صفحه حوزه و دانشگاه

برنامه روزانه رهبر انقلاب

غلام شاه پسندي از محافظان رهبري در مورد برنامه روزانه حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي گفت: ايشان حدود يك تا يك‌ونيم ساعت پيش از نماز صبح بيدارند كه تهجد و عبادت شخصي ايشان است. روزهايش هم با هم فرق مي‌كند، شبيه به هم نيست‌. ايام هفته فرق مي‌كند. يك روز آقا بيشتر نماز مي‌خوانند،‌ يك روز بيشتر قرآن مي‌خوانند، يك روز بيشتر دعا مي‌خوانند، يك روز بيشتر ذكر مي‌گويند...

بعدش نماز صبح را مي‌خوانند، ايشان نماز صبح را به‌ جماعت مي‌خوانند و كمترين جماعتشان، آن شخصي است كه همراه ايشان است و بيشترين‌شان هم هر كسي كه توي آن ساختمان است، مي‌آيد. ايشان توي دفتر كارشان نماز مي‌خوانند و همه كساني كه صبح در محل كار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتري‌هايي كه آن‌جا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا مي‌خوانند.

ايشان هفته‌اي سه روز را كوهنوردي مي‌كنند. بعد از نماز صبح،‌ ايشان هفته‌اي سه روز را كوهنوردي مي‌كنند و حداقل بين چهل‌وپنج تا شصت دقيقه به سمت بالا حركت مي‌كنند. اين مسير را حدود نيم ساعت تا چهل‌وپنج دقيقه برمي‌گردند.

بعضي از مواقع كوه‌هايي دورتر هستند و براي اين‌كه به وضعيت كار ايشان لطمه نزند، آقا آن ساعت كه بايد تهجد و نماز و عبادت شخصي خودشان باشد را‌ مي‌آيند بيرون و در طول مسير عبادتشان را انجام مي‌دهند. پاي كوه كه مي‌رسيم، نماز را آن‌جا مي‌خوانيم. هنوز تاريك است و كسي بيدار نيست. يك ساعتي كه بالا مي‌رويم، هنوز آفتاب نزده است.

آن سه روز كوهنوردي وقتي از كوه پائين مي‌آيند، بعد وقت اداري كار ايشان است و آن چهار روز ديگر را توي خانه ورزش مي‌كنند.

پس از ورزششان از ساعت هفت، هفت‌ونيم، ايشان در محل كار حاضر مي‌شوند. اگر ملاقات خاصي نداشته باشند مي‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده مي‌خورند و بعد از صبحانه مي‌آيند دفتر، كارشان انجام مي‌شود.

اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع مي‌شود. وقتي هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا مي‌خورند.

بعد از خوردن صبحانه و كار اداري، تا نماز ظهر، آقا توي دفتر است. اذان كه گفته بشود، هر كاري كه وجود داشته باشد، وسط سخنراني هم كه باشد،‌ آقا قطع مي‌كنند، مي‌گويند نماز را بخوانيم بعد بياييم؛ نماز اول وقت.

بعد از نماز، ادامه كار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توي دفتر ميل مي‌كنند. اگر توي دفتر، ملاقاتي نبود، بين ساعت نماز تا يكي دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بين منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بيست قدم است، در منزل غذايشان را مي‌خورند و استراحت‌شان را مي‌كنند، مجدد اولين برنامه‌اي كه دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ايشان مي‌آيند در داخل دفتر هستند و مواقعي كه بعدازظهر جلسه خاصي نباشد، ايشان توي كتابخانه شخصي‌شان به مطالعه مي‌پردازند.

هر زماني كه شما ايشان را ببينيد، يا ذكر مي‌گويد يا قرآن مي‌خواند. ايشان به ما توصيه مي‌كردند و مي‌گفتند: بچه‌ها قرآن را زياد بخوانيد؛ قرآن نور است، قرآن را خيلي مطالعه كنيد....

