صفحه ادب و هنر

سينما و قدرت شگفت انگيز ترويج مفاهيم

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از اور مووي لايف، در طول تاريخ، بسياري از رهبران از قدرت فيلم براي دستيابي به اهداف خود استفاده كرده اند. به عنوان مثال، در طول جنگ جهاني دوم، هيتلر و استالين از فيلم‌ها به عنوان تبليغ استفاده كردند و اين كار را با موفقيت انجام دادند.

سينما به راحتي مي‌تواند نظرات مردم و نگاه آن‌ها به زندگي را تغيير دهد. فيلم‌هاي خوب، هميشه بيننده را تحت تأثير قرار مي‌دهند. با توجه به اينكه هدف اصلي شكل گيري اثر سينمايي، تأثيرگذاري و ارسال پيام است، افراد معمولا تحت تأثير فيلم‌ها قرارمي گيرند.

فيلم‌ها از طريق روش‌هاي بي شماري بر جامعه و دنياي مدرني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم تأثير مي‌گذارد، بعضي منفي، بعضي مثبت. از آنجا كه صنعت سينما بسيار گسترده است و فيلم‌ها به بخشي بزرگ از زندگي ما تبديل شده اند، تأثير و نفوذ كلي سينما بر جامعه ما بسيار زياد است.

آثار سينمايي، راهي براي گسترش دانش تاريخي و فرهنگي

يكي از راه‌هاي تأثيرگذاري فيلم‌ها بر جامعه، گسترش دانش ما در مورد تاريخ و فرهنگ است. بعضي از فيلم‌ها براي تماشاگران مانند درس تاريخ هستند، زيرا زندگي واقعي و وقايع گذشته را نشان مي‌دهند. نمونه آن فيلم «گلادياتور» برنده جايزه اسكار در سال ۲۰۰۱ است. «گلادياتور» برنده پنج جايزه اسكار و نامزد هفت جايزه ديگر شده بود.

با اين كه فيلم «گلادياتور» بر اساس داستان‌هايي از عشق و انتقام ساخته شده، اما زندگي واقعي گذشته را به تصوير مي‌كشد. اين فيلم، اوضاع سياسي رم در زمان گذشته و وضعيت كلي جهان را نشان مي‌دهد. افرادي كه «گلادياتور» را ديده اند مطمئنا از اين فيلم دانش كسب كرده و درك فعلي خود از فرهنگ روم را گسترش داده اند.

همچنين فيلم‌ها فرهنگ‌هاي مختلف در سراسر جهان را توصيف و كاوش مي‌كنند. يك نمونه از اين فيلم ها، «شهر خدا» دارنده چهار نامزد اسكار است. اين فيلم در منطقه فقيرنشين ريودوژانيرو اتفاق مي‌افتد. اين فيلم مطمئناً بيننده را تحت تأثير قرار مي‌دهد. زيرا موقعيت‌ها و حقايق خاصي را درباره زندگي در ريودوژانيرو نشان مي‌دهد كه اكثر مردم نمي‌دانند.

فيلم هاي سينمايي، راهي براي تبليغات

روش ديگر براي تأثيرگذاري فيلم‌ها بر جامعه، تبليغات محصولات مختلف است. غالبا، شركت‌ها براي تبليغ محصولاتشان در فيلم‌ها، به استوديو‌ها مبلغي پرداخت مي‌كنند. هنگامي كه بسياري از مردم اين فيلم را تماشا مي‌كنند، مطمئنا برخي از آن‌ها مايل به خريد نوشيدني‏اي هستند كه شخصيت مورد علاقه آن‌ها در طول فيلم مي‌نوشيد.

نمونه اخير اين مورد فيلم «عصبي» با بازي ديو فرانكو و اما رابرتز است. كاملا واضح است كه اين فيلم يك تبليغ بزرگ براي يك شركت است. ميليون‌ها نفر براي ديدن آن فيلم رفتند. برخي از اين افراد پس از ديدن فيلم، تمايل به خريد محصول جديد آن شركت را داشتند، زيرا ديدند كه چقدر در دست شخصيت‌ها استفاده شده است.

تحقيقات نشان داده است كه مردم مي‌خواهند از افراد مورد علاقه خود تقليد كنند، بنابراين فيلم‏سازان اغلب بازيگران مشهور را تنها با هدف تبليغات به كار مي گيرند. به عنوان مثال اگر بازيگر مورد علاقه شخصي جاني دپ باشد، ناخودآگاه سعي در تقليد از او دارد. اگر جاني دپ فقط يك جرعه از يك نوشيدني خاص مي‌خورد، هواداران ناخودآگاه مي‌خواهند آن را بخرند تا مانند بازيگر مورد علاقه خود باشند.

