صفحه جريان‌شناسي

نقش برخي از سلبريتي ها در تحقق اهداف استعمار فرا نو

 سيد ابراهيم ميرپور فرد

استعمارگران از ديرباز براي رسيدن به اهداف استعماري خود عمدتا از دو روش استفاده مينمودهاند 1- حمله نظامي و اشغال كشورهدف؛ در جهت چپاول منابع و ثروتهاي كشور اشغال شده كه اين روش «استعمار كهن» ناميده ميشود.

2- گماردن حاكمان و سلاطين سر سپرده و نيابتي براي رسيدن به اهداف واميال استعماري كه اين روش « استعمار نو » ناميده ميشود. ولي در دهههاي اخير با توجه به مقتضيات زمان استعمارگران براي ادامه غارت و چپاول منابع ملتها روشي جديد به نام «استعمار فرا نوين» را در پيش گرفتهاند.

«استعمار فرا نو » در اين روش استعماري تلاش دارد از دولتها و حاكمان عبور كرده و تحولاتِ موردِ نظرِ خود را در ساير كشورها از طريق مردم همان كشور؛ ولي در راستاي اهداف و مطامع خود محقق سازند.

«استعمار فرا نو» براي دست يابي به اهداف استعماري و تسلط بر افكار واذهان ملتها از شيوههاي متعددي استفاده مينمايد شيوههايي ازقبيل: 1- سلطه فرهنگي 2- كمرنگ كردن نقش دولتها 3- از بين بردن نظم داخلي كشورها از طريق شورش جمعي 4- از بين بردن امنيت فردي واجتماعي ويا غالب نمودن احساس ناامني فردي واجتماعي 5-ترويج عناصر فرهنگ بيگانه از طريق جاذبههاي رسانهاي خصوصا سكس و خشونت 6- گسترش فرآيندهاي فردگرايانه 7- كنترل شديد و مراقبت ويژه از طريق جهاني سازي اطلاعات با استفاده از پيام رسانهاي متنوع طراحي شده و....

«استعمار فرا نو» براي تأثيرگذاري حداكثري شيوههاي طراحي شده،از سه ظرفيتِ عظيمِ خود استفاده مينمايد كه عبارتند از: 1- غول رسانهاي 2- متخصصين وسلبريتيهاي پرورش پيدا كرده بر اساس مباني علمي، فكري و انديشهاي غرب 3-سازمانهاي به اصطلاح بشر دوستانه.

در اين مقال بر آن هستيم عملكرد آن دسته از سلبريتيهايي را مورد بررسي قرار دهيم كه در مواقع حساس اين سرزمين به جاي آنكه مرهمي بر آلام ملت باشند؛ همچون نمك بر زخمهاي ملت پاشيده ميشوند و دانسته يا نادانسته نقش غيرقابل انكاري در اجرايي نمودن اهداف« استعمار فرا نو» دركشورهاي مختلف از جمله ايران اسلامي بازي ميكنند.

در ابتداي سخن بايد متذكر شد خوشبختانه در بين سلبريتيهاي ايراني – در حوزههاي مختلف شعر، موسيقي، سينما، ورزش و...- تعداد قابل توجهي عناصر فرهيخته وجود داشته ودارند كه همراه و همگام با نظام اسلامي و ملت خود در غمها و شاديها حضور داشته و تمام قد از سياستها و منافع نظام اسلامي و ملت در مقابل نظام سلطه دفاع مينمايند.

ذكر نمونههايي از عملكرد سلبريتيهاي وابسته و يا فريب خورده به جريان فكري« استعمار فرا نو» علي الخصوص دردو سال اخيرمي تواند مؤيدي باشد بر نقش ويژه ي اين قشر در مسير تحقق اهداف استعمارگران.

1- واكنش سلبريتيها پس از فروكش كردن اغتشاشات بنزيني آبان ماه 1398

تعدادي از سلبريتيهايي كه در استقرارِ دولت روحاني سنگ تمام گذاشته بودند، پس از فرو كش كردن اغتشاشات بنزيني هم‏نوا با دشمنان انقلاب اسلامي وارد صحنه شده وبه حمايت از ادامه تجمعات اعتراضي كه با تخريب گسترده اموال عمومي بود، پرداختند افرادي از قبيل رخشان بني اعتماد، اصغر فرهادي، جعفر پناهي، فاطمه معتمد آريا، تهمينه ميلاني، داريوش مهرجويي و...

2- عملكرد سلبريتيها پس از شهادت سردار شهيد سپهبد سليماني

پس از شهادت سردار دلها به دست دولت تروريست پرورِ آمريكا كه نشان دهنده اوج خباثت و دد منشي دولت آمريكا برعليه ملت ايران وحتي ملتهاي منطقه و جهان بود متاسفانه بخشي از سلبريتيها هيچ واكنشي نشان ندادند و بخشي ديگر هم بدون محكوم كردن قبله آمال و آرزوهايشان – آمريكا- تنها در صفحات مجازي خود، عكس سردار شهيد را بازنشر داده و تعداد ديگري هم در صفحات خود خواستار « صبح بدون جنگ و صلح » شدند

3- واكنش سلبريتيها پس از سقوط هواپيماي اوكرايني

سلبريتيهايي كه در هنگامه ي شهادت سردارِ شهيد سليماني و رستاخيز به پا شده در ايران اسلامي و جهان مهر سكوت بر لب زده بودند و به سان خفاشان شب پرست در دخمههاي خود پنهان شده بودند پس از سقوط هواپيماي اوكرايني به يك باره از دخمههاي سياه خود بيرون خزيده و با دستاويز قرار دادن تأخير سه روزه در بيان ماجراي سقوط هواپيماي اوكرايني از سوي نظام اسلامي؛ همگام با دشمنان انقلاب اسلامي و شبكههاي معاند؛ نظام اسلامي را مورد حمله ناجوانمردانه خود قرار دادند و با اين عملكرد خود به نوعي فضاي تجديد قوا براي جبهه استكبار را فراهم نمودند؛ جبهه ي استكبار كه بعد از ضربات موشكي دلير مردان سپاه هيمنه اش فرو ريخته و در سردرگمي به سر ميبرد توانست با فضا سازي گسترده سلبريتيهاي ايراني خود را تا حدودي از زير بار تحقير موشكي بيرون كشد.در اين ماجراي تأسف بار تعداد كثيري از سلبريتيها براي كمك به جبهه استكبار جهاني سنگ تمام گذاشتند. تعدادي از اين به اصطلاح هنرمندان موسيقي، سينما و تئاتر كناره گيري خود را از جشنوارههاي داخلي اعلام نمودند، عدهاي هم از پايان كار خود با صدا و سيما خبردادند و عدهاي