صفحه خانواده سبز

با توجه به شريف حديث كسا، بررسي ميشود:
تربيت فرزند در سبك زندگي حضرت زهرا (س)

بخش اول دكترفائزه سادات عظيم زاده اردبيلي/ زهرا نجفي منش

سبك زندگي از مباحثي است كه در دو دهه اخير در دنيا مورد توجه بيشتري قرار گرفته و به ويژه در ايران اسلامي، پس از سخنراني مقام معظم رهبري در بجنورد، به موضوعي مهم در عرصه پژوهش و تبليغ تبديل شده است. سبك زندگي، الگو و شيوه رفتار و تعامل انسان در عرصه فردي و اجتماعي به منظور دستيابي به اهداف مورد نظر است كه مبتني بر ارزشها و ترجيحات فرد در زندگي است.(1)و(2) سبك زندگي افراد، بيشتر متاثر از محيط بيروني و الگوهاي گذشته و حاضر در زندگي است كه به تدريج براي هر فرد شكل ميگيرد. منبع دريافت سبك زندگي براي فرد مسلمان، سبك زندگي پيامبر و اهل بيت عليهم السلام است. اهل بيت عليهم السلام ابعاد مختلفي دارند يكي از ابعاد مهم آن، سبك زندگي در تربيت خانواده به ويژه تربيت فرزندان است. مراجعه به سيره اهل بيت عليهم السلام معلوم ميشود كه آنان سبك ويژهاي در تربيت فرزندان داشتهاند كه در آن اصول و روشهاي تربيتي خاصي به كار گرفته اند.(3)

حضرت زهرا سلام الله عليها به عنوان بهترين بانوي عالم و والاترين مادري كه مقام عصمت داشتند و مادر دو معصوم نيز بودند ميتوانند بهترين الگو براي تمامي مادران اين سرزمين قرار گيرند.

رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي به عنوان فقيه برجسته زمان حاضر و نظريه پرداز در حوزههاي مختلف علوم اسلامي با در نظر داشتن دو وجه مقامات معنوي و سبك زندگي آن حضرت، همواره گام نخست و معرفت نسبت به مقام حضرت زهرا(سلاماللهعليها) را به مثابهي طليعهاي براي توجه به سيرهي عملي ايشان به عنوان يك بشر دانستهاند. ايشان همواره با يادآوري صفاتي از آن بانوي والامقام چون «سيده نساء العالمين» و يا «اَلطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَةِ التَّقيةِ النَّقيةِ الرَّضيةِ الزَّكية»، تأكيد كردهاند كه «ما بايد راجع به حضرت زهرا(س)، نگاه اسوه بودن و مثال بودن داشته باشيم.(4)سيره زندگي حضرت زهرا سلام الله عليها ذو وجهين ميباشد كه ايشان تمامي اين ابعاد را در زندگيشان جمع كرده بودند.يك بعد شخصيت زهراي اطهر بعد سياسي و اجتماعي و جهادي ايشان است به طوري كه همه زنان مبارز و انقلابي و سياسي عالم ميتوانند از زندگي كوتاه و پر مغز او درس بگيرند. همچنين ايشان يك عبادت گر و به پا دارنده نماز در شبهاي تار و قيام كننده للله و خاضع و خاشع براي پروردگار است و در محراب عبادت اين زن جوان مانند اولياي كهن الهي با خدا راز و نياز و عبادت ميكند. بعد ديگر وجود ايشان يك زن مسلمان به عنوان همسري فداكار براي شوهر و مادري مهربان براي فرزندان ميباشد. فرزنداني تربيت ميكند مثل حسن و حسين و زينب عليهم السلام شوهري را نگهداري ميكند مثل علي و رضايت پدري را جذب ميكند مثل پيغمبر در محيط خانه دلارام شوهر و فرزندانش ميباشد در دامن پر مهر و پرعطوفت و با سخنان پر نكته و مهر آميزش، فرزندان سالمي را از لحاظ رواني تربيت ميكند. اين،آن الگوي زن اسلامي است.(5)

امام صـادق عليه السلام به نقل از حضرت فاطـمه سلام الله عليها فرمودند:«أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيتِهَا»؛ نزديكترين حالات يك زن به خداوند متـعال زماني است كه در منزل ميماند و به امور خانهداري و تربيت فرزنـد ميپردازد،(6) كارهاي درون خانه و چيزهايي از قبيل بارداري و وضع حمل و شيردهي و به خصوص تربيت فرزندان، اجر و پاداشي همچون جهاد در راه خدا دارد. در اين نوشتار به منظور بهره گيري بيشتر مادران از سيره تربيتي حضرت زهرا سلام الله عليها با فرزندانشان نمونههايي ارائه ميگردد:

1-محبت به فرزندان

يكي از مهمترين روشهاي تربيت،استفاده از مهر و محبت است.محبت،يكي ازمهم‏ترين نيازهاي رواني انسان است. و بهترين و مؤثرترين عامل در تربيت فرزندان به شمار رفته است، تاجايي كه پيامبراكرم(ص) ميفرمايند: أكرِموا أولادَكُم وَ أَحسِنوا آدابَهُم يغفَرلَكُم؛ فرزندان خود را كرامت كنيد و با آداب نيكو با آنها معاشرت نماييد تا آمرزيده شويد.(7) همچنين محبت به فرزندان آن چنان بركاتي درزندگي ماخواهدداشت كه امام صادق(عليه‏السلام) ميفرمايند: اِنَّا للّه ‏لَيرحَمُ العَبدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ: خداوندبه بنده خود رحم ميكند به خاطر محبت زيادي كه به فرزندش دارد(8)

هر انساني تشنهي محبت است، مخصوصاً در دوران كودكـي هر طفـلي عاطـفه و محبت مادر را با تمام وجود درك ميكند و از هر غذايي برايش لذيذتر است. اين كار باعث ميشود تا بياموزند كه به ديگران محبـت نمايند و انسـاني بدخو نباشـند. حضرت زهرا (س)همواره رفتار و كلامي محبتآميز با كودكان داشته كه نمونه رفتاري آن را در حديث شريف كساء به تصوير كشيدهاند. آن حضرت به فرزندان خود ميفرمايند: و إذا بولدى الحسن قد اقبل و قال السّلام عليك يا امّاه فقلت و عليك السّلام يا قرّة عينى و ثمرة فؤادى؛ و ناگاه فرزندم حسن وارد شد و بر من سلام كرد و گفت:اي مادر سلام و درود بر تو! سپس جواب داده و گفتم: سلام بر تو باد اي روشني ديدهام و ميوه دل من!»‏ و در جايي ديگر ميفرمايند: و إذا بولدى الحسين عليه السّلام قد اقبل و قال السّلام عليك يا امّاه فقلت و عليك السّلام يا قرّة عينى و ثمرة فؤادى‏؛ و ناگاه فرزندم حسين وارد شد و بر من سلام كرد و گفت: اي مادر سلام و درود بر تو! سپس جواب داده و گفتم: سلام بر تو باداي روشني ديدهام و ميوه دل من.(حديث كساء.)

ابراز محبت به سه شكل صورت ميپذيرد. محبت در گفتار، رفتار و به صورت جسماني و لمسي. در حديث شريف كساء هر سه شيوه ابراز محبت را شاهد هستيم. محبت گفتاري را در كلام حضرت زهرا (س) شاهد هستيم.ايشان فرزندان خود را با عطوفت خطاب قرار ميدهند. ايشان فرزندان خود را با عبارات زيباي قرّة عينى و ثمرة فؤادى موردخطاب قرار ميدهند.محبت رفتاري را در تمام ابعاد رفتاري ايشان شاهد هستيم و محبت جسماني را ميتوان قرار گرفتن در كنار وجود نوراني رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم شاهد باشيم. والديني كه به فرزند خود محبت ميكنند،محبوب فرزند خود واقع ميشوند و بهترين الگوي آنها قرار ميگيرند.

ادامه دارد....

پي نوشت:

1- كاوياني، محمد،۱۳۹۱، سبك زندگي اسلامي و ابزار سنجش آن، قم، پژوهشگاه همكاري حوزه و دانشگاه

2-مهدوي كني، محمد سعيد،۱۳۹۰، دين و سبك زندگي، تهران، دانشگاه امام صادق عليه السلام

3- همت بناري،علي،1394،اصول فرزندپروري در سبك زندگي اهل بيت عليهم السلام،دو فصلنامه علمي پژوهشي مطالعات اسلام و روانشناسي،سال 9،شماره 16

4-بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مداحان اهل بيت(ع)، ۱۳۹۵/۱/۱۱.

5-بيانات مقام معظم رهبري،1390،انسان 250 ساله،صهبا،تهران

6- مجلسي، محمدباقر، 1403، بحارالانوار، بيروت، داراحياءالتراث العربي، ج43، ص92

7- متقي، علي بن حسامالدين، ۱۳۵۸،كنزالعمال، ج 16، بيروت، مؤسسه الرساله

8- كليني، محمد بن يعقوب، 1365، الكافى، ج 6، تهران، دارالكتب الاسلاميه

 مشاوره

چرا گفتگو نميكنيم!

حجت الاسلام و المسلمين تراشيون:
متأسفانه ارتباط كلامي در جامعه ما بين زن و شوهرها آن جور كه بايد و شايد نيست. ضعيف است. ميزان آن كم است. برخي پژوهشها نشان ميدهد كه ارتباط كلامي در كلانشهرها و شهرهاي بزرگ ما به زير 20 دقيقه رسيده است. يك بخشي بر ميگردد به گرفتاريها و كار و مشكلات زندگي. يك بخش آن به گسترش رسانهها بر ميگردد. يك بخش آن هم به نابلدي بر ميگردد. خيلي مواقع ميگوييم آقا چرا با همسرت صحبت نميكني؟ ميگويد حاج آقا صحبت ميكنم دعوايمان ميشود. حرف نزنيم بهتر است.
چرا ارتباط كم است را دو تا دليل كلي براي آن بياوريم. ما جنس مقابل خود را نشناختيم. همسر خود را خوب نشناختيم و اين را ما بايد باور داشته باشيم كه زن و مرد را خداوند با يك ويژگيهاي متفاوتي خلق كرده است. آنها اگر قرار بود مثل هم باشند خدا يا همه را زن ميآفريد يا همه را مرد. همين كه زن شد و مرد شد يعني يك تفاوتهايي بين آنها وجود دارد. گاهي اوقات چون اين تفاوتها را نميشناسيم نميدانيم چه طور بايد با هم ارتباط برقرار كنيم. نكته دوم مهارت. خود مهارت ارتباط كلام زن و شوهر واقعاً يك مهارتي است كه بدانيم چگونه سخن بگوييم كه به هم آرامش بدهيم. يك لحظه اجازه بدهيد برويم خانه اميرالمؤمين و حضرت فاطمه زهرا ببينيم آنجا در اين ارتباط كلامي چه ميگذرد. شما ببينيد وجود مبارك اميرالمؤمنين و حضرت زهرا چه قدر زيبا همديگر را خطاب ميكردند. هر وقت اميرالمؤمنين ميخواست حضرت زهرا را صدا بزنند معمولاً 3 تا كليدواژه مهم را به آن توجه ميكردند. يكي به اسم كوچك صدا ميزد. يك جانم، يك فدايت بشوم. حضرت ميفرمودند «يا فاطمه نفسي لك الفداك» فاطمه جان، جان علي به قربان تو. حضرت زهرا در پاسخ ميفرمودند «يا علي روحي لك الفداك» علي جان وجود زهرا هم به فداي تو. آغازگري چه زيبا و دلنشين است. اين ميتواند در محيط خانه اثر بگذارد. اگر بخواهيم ياد كنيم مناسبتترين الگو امروز براي خانواده الگوي زندگي حضرت زهرا و اميرالمؤمنين(س) است. دليل آن هم اين است كه اين دو بزرگوار هر دو معصوم بودند. رفتارهاي آنها، كلمات آنها همه حجت است، چون مصون از خطا هستند. يعني ما ميتوانيم با خيال راحت به زندگي اميرالمؤمنين و حضرت زهرا استناد كنيم. هر چند آنها در قله هستند ولي ما ميتوانيم در اين دامنه حركت كنيم. بالاخره هر چه قدر به قله خود را نزديك كنيم بهتر خواهد بود.

 نکته

مبارزهاي براي تمام عمر

حجتالاسلام والمسلمين پناهيان
اصل خوب بودن يعني «درگير بودن» و پيروز شدن در اين درگيري. منظور ما از درگيري هم جهاد و مبارزه با هواي نفس است. طبيعتا در يك درگيري، كتك كاري و زد و خورد وجود دارد نه آسودگي و عافيت طلبي. يعني در اين درگيري، گاهي انسان ضربه ميخورد و گاهي ضربه ميزند. لذا فرمودهاند كه مومن در مبارزه با هواي نفس، گاهي زمين ميخورد و از هواي نفس خود تبعيت ميكند ولي خداوند دست او را ميگيرد و بلند ميشود و بر نفس خود غلبه ميكند و اين درگيري ادامه دارد. نبايد از درگيري مداوم با هواي نفس خسته شد. بعضيها بعد از مدتي مبارزه، از درگيري با هواي نفس خسته ميشوند و ميگويند: «خدايا چرا من آدم نميشوم!؟» اينها فكر ميكنند آدم شدن يعني اينكه ديگر هيچ هواي نفسي نداشته باشند كه بخواهند با آن مبارزه كنند و اين اصلا امكان ندارد. چون هر بدي و عيبي را در وجود خودمان از بين ببريم، يك بدي ديگر جلو ميآيد. لذا مبارزه با نفس تا آخر عمر ادامه دارد؛ فقط سطوح و درجات اين مبارزه تغيير ميكند.