دخالت مي‌كرد حسابش نمي‌كردند البته بودند كساني كه در مسائل اجتماعي و سياسي هم وارد مي‌شدند و كار مي‌كردند اما عمدتاً عقيده داشتند نمي‌شود كاري كرد.

دستگاه طاغوت آن قدر قوي است كه ما توان انجام فعاليت سياسي و اجتماعي نداريم بايد خود امام زمان(عج الله) بيايد و درست كند.

در ميان مجموعه‌اي از علماي بزرگ تعداد محدوديتي بودند كه هم از نظر فكري قبول داشتند اسلام قدرت اداره جامعه را دارد و هم عملاً وارد عمل مي‌شدند.

اما امام(ره) از همان زماني كه درس مي‌دادند نيز عقيده داشت كه مي‌شود اسلام را وارد جامعه كرد ايشان بالاخره آن قدر مقاومت كرد تا انقلابي برافراشت كه آن هم در تاريخ بي‌نظير بود يعني من كه سراغ ندارم چنين انقلابي در طول تاريخ اسلام اتفاق افتاده باشد.

مهمترين خدمتي كه ايشان به اسلام كرد، اصلاح فقه بود. ايشان حتي فرزندش را نيز در راه اسلام داد.

البته خدا هم در همين دنيا مزدش را داد من سراغ ندارم كسي را كه در دنيا تا اين حد قبولش داشته باشند و محبوب باشد حالا متوجه مي‌شويم يك عالم فقه چه خدمتي مي‌تواند به اسلام بكند او كسي است كه نصف فقه را احياء كرد، يك تنه بلند شد و قيام كرد اين خدمتي بود كه يك فقيه براي اسلام كرد.

بركت انقلاب اين بود كه الان كودكان نيز مي‌دانند كه بايد در امور جامعه دخالت كنند امروز ولايت فقيه در جامعه ما مثل خورشيد مي‌درخشد دنيا هم ما را به ولايت فقيه مي‌شناسد.

اما دست‌هايي در كار است كه ولايت فقيه را كمرنگ كند آنهايي كه مي‌گويند ولايت فقيه چون در قانون اساسي آمده قبول داريم اشتباه مي‌كنند.

ما تنها ولايت فقيه را به اين دليل كه در قانون اساسي آمده قبول داريم؟ شهداء قبل از انقلاب اگر سينه‌هايشان را در مقابل گلوله و دشنه مأموران شاه قرار مي‌دادند به اين دليل بود كه مي‌گفتند امام دستور داده است.

نقش تبليغات در اين‌جا بسيار مهم است وقتي اميرالمومنين علي(ع) را در محراب كشتند مردم شام گفتند: مگر علي(ع) نماز هم مي‌خواند سپس كار به جايي رسيد كه قاتل امام حسين(ع) بر جايگاه پيامبر(ص) خلافت مسلمين را برعهده گرفت.

اگر ما نتوانستيم مثل امام(ره) و آيت‌ا... خوشوقت عمل كنيم درس‌ها و چيزهاي كه به ما دادند را از دست ندهيم اين تفسير پيش نيايد كه او يكي و رهبري هم يكي.

حالا رقيب را از راه خارج كنيم به اين‌جا نرسيم كه اگر ما به اين آموزه‌ها باور داريم بايد در فعاليت اجتماعي نيز عمل كنيم به دنبال اين باشيم كساني بر سر كار بيايند كه برايشان اسلام اولويت داشته باشد، كساني بر سر كار بيايند كه ايران را بر اسلام اولويت ندهند.

شعار ايران، شعار بهايي‌ها است، هيچ چيزي جاي اسلام را نمي‌گيرد، نگوييد دوران اسلام‌گرايي تمام شده است، وصيت و سفارش ما به هم اين باشد... اسلام امام زمان و نائب امام زمان.

اما امام زمان واقعي، نه انسان كامل كه بر صالحان حكومت مي‌كند و بعد مي‌گوييم صالحان چه كساني هستند، سپس مي‌گويند مثلاً رئيس جمهور ونزوئلا. هر روز با مقوله اسلام بازي نكنيم. تفسيرهاي ديگر شيطان است. ما را مي‌خواهند از مسير خارج كنند. اميدوارم همواره در راه ولايت فقيه باشيم.

(17 اسفند 91 سخنراني در دانشگاه شريف)

 حديث هفته


امام على عليه السّلام فرمودند:
اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ؛
مردم، به دولت‌مردان خود شبيه‌ترند تا به پدران‌شان.
تحف العقول، ص208.