همه افراد خانواده آقا حافظ كل قرآن هستند. منزل حضرت آقا يك خانواده پرجمعيتي است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ايشان زندگي كرده‌اند كه همه الآن ازدواج كرده‌اند و رفته‌اند؛ هر هشت نفر اين خانواده حافظ كل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن يعني اين. كل افراد خانواده قاري و حافظ قرآن‌اند...(ماهنامه امتداد، شماره۶۴)

حكومت ديني؛ هدفي از آغاز تا پايان خلقت

بخش دوم علي شيرازي

پيامبر اكرم(ص) جانشين خداست و به فرمان پروردگار، نظام غير عادلانه غير انساني را به نظام الهي تبديل كرد. همه ي امتيازات و برتري‌هاي ملي و نژادي را لغو كرد. هيچ نژادي را بر نژاد ديگر برتري نداد. عرب و عجم و سياه و سفيد و سرخ و ضعيف و قوي را برابر و يكسان دانست و ملاك برتري انسانها از هم را در حكومت ديني اش، "تقوا" اعلام كرد.

علت مبارزه پيامبران با نظام غير عادلانه و طاغوتي هم براي همين است. آنان مامور به تشكيل حكومت ديني‌اند. اراده ي الهي بر اين قرار گرفته است و همه ي پيامبران بر اساس اراده ي حكيمانه ي الهي تدبير و عمل مي‌كنند.

خداوند در آيه‌هاي ۶ و ۵ سوره قصص مي‌فرمايد: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يحْذَرُونَ - و ما اراده كرده‌ايم بر كساني كه در زمين ناتوان شمرده شده‌اند، منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم و به آنان در آن سرزمين، قدرت و تمكن بخشيم و به فرعون و وزيرش هامان و سپاهيان شان، كه از ايشانند، آن چه را از آن بيمناك بودند، نشان دهيم.

مستتضعفان كساني‌اند كه استكبار آنان را به استضعاف كشيده است. در آيه ۱۶۴ سوره ي آل عمران مي‌فرمايد: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ - خداوند بر مومنان منت نهاد كه در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيخت.

در اين آيه هم فرمود:"ان نَمُنَّ" بر مستضعفان منت گذاشتيم كه وارث زمين شوند. به آنان پيامبري داديم كه نظام طاغوت را در هم بشكند و نظام الهي را جايگزين نظام ظلم و جور و طغيان كند و امام آن جامعه، پيامبر باشد. رهبر و الگوي جامعه، پيامبر باشد؛ تا مردم و جامعه را كه اسير چنگال ضعف بودند، از پستي و استضعاف خارج كند و به زمامداري متبوع برساند.

امام صادق(ع) فرمود: اِنَّ رَسولَ اللهِ كانَ هُوَ الاِمام - پيامبر امام جامعه است.(اصول كافي جلد ۴ صفحه ۴۶۶).

امامي كه مأمور تشكيل حكومت نبوي است. مردم هم موظفند تابع حكومت نبوي باشند. امامت اولياي الهي نيز ادامه ي نبوت است. امام دنباله ي نبي است. امام هم مامور تشكيل چنين حكومتي است و مردم هم بايد از آن امام تبعيت كنند.

امام باقر(ع) مي‌فرمايد: خداي تبارك و تعالي فرموده است:لَاُعَذِّبَنَّ كُلَّ رَعِيةٍ فِي اَلْإِسْلاَمِ دَانَتْ بِوَلاَيةِ كُلِّ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيسَ مِنَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانَتِ اَلرَّعِيةُ فِي أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِيةً وَ لَاَعْفُوَنَّ عَنْ كُلِّ رَعِيةٍ فِي الْإِسْلاَمِ دَانَتْ بِوَلاَيةِ كُلِّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانَتِ اَلرَّعِيةُ فِي أَنْفُسِهَا ظَالِمَةً مُسِيئَةً – به تحقيق عذاب مي‌كنم هر رعيتي را كه در اسلام با پيروي پيشواي ستمگري كه از جانب خدا نيست، دينداري كند، اگرچه آن رعيت نسبت به اعمال خود نيكوكار و پرهيزكار باشد، و به تحقيق عفو مي‌كنم از هر رعيتي كه در اسلام با پيروي از پيشواي عادلي از جانب خدا دينداري كند، اگرچه آن رعيت نسبت به خود، ستم گر بد كردار باشد.(اصول كافي، ج1 ص 376)

اين حديث مي‌گويد آن مردمي كه تحت ولايت ولي خدا، پيامبر خدا و امام معصوم زندگي كنند، اهل نجات‌اند و هر كس در زير چتر ولايت طاغوت و پادشاه ظالم و ستمگر زندگي كند، اهل بدبختي و عذاب است. امام عادل منصوب از جانب خدا مثل خلباني ماهر و راه بلد است كه همه مسافران را؛ ولو بد اخلاق و گنهكار را به مقصد مي‌رساند.

پيامبران و ائمه دين مامور به تشكيل حكومت ديني و حكومت عدلند. پس از پيامبر اسلام(ص) علي بن ابيطالب(ع) كه دنباله ي نبي است، مامور تشكيل حكومت علوي است. خدا پيامبر را فرستاد و قرآن مجيد را با آن همه تشريفات نازل كرد كه پيامبر حكومتي تشكيل بدهد تا در جامعه ي بشري از آن بهره ببرد. اين حكومت، مقطعي نبود؛ چه اين‌كه حكومت پيامبر در طول حكومت پيامبران بود. پيغمبري كه براي مسائل جزئي چندين حكم و فرمان آسماني آورده است؛ قطعاً براي مهم‌ترين موضوع براي بشر هم حكم آورده است. امكان ندارد پيامبر مردم را پس از خودش سرگردان و حيران بگذارد. از احكام روشن عقل است كه هر قانونگذاري در جهان، قانون را براي جريان و عمل كردن مي‌گذارد. پس از او هم بايستي آن قانون‌ها جريان داشته باشد. اين قانون توسط فردي شبيه پيامبر اجرايي مي‌شود و ما آن را امامت مي‌ناميم. از اين جهت به حكم عقل، همانطور كه دين و قرآن در پيشگاه خدا و پيامبر با اهميت تلقي مي‌شوند، امامت هم بايد در آن پيشگاه به همان اهميت شناخته شود؛ زيرا كه امامت قوه ي جريان قانون است كه مقصود اصلي از دين و قانون گذاري است.

ادامه دارد...

 گوناگون

چشم باز انقلابيون


محمدعلي رامين
«رسالت انقلابيون» صيانت از اخلاق و معنويت، پيشرفت و عدالت، آزادي و آزادگي استقلال و اقتدار و امنيت عزتِ ايران و ايرانيان است. از منظر انقلابيون، «حكومت»، يك تحفه الهي است كه بايد در خدمت سعادت و جاودانگي همه انسان‌ها قرار گيرد، نه يك طعمه دنيايي كه عده‌اي از «چپ و راست» بر آن چنبره زده، لاجرم در دامش گرفتار آيند و با آن، آخرت خويش و دنياي ديگران را تباه سازند.
انقلابيون با چشماني باز، رفتار دشمنان بيروني و دلبستگان دروني آنان را رصد كرده و مي‌فهمند كه شگرد مشترك آنها خيلي ساده، اما اثرگذار است؛ آنها همواره مخاطبان خود را دعوت مي‌كنند تا به اساس نظام اسلامي كه همان «مردم‌سالاري» است، پشت كنند و خود را از داشتن «حق و تكليف» مشاركت در تعيين سرنوشت خويش محروم سازند، يعني در انتخابات‌ شركت نكنند؛ و يا اگر مشاركت مي‌كنند، تحت تاثير احساسات اعتراضي و لجبازي، افرادي را بر سرنوشت خود و كشورشان حاكم سازند كه:
يكم- انگيزه و اراده و برنامه‌اي براي خدمت به مردم در جهت تحقق پيشرفت و عدالت و استقلال مملكت نداشته باشند.
دوم- بشدت دلبسته‌ي بيگانگان و كاملاً بيگانه با نيازمندان جامعه خود باشند و براي جلب رضايت زورگويان عالم، هر امتيازي از كشورشان را سلب و متواضعانه به گردنكشان بين‌المللي اهداء نمايند.
سوم- با ملت خودشان فريبكارانه و متكبرانه رفتار كنند؛ يعني هم عوام‌الناس را با دروغ و دغل، به دشمنان بيروني اميدوار سازند و هم عامل اصلي مشكلات مملكت را پيشرفت‌هايي معرفي كنند كه انسان‌هاي فداكار و ميهن‌دوست فراهم آورده‌اند.
در اين ميان، انقلابيون كه از خيانت ساده لوحان و بي‌آرماني محافظه‌كاران و سرگرداني مردم، رنج مي‌برند، احياي فرهنگ اسلامي و روحيات انقلابي را تنها راه برون‌رفت از بن‌بستي مي‌دانند كه دشمنان بيروني و خائنان داخلي با همراهي ساده‌لوحان، مشتركا بر ميهن عزيزمان تحميل كرده‌اند.
و رهايي از اين وضعيت تحميلي، با «جاري كردن مجموعه‌ي مفاهيم معرفتي و ارزشي اسلام»(به تعبير امام خامنه‌اي)، ميسر خواهد شد.
ادامه دارد...

 پرسش و پاسخ هفته

پاي درس آيت الله خوشوقت


از امام چه تعريف و تصوّري بايد داشته باشيم؟
ج: امام كلمه عربي است يعني پيشوا، يعني يك نفر جلو بيفتد و مابقي افراد دنبال رو او باشند. آن‌هايي كه دنبال او هستند مأموم و امت مي‌شوند و كسي كه جلو است امام مي‌شود. امام دو جور است گاهي وسايل پيش افتادن براي او فراهم مي‌شود و جلو مي‌افتد و گاهي نه، جلو نيست و عقب هست امّا باز كمالات امامت را دارد و امام هست.
-معناي ولايت ائمه يعني چه؟ مثلاً اگر كسي ولايت اميرالمومنين عليه السلام را داشته باشد بهشت مي‌رود يعني چه؟
ج: معتقد باشد كه او بعد از پيامبر ولي امر مسلمين است و اطاعت از ايشان بر همه واجب و لازم است.
- علت اين‌كه پيامبراكرم و ائمه معصومين عليهم السلام به اين مقامات عالي رسيدند عمل خودشان بوده است يا اين‌كه خدا خواست و آن‌ها زحمتي نكشيدند؟
ج: خدا وقتي آدم‌ها را خلق كرد آن‌ها را رهايشان نكرد، اگر رها مي‌كرد مثل حيوانات زندگي مي‌كردند، هر كسي گرسنه‌اش مي‌شد و زور داشت مي‌رفت ديگري را پاره مي‌كرد و مي‌خورد مثل حيوانات امّا خدا اين‌ها را انسان خلق كرد، به آن‌ها عقل داد، انسان بايد در زندگي‌اش عاقل باشد نه مثل حيوانات جنگلي، خداوند ديد اگر اين‌ها را تربيت نكند اين‌ها هم مثل حيوانات مي‌شوند. تربيتش چه جوري است؟ مردم كه با خدا ارتباطي ندارند، زبان خدا را نمي‌فهمند، دستشان به او نمي‌رسد لذا حكمت اقتضا كرد خدا خودش چند نفر از جنس همين‌ها به زبان همين‌ها را تربيت كند كه با اين‌ها ازدواج كنند و دختر به اين‌ها بدهند، با اين‌ها زندگي كنند، حرف از خدا بگيرند به اين‌ها ياد بدهند. اين‌ها پيغمبران و امامان شدند، با همه هم نمي‌شد اين كار را بكند چون الگو به اندازه كافي لازم است و بيشتر از اين لازم نبود، اين‌ها را ساخت و به ديگران هم گفت: اگر گوش به حرف آن‌ها بدهيد شما هم ساخته مي‌شويد، بنابراين چرا آن‌ها را خلق كرد؟ براي خاطر اين آن‌ها را خلق كرد، چون اگر اين‌ها نبودند مردم از بين رفته بودند و حيوان جنگلي مي‌شدند، بنابراين اصل تربيت آن‌ها ضروري بود، راهي هم نداشت چون مكتب‌هاي بشري كه آدم‌ها را نمي‌توانستند تربيت كنند، كار خدا بود، خدا اين كار را كرد، بعد به اين‌‌ها گفت انسان‌هاي ديگر را هم تربيت كنيد.