صفحه گفته ها و نكته ها

فايده سند همكاري ايران و چين

احمد بنافي

سند همكاري ۲۵ ساله ايران و چين پس از كش و قوس‌هاي فراوان و مذاكرات طولاني روز ۷ فروردين توسط وزراي خارجه ايران و چين به امضا رسيد.در اين خصوص چند نكته حائز اهميت است:

1. ابتدا بايد در نظر داشت كه در اين سند عدد و رقمي مبني بر ميزان حجم سرمايه‌گذاري ذكر نشده و تنها حوزه‌هاي همكاري مورد تمايل و علاقه دو طرف در آن آورده شده و به گونه‌اي تنظيم گرديده كه براي هيچ يك از طرفين تعهدي ايجاد نمي‌كند و عملا الزام آور نيست.

2. واقعيت آن است كه اين سند همكاري، ملي و فرادولتي بوده و تصميمات پيرامون آن در سطح كلان و حاكميتي صورت گرفته و اهميت آن در اين است كه اجماع نظر بر سر آن وجود داشته است.

3. فايده اين سند در اين است كه به صورت جامع و راهبردي نقشه راه روابط بلند مدت دو كشور را ترسيم مي‌كند. بعبارتي يك فضاي ذهني و ادراكي اعتماد ساز في‌مابين طرفين ايجاد مي‌كند تا دو بازيگر مبتني بر يك مسير راه و درك متقابل رفتار نمايند

4. اين سند ايران را به يك كمربند توسعه بازمي‌گرداند، به گونه‌اي كه ايران در كريدور راهبردي تعامل با كشورهاي پيش‌رو قرار مي‌گيرد و ايران بخشي از اين كمربند توسعه مي‌گردد.

5. اين همكاري ايران را به مثابه يك عضو فعال بين‌المللي و در عين حال تأثيرگذار تعريف مي‌كند و در راستاي خنثي‌سازي تحريم‌ها و فشارها مي‌تواند نقش بسزايي ايفا كند و وابستگي‌ها را بشدت كاهش داده و در صورت عملياتي شدن بخش مهمي از مشكلات كشور را مرتفع خواهد كرد.

اكنون به راه انداختن عمليات رواني گسترده توسط آمريكائي‌ها، ضد انقلاب و شبكه همكار غربگراي داخلي عليه اين سند همكاري صرفا به دليل ترس از شكست پروژه فشارها عليه ايران بوده و باعث مي‌شود كه ايران دست برتر را در منازعات راهبردي با غرب به دست آورد؛ لذا به تكاپو افتاده‌اند تا افكار عمومي در ايران را عليه اين سند همكاري تهييج كرده و مانع از اجراي آن گردند.لازم است فايده‌هاي اين سند همكاري راهبردي در افكارعمومي به نحو شايسته تبيين گردد.

سخنراني آقاي زاكاني و يك توضيح

«در حال حاضر اقبال به حجت الاسلام رييسي در نظرسنجي‌ها از همه گزينه‌هاي ديگر بيشتر است و وي 24.7 درصد آرا را به خود اختصاص داده است، و نفر دوم آقاي قاليباف با 12.6 درصد آرا بوده و بقيه نامزدها نيز در حد يكي دو درصد راي دارند؛ البته احمدي نژاد نيز با كسب 24.6 درصد بعد از حجت الاسلام رييسي قرار دارد اما محرز است كه وي تاييد صلاحيت نخواهد شد.»

يك توضيح: هرچند كه اقبال به او قابل توجه است اما در اين حد هم نيست (در نظرسنجي‌هاي معتبر، فاصله آقاي رئيسي با نفر دوم نسبتا زياد است).

