صفحه اول

مهم ترين جلوه‌هاي اعتقادي در مكتب امام عاشورا

علي شيرازي

امام حسين(ع) به دنبال حاكميت روح توحيد بر جامعهي انساني بود. ايشان در اولين گام، خداباوري را نهادينه كرد؛ و به همه آموخت: الهكم اله واحد لااله الاهوالرحمن الرحيم - معبود شما خدايي يگانه است، جز او معبودي نيست، بخشندهي مهربان است.

آن امام بزرگوار به انسانها يادآوري كرد: الم يعلم بان الله يري - آيا انسان نمي‌داند كه خدا او را مي‌بيند؟

الم تعلم ان الله يعلم ما في السماء و الارض - آيا نمي‌داني كه خدا آنچه را در زمين و آسمان است، مي‌داند؟

آن امام رئوف به انسانها يادآوري نمود: الله الذي خلقكم ثم رزقكم ثم يميتكم ثم يحييكم - خدا كسي است كه شما را آفريد، سپس به شما روزي داد، آن گاه شما را مي‌ميراند، سپس زنده مي‌كند.

با اين نگاه امام عاشورا در دعاي عرفه فرمود: اللهم اجعلني اخشاك كاني اراك - آنچنان از خود هراسناكم قرار ده كه گويي تو را روياروي خويش مي‌بينم.

سوره انفال در وصف اين انسانها مي‌فرمايد: انما المومنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم - مومنان آنان هستند كه هر گاه يادي از خدا شود، دلشان مي‌لرزد و مي‌ترسند.

عاشورائيان با الهام از امام عاشورا، خداترس و خداباور بودند. آنان با همه وجود اين سخن امام حسين(ع) را باور داشتند كه مي‌فرمود: انت الذي ازلت الاغيار عن قلوب احبائك حتي لم يحبوا سواك - خدايا تو از دل دوستانت، غير خودت را بيرون راندي؛ تا فقط تو را دوست بدارند. تسليم تو شوند. حول محور تو بچرخند و به رضايت خداي واحد بينديشند.

آن امام همام فرمود: رضي الله رضانا اهل البيت نصبر علي بلائه - خشنودي خدا، خشنودي ما اهلبيت است و در مقابل بلاي او صبر مي‌كنيم.

هر سختي و دشواري را براي رضاي او تحمل كرد؛ تا خدامحوري را تعليم دهد و به همه آموخت براي تقويت خدامحوري، صبح و شام بگويند: اللهم اني اسلمت نفسي اليك و وجهت وجهي اليك و فوضت امري اليك - خدايا! جانم را تسليم تو كردم و صورتم را به سوي تو برگرداندم و امورم را به تو واگذار نمودم.

چه زيبا امام با خدا ارتباط مي‌گيرد و با او حرف مي‌زند، تا به انسانها بياموزد؛ اين خداباوري و خدامحوري و انس و ارتباط با خدا، حسن ظن به خداوند را تقويت مي‌كند؛ تا آن‌جا كه امام عاشورا مي‌فرمايد: اما والله اني لارجوا ان يكون خيرا ما اراد الله بنا قتلنا ام ظفرنا - به خدا، اميد من اينگونه است كه آنچه خدا در رابطه با ما اراده فرموده است، به خير و مصلحت ماست.

وقتي نگاه الهي شد، به خدا اعتماد كرديم، به او توكل هم مي‌كنيم. چه اين‌كه حضرت سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا،خطاب به كوفيان فرمود: وانتم ابن حرب و اشياعه تعتمدون - شما به يزيد و پيروانش اعتماد كرديد، اني توكلت علي الله ربي وربكم - به يقين من بر خدا كه پروردگار من و شماست؛ توكل كردم.

نگاه وقتي الهي باشد، طبعا در آخرين لحظات زندگي و در هنگامه كشته شدن با خنجر نيز مي‌فرمايد: الهي رضا برضاك، صبرا علي قضائك، يا رب لا اله سواك - خدايا راضي به رضاي توام، بر قضاي تو صبر مي‌كنم و باور دارم كه هيچ خدايي جز تو وجود ندارد.

