صفحه اول

به اذعان يك تئوريسين دشمن
نزديكي تمدن اسلامي و كنفوسيوسي مهمترين تهديد تمدن غربي است

بر اساس نظريه هانتينگتون نزديكي تمدن اسلامي شيعي و كنفوسيوسي(و نماينده اصلي اين دو تمدن يعني ايران و چين) مهمترين تهديد تمدن غربي است. در ادامه بخشي از نظريه جنگ تمدن‌هاي هانتيگتون بيان شده و توضيح مختصري از اثر موافقت نامه ايران و چين بر تمدن غربي در اين غالب بيان مي‌شود.

هانتينگتون در سال ۱۹۹۶ تئوري خود را با انتشار كتابي به نام «برخورد تمدن‌ها و تغيير جهان» گسترش داد. البته اين اصطلاح اولين بار توسط برنارد لوئيس در مقاله با نام بنيان خشم مسلمانان مطرح شد. از نظر هانتينگتون «پس از جنگ سرد، دولت‏هاي ملي به عنوان قوي‏ترين بازيگران صحنه‏ي جهاني باقي خواهد ماند؛ اما برخوردهاي اصلي در سياست جهاني، ميان تمدن‏ها بروز مي‏كند. برخورد تمدن‏ها وجه غالب سياست‏هاي جهاني را تشكيل خواهد داد و در آينده خطوط گسل ميان تمدن‏ها مرز نبرد ميان آنها است». از نظر هانتينگتون تمدن يك هويت فرهنگي است. هانتينگتون در تئوري خود تمدن‌هاي جهان را به چهار حوزه تمدني اصلي تقسيم مي‏كند. تمدن غرب مسيحي، تمدن اسلامي، تمدن كنفوسيوسي و تمدن هندويي. به طور جزيي‏تر هشت تا نه تمدن را در جهان فعلي به عنوان تمدن‏هاي اصلي نام مي‏برد كه عبارتند از: تمدن غربي، اسلامي، كنفوسيوسي، ژاپني، هندو، ارتدكس، اسلاوي، امريكاي لاتين و آفريقايي.

هانتيگتون در خصوص علل برخورد تمدن‏ها دلايل زير را دخيل مي‏داند:

• اختلاف تمدنها اساسي است

• خود آگاهي تمدني در حال افزايش است

• تجديد حيات مذهبي وسيله‌اي براي پركردن خلا هويت در حال رشد است

• رفتار منافقانه غرب موجب رشد خود آگاهي ديگر تمدن‌ها گرديده ‌است

• ويژگيها و اختلافات فرهنگي تغيير ناپذيرند

• منطقه گرايي اقتصادي و نقش مشتركات فرهنگي در حال رشد است

• خطوط گسل موجود بين تمدنها امروزه جانشين مرزهاي سياسي و ايدئولوژيك دوران جنگ سرد گرديده است.

بر أساس نظريه هانتيگتون بيشترين احتمال درگيري غرب با تمدن اسلامي و كنفوسيوسي است. از طرفي كمترين خطر درگيري تمدن اسلامي با تمدن كنفوسيوسي است. با توجه به اين دو نتيجه است كه هانتينگتون خطر ايجاد ارتباط فراگير ميان تمدن اسلامي و كنفوسيوسي را بزرگترين عامل خطر براي تمدن غربي مي‏داند.

در اين نظريه هانتينگتون به جهان غرب هشدار داده ‌است، كه در قرن آينده رويا‌رويي و برخورد جدي بين تمدن‏هاي گوناگون و از آن جمله برخورد تمدن‏هاي غرب با اتحاد تمدن‏هاي اسلامي و كنفوسيوسي حتمي است. هانتينگتون براي اثبات «خطر اسلام» نتايج نظرسنجي انجام شده در آمريكا را منتشرنمود. نظرسنجي كه طي آن اكثريت پرسش‏شوندگان به اين گمان بودند كه خطري به نام خطر اسلام، وجود دارد. از زمان انتشار نتايج اين نظرسنجي ظاهرا بسياري از مردم بدان اعتقاد پيدا كرده‏اند. قابل توجه است كه هانتينگتون سه كشور ايران، چين و عراق را بزرگترين تهديدبراي ايالات متحده مي‏داند.