فيلم هاي سينمايي و تاثيرات مخرب اخلاقي

حتي نقشي كه بازيگران در فيلم ايفا مي‌كنند، موجب تاثيرگذاري مي‌شود. مردم دوست دارند كه به طور مداوم آنچه در سينما ديده اند را تقليد كنند. به عنوان مثال، خشونت در فيلم‌ها مي‌تواند براي بسياري از بينندگان جوان بسيار تأثيرگذار باشد. افراد ممكن است ناخودآگاه بخواهند مانند شخصيت فيلم مورد علاقه خود باشند، حتي اگر آن شخصيت نيت شرورانه‌اي داشته باشد.

در سال ۲۰۱۲ در شهر آئورورا، كلرادو جيمز هولمز پس از نمايش فيلم «شواليه تاريكي بر مي‌خيزد» در سينما، دوازده نفر را كشت و هفتاد نفر را زخمي كرد. جيمز هولمز مدت‌ها طرفدار ابرقهرمانان بود و به خصوص بتمن را دوست داشت. روانشناسان هنوز مطمئن نيستند كه دقيقا چه چيزي او را براي انجام تيراندازي تحريك كرده است، اما يكي از تئوري‌ها اين است كه او با ديدن فيلم «شواليه تاريكي برمي خيزد»، تحت تاثير قرار گرفته است.

نظريه معروف ديگر اين است كه از مي‌خواسته مانند جوكر، شخصيت شرور «شواليه تاريكي» كه قصد داشت از طريق خشونت، هرج و مرج و وحشت را گسترش دهد، باشد. جوكر تصور نمي‌كند مردم عادي مردم واقعي باشند و جيمز هولمز دقيقا گفته است كه "اين افراد واقعي نبودند". اگرچه اين يك مثال بسيار اغراق آميز است، اما واقعيت اين است كه باعث ايجاد خشونت در نوجواناني كه در سراسر دنيا، اين فيلم‌ها را تماشا مي‌كنند باشد.

در سال ۱۹۷۱، همان سال كه فيلم «پرتقال كوكي» منتشر شد، ميزان جرم و جنايت در آمريكا افزايش يافت. حدس زده مي‌شود كه برخي از افراد تحت تأثير روان پريشان در "يك ساعت نارنجي" قرار گرفتند و اين امر آن‌ها را تحت تأثير قرار داد به طوري كه ديگر تمايل خود را براي انجام فعاليت‌هاي جنايي سركوب نمي‌كردند.

تاثيرات فيلم هاي سينمايي بر سلامت جامعه

فيلم‌ها مي‌توانند سلامتي افراد را بهبود بخشيده و يا از بين ببرند. مطالعات نشان مي‌دهد كساني كه عاشق ديدن فيلم هاي ترسناك هستند، ترس آن ها موجب افزايش آدرنالين و احساس خوشايند آن‌ها مي‌شود. با اين حال، اكثر آن‌ها نمي‌دانند كه ترسيدن هنگام تماشاي يك فيلم ترسناك باعث افزايش ضربان قلب و فشار خون مي‌شود كه مي‌تواند منجر به حمله قلبي و حتي مرگ شود. زني هنگام تماشاي "مصائب مسيح" در تئاتر بر اثر حمله قلبي درگذشت.

اما مسلماً فيلم‌ها مي‌توانند براي سلامتي شما هم مفيد باشند. كمدي‌ها به پايين آمدن فشار خون شما كمك مي‌كنند. مطالعاتي انجام شده است كه نشان مي‌دهد ۱۵ دقيقه خنده شديد هنگام تماشاي فيلم، مانند تأثير ورزش در سيستم قلبي عروقي است.

فيلم‌ها الهام بخش هستند

با اين حال، نكات مثبت در مورد اين يكي بيشتر از منفي است. مردم از فيلم‌ها الهام مي‌گيرند تا رويا‌ها را خلق كنند. اكثر بازيگران، كارگردانان، نويسندگان و ... احتمالا بعضي فيلم‌ها را در كودكي ديده اند و از اين طريق الهام گرفته اند كه خودشان چيزي خلق كنند. اين جنبه بسيار مهمي از تأثير فيلم‌ها بر جامعه است؛ آن‌ها الهام بخش هستند. آن‌ها به افراد الهام مي‌دهند تا در جهت رسيدن به رويا‌هاي خود تلاش كنند و آن‌ها را وادار مي‌كنند تا وارد صنعت شوند.

سينما مطمئنا تأثيرگذارترين شكل هنري است. فيلم ها، اما همه جا هستند. بسياري از مردم هر روز فيلم مي‌بينند و صنعت فيلم سازي بسيار بزرگ و تأثيرگذار است. با اين حال، فيلم‌ها مي‌توانند از دو طريق مثبت و منفي بر جامعه تأثير بگذارند. آن‌ها مي‌توانند به رشد اقتصاد، الهام بخشيدن به افراد و گسترش دانش اوليه ما در مورد جهان پيرامون كمك كنند. فيلم‌ها همچنين مي‌توانند خشونت و عادت‌هاي بد ايجاد كنند، باعث حرص و طمع مردم شوند و پيام بدي را به مردم ارسال كنند.