دومين جلوه از جلوه‌هاي اعتقادي در مكتب امام عاشورا، قيامت باوري است.

امام حسين(ع) مي‌فرمايد: خط الموت علي ولد آدم مخط القلاده علي جيد الفتاه و ما اولهني الي اسلافي اشتياق يعقوب الي يوسف - مرگ بر انسانها لازم شمرده شده است؛ همانند اثر گردنبند كه لازمه گردن دختران است و من به ديدار نياكانم آنچنان اشتياق دارم؛ مانند شوقي كه يعقوب به ديدار يوسف داشت.

آن امام همام مي‌فرمايد: اني لا اري الموت الا سعاده - من مرگ را جز سعادت نمي‌بينم!

در روز عاشورا هم به ياران مي‌گويد: فما الموت الا قنطره تعبر بكم عن البوس و الضراء الي الجنان الواسعه و النعيم الدائمه - مرگ جز پلي نيست كه شما را از سختي و ناخوشي به سوي بهشت پر گستره و نعمت جاويدان عبور مي‌دهد.

فايكم يكره ان ينتقل من سجن الي قصر - كدام يك از شما كراهت دارد كه از زندان به قصر منتقل شود؟!

حنظله بن عبدالله شبامي،در روز عاشورا نگاهي به امام حسين(ع) كرد و گفت: آيا به سوي پروردگارمان نرويم تا به يارانمان بپيونديم؟

امام فرمود: رح الي خير من الدنيا و ما فيها و الي ملك لايبلي - به سوي آنچه كه از دنيا و داشته هايش بهتر است برو؛ به ملكي زايل ناشدني.

امام باقر(ع) فرمودند: لما نزل النصر علي الحسين بن علي حتي كان بين السماء و الارض؛ ثم خير النصر او لقاء الله، فاختار لقاء الله - حسين بن علي بين پيروزي و لقاء الهي، لقاء رب و ملاقات خدا را انتخاب كرد.

اينها درسهاي نهضت عاشورا است؛ قيامت باوري، مرگ باوري، بهشت باوري و لقاء رب را خواستن.

سومين جلوه اعتقادي مكتب امام حسين عليه السلام، صيانت از ولايت است. فرمود: والله ما خلق الله شيئا الا وقد امره بالطاعه - به خدا قسم خدا چيزي خلق نكرد؛ مگر او را امر كرد كه از ما اطاعت كند.

خدا مي‌فرمايد: يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم -‌اي كساني كه ايمان آورده ايد! خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر و صاحبان امر خويش(كه جانشينان معصوم پيامبرند) اطاعت كنيد.

از امام حسين(ع) پرسيدند: يابن رسول الله ما معرفه الله -‌اي پسر رسول خدا، معرفت اللهي چيست؟ قال: معرفه اهل كل زمان امامهم الذي يجب عليهم طاعته - مردم هر زماني امام واجب الاطاعه خود را بشناسند.

شناخت امام براي چيست؟ مردم رهبر نظامديني را بشناسند. امامي كه با شكل دهي به نظام اسلامي، حكم خدا را در جامعه اجرا مي‌كند. وقتي امام شناخته شد، طاغوت جرات حكومت ندارد.

امام عاشورا به لشكريان حربن يزيد رياحي فرمود: ايها الناس انا ابن بنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و نحن اولي بولايه هذه الامور عليكم من هولاء المدعين ما ليس لهم -‌اي مردم! من پسر دختر پيامبر خدايم و ما به ولايت اين امور بر شما از اين مدعيان دروغين سزاوارتريم.

امام بايد تصدي حكومت را به دست بگيرد. حكومتي كه امام حسين تشكيل بدهد، يك حكومت ظاهري نيست كه فقط جنبه سياسي و علمي و فرهنگي و اقتصادي داشته باشد. حكومت آن حضرت نوعي اتصال بين خدا و مردم است.

در دعاي ندبه مي‌خوانيم: اين السبب المتصل بين الارض و السماء - كجاست آن وسيله ي حق كه آسمان و زمين را به هم پيوسته است.