ثانيا اوضاع تأسف‌بار ناشي از ناكارآمدي و عدم كفايت آقاي روحاني، خدمات دولت احمدي نژاد(بويژه در چهار سال اول دولت او) نسبت به اقشار ضعيف جامعه را بيش از گذشته جلوه‌گر ساخته؛

ثالثا نوعي اتحاد نانوشته‌(و البته غيرآشكار) بين حلقه‌ي اصلي و سنتي حاميان وي از يك سو، و سران و تئوريسين‌هاي مدعي اصلاحات از طرف ديگر، براي مطرح شدن دوباره احمدي نژاد برقرار شده، با سه سناريوي رد صلاحيت مشار اليه، تاييد صلاحيت و شكست در انتخابات، و پيروزي در اين رقابت؛

نتيجه هر كدام از اين سه سناريو هم، طبق هدف‌گذاري صورت گرفته، تضعيف جمهوري اسلامي و ولايت فقيه بعنوان هدف حداقلي و گام نخست براي اهداف مياني و نهايي است؛

جالب اين‌كه در تمام اين مراحل، نقش سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه و برخي سران مرتجع منطقه و اربابان غربي آن‌ها، پر رنگ است....

حرف راست را بايد از دولت شنيد!

قديم مي‌گفتند حرف راست را بايد از بچه شنيد؛ ولي وقتي ميانگين سني مديران محترم دولت ۶۰ سال است(تسنيم ۲ ارديبهشت ۹۶)، حرف راست را بايد از كي شنيد؟!

از آقاي محمود واعظي اول در شامگاه پنج‌شنبه(قدس آنلاين ۷ اسفند 99) كه فرمود: از نظر اقتصادي نرخ ارز ايران ۲۵ يا ۲۷ هزار تومان نيست، ما اين كار را كرديم تا بتوانيم اقتصاد كشور را اداره كنيم.

يا از آقاي محمود واعظي دوم در عصر جمعه(ايرنا ۸ اسفند 99) كه مي‌فرمايد: دولت هيچ‌گاه به دنبال گران كردن ارز نبوده و قيمت بالاي ارز و نرخ غيرواقعي آن يكي از موانع مهم اداره كشور بوده است.

يا روابط عمومي دفتر رياست جمهوري [بخوانيد آقاي روحاني](ايرنا 10 اسفند 99) كه اعلام كرد نقش دولت در ايجاد نوسانات ارزي كذب و بي‌پايه و اساس است.

يا مستقيم از خود جناب آقاي حسن روحاني(تسنيم ۲۴ دي ۱۳۹۹) كه فرمود: تصميم ما اين است كه سال آينده قيمت دلار را پايين بياوريم و متوازن كنيم و متعادل كنيم(وات؟!)

الآن كه بيشتر فكر مي‌كنم مي‌بينم كه اصلاً چه كاريه دنبال حرف راست باشيم؛ آن هم وقتي كه بچه‌اي در كار نيست؛ دوستي داريم همشهري حافظ شيرازي كه يه ضرب‌المثل را سرلوحه‌ي كار خودش قرار داده و هميشه هم به آن استناد مي‌كند: چرا عاقل كند كاري؟!(آقا همين؛ دنباله هم نداره. والا)

جيم جواتي

ضرورت يك خانه تكاني بزرگ در درون انقلاب و از جنس انقلاب

انقلابي ديگر از جنس نرم در اين چارچوب به ظاهر سالم مانده انقلاب 57 لازم و ضروريست.

يادمان نرفته و نخواهد رفت كه امام راحل عظيم الشان فرمودند: نگذاريد اين انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بيفتد؛ اما بخشي از اين سنگرهاي انقلاب افتاد.

يادمان هست و خواهد بود كه امام فرمودند: ما از دست رژيم پهلوي نجات يافتيم، اما به اين زودي‌ها از دست تربيت يافتگان غرب نجات پيدا نخواهيم كرد.

يادمان هست كه امام در وصيت نامه الهي سياسي خود فرمودند: ميزان در شناخت افراد، حال فعلي افراد است.(نه گذشته پرطمطراق آنها)

انقلاب ۵۷ پيروز شد و خونها پاي آن ريخته، و به تعبير عرفا و اهل دل، اين پيروزي نويد بخش پيروزي بزرگتر را ميدهد، اما‌اي كاش روي پرورش تفكر سياسي جامعه ما كار مي‌شد، تا در انتخابات و جمهوريت نظام دچار اشتباهات فاحش نمي‌شديم! و تا زماني كه تربيت يافتگان غرب بر شئونات اين ملت حاكم باشند؛ ما به ساخت تمدن بزرگ اسلامي دست پيدا نخواهيم كرد.

