صفحه فصل رويش

پيشرفت در معنويت

بدون شك مي‌توان آرمان يك انقلاب را از رهبران و شعارهاي آن انقلاب تشخيص داد. انقلاب اسلامي ايران نيز از اين قاعده مستثني نبوده و لذا هر كس كه بخواهد با آرمان انقلاب اسلامي آشنا شود كافي است امام خميني(ره) را بشناسد. بنيانگذار انقلاب در وهله‌ي اول يك اسلام شناس حقيقي بود و هدف اول ايشان از آغاز نهضت، تربيت و رشد معنوي ملت ايران و بلكه كل مردم جهان بوده است. بديهي است براي موفقيت و يا عدم موفقيت اين نهضت در ابتدا لازم است تا اولي‌ترين آرمان را مورد كنكاش و بررسي قرار داد.

مفهوم معنويت فراتر از انجام عبادات و رعايت احكام اسلامي است، لذا مقايسه كردن عبادات قبل و بعد از انقلاب صحيح نبوده و لازم است تا معنويت را به‏صورت كلي و به‏عنوان ماهيت تفكر ديني يك فرد معنا كرد. در اين‏جا معنويت در چهار بخش اصلي مورد بررسي قرار گرفته است:

1- معنويت در دوران پهلوي

"معنويت" مهم‌ترين وجه تمايز بين نظام اسلامي و حكومت پهلوي است؛ به گونه‌اي كه هدف اصلي حكام پهلوي مبارزه با دين و دين‌داري بوده ولي در مقابل هدف اصلي نظام جمهوري اسلامي ترويج اسلام ناب محمدي است. حكومت پهلوي، با تمام توان فحشا و ابتذال ترويج كرده و از مشروب فروشي‌ها، كاباره‌هاي فحشا، قمارخانه‌ها و... حمايت جدي مي‌كردند.

پهلوي‌ها از سويي كه بي‌بند و باري و فحشا را ترويج مي‌كردند از ديگر سو با معنويت و علي‏الخصوص برگزاري مجالس سيد و سالار شهيدان مبارزه جدي مي‌كردند، به گونه‌اي كه نخستين گام‌هاي مبارزه با معنويت نيز در ابتدا با تقليل ايام عزاداري محرم برداشته شد. مطابق گزارش يكي از سياحان از مراسم محرم در سال 1311 شمسي چنين آمده است: «امسال شاه، روزهاي تعطيل را از چهار روز [چهار روز آخر دهه اول محرم] به سه روز تقليل داده و از كارهاي فرعي و قديمي مرسوم در دسته‌ها جلوگيري شده است».

از ديگر اقدامات آنان، تغيير سنت‌ها و آداب و رسوم عزاداري بود، تصور آنها بر اين بود كه شايد با اين اقدامات رفته رفته عزاداري‌ها به ابتذال كشيده شده و ديگر قدرت به تكامل رساندن شعور معنوي و سياسي عزاداران را مانند قبل نداشته باشد؛ براي مثال رضاخان پيش از آن‌كه به محدوديت و ممنوعيت عزاداري‌ها بپردازد، به مبتذل‏كردن و آلوده‏كردن آن مبادرت ورزيد. از احكام اجرايي او در ايام محرم چنين نقل شده است: «در صورت حضور خانم‌ها در مجالس روضه‌خواني، زن و مرد با هم روي صندلي و نيمكت نشسته استماع روضه نمايند».

و نيز در پاسخ به نامه ستاد ارتش در 23/12/1314 درباره چگونگي برخورد با مراسم ايام محرم در مساجد و تكايا با هدف تغير ذائقه مردم و مدرنيته كردن برگزاري مراسمات، چنين دستور داده است: «البته بايستي روضه‌خواني كنند و ممانعت نمي‌شود ولي روضه‌خواني بايستي در مساجد و تكايا باشد آن هم مرتب و به قاعده و در روي نيمكت‌ها مستمعين بنشينند و آقايان محدثين متخصص خوب قابل روضه‌خواني كنند. سينه‌زني و اين قبيل كارهاي سابق به كلي ممنوع است».