حكومت امام معصوم چنين حكومتي است. در حكومت اسلامي امام و رهبران ديني، انسانهايي عاقل، متعبد، مومن، آزاد، دور از آلايش ها، خاضع عندالله، و متكبر در مقابل متكبران و مستكبران تربيت مي‌شوند. در حكومت طاغوت و امثال يزيد، انسانها اهل دنيا و هوا و شهوت و تملق و دوري از معنويات و بي‌شخصيت و فاسد و فاجر و فاسق بار مي‌آيند. امام حسين علاوه بر طاغوت زدايي و صيانت از ولايت، به دنبال شكل دهي به حكومت ديني بود. اين جلوه اعتقادي نيز در مكتب امام عاشورا پر رنگ است. امام مي‌خواهد حكومت حق را پا برجا كند؛ تا دين در جامعه رونق بگيرد. اين هم جلوه‌اي ديگر از اعتقادات حسيني است كه در زبان حال آن امام شهيد آشكار مي‌شود: ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فيا سيوف خذيني - اگر با كشته شدن من، دين حيات پيدا مي‌كند؛ پس‌اي شمشيرها مرا در بر گيريد!

امام با شهادتش، استمرار حكومت نبوي و علوي را پي ميگيرد و امام خميني با الهام از مكتب حسيني، حكومت ديني را شكل ميدهد تا مقدمه ي حكومت مهدوي شود و جهان را در زير چتر دين الهي درآورد؛ ولو كره الكافرون.

امروز بايستي با تمام وجود پيرو امام عاشورايي باشيم احياگر دين باشيم و با شكل‎دهي به نظام جهاني اسلام، خود زيباترين الگوي ديني را به جهانيان ارائه دهيم؛ ازاين رو طبيعي است كه عمل ما در رسيدن به هدف، مهمترين كمككار و ياور ماست و براي تمام دنيا حسيني بودنمان را به نمايش ميگذارد.

حجت الاسلام قاسم روانبخش:
واكسن هاي آلوده مدرنا مهر تأييدي بر نگراني رهبر انقلاب بود

عضو شوراي مركزي جبهه پايداري با اشاره به ورود واكسنهاي آلوده آمريكايي به ژاپن گفت: آمريكاييها يك روز با بمب اتم و امروز با واكسن آلوده درصدد كشتن مردم ژاپن برآمدند. اين مهر تأييدي بود بر آنچه رهبر انقلاب فرموده بودند.

حجت الاسلام قاسم روانبخش، عضو شوراي مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در گفت وگو با خبرنگار فارس، با اشاره به آلوده بودن واكسن‌هاي آمريكايي مدرنا در ژاپن و يادآوري هشدار رهبر انقلاب نسبت به واكسن‌هاي آمريكايي گفت: ايشان بر اساس شناختي كه از اين كشورهاي آمريكا، انگليس و فرانسه دارند و سابقه تاريخي آن‌ها را خوب مي‌دانند گفتند كه دولت مجاز نيست از اين سه كشور واكسن وارد كند.

وي ادامه داد: سابقه اين كشورها نشان مي‌دهد كه براي غير از مردم خودشان اهميتي قائل نيستند. نمونه آن را در بمباران هيروشيما مي‌توان ديد كه هفتاد هشتاد هزار نفر ژاپني را با بمب اتم به خاكستر تبديل كردند و به كسي كه بمب را انداخته بود مدال دادند. هواپماي مسافربري ما را هم زدند و به عامل آن جنايت مدال دادند.

دبير سياسي هفته نامه پرتو با اشاره به كشته شدن 13 آمريكايي در حوادث اخير افغانستان گفت: يكي از آمريكايي‌ها گفته بود در برابر هر كدام از اين سربازها يكي از شهرهاي افغانستان بايد از روي صفحه محو شود. اين نشأت گرفته از تفكر كاپيتاليستي و سرمايه داري و اشرافي گري است كه خود را موجود برتر روي زمين مي‌داند.

روانبخش ادامه داد: رهبر انقلاب چون مي‌دانستند آمريكايي‌ها و دو كشور ديگر اروپايي قابل اعتماد نيستند فرمودند از اين كشورها واكسن وارد نكنيد و از هر كشور ديگري كه فكر مي‌كنيد مطمئن است وارد كنيد. ايشان احتمال مي‌دادند كه ممكن است داروهايشان را روي مردم ما تجربه كنند و مردم ما را از بين ببرند. سابقه اش را هم در ماجراي ورود خون‌هاي آلوده فرانسوي به ايران داريم.

