صفحه فرهنگي-اجتماعي

اوضاع فرهنگي عصر امام باقر(ع)

امام باقر(ع) پس از پدرش امام سجاد(ع) بين سالهاي(114-95هجري) امامت شيعيان را به عهده داشتند. اوضاع سياسي جامعه به گونه‌اي بود كه امام سياست تقيه را اتخاذ كردند و مبارزه فرهنگي و علمي را به اقدامات سياسي ترجيح دادند. به لحاظ فرهنگي جامعه‌اي كه امام با آن مواجه بود درگير جريانات فكري متناقض و فرقه‌هاي متفاوتي همچون خوارج، مرجئه، معتزله و از طرفي رسوخ و نشر اسرائيليات بوده است. اين عوامل موجب شد امام مواضع مدبرانه و صحيحي در برابر اين جريانات فكري اتخاذ كند و پاسخگوي سوالات و شبهات مردم باشد.

پس از رحلت امام سجاد(ع) امام محمد باقر(ع) به امامت نايل شد و رهبري شيعيان را عهده‏دار گرديد. شيعياني كه در كنار مشكلات سياسي و اجتماعي گرفتار بحرانهاي ديگري مثل ضعف باورهاي ديني شده بودند و مي‌رفت تا شبهه انگيزي منكران جامعه را دچار تزلزل كند و امام باقر(ع) مي‌بايست حركتي جديد را در رهبري و هدايت فكري اين نسل شروع كند. انقلاب فرهنگي كه امام محمد باقر(ع) به آن دست زد تحولي بودكه به طور مستقيم بر باورها و اعتقادات جامعه اثر گذاشت و نتيجه اين اقدام تاسيس دانشگاه بزرگ اسلامي شد كه در واقع مؤسس آن امام باقر(ع) بود. جامعه اسلامي در آن زمان به يك تحول علمي و يك نهضت پرشور نيازمند بود كه اساس اسلام را از تهديدها و آفات تبليغات سوء و ناروا محفوظ دارد. برهه‌اي از زندگي امام باقر(ع) مقارن با افول قدرت بني اميه و توام با ضعف و ناتواني آنها بود برهه‌اي كه سرمداران آن براي نگهداري خلافت خود دست و پا مي‌زدند و به نيروهاي فعال و سازنده فشار مي‌آوردند و با اعمال اين محدوديت‌ها قصد داشتند جلوي رشد و تكامل انقلاب فكري، اسلامي را بگيرند. جايگاه ديني و علمي امام باقر(ع) قطعا از محوري‌ترين مباحث زندگي او مي‌باشد چرا كه هر يك از امامان به نسبت نيازها و شرايط فرهنگي و سياسي دوران خود در بعدي از ابعاد كمالات ظهور مي‌يافتند و امام باقر(ع) از اماماني بود كه شرايط زمان جامعه به وي مجال علمي داد تا در تبيين معارف دين و تفسير كلام وحي بدرخشند. اين ويژگي به همراه مقام علمي و مراتب زهد و تقوي وي را شخصيتي ممتاز و فرزانه معرفي مي‌كرد و قطعا اين محسنات حاكمان زمان را بر موقعيت امام حساس و بيمناك مي‌كرده به توطئه وا مي‌داشت. خلفاي بني اميه كه نه تكيه گاهي داشتند و نه مقبوليت اجتماعي بنابراين از وجود پايگاه علمي و ديني كه در راس آن فردي پرنفوذ و آگاه چون امام باقر(ع) حضور داشته باشد واهمه داشتند. اگر چه شيعه در اين زمان به لحاظ سياسي در محدوديت بود و در دوران تقيه به سر مي‌برد اما به هر حال براي حكومت امويان نيرويي بود كه قدرتي اجتماعي محسوب مي‌شد و منصب امامت امام باقر(ع) در مركز رهبري اين نيرو قرار داشت. امام باقر(ع) شاگردان و رشديافتگان فراواني را تربيت كرد كه خود را وامدار تعاليم آن حضرت مي‌دانستند زندگي پربركت امام باقر(ع) دستاوردهاي گرانمايه‌اي براي اسلام داشت، چرا كه امام باقر(ع) با تحكيم باورهاي ديني جامعه باعث گسترش فرهنگ و احكام دين شد و با تربيت شاگرداني كارآمد در ميدانهاي فقه، كلام، و مباحث اخلاقي و... رهبري جامعه شيعي را به سوي انديشه‌هاي ناب اسلامي به عهده گرفت.

پس از واقعه تاسف بار كربلا و نيز اتخاذ روش تقيه كه توسط امام سجاد(ع) صورت گرفت امام باقر(ع) جامعه را درگير نوسانات سياسي و قيامهايي همچون قيام مختار، توابين و... و وقايعي همچون حره ديد كه نمايش دهنده چهارچوب حركت امويان بود. اگر چه هيچكدام از اين قيامها به نتيجه‌اي كه مي‌بايست نرسيد اما اعتراضي همه جانبه به جور خلفا و دورشدن امويان از مباني و اساس اسلام اصيل بود. امام باقر(ع) كه در چهارسالگي حادثه كربلا را به چشم ديده بود با قرار گرفتن در آستانه امامت جامعه را در سراشيبي سقوطي فرهنگي يافت كه بخشي از تلاشهاي امام سجاد(ع) در قالب دعا، صحيفه سجاديه، رساله حقوق و تربيت شاگردان فراوان حركت در رفع همين مشكلات بود. و اين ميراث فرهنگي عظيم بدست امام باقر(ع) سپرده شد.