در ادامه، رضاخان به كوچكترين روضه‌ها هم واكنش نشان مي‌داد. او مانند فردي كينه‌اي، هرجا كه نامي از حضرت اباعبدالله(عليه‌السلام) به ميان مي‌آمد رگ غيظ و غضبش متورم مي‌شد. سردار اسعد بختياري در خاطراتش به مراسمي در اوايل دوران رنگ‌عوض‌كردن رضاخان اشاره مي‌كند كه ضمن آن روضه مختصري قرائت شد. به نقل سردار اسعد: «نظر شاه، اين بود كه همين روضه را هم اصلاحاتي بفرمايند. در ادامه محدود ساختن روضه‌خواني، در سال 1311 تنها در بلديه روضه مختصري برگزار شد».

بر اساس بخشنامه محرمانه وزارت داخله در 28 اسفند 1314، براي از بين بردن حماسي‌ترين ركن عزاداري، در ايام سوگواري محرم و صفر راه انداختن دسته‌ها ممنوع شد. جو خفقان به سمت و سويي رفت كه روضه‌هاي خانگي، مراسمات حوزه‌هاي علميه و از همه عجيب‌تر، ذكر مصايب حضرت سيدالشهدا(عليه‌السلام) در مجالس ترحيم هم ممنوع اعلام شد.

پيرو فرمان‌هاي بعدي كه پشت سر هم مي‌رسيدند، از بستن دستمال يا روسري براي شركت در مجالس روضه‌ جلوگيري به عمل آمد تا اين‌كه در سال 1316 شمسي، طي اطلاعيه محرمانه وزارت داخله، به‏طور كلي روضه‏خواني ممنوع شد. در اين اعلاميه، هدف از ممنوعيت روضه‌خواني، «خارج كردن مردم از خرافات و آشنا نمودن مردم به تمدن امروز» به‏عنوان «وظيفه اساسي دولت در مسايل داخلي» دانسته شده بود».

به دنبال اين حكم، عمال رضاخان دست به كار شدند. براي نمونه، حاكم يزد در اعلاميه‌اي به شهرباني اين شهر نوشت: «منسوخ نمودن روضه‌خواني حتي در خانه‌ها از وظايف اوليه بوده و مخصوصا مأمورين دولت وظيفه‌دار هستند كه موهومات را از سر مردم خارج و آن‌ها را به اجراي تمدن امروزه آشنا سازند».

مردم –كه اكثرا بي‌اطلاع از صدور بخشنامه‌ها و اعلاميه‌هاي ممنوعيت ذكر مصيبت بودند- در مجالس ترحيم درگذشتگان خود به تبعيت از سنت و رسوم، ذكر مصيبتي هم از مصائب حضرت سيدالشهداء(عليه‌السلام) مي‌كردند. اين وضعيت، كار را براي عمال رضاخان دشوار كرده بود. براي همين برخي از اين كارگزاران درپي سامان‏دادن به اوضاع برآمدند. براي نمونه استاندار خراسان در 14 بهمن 1318، به نخست وزير نوشت: «چون مدتي است ذكر مصيبت اكيداً ممنوع گرديده و ممكن است به استناد اين ماده در بعضي نقاط ندانسته مبادرت به ذكر مصيبت كنند، بنابراين و نظر به اصلاحاتي كه از 1314 به اين طرف در وضعيت اجتماعي كشور حاصل شده به نظر بنده سزاوار است كه به‏طور كلي در مقررات مجالس ترحيم تجديدنظري به‏عمل آمده و مخصوصا ماده مربوط به ذكر مصيبت حذف و عندالاقتضاء اجازه داده شود، در پايان مجلس مختصر ذكري از پيشينه و خدمات متوفي گفته شود».