وي با اشاره به ورود واكسن‌هاي آلوده آمريكايي به ژاپن گفت: آمريكايي‌ها يك روز با بمب اتم و امروز با واكسن آلوده درصدد كشتن مردم ژاپن برآمدند. اين مهر تأييدي بود بر آنچه رهبر انقلاب فرموده بودند. جالب اين است كه اين واكسن‌ها مستقيم از آمريكا نيامده و از كشور ثالث به نام اسپانيا وارد ژاپن شده است. همين موضوع بايد حساسيت ما را بايد بالا ببرد كه اگر واكسن‌هاي آمريكايي و انگليسي و فرانسوي از كشوري ديگر بخواهد وارد شود، جلويش گرفته شود.

روانبخش با بيان اين‌كه امروزه پزشكان ايراني و حتي پزشكان سنتي واكسن ايراني و روسي را تجويز مي‌كنند، اظهار داشت: اين همان نكته‌اي است كه رهبر انقلاب فرمودند از كشورهاي قابل اعتماد واكسن وارد كنيد، و اگر چنانچه دولت قبل از واكسن‌هاي سه كشور دشمن وارد كرده باشد بايد نسبت به تزريق آن تجديدنظر شود تا خداي ناكرده دشمن از اين طريق به ما آسيبي نرساند.