بر أساس اين نظريه مي‌شود به راحتي متوجه شد چرا موافقت نامه‌اي بين ايران و چين تا اين حد از طرف امريكايي‌ها در خارج از كشور و نفوذي‌هاي داخلي خطرناك است. بر اين أساس پيش بيني مي‌شود امريكا از ابزارهاي فشار يا تشويق مثلا تهديد طرفين و در عين حال دادن امتيازاتي به دو طرف تلاش كند تا اين موافقت نامه را تضعيف كند. البته راهكارهايي چون فشار از درون از طرف نفوذي‌هاي غربي و ايجاد اغتشاش از طرف هواداران غربي داخلي نيز دور از تصور نيست.

حضور سوال برانگيز دو وزير در يك شبكه صوتي آمريكايي؟!

سيد ابراهيم ميرپور فرد

جناب آقايان ظريف و آذري جهرمي دو وزيرِ دولتِ تدبير و اميد در شب ۱۲ فروردين در يك گفتگوي صوتي شركت كردند. اين گفتگوي صوتي در بستر فضاي مجازي و توسط يك نرم افزار آمريكايي به نام«كلاب هاوس» صورت گرفت در اين گفتگوي راديويي آقاي ظريف مجدداً بر لزوم اهميت برجام تاكيد نمود و در بخشي از سخنان خود گفت: اگر به سال ۱۳۹۲ بازگرديم مجدداً مسير برجام را طي خواهم نمود وي در ادامه با تشريح برنامه همكاري راهبردي ۲۵ ساله با چين مطالبي بيان نموده و تنها مسير براي اجرايي شدن اين سند همكاري را منوط به تصويب هر چه سريعتر اف‌اي تي اف در مجمع تشخيص مصلحت نظام دانست وي در ادامه ي سخنان گفت: تلاش خواهم كرد بر اساس منويات رهبري برجام را زنده كنم و يك روز مردم ايران زير تحريم نباشند.

در بخشي ديگر از اين گفتگو جناب وزير ارتباطات و فناوري وارد صحنه ي نمايش مي‌گردد، ايشان ضمن انتقاد و حمله به صدا و سيما به مظلوم نمايي پرداخته و چنين مي‌گويد: «عموماً تريبون صدا و سيما در اختيار دولت نيست »وي در ادامه اظهار اميدواري كرد: «با فعال شدن اين نرم افزار؛ ارتباط گيري مسؤولين با مردم مهيا گردد» وي در ادامه به دفاع از نرم‌افزارِ ديگرِآمريكايي يعني توييتر پرداخت و گفت:«ابزارهايي كه مي‌تواند ارتباط بين دولت و مردم را تسهيل كند در اختيار دولت نيست ولي الان اين ابزار فراهم شده » وي درپايان به دفاع از عملكرد ظريف پرداخت؛ دفاعي نخ نما شده و بدونِ استدلالِ منطقي.

در خصوص اجراي اين نمايشنامه صوتي كه در فضاي مجازي و با بازيگري دو وزيرِ دولتِ روحاني اجرا گرديد ذكر چند نكته ضروري است.

1-فضاي فكري حاكم بر دولتمردانِ دولت روحاني تنها و تنها در« اميد به آمريكا» خلاصه مي‌شود.

همان‌گونه كه جناب روحاني و جريان ليبرال از ابتداي شكل گيري دولتِ تدبيرو اميد تنها راه حلِ مشكلات كشور را در برداشتن تحريم‌ها و مذاكره و ارتباط با آمريكا و اروپا خلاصه نمودند- كه متاسفانه اين تفكر متعفن هنوز هم ادامه دارد- با دقت در سخنان اين دو وزير مي‌توان استمرار اين تفكر را شاهد بود زيرا جناب ظريف تنها راه ممكن براي اجرايي شدن تفاهم نامه ي ۲۵ ساله ايران و چين را پذيرفتن باقيمانده لوايح استعماري و آمريكايي FATF قلمداد مي‌نمايد و جناب وزير ارتباطات- به اشتباه- تنها راه حل ارتباط مردم با دولت را استفاده از نرم‌افزارهاي آمريكايي از قبيل توييتر و كلاب هاوس و... مي‌داند.