اين روند تا هنگام سقوط پهلوي اول و تبعيد او به تبعيدگاه موريس ادامه داشت. رضاخان كه به‌حق، خاطره‌اي تلخ از خود در تاريخ به جاي گذاشت، در اذهان ملت مؤمن ايران كه دل در گرو امام حسين(عليه‌السلام) و ياران وفادارش دارند، سال‌هايي از رنج و تنگنا را آفريد. در اين دوره: «تا مي‌توانستند مردم را اذيت و آزار كردند و ديگر كسي جرأت نمي‌كرد براي امام حسين(عليه‌السلام) عزاداري كند. اوضاع به‌گونه‌اي بود كه حتي از جلسات چندنفري هم جلوگيري مي‌شد و نمي‌گذاشتند سه نفر با هم روضه بخوانند. اگر كسي به مجلسي مي‌رفت و نام امام حسين(عليه‌السلام) را مي‌برد و گزارش مي‌دادند او را دستگير مي‌كردند، گاهي محاسنش را مي‌تراشيدند و گاهي هم شكنجه يا چند ماه زندان مي‌كردند».

اما اوج شاهكارهاي رضاشاه در محرم سال 1319 اتفاق افتاد. دولت رضاخاني به سران اصناف و بنگاه‌ها دستور داده بود تا همزمان با ماه محرم «كارناوال شادي به راه بيندازند و در سال 1319، جشن با ايام تاسوعا و عاشورا مصادف گرديد. در آن شب، عده‌اي عمله طرب و فواحش، سوار بر كاميون‌هاي روباز، به رقص و پايكوبي در خيابان‌ها پرداختند...».

ادامه دارد...

با حضور معاون علمي رئيس جمهور؛
مركز «نوآوري و كسب و كار جوانه» دانشگاه تربيت مدرس افتتاح شد

به گزارش دانشگاه تربيت مدرس، مركز نوآوري و كسب و كار جوانه دانشگاه تربيت مدرس امروز ۱۷ اسفندماه با حضور سورنا ستاري معاون علمي و فناوري رئيس جمهوري، پيروز حناچي شهردار تهران، غلامحسين رحيمي معاون پژوهشي و فناوري وزير علوم، تحقيقات و فناوري، محمد تقي احمدي رئيس دانشگاه و مسعود ابراهيمي رئيس پارك علم و فناوري مدرس گشايش يافت.

مركز نوآوري و كسب و كار جوانه با ۳ هزار و پانصد متر مربع مساحت، ميزبان ۱۰ شتاب دهنده و ۶۵ تيم در حوزه‌هاي تجهيزات پزشكي، گردشگري، رسانه، فناوري‌هاي نرم و خلاق، فناوري‌هاي ارتباطات و اطلاعات و گياهان دارويي است.

معاون علمي و فناوري رئيس جمهوري با حضور در اين مركز، از شتاب‌دهنده‌هاي فعال و محصولات و خدمات آنها بازديد كرد و با ايده‌پردازان و صاحبان اين ايده‌ها و محصولات به گفت‌وگو نشست و از نزديك با دستاوردها و چالش‌هايي كه سر راه فعاليت آنها وجود دارد، آشنا شد.