 سرمقاله

سقوط دولت وابسته افغانستان؛ سرانجام اعتماد به غرب



فروپاشي سريع بيش از ۳۰۰ هزار نيروي مسلح تحت تعليم آمريكا در افغانستان و در نهايت سقوط اين كشور به دست طالبان، در اذهان محققان تاريخ خاطره اشغال ايران در شهريور 1320 پس از فروپاشي چند ساعته ارتش به اصطلاح مدرن و مجهز رضاشاه را كه تحت تعليم و نظارت فرماندهان انگليسي بوجود آمده بودند، زنده كرد. رضاشاه با حمايت انگلستان كه به دنبال سركوب نهضت‌ها و شورش‌هاي اجتماعي در ايران جهت حفظ منافع خود در اين كشور بود، هزينه گزافي براي ساماندهي ارتش صرف كرد. بخش بزرگي از درآمد ايران در آن زمان صرف خريد تجهيزات نظامي گران‌قيمت و صنايع مهمات‌سازي از قدرتهاي خارجي شد. اما اين همه هزينه‌كرد براي ارتش، گويا فقط براي درهم شكستن جريان‌هاي مخالف دولت وابسته رضاخان و شورش‌هاي اجتماعي در داخل استفاده ‌شد و اين ارتش پرهزينه در برابر نيروهاي اشغالگر در شهريور 1320 دوامي نياورد. زيرا ارتش رضاشاهي متكي به ملت و براي ملت ايران نبود؛ ارتشي بود كه در چرخه وابستگي به قدرتهاي بيگانه شكل گرفت و هرگز خود را از ملت و براي ملت نمي‌دانست. چنين سرنوشتي امروز براي دولت افغانستان و ارتش اين كشور زير سايه وابستگي به غرب رقم خورد. دولتي وابسته كه تمام قدرت و موجوديت خود را از غرب و نه ملت افغانستان مي‌ديد. افكار عمومي جهان، اين روزها بار ديگر شاهد نتايج زيانبار اعتماد به غرب مي‌باشند. مردم افغانستان به چشم خود ديدند كه آمريكاي جنايتكار ۲۰ سال پيش افغانستان را اشغال كرد و به مردم ستمديده اين كشور كه سرزمينشان سالها زير چكمه سربازان اشغالگر لگدمال شده بود، به دروغ نويد برقراري امنيت، آزادي و دموكراسي را داد؛ اما در نهايت پس از 20 سال با يكسري زد و بندهاي سياسي كشورشان را فروخت و با فداكردن نوكران و وابستگان سياسي خويش در افغانستان از اين كشور فرار كرد. بيچاره جماعتي كه تصور مي‌كردند امريكا براي نجات از جنگ‌هاي طولاني و برقراري امنيت آمده است؛ مردمي كه فكر مي‌كردند پيمان‌هاي استراتژيك و امنيتي با امريكا نجات بخش كشورشان خواهد بود. مردمي كه تصور مي‌كردند حمايت‌هاي ظاهري امريكا از آنها پايدار و هميشگي خواهد ماند...!
بيش از ۳۰۰ هزار نيروي مسلح افغان گويا تنها براي خدمت و تامين منافع و اهداف امريكا در افغانستان تعليم ديده بودند نه دفاع از مردم افغانستان! و لذا چنين نيرويي ظرف دو ماه از هم فروپاشيد. از دولتي دست نشانده، فاسد و غير مسئولي كه تمام هم و غم‌اش همراهي با مفسدان و به تاراج بردن دارايي‌هاي ملي و مزدوري براي قدرت‌هاي خارجي بود بيش از اين هم انتظار نمي‌رفت. از يك ارتش اجير و مزدور و فاقد هرگونه استحكام و استقرار براي دفاع از تماميت ارضي و امنيت ملي كه از فرماندهان امريكايي دستور مي‌گيرد نبايد انتظار دفاع از ملت افغانستان را داشت. همان گونه كه انتظار مي‌رفت، اشرف غني رئيس جمهور وابسته به غرب در اوضاع بحراني و امنيتي افغانستان در نهايت همان كاري را انجام داد كه امريكا از او خواسته بود. او كشور را در سراشيبي سقوط و فروپاشي كامل قرار داد و با خالي كردن خزانه ملي، از افغانستان گريخت. بديهي است اعتماد به چنين رئيس جمهوري، اعتماد به امريكا و غرب بود و آنچه امروز بر مردم افغانستان مي‌گذرد نتيجه غم انگيز همين اعتماد ساده لوحانه است. همچنانكه اشغال ايران در شهريور 1320 نتيجه دو دهه وابستگي، اعتماد نابجا و بي‌ارادگي حاكمي دست‌نشانده در ايران بود كه نصب و عزلش هر دو به بدست بيگانگان اتفاق افتاد. و همان گونه كه كودتاي 28 مرداد 32 ايران نيز نتيجه اعتماد اشتباه دكتر مصدق به آمريكا بود.
... مصدق عقيده داشت براي مقابله با انگليس مي‌توان روي آمريكا حساب كرد و از اين جهت به كمك آمريكا چشم اميد دوخته بود. اما اين خوشبيني نتيجه زيانباري براي كشور به ‌همراه داشت. نكته جالب توجه در تمام اين اعتمادهاي زيانبار به غرب اين است كه زيان اين اعتمادها علاوه بر كشور و ملت، دامان خود اعتمادكنندگان و افراد وابسته به غرب در كشور تحت سلطه را نيز دربرگرفته است. در روزهاي اخير خبرگزاري‌هاي جهان اخبار گسترده‌اي در اين خصوص منتشر كردند. از اولويت دادن سگ‌هاي آمريكايي براي سوار كردن به هواپيما تا ترجيح همراه بردن مشروبات الكلي توسط نيروهاي آلماني بر نجات كارمندان افغاني تحت امر آلمان در افغانستان از جمله اين اخبار تلخ در روزهاي اخير است. در خبرگزاري آلمان آمده است آلماني‌ها حدود 65000 قوطي از مشروبات الكلي خود را از افغانستان بيرون آوردند و بخاطر كمبود جا كارمندان افغاني خود را به هواپيما راه ندادند...!
به هر حال مردم مظلوم افغانستان از اين مرحله دشوار نيز عبور خواهند كرد و بالاخره روزي سرنوشت خويش را بدست خواهند گرفت و نيروهاي متجاوز نيز به سزاي اعمالشان خواهند رسيد اما اين مردم و ديگران هرگز اين تجربه تلخ را از ياد نخواهند برد كه هيچ ملتي با اعتماد به بيگانگان نمي‌تواند سرنوشت مطلوبي داشته باشد و اين مساله آيينه عبرتي براي مردم جهان در كل تاريخ خواهد ماند.