 راه امام

خودباختگي در نگاه امام خميني(ره)

.... و بدتر از آن، اين است كه محتواي اشخاص را بگيرند كه اطمينان به خودش هم نداشته باشد! مثلًا ما طبيب داريم؛ نه اين است كه ايران طبيب ندارد؛ طبيب دارد؛ الي ما شاء الله طبيب داريم؛ چه شده است كه يك مريض وقتي پيدا مي‌كنيم فوراً صحبت اين است كه برود اروپا! اين براي اين است كه ما را به طبيبهاي خودمان بدبين كردند؛ طبيب داريم و بدبين شديم. ما مهندس داريم؛ نمي‌توانيم بگوييم مهندس ما نداريم؛ اما اين محتوا را از ما گرفته‌اند كه اگر بخواهيم يك جاده‌اي را اسفالت كنند، مهندسش بايد از خارج بيايد؛ از خارج مي‌آوردند. يك كارخانه بخواهيد درست كنيد، يك بناي بزرگ بخواهيد درست كنيد، از خارج بايد بيايد. اين براي اين است كه همچو تبليغات كرده بودند كه ما را از خودمان به خودمان بدبين كرده بودند. محتواي ما را بيرون كشيده بودند. ما يك آدمهايي بوديم كه همه‌اش توجهمان به غرب بود. الآن هم كه ملاحظه مي‌كنيد، الآن هم همين طور است. الآن هم كه ما مي‌گوييم اسلام، شما مي‌گوييد: «اسلام، اسلام» يك گروههايي هم دور هم نشسته‌اند و مي‌گويند: دمكراتيك، دمكراتيك. چرا؟ براي اين‌كه اينها همچو غربي شده‌اند، همچو غربزده شده‌اند، نمي‌توانند تصور بكنند كه يك كشور با برنامه اسلامي مي‌تواند اداره بشود. اينها غفلت از اين مي‌كنند، يا خودشان را به غفلت مي‌زنند، كه هفتصد- هشتصد سال اين اسلام بر همه ممالك حكومت كرد. حالا مي‌گويند نه! جمهوري اسلامي نه؛ جمهوري دمكراتيك! اين براي اين است كه محتوا ندارند اينها. اينهايي كه مي‌گويند كه از اسلام كاري نمي‌آيد، يا مي‌گويند كه الآن ديگر مثلًا قديمي شده است اينها، از بابت اين است كه نمي‌فهمند، اينها بسيارشان ملتفت نيستند اصلش‌ توجه نكردند.
جلد ۸ صحيفه امام خميني(ره)، از صفحه ۷۶ تا صفحه ۸۴

 در پرتو خورشيد

آيت‌ا... خامنه‌اي از كدام دانشگاه علوم سياسي فارغ التحصيل شده است؟!

بعد از صدور قطعنامه 598 سازمان ملل، از سوي كشورهاي قدرتمند دنيا بر كشورها فشارهاي زيادي وارد مي‌شد كه قطع نامه را بپذيريم. در همان ايام خاوير پرزدكوئيار، دبير كل وقت سازمان ملل متحد، براي رايزني‌هاي لازم به ايران آمد و با حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي كه آن زمان رئيس جمهور بود، ملاقات كرد. پس از ملاقات، دكوئيار به من گفت: رئيس جمهور شما از كدام دانشگاه علوم سياسي فارغ التحصيل شده است؟ گفتم: چطور؟ گفت: من از چند دانشگاه معتبر دنيا مدرك دكتراي علوم سياسي دارم و بيش از سي سال است كه كار سياسي مي‌كنم و ده سال است كه دبير كل سازمان ملل هستم؛ در اين مدت كمتر شخصيت سياسي بوده كه وي را نديده و با او گفت وگو نكرده باشم؛ ولي تاكنون شخصيتي سياستمدارتر و هوشمندتر از رئيس جمهور شما نديده‌ام.
دكتر علي اكبر بشارتي، وزير اسبق كشور
با توجه به مطالعاتي كه من درباره مسيح داشته‌ام، در ملاقات با رهبر ايران، تمام ويژگي‌هاي نوشته شده براي مسيح را در آيت‌ا... خامنه‌اي ديدم و برايم متجلي شد كه حكيم بزرگي در ايران نشسته است و به ذهن من خطور نمي‌كرد كه او تا اين حد همه جانبه نگر باشد. او حكيم و دانشمندي است كه تصميم گيري و تنظيم سياست ايران با اوست و با وجود درايت و هوش سرشار وي، هيچ خطري متوجه ايران نمي‌شود. من در ملاقات با او معناي واقعي قانون اساسي جمهوري اسلامي و مفهوم ولايت فقيه و ولايت علماي ديني را كه شنيده بودم، فهميدم.
ولاديمر پوتين