ايشان با تلاش و درك موقعيت اجتماعي و سياسي به ايجاد مباحث و مناظرات علمي در مساجد و موسم حج و نيز تربيت شاگردان فراوان در زمينه تفسير، حديث، فقه و كلام اقدام نموده و بازكننده درهاي اجتهاد و تفسير به روي شيعه بودند.

مديريت بحران يعني اين!‌

هادي قطبي

يادتان هست چگونه ناگهان كرونا از دل قم پيدا شد و جنگ رواني و رسانه‌اي عليه اين شهر مذهبي شكل گرفت؟ يادتان هست هفته‌هاي اول كه جرات نداشتي بگويي از قم فقط عبور كردم، چه رسد كه بگويي از قم آمدم؟! يادتان هست دروغ‌ها و شايعاتي كه عليه #طلاب بي‌دفاع و مظلوم بر زبان‌ها رانده مي‌شد؛ چگونه شيشه ماشين پلاك قم(ايران 16) را هم خورد خاك شير كردند! برخي طلبه را مورد ضرب و شتم قرار دادند كه چرا از قم آمدي؟! حتي ابلاغ شد روحانيوني كه ايام فاطميه(بهمن 98) از قم به شهرستان‌ها اعزام شده بودند ليست شوند تا نسبت به قرنطينه خود و خانواده شان اقدام مقتضي صورت بگيرد!

آري؛ نام قم و حرم و طلبه و آخوند مساوي بود با كرونا و كرونا يعني مرگ يعني مردن يعني مزاحمت؛ و اينچنين توطئه قم هراسي و مذهب هراسي داشت رقم مي‌خورد!

و آيا يادمان هست از همان آغاز رهبرمان فرمود براي رمضان و محرم و اربعين و ايام نوروز و... تابع تصميمات ستاد كرونا و نظرات تخصصي و كارشناسي آنها هستيم و باشيم؟ يادمان هست كه فرمود "هر چه ستاد ملي مقابله با كرونا اعلام كرد بايد عمل شود. اگر سفر را ممنوع كردند، مردم به سفر نروند، بنده هم قطعاً مانند سال گذشته به سفر نخواهم رفت"؟! يادمان هست فرمود وقتي كسي ماسك نمي‌زند من از آن پرستار فداكار خجالت مي‌كشم؟ يادمان هست كه فرمود ستاد كرونا طوري برنامه ريزي كند كه در ماه مبارك رمضان كه مردم به دعا و توسل و عبادت نياز دارند، مساجد باز و مراسمات مذهبي برگزار شود چون "مردم مؤمن و مسجدي ما بيشتر از ديگران به قواعد عمل مي‌كنند...و بر عهده‌ي من و همه مردم است كه بر طبق آن تصميم‌گيري‌ها ان‌شاءالله عمل بشود"؟ يادمان هست خود ايشان هميشه اول عمل كننده به نظرات كارشناسي و تخصصي ستاد ملي بودند و مراسمات بيت را بدون حضور عزاداران و با رعايت پروتكل‌هاي بهداشتي برگزار كردند؟!

همه اينها يعني هيچ كس بهانه‌اي براي دامن زدن به شيوع كرونا از سوي مذهبي‌ها و متدينين نداشته باشد. يعني توطئه‌اي كه قرار بود به اسم مذهب تمام شود، نوشته نشد و موج‌هاي كرونا به پاي بانيان و بدخواهان امت نوشته شد... و از طرفي جان ميليون‌ها مومن و متدين از خطر كرونا به خاطر اعتكاف و اربعين و سفر، نجات يافت...

امروز وقتي اسم كرونا مي‌آيد، مقصر مسؤوليني هستند كه خود به دستورات ستاد ملي كرونا گوش نداده و با سهل انگاري عامدانه يا مديريت بسيار ضعيف خود، جاده شمال و پرواز تركيه و صف مرغ را باز گذاشتند و يا كساني كه با توصيه‌هاي غيرتخصصي به اسم مذهب با علم مخالفت كردند و نظر عالي‌ترين مقام علمي و ديني را وقعي ننهادند؛ همان افراطيوني كه با خودمحوري و خود حق پنداري چه بسا در لباس دين يا به اسم مذهب و طب سنتي و اسلامي، گاه با اصل كرونا و گاه با شيوه‌هاي درمان و جلوگيري مخالف مي‌كردند، و هر بار با رفتار و گفتار رهبر حكيم در رعايت پروتكل‌ها و بالاخره با زدن واكسن ايراني، دچار فقدان تئوريك شده و مات مي‌شدند.