امام خامنه‌اي دامت بركاته در يكي از خطبه‌هاي خود فرمودند: عوام دنبال رو خواص هستند، و خواص هم دو گروه هستند؛ خواص طرفدار حق و خواص طرفدار باطل.

معظم له خواص طرفدار حق جامعه را نيز به دو گروه تقسيم فرمودند: خواص طرفدار حق محب دنيا كه كار و طرفداري از حق را فقط به خاطر منافع دنيوي خود انجام ميدهند، و خواص طرفدار حق مخلص براي خدا كه كار و فعاليت‌هاي خود را فقط براي كسب رضاي الهي انجام مي‌دهند.

و ما امروز هم در جامعه سياسي كشور از دو طيف سياسي بيشترين ضربه‌ها را مي‌خوريم: ۱. خواص طرفداران حق محب دنيا ۲. خواص طرفدار باطل تربيت يافته دنياي غرب

اين طور نيست كه ما بگوييم همه مشكلات و راه بند‌هاي به وجود آمده در مسير انقلاب توسط غربي‌ها و دشمنان خارج از مرزها هستند، بلكه آنهايي كه يك زماني براي بيرون راندن پهلوي سينه چاك مي‌كردند، امروزه چوب حراج هم بر آبروي سياسي خود و هم آبروي محبان نظام مي‌زنند.

اگر ما در تشكيل دولت اسلامي لنگ ميزنيم به اين معني نيست كه مردم ما خسته و يا خداي نكرده تغيير دين و آيين داده اند! مردم ما همان مردم عاشورايي ديروز غرق در خون ميدان ژاله تهران(ميدان شهدا امروز) و امروزه همان مردم عاشورايي مدافعان حرم مكتب شهيد حاج قاسم سليماني هستند.

بلكه اين خواص جامعه ما هستند، كه دچار مشكل و لغزش شده اند، نه عموم قاطبه مردم مسلمان ايران ما!

 گفت ولي نگفت

گل به خودي نزنيم!


رئيس جمهور با دفاع از عملكرد 8 ساله دولت خود گفت اگرچه ممكن است نقص هم داشته باشيم ولي كشور به خوبي اداره شده است؛ سه گل زديم، يك گل خورديم پس روايت واقعيتهاي كشور را كسي تحريف نكند!
ولي نگفت سه گل به دروازه دشمن زديم يا دروازه خودي؟ با صعود ۷۰۰ درصدي نرخ ارز و ۶۵۰ درصدي قيمت مسكن، بالاترين شكاف طبقاتي در ۱۰ سال اخير، شكستن ركورد تورم ۶۰ ساله و ركورد سقوط بازار سهام در ۵۰ سال اخير، كوچك شدن ۳۵ درصدي سفره مردم، كاهش ۵۰ درصدي ساخت و ساز و سرمايه‌گذاري منفي ۶ درصد و رشد اقتصادي صفر در 8 سال اخير كه تنها بخشي از كارنامه دولت تدبير و اميد به رياست ايشان بوده است چگونه مي‌توان ادعا كرد كه كشور خوب اداره شده است؟ آيا اين آمارها تحريف واقعيات است؟! آيا ابراز ضعف در سياست خارجي تحريف واقعيات است كه دولت ايشان پس از پيروزي بايدن در انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا از تيم بايدن تمجيد كردند و به مجلس و «مجمع» و منتقدان حمله كردند كه چرا توقف تعهدات در برابر بدعهدي دشمن را مطالبه مي‌كنند؟! در حالي كه جو بايدن نشان داد همان مسير ترامپ را ادامه مي‌دهد. به راستي با چه ملاك و معياري رئيس‌ جمهور چنين عملكردي را خوب ارزيابي مي‌كند؟!