2- حمله به صدا و سيما و ايجاد حاشيه سازي‌هاي كاذب براي فريب افكار عمومي

چند ماه ديگر عمر دولتِ 8 ساله ي روحاني به پايان مي‌رسد و جناب روحاني و وزراي ايشان بايد جوابگوي 8 سال مديريت خود بر قوه ي مجريه باشند ولي متاسفانه وزراي دولت روحاني همچون شخص روحاني براي فرار از پاسخگويي به دغدغه‌هاي واقعي ملت تلاش خود را بر ايجاد حاشيه سازي‌هاي كاذب متمركز نموده‌اند و در همين راستا جناب آقاي آذري جهرمي بعنوان وزير ارتباطات بجاي سخن در خصوص شبكه ي ملي اطلاعات و ساير موارد فني به صدا و سيما حمله كرده و با افتخار از بسط و گسترش نرم افزارهاي طراحي شده توسط امريكا در ايران از قبيل توئيتر، فيس بوك، واتساپ،كلاب هاوس و... ياد كرده و توسعه و بسط چنين مواردي را بعنوان دستاورد مديريتي خود قلمداد مي‌نمايد در اين‌جا بايد اين پرسش را مطرح نمود كه صدا و سيما بايد داراي چه ويژگي‌هايي باشد تا مورد قبول آقايان قرار گيرد آيا موارد مختلفي از قبيل جلوگيري از پخش برنامه‌هاي بصيرت افزا، افزايش برنامه‌هاي بدون محتوا از قبيل خندوانه، دورهمي‌هاي‏هاي مهران مديري و...،حضور مكرر آقايان ظريف، عراقچي و صالحي در برنامه‌هاي مختلف صدا و سيما بدون حضور منتقدين از زمان تصويب برجام در ۲۳ تيرماه سال ۱۳۹۵ و بيان دستاوردهاي متوهمانه برجام از سوي دولتمردان و آخرين شاهكار دولت تدبير و اميد در بسيج دولتمردان و جريان غرب گرا براي جلوگيري از پخش يك سريال ايراني به نام گاندو مگرهمه در راستاي دستورات و خواست دولت تدبير و اميد نبوده.

3- مصادره به مطلوب و تحريف سخنان رهبر انقلاب اسلامي از سوي ظريف در جهت اهداف سياسي دولت غربگرا

واضح و مبرهن است جناب ظريف و همكارانش بدون لحاظ كردن شروط رهبر انقلاب اسلامي امام خامنه‌اي دامت بركاته در پذيرش برجام؛ موجود ناقص الخلقه‌اي به نام برجام آمريكايي را به نظام اسلامي تحميل نموده همانگونه كه در حال حاضر ظريف تلاش دارد باقيمانده ي لوايح استعماري –آمريكايي FATF را به نظام اسلامي تحميل نمايد و حالا جناب ظريف - در خطايي آشكار- خود را مجري فرامين رهبري در زنده كردن برجام مي‌داند هرچند اين سوال بي‌پاسخ خواهد ماند كه رهبر انقلاب در كجا بر لزوم زنده كردن برجام تاكيد داشته‌اند و همچنين جناب ظريف به مانند جناب روحاني تنها وظيفه ي خود را تلاش بر رفع تحريم‌ها مي‌داند؛ رويا و سرابي كه پس ازگذشت 8 سال هنوز محقق نشده. هر چند رهبر انقلاب اسلامي بارها به مسؤولين تذكر داده‌اند كه بيش از آن‌كه به فكر رفع تحريم باشيد بر خنثي سازي تحريم‌ها تمركز نماييد زيرا ايشان رفع تحريم را بدست دشمن اما خنثي سازي آن را بدست خودمان مي‌داند

 سرمقاله

مردم و رياست جمهوري

حجت الاسلام والسلمين علي شيرازي
امام خميني به چهار چيز ايمان داشت؛ ايمان به خدا، ايمان به راه، ايمان به هدف و ايمان به مردم.
او بر مبناي اين ايمان‌ها، انقلاب اسلامي را شكل داد، طاغوت را بيرون كرد، استكبار شرق را شكست داد، امريكا را ضعيف كرد، اسرائيل را ذليل نمود و قدرت مسلمانان را به رخ زورمداران جهان كشيد.
او بر پايه همان مباني، ايران را در مسير رشد و تعالي و پيشرفت قرار داد و توان مردم ايران را وارد عرصه كرد و جوان ايراني خود را باور نمود.
جوان ايراني با الهام از تفكر و انديشه امام، در برابر شاه ايستاد، در برابر صدام ايستاد، در برابر امريكا ايستاد و كشور را به سمت كمال و قدرت پيش برد.
امروز نيز ما با همان چهار ايمان بايد به راهمان ادامه دهيم.
رهبري انقلاب به خدا و اسلام ناب و هدف و مردم ايمان دارند. ايشان از روز نخست رهبري تا امروز؛ همواره از فكر امام و راه امام و مباني امام گفتند و بر اساس همان راهي كه امام پايه گذاري كرد حركت نمودند.
مردم نيز چون صداقت را در گفتار و عمل امام خميني و امام خامنه‌اي ديدند، با ايمان به خدا و ايمان به راهي كه برگزيدند و ايمان به هدف و ايمان به قدرت خود، انقلاب را پيش بردند.
مسؤولين نظام نيز در هر جا كه با اين چهار ايمان حركت كردند، انقلاب رو به جلو و با سرعتي زيبا پيش رفت. هر جا نقصي وجود دارد، مربوط به اشكال در اين ايمان است.
ما امروز نياز به رئيس جمهوري داريم كه خدا را باور داشته باشد. توحيد را قبول داشته باشد. موحد باشد. انسان موحد، طاغوت را و استكبار را قبول ندارد. دل به امريكا نمي‌بندد، دل به خدا و قدرت خدا مي‌بندد و به خدا توكل مي‌كند.
ما امروز نياز به رئيس جمهوري داريم كه به راه امام و راه ولايت و راهي كه مردم ايران انتخاب كردند ايمان داشته باشد. به اسلام ناب بيش از فرهنگ غرب معتقد باشد. به دستورات دين و قانون قرآن توجه كند.
ما امروز به رئيس جمهوري نياز داريم كه به هدف انقلاب ايمان داشته باشد. هدف انقلاب اعتلاي دين و اجراي دستورات خدا در زندگي خود و مردم است. اعتقاد به اين اصل و عمل به آن فساد را ريشه كن مي‌كند. بر عزت كشور و ملت مي‌افزايد.
ما امروز نيازمند رئيس جمهوري هستيم كه به مردم ايمان داشته باشد. مردم را باور كند. مردم‏دار باشد. مردم را ولي نعمت خود بداند. خود را خادم مردم بداند. براي مردم تلاش كند. مشكلات مردم را مشكلات خود بداند و با تعهد و تعبد و با مديريت درست و با روحيه انقلابي و جهادي براي پيشرفت كشور و حل مشكلات آن شبانه روز كار كند.
كانديداتورهاي رياست جمهوري به اين توجه كنند. هركس در اين ايمان‌ها ضعيف است وارد گود نشود و به كشور و ملت خيانت نكند.
احزاب و گروهها به اين چهار نكته توجه كنند و مصالح كشور را بر مصالح گروهي مقدم بدارند و براي رضاي خدا تصميمي عاقلانه بگيرند.
شوراي نگهبان هم بدون ملاحظه،هر فردي را كه در اين ايمان‌ها مشكل دارد، كنار بگذارند و مصلحت اسلام را بر هر مصلحتي مقدم بدارند.
مردم نيز با درايت و دقت و با هوشياري و بصيرت و بدون توجه به جنگ رواني دشمن، با حضور گسترده خود به پاي صندوق‌هاي راي، رئيس جمهوري را انتخاب نمايند كه به خدا و به راه مستقيم الهي و به هدف انقلاب و امام و ولايت و به مردم و قدرت مردم و عظمت مردم ايمان داشته باشد.
به يقين؛ تنها با چنين انتخابي مشكلات كشور و مشكلات مردم حل مي‌شود و انقلاب اسلامي همچنان و با سرعت پيش مي‌رود.