 هنر

حال پاييزي فرهنگ در بهار امسال


شايد بي‌راه نباشد اگر بگوييم اهالي فرهنگ و دست اندركاران بازار نشر حالا پس از هشت سال رياست جمهوري آقاي روحاني، چيزي جز باد در دست ندارند.
به گزارش تسنيم، صنعت نشر كشور كه چند سالي است دست به گريبان مشكلات خرد و كلان است، در يك سال و نيم گذشته با ظهور ويروس كرونا، عرصه را بر خود تنگ‌تر مي‌بيند و با چشمي نگران به آينده مي‌نگرد. اگر نگاهي به وضعيت بازار كتاب در اين مدت بيندازيم، با كاهش تيراژ كتاب و افزايش قابل توجه قيمت مواجه خواهيم شد كه هر دو اين موارد، خود نشان‌دهنده خداحافظي مخاطب با بازار كتاب است.
هرچند شرايط حاضر تنها محصول دوره دولت يازدهم و دوازدهم نيست و مسائل ريشه‌دارتري هستند، اما به نظر مي‌رسد كه تعلل‌ها و دست روي دست گذاشتن‌ها، ناديده گرفتن مشكلات اصلي در حوزه صنعت نشر و پرداختن به حواشي، سبب شده تا اين دمل سر باز كند و درمان سخت‌تر از گذشته باشد. در حالي كه آقاي روحاني با شعار «تنوع‌بخشي» به حوزه نشر و توجه به اقتصاد و بهبود وضعيت و درآمد مردم بر سر كار آمد، احوالات اين روزهاي حوزه نشر چيز ديگري مي‌گويد. كارشناسان بر اين باورند كه دولت به جاي اينكه به فكر درمان اساسي باشد، توجه خود را معطوف به مسكن‌هاي موقت در حوزه نشر كرده است.

 گوناگون

مديريت نشر با قيمت‌هاي دستوري!


رضا حاجي‌آبادي،به عنوان يك مدير انتشاراتي علت اصلي مشكلات ايجاد شده در حوزه نشر را سپردن امور به دست افراد غيرفرهنگي مي‌داند. او در اين رابطه گفت: اوايل كه آقاي روحاني مي‌خواست دولت را به دست بگيرد، يك جمله كليدي در حوزه فرهنگ داشت و آن اين بود كه كار فرهنگي را بايد به اهلش سپرد. او در حالي اين موضوع را مطرح كرد كه در دوره دولت يازدهم و دوازدهم خلاف آن اجرا شد و گاه كساني مسئوليت برعهده گرفتند كه خارج از نهادهاي فرهنگي بودند.
اين فعال حوزه نشر در گفت‌و‌گو با تسنيم، تأثير تحريم‌ها و مشكلات اقتصادي را ديگر دليل ضعيف شدن بازار كتاب دانست و تصريح كرد: متأسفانه نوع نگاه مسئولان به حوزه فرهنگ صحيح نيست، تقريباً در همه دولت‌ها اين نگاه نادرست وجود داشته و ممكن است در دولت آينده نيز ديده شود و آن، هزينه‌بر و بودجه‌محور دانستن حوزه فرهنگ است. مسئولان ما در دوره‌هاي مختلف اعتقادي به اقتصاد فرهنگ ندارند و اينكه مي‌توان از محصولات فرهنگي كسب درآمد كرد. متأسفانه نگاه غالب عموماً به اين شكل بوده كه توجهي به درآمدزا بودن حوزه فرهنگ ندارند و فكر مي‌كنند كار فرهنگي اين است كه يك انتشاراتي راه بيندازند و چند عنوان كتاب و مجله منتشر كنند؛ در صورتي كه كار فرهنگي اين نيست. كار فرهنگي يعني محتوا نه محصول. بايد پشت هر محصولي كه توليد مي‌شود، فكر و فلسفه‌اي وجود داشته باشد، اين مهمتر از خود محصول است.
حاجي‌آبادي با بيان اينكه هرچه مي‌گذرد كار براي اهالي فرهنگ سخت‌تر مي‌شود، يادآور شد: گاه برخي از مسئولان كه از نهادهاي ديگر وارد حوزه فرهنگ مي‌شوند، با اين حوزه و نحوه تعامل با اهالي آن آشنا نيستند. فكر مي‌كنند كه با يك دستور مي‌توان قيمت پشت جلد را پايين آورد و تيراژ كتاب‌ها را بالاتر برد.