صفحه اول

ناشنوايان نامزد رياست جمهوري نشوند!

علي شيرازي

بنايي مشغول ساختن خانه‌اي بود. رهگذري در حال عبور، به او خسته نباشيد گفت. بنا كه به خانه رفت، چون كر بود و نفهميده بود رهگذر چه گفته، به همسرش گفت: مردم چقدر فضولند، حالا ديوار را كج چيده ام به تو چه!! خانم خانه هم كر بود، پس از صحبت‌هاي شوهر، به دخترش گفت: پدرت امروز به من گفت مي‌خواهم برايت يك روسري بخرم؛ چه رنگي باشد؟ گفتم: روسري بخر، هر رنگي باشد!! دختر هم كر بود و نفهميد مادرش چه گفت، رفت پيش دوستش و به او گفت: امروز مادرم به من گفت مي‌خواهم عروست كنم، پسر عمويت را مي‌خواهي يا پسر دائيت را؟!!

داستان برخي مسؤولين و روساي جمهور ما همين است. هر كسي حرف خودش را مي‌زند. اصلا گوش نمي‌دهند تا بفهمند رهبر انقلاب چه مي‌گويد!!

يكي از مسؤولين در جايي سخنراني كرد. از معاونش پرسيد: سخنراني ام چگونه بود؟

معاون گفت: خيلي خوب بود!

رئيس پرسيد: چي گفتم؟

معاون گفت: گوش ندادم!!!

برخي آقايان نه مطالعه مي‌كنند، نه گوش مي‌كنند، نه توجه مي‌كنند، نه ياد مي‌گيرند، نه بناي فهم دارند، راه خود را مي‌روند.

مسؤول در جمهوري اسلامي بايد بداند:

۱. توحيد؛ الهامي در زمينه حكومت ديني است. او بايد موحد و دنبال حكومت اسلامي باشد و دستور دين را اجرا كند.

۲. توحيد با نفي طاغوت و استكبار معنا پيدا مي‌كند. همه پيامبران و اولياي الهي مامور بودند تا طاغوت را نفي كنند و حكومت ديني را شكل بدهند؛ تا:

الف: دين در جامعه حاكم‌ و مستقر شود؛

ب: ترس و بيم از بين برود؛

ج: امنيت حاكم گردد؛

د: خداوند عبادت شود؛

ه: شرك از بين برود.

۳. در عصر غيبت، ولي فقيه جانشين حضرت ولي عصر روحي له الفداست. بي‌توجهي به حرف وي، رد حرف امام معصوم است و رد كردن حرف امام زمان، رد كردن خدا و شرك است.

۴. طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسي، سياست‌هاي كلي نظام جمهوري اسلامي به وسيله رهبري مشخص مي‌شود و رئيس جمهور و مسؤولين كشور بايد بر طبق نگاه ولايت حركت كنند.

۵. ولي فقيه نيز طبق حكم ولايي خود عمل مي‌نمايد، چون وي بر طبق حكم الهي فرمان مي‌دهد و نمي‌تواند بر خلاف حكم الهي رفتار كند.

۶. هدف الهي و پيامبران و ائمه و ولي فقيه، شكل دهي به حكومتي است كه انسان‌ها در يك محيط سالم و مناسب، و در يك كارخانه انسان سازي، رنگ الهي بگيرند.

۷. هدف حاكم و حكومت ديني، ترسيم و شكل دهي به حاكميتي است كه انسان‌ها در محيطي عادلانه زندگي نمايند و فقر را ريشه‏كن كنند.

۸. اگر كسي در تحكيم پايه‌هاي ولايتمداري سستي كند و جامعه دچار آسيب شود، متخلف؛ پايه‌هاي نبوت و امامت را ناقص كرده است.

۹. وظيفه مسؤول توجه به دين و معنويت جامعه است و اگر رئيسي با عملش پايه‌هاي دين را سست كند؛ همان طاغوت است و حكمش نافذ نيست.

۱۰. مردم بر اساس دستور دين؛ ولي نعمت مسؤولين هستند و بايد قدر آنان دانسته شود.

۱۱. به مردم نبايد دروغ گفت. مسؤول بايد صادق باشد. روراست باشد. به وعده عمل كند.

۱۲. براي شكل گيري نظام اسلامي ايران، پيامبران و اولياي الهي و امامين انقلاب و مردم سختي كشيدند، رنج بردند، شهيد دادند، اسير دادند، جانباز شدند. همه اينها براي اجراي دستورات دين و ايستادگي در برابر دشمنان اسلام و ملت ايران است.

بنابراين بايد حرف ولايت را شنيد. آن را فهم كرد. به آن عمل نمود. با نشنيدن و كري؛ نمي‌شود كشور را اداره كرد. خوب است ناشنوايان عمدي براي رياست جمهوري كانديدا نشوند و دنيا و آخرت خود را تباه نسازند.

اشكِ تمساحِ تماميت خواهان براي جمهوريت نظام

سيد ابراهيم ميرپور فرد

به انتخابات ۱۴۰۰ نزديك مي‌شويم؛ چندي است خلق كنندگانِ وضعيتِ نابسامانِ اقتصادي موجود، پرچمدارِ دفاع از جمهوريتِ نظام شده‌اند. اين مجموعه در سخنراني‌ها و پيام‌هاي خود از به خطر افتادن جمهوريتِ نظام و لزومِ شركتِ گسترده مردم در انتخابات پيش‌رو سخن گفته و قلم فرسايي مي‌كنند؛ مجموعه‌اي كه در هشت سال گذشته زمام اموراجرايي كشور را در دست داشته اند.

ذكر بخش‌هايي از سخنان اين افراد و مقايسه اين سخنان با عملكرد هشت ساله جريان حاكم مي‌تواند چون چراغي فروزان مشخص كننده سره از ناسره نباشد.

آقاي عارف كانديداي پوششي براي پيروزي آقاي روحاني در انتخابات ۱۳۹۲ و نماينده مجلس در دورگذشته در پيام توئيتري خود چنين مي‌گويد:« شكل‌گيري مجلس يازدهم نتيجه عدم مشاركت مردم مي‌باشد».

آقاي جهانگيري كانديداي پوششي براي پيروزي آقاي روحاني در انتخابات ۱۳۹۶ و معاون رئيس رجمهور در جمع برگزيدگان استان گلستان در ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ چنين مي‌گويد:«برگزاري انتخابات پرشور نتيجه اش اين است كه همه ايرانيان با هر مذهب و گرايشي احساس كنند ايران ملك مشاع همه آنهاست».

آقاي سيد حسن خميني از حاميان آقاي روحاني در ديدار با تعدادي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌ها در ۱۵ اسفند ۱۳99:«هيچ چيزي واجب‌تر از برگزاري انتخابات پرشورنيست ».

آقاي روحاني در جلسه هيئت دولت در تاريخ 6بهمن ۱۳99 چنين مي‌گويد:«مي‏ترسم دستي پشت پرده باشد كه مردم را از انتخابات مايوس كند».

هرچند هيچ عقل سليمي از حضور گسترده مردم در انتخابات ناراضي نبوده و نيست ولي واكاوي پيشينه گويندگان اين سخنان به خوبي آشكار مي‌سازد كه اين افراد با دستاويز قرار دادن لزوم دفاع از جمهوريتِ نظام به دنبال محقق ساختن اراده باطلي هستند و آن اراده باطل چيزي نيست جز تماميت خواهي و حذف رقباي سياسي.

مرور حوادث رخ داده پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ مي‌توان صدقي بر اين مدعا باشد.

همگي به ياد داريم در انتخابات سال ۱۳۸۸ آقاي ميرحسين موسوي كه از حمايت گسترده مرحوم هاشمي رفسنجاني و آقايان سيد محمد خاتمي،سيد حسن خميني،عارف، جهانگيري و... برخوردار بود در نهايت توانست 1۳ ميليون راي كسب نمايد و با اختلاف ۱۱ ميليون راي مغلوب آقاي احمدي‌نژاد با كسب ۲۴ ميليون راي گرديد ولي جريان حامي ميرحسين موسوي با قبول نكردن شكست؛ در مقابلِ جمهورِ ملت ايران ايستادگي نمود و با دميدن بر دروغِ تقلب در انتخابات، خواستارِ لغو انتخابات و زدن مهر باطل بر انتخابِ جمهورِ ملتِ ايران گرديد و كشور را در فتنه و آشوبي 8 ماهه فرو برد كه در نهايت با مديريت امام خامنه‌اي دامت بركاته و بصيرت مردم اين فتنه عظيم پس از ۸ ماه به شكست انجاميد.

از بارزترين نتايجِ تلخ اين فتنه 8 ماهه مي‌توان به سخت ترشدن تحريم‌هاي گسترده بر عليه ملت ايران توسط نظام سلطه و همچنين ايجاد اشتقاق و دو دستگي در بين ملت ايران اشاره نمود، ولي متاسفانه همانگونه كه شاهد بوديم جريانِ خالقِ فتنه ۱۳۸۸ كه ۸ ماه كشور را دچار آشوب و بلوا نمود در انتخابات ۱۳۹۲ با سوار شدن بر بسترِ تحريم‌هاي دشمن و با متوسل شدن به شعار دروغين رفع تحريم‌ها و برگرداندن ثبات اقتصادي از راي مردم پله‌اي براي در اختيار گرفتن زمامِ امورِ اجرايي كشور ساختند.

آنچه در نتيجه هشت سال حكمراني اين تفكر به كشور تحميل گرديد چيزي نبود جز 1- نابودي بسياري از دستاوردهاي دولت‌هاي قبل در بده بستان‌هاي احمقانه با دشمنان انقلاب اسلامي خصوصاً در دو حوزه هسته‌اي و هوا وفضا 2- رسوايي‌هاي مكرر در واگذاري‌ سرمايه‌هاي مالي كشور به افراد حامي اين جريان 3- تاراج صندوق فرهنگيان كشور 4- حيف و ميل ميلياردها دلار ارز در تصميمات يك شبه مشهور به جهانگيري معاون رئيس جمهور5- دريافت حقوق‌هاي نجومي توسط مديران وابسته به اين جريان در ۸ سال گذشته 6- آسيب جدي به اقتصاد كشور و معيشت مردم و موارد مختلف ديگر.

ماحصل تمامي اين ناكارآمدي‌ها در نهايت باعث كاهشِ اعتمادِ عمومي ملت ايران به عملكرد مديران اجرايي كشور گرديد كه اين كاهش اعتماد عمومي به كاهشِ آمار شركت كنندگان در انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي منجر گرديد و شكست سنگين جريان اصلاحات در كل كشور به خصوص در حوزه انتخاباتي تهران مي‌تواند عمق اين فاجعه را مشخص نمايد در اين شكستِ سنگين سياسي؛ سر ليستِ جريان اصلاحات در حوزه انتخابيه تهران آقاي مجيد انصاري تنها توانست ۶۵ هزار راي در تهران كسب نموده و در رتبه سي و چهارم منتخين مردم تهران قرار گيرد.

با اين تفاسير به نظر مي‌رسد اين افراد و جريانات سياسي تا هنگامي براي جمهورِ مردم ارزش قائل شده و بر لزوم مشاركتِ گسترده مردم در انتخابات تاكيد داشته و از جمهوريتِ نظام دفاع مي‌كنند كه ملت ايران شرايط اعلام شده از سوي اين آقايان را پذيرفته و خواست آنان را اجرايي نمايند كه بيان چند عملكرد اين جريانات در سالهاي گذشته روشن كننده مطلب خواهد بود:

1- بايد نتيجه انتخابات منجر به پيروزي كانديد مورد نظر اين افراد و جريانات شود؛ همان گونه كه در انتخابات رياست جمهوري ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶و انتخابات مجلس شوراي اسلامي در سال ۱۳۹۴ رخ داد كه اين اتفاقات از سوي آقايان تاييد شده و نشاندهنده جايگاه و اهميت جمهوريت نظام و راي ملت مي‌باشد.

2- اگر در يك انتخابات- سال ۱۳۸۸ - مردم با مشاركت بي‌نظير و شگفت انگيزِ ۸۵ درصدي به كانديداي رقيب راي داده و فرد برنده - احمدي‌نژاد – با اختلاف ۱۱ ميليون راي پيروز انتخابات گردد؛ از ديد اين آقايان آن انتخابات داراي وجاهت لازم نبوده و بايد باطل شود.

3- اگر در يك انتخابات - مجلس شوراي اسلامي در سال ۱۳۹۴- مردم به علت عملكرد ۸ ساله همين جريان و معضلات شديد اقتصادي به انتخابات برگزار شده رغبت شديد نشان ندهند و همين جريان دچار شكست شوند در رويكردي منافقانه عدم حضور مردم را دليل شكست خود قلمداد نموده و به تخريب نمايندگان منتخب ملت مي‌پردازند.

در پايان چنين به نظر مي‌رسد كه دفاع از جمهوريتِ نظام و لزوم شركت گسترده مردم در انتخابات از نظر اين جريان تنها زماني مورد پذيرش قرار مي‌گيرد و داراي ارزش خواهد بود كه افراد و جريانات وابسته به همين طيفِ تماميت‌خواه پيروز انتخابات باشند.

 سرمقاله

تداوم سياست فشار حداكثري ترامپ با فرمول بايدن

حجت الاسلام محمد ملك زاده

در حالي كه برخي سياستمداران، عجولانه و با ذوق زدگي از دستور آمريكا جهت آزاد شدن اموال بلوكه شده ايران در كره جنوبي خبر دادند تا آن را دليلي بر تفاوت ميان رفتار دولت بايدن با ترامپ معرفي كنند، بلينكن وزير خارجه امريكا وجود چنين خبرهايي را از اساس تكذيب و با صراحت اعلام كرد: «گزارش‌ها درخصوص آزاد شدن بخشي از پول‌هاي بلوكه شده ايران در كره جنوبي نادرست است و تا بازنگشتن ايران به توافق هسته اي خبري از رفع تحريم نيست»! با اين حال مشخص نيست چرا برخي همچنان اصرار دارند ميان دولت بايدن با ترامپ تفاوت قائل شوند و بر ضرورت مذاكره با آمريكا در دوره جديد تاكيد مي‌كنند! در اين رابطه توجه به نكاتي حائز اهميت است:
1. پس از تصميم ايران به اجراي قانون اقدام راهبردي در لغو در تحريمها، خبرهاي مختلفي از عقب نشيني آمريكا در مخالفت با آزاد شدن اموال بلوكه شده ايران در برخي كشورها از جمله كره جنوبي و عراق انتشار يافت. اما پس از طرح مطالبي دو پهلو در خصوص موافقت ايران با بازگشت گام به گام به برجام و طرح جز در برابر جز از سوي رئيس جمهور، دولت امريكا كه پيش از اين به گفته مقامات كره جنوبي با آزادسازي اموال بلوكه شده ايران موافقت كرده بود، مجددا به مخالفت برخاست و بلينكن وزير خارجه امريكا با صراحت اعلام كرد تا زماني كه ايران به تعهدات كامل خود به برجام باز نگردد هيچ تحريم يا توقيفي از اموال ايران برداشته نخواهد شد. اين بدان معناست كه آمريكا پيام چند صدايي از داخل ايران را به خوبي دريافت نموده و گويا به اين نتيجه رسيده است كه ايران ديگر اصراري به اجراي كامل "قانون اقدام راهبردي در لغو تحريم‌ها" ندارد و آمريكا مي‌تواند با تشديد فشارها به ايران اين كشور را به سازش وادارد! از اين امر مي‌توان نتيجه گرفت چند صدايي در برابر دشمن تا چه مي‌تواند به زيان منافع ملي و مصالح كشور باشد. زماني كه رهبر انقلاب مي‌فرمايد بازگشت به تعهدات كامل برجامي از سوي ايران تنها با لغو كامل تحريمها و راستي آزمايي امكان پذير خواهد بود، سخن گفتن از سياست «گام در برابر گام» فاقد ارزش بلكه به زيان مصالح كشور و مغاير با سياست‌هاي كلي نظام است. به راستي تا كي بايد به دليل اعتماد به دشمن سرسختي مانند آمريكا دچار خسارت شويم تا متوجه گرديم آمريكا قابل اعتماد نيست؟! در برجام بي‌صداقتي آمريكا و اروپا بارها بر جمهوري اسلامي ثابت شده و دليلي ندارد در اين وضعيت از سياست گام به گام براي بازگشت به تعهدات سخن به ميان آوريم.
2. زماني كه آمريكا از آمادگي خود براي حضور در جلسات برجامي ايران و اروپا سخن گفت، از پاسخ ديپلماتيك و نرم ايران به اين مساله كه «زمان تحقق چنين امري مناسب نيست» چنين برداشت كرد كه گويا ايران براي اين حضور چندان هم بي‌ميل نيست و آمريكا مي‌تواند به رويكرد تداوم فشار حداكثري خود براي تسليم نمودن ايران همچنان اميدوار باشد. اين درحالي است كه جا داشت مسؤولان سياست خارجي با قاطعيت اعلام مي‌كردند كشوري كه از برجام خارج شده و موجب خسارات فراوان به ايران گرديده حق شركت در جلسات را ندارد.
3. ادامه دادن سياست فشار حداكثري ترامپ در مقابل ايران از سوي بايدن، واقعيتي است كه محافل گوناگون غربي نيز به آن اعتراف دارند. اخيرا نشريه آمريكايي «نيوزويك» اعلام كرد «سياست خارجي بايدن بيشتر از آنچه تصور مي‌كنيد به سياست خارجي ترامپ شبيه است»، گرچه او منتقد سياست فشار حداكثري ترامپ عليه ايران بود، در عمل همان راه را در پيش گرفته است.
تداوم سياست فشار...
در واقع عملكرد يك ماه و نيم گذشته از دوره بايدن به عنوان رئيس‌جمهور آمريكا نشان مي‌دهد اين دولت تداوم سياست فشار حداكثري ترامپ در برابر ايران را در پيش گرفته است. يعني همان سياستي كه بايدن در تبليغات انتخاباتي اش آن را نكوهش مي‌كرد، همچنان پابرجاست. نشريه ويك نيز با اشاره به دلايل عدم اعتماد ايران به آمريكا در يادداشتي نوشت: «آمريكا با خروج يك‌جانبه از برجام و وارد كردن خسارات اقتصادي از طريق بازگرداندن تحريم‌ها، به ايران بدهكار است و بايد دِين خود را ادا كند».
بنابراين آنچه در اين ميان بيش از هر چيز روشن است عدم تسليم ايران در مقابل فشارهاي آمريكايي است. براي ايران فرقي نمي‌كند رئيس جمهور آمريكا چه كسي است؛ مسلما ايران هرگز از راهي كه براي احياي حق منطقي و قانوني خود در چارچوب برجام درپيش گرفته بازنخواهد گشت.