اينچنين كرونا خواسته و ناخواسته به پاي بانيان واقعي اش نوشته شد و رهبر حكيم ما توطئه خطرناك كروناييان را مديريت كرد و با رعايت پروتكل‌ها و زدن واكسن ايراني، افراطيون و غيرمتخصصين را به جاي خود برگرداند و با جمع علم و دين در شرايط فعلي، بار ديگر اسلام و ايران را سرافراز نمود...و با درخواست انتشار فرمول واكسن براي نجات جهان، انسانيت را درس داد.

 نهج‌البلاغه

از مهلت الهى بترس

امام(عليه السلام) در سخن حكمت‌آموزي به گنهكاران مغرور هشدار مى دهد و مى‏فرمايد: «اى فرزند آدم! هنگامى كه مى‏بينى پروردگارت نعمت هايش را پى در پى بر تو مى‏فرستد در حالى كه تو معصيت او را مى كنى از او بترس(مبادا مجازات سنگينش در انتظار تو باشد)» حكمت 25
گروهي از گنهكاران طغيان و سركشى را به حد اعلى رسانده‌اند در نتيجه خداوند آنها را در همين دنيا گرفتار عذاب استدراج مى كند. منظور از عذاب استدراجى اين است كه لطف و رحمت خود را از آنها مى‌گيرد و توفيق را از آنها سلب مى كند، ميدان را براى آنها باز مى گذارد، بلكه هر روز نعمت بيشترى به آنها مى دهد تا پشت آنها از بار گناه سنگين گردد. ناگهان مجازات سنگين و دردناكى به سراغشان مى‌ايد و آنها را در هم مى كوبد.

 در محضر قرآن

حق حاكميت


آيا ندانستى كه حكومت آسمان‏ها و زمين از آن خداست؟(و او حقّ دارد هرگونه تغيير و تبديلى را به مقتضاى حكمت و حاكميت خود، در قوانين و احكام بوجود آورد.) و جز خدا براى شما هيچ ياور و سرپرستى نيست. بقره/107
نكته‏ها:
آنان كه درباره‏ى تغيير بعضى احكام و دستورات اعتراض و ايراد مى‏كنند، توجهّ به حاكميت مطلق خداوند ندارند. حاكميت خداوند دايمى وذاتى و عمومى است، ولى غير خدا، حاكميت و حكومتشان محدود، موقّتى، قراردادى و غير ذاتى است. بنى‏اسرائيل از حاكميت الهى چنين تصوّر نادرستى داشته و خدا را نسبت به اعمال حاكميت، دست بسته مى‏دانسته و مى‏گفتند:
«يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ»، در حالى كه دست خداوند در آفرينش و خلقت و همچنين در وضع و جعل قوانين و تغيير و تحول آنها باز است.
پيام‏ها:
1- حقّ حاكميتِ هميشگى و مطلقِ آسمان‏ها وزمين، مخصوص خداوند است.
2- تغيير قوانين، مخصوص خداوندى است كه حاكميت آسمان‏ها وزمين را دارد. لذا شائبه‏ى هيچ هوس يا ترسى در اين تغييرها نيست.
3- راضى كردن كسانى‏كه بهانه‏گير و لجوج هستند، براى شما ارزش نباشد، چون غير از خداوند كسى شما را يارى و سرپرستى نخواهد كرد.


 بوستان حكايت

فرار از شهرت

هنگاميكه مرحوم ميرزا جوادآقا تهراني جبهه رفته بودند، يك روز براي تهيه فيلم و خبر آمده و شروع كرده بودند به فيلمبرداري از جاهاي مختلف تا رسيده بودند به مرحوم ميرزا جواد آقا تهراني.
شناخته بودند كه ايشان چه شخصيتي است و مي‌خواستند بهتر و بيشتر فيلمبرداري كنند،، ولي تا دوربين فيلمبرداري به ايشان مي‌رسد، ايشان عمامه را از سر برمي دارند تا شناخته نشوند، كه موجب شهرت و نام و آوازه ايشان شود.
(كتاب خاطراتي از آيينه اخلاق)

 پرتوي از حكمت

براي دنياي‌تان هم سحرها


بيدار شويد
آيت‌ا... نصرالله شاه آبادي نقل مي‌كنند:يكي از موضوعاتي كه مرحوم والد به آن عنايت ويژه‌اي داشتند و آن را در قرب به حق مؤثر مي‌دانستند، بيداري شب و سحر خيزي بود...
مي فرمودند: «اگر براي نافله شب بيدار شديد براي نافله خواندن آمادگي روحي نداريد، بيدار بمانيد. بنشينيد، حتي چاي بخوريد. انسان بر اثر همين بيداري، آمادگي براي عبادت را پيدا مي‌كند.»
همچنين مي‌فرمودند: «بيداري سحر، هم براي مزاج مادي مفيد است و هم براي مزاج معنوي.»
در منبرهايشان مكررا" مي‌فرمودند: «براي دنيايتان هم كه شده، سحرها بيدار شويد. چون بيداري سحر، وسعت رزق، زيبايي چهره و خوش اخلاقي مي‌آورد.»
(منبع: عارف كامل)