 آيا مي دانيد


1. ايران پنجمين كشور جهان در تبديل گاز متان به سوخت‌هاي سنگين‌تر با ليزر است. در اين روش، با تاباندن نور ليزر به مولكول‌هاي گاز متان، سطح انرژي آنها افزايش يافته و شكسته مي‌شوند و ساختار جديدي را در دما و فشار محيط تشكيل مي‌دهند كه منجر به توليد هيدروكربن‌هاي سنگين‌تر مي‌شود.
2. ايران سومين كشور جهان در شاخص رشد ظرفيت نصب شده برق است. با 63 هزار و 409 مگاوات ظرفيت نصب شده برق، تعداد مشتركان شبكه برق كشور از 26 ميليون مشترك گذشته و صد در صد جمعيت شهري و تمام روستاهاي بالاي 20 خانوار زير پوشش اين شبكه قرار گرفته‏اند.
3. ايران چهارمين كشور جهان در فناوري توليد توربين‏هاي v94/2 است. پره اين توربين‏ها از نوع توربين‏هاي گازي تك محور بوده و در ايران ارزان‏تر و در سطح كيفيت 3 كشور دارنده اين تكنولوژي توليد مي‏شود. نزديك به يك سوم برق كشور از طريق اين توربين‏ها توليد مي‏گردد.
4. ايران ششمين كشور جهان در فناوري كشف ميدان گازي در اعماق دريا و تنها كشور دارنده اين فناوري در ميان اعضاي اوپك است. در نسل جديد حفاري‏هاي عميق، از سيستم abs استفاده مي‏شود كه قابليت استفاده از سكوهاي نيمه شناور و كشتي‏هاي حفاري كوچكتر را دارد.
5. ايران دهمين كشور جهان در زمينه پيوند اعضاي بدن است. پيوند عضو اقدامي حياب‏بخش در مبتلايان به نارسايي پيشرفته عضو بوده و موجب بهبود كيفيت زندگي بيماران مي‏شود. اين پديده يكي از كاربردي‏ترين دستاوردهاي علم پزشكي در جهان است و از نشانه‏هاي مهم ارتقاي سطح دانش پزشكي و توانمندي‏هاي علمي و فني مراكز پزشكي تلقي مي‏شود.
6. ايران اولين كشور جهان در ساخت و پيوند ناي مصنوعي است. در اين فناوري تراشه و ساختار پليمري ناي مصنوعي، شبيه غضروف اصلي ناي ساخته شده و بر روي آن سلول‏هاي بنيادي ناي كشت مي‏گردد و پس از شش ماه يك ناي كامل با سلول‏هاي بيمار به دست مي‏آيد.
7. ايران اولين كشور جهان در ساخت حسگر اندازه‏گيري فاكتور رشد شبه انسولين است. اين حسگر، فاكتور رشد شبه انسولين را به صورت حساس و گزينش پذير در خون اندازه‏گيري مي‏كند. هورمون رشد از هورمون‏هاي بسيار مهم است كه در فرآيند بازسازي و توليد سلول نقش دارد.
ادامه دارد...

 دستاوردها

پيشرفت در امور پزشكي

يكي از مهم‏ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي در ۴ دهه گذشته پيشرفت در امور پزشكي است.
با اين حال برخي جريان‌هاي رسانه‌اي ضد انقلاب در صدد هستند كه خدمات ايثارگرانه اين كادر درماني را ناديده بگيرند.
براي چنين قشرهايي بايد وضعيت بهداشتي و پزشكي قبل از انقلاب را ياد‏آوري كرد. مقام معظم رهبري در مورد آن دوران مي‌فرمايند:
حالا شما جوان‏ها كه آن زمان را نديديد، قديمي‌ترها [مي‏دانند]، از فيليپين و از هند و مانند اين‏ها براي ما دكتر مي‌آمد. در روستاها و راه‌هاي دور نه، گاهي در شهرهاي خيلي نزديك، براي ما مثلاً از فيليپين پزشك مي‌آمد.
يك روزي بود كه از شهرهاي بزرگ كه خارج مي‏شديم، پزشك ايراني كم بود. بنده خودم در زاهدان، در ايرانشهر بودم؛ دكترهايي كه آن‌جا بودند هندي بودند؛ بنده خودم [پيش آنها] رفتم؛ همان اوايل انقلاب براي بيماري‌هاي قلبي نوبت هشت‌ساله، نُه‌ساله، ده‌ساله مي‏دادند، يعني بيمار قلبي مراجعه مي‏كرد به بيمارستان، نوبت عمل جرّاحيِ او ده سالِ بعد بود و تا آن‌وقت غالباً مي‏مردند! اين‌جوري بوديم؛ امروز در شهرهاي دوردست دكترهاي متخصّص عمل‏هاي قلبِ باز انجام ميدهند. اين پيشرفت‏ها، پيشرفت‏هاي واقعي است.