 گوناگون

فرار كن!


كيهان نوشت:
گفت: چه خبر از برجام؟!
گفتم: تصميم نظام درباره برجام، بدجوري آمريكا را
به هچل ‌انداخته است.
گفت: خُب حق دارد! چون بايد همه تحريم‌ها را لغو كند
و لغو آن از جانب ايران راستي‌آزمايي شود تا ايران به آمريكا اجازه ورود به برجام را بدهد و اگر لغو نكند كار ديگري هم از دستش
بر نمي‌آيد و در هر دو صورت بايد شكست سنگيني را تحمل كند.
گفتم: ترامپ هرچه زور زد كه با ايران مذاكره كند تيرش به سنگ خورد و حالا بايدن به همان بلا دچار شده است!
گفت: حالا ترامپ دارد بايدن را مسخره مي‌كند كه او هم نتوانسته از پس ايران بر بيايد!
گفتم: يار رفته بود جلوي قفس ميمون‌هاي باغ‌وحش و ادا در مي‌آورد و آنها را مسخره مي‌كرد. يكي از ميمون‌ها گفت به جاي اين عنتر‌بازي‌ها بگو چطوري فرار كردي كه ما هم فرار كنيم!

 نکته

اعترافات بي‌سابقه روحاني و واعظي در يك هفته
بي‌دقتي يا وجود يك ماجرا؟


«ما بوديم كه برجام را حفظ كرديم. اگر ما در اين سه سال جنگ اقتصادي صبر و تحمل نمي‌كرديم برجامي باقي نمي‌ماند. دنيا بايد بداند برجام امروز زنده است به علت صبر ملت ايران؛ نه چيز ديگر والا آمريكا كه بيرون رفته بود و به تعهداتش پشت پا زده بود و اروپا هم از ترس به كُنج خانه رفته بود و بقيه هم كار زيادي براي ما نمي‌كردند. طبيعي است كه اگر ما هم مي‌خواستيم خارج شويم مي‌توانستيم اين كار را بكنيم؛ زيرا طرف مقابل به تعهداتش عمل نكرده بود، اما برجام را حفظ كرديم».
اين جملات را روز چهارشنبه ماه گذشته آقاي روحاني نه در پستو بلكه در تريبون علني و پخش زنده رسانه ملي اعلام كرد. اظهارات روحاني را مي‌توان به يك اعتراف ناخواسته تعبير كرد. اعترافي كه احتمالا آقاي رئيس جمهور در سرگرمي به دفاع از برجام براي قانع كردن امريكايي‌ها و اروپايي‌ها متوجه بيان آن نشده است.
روحاني برجام منعقد شده ميان ايران و 5+1 را اينگونه توصيف مي‌كند: آمريكا خارج شده بود، اروپايي‌ها از ترس به كنج خانه رفته بودند و كاري نمي‌كردند، چين و روسيه هم آن طور كه بايد كار نمي‌كردند ولي دولت ما يك تنه به اين قرارداد وفادار ماند و مردمش را تحت شديدترين فشارها گذاشت تا برجام خدشه بر ندارد!
به عبارت بهتر، آقاي روحاني به عنوان رئيس يك دولت ناكارآمد و يك رئيس جمهور با دست‌هاي خالي، مردم كشور را قرباني يك توافق پر نقص(برجام) آن هم به خاطر يك باور غلط سياسي يعني چشم داشتن به دشمن كرد و به همين خاطر هزينه‌هاي گزافي را به عمر، مال و جان ملت ايران تحميل نمود. اين موضوع امر پنهان و پيچيده‌اي نيست اما اين‌كه اين مسأله را خود روحاني بيان كند در نوع خود قابل توجه است.
اما ماه گذشته يك واقعه مهم ديگر نيز رخ داد. محمود واعظي نزديك‌ترين فرد به حسن روحاني به طور علني اعلام كرد كه خود دولت دلار را تا 27 هزار تومان گران كرد تا بتواند كشور را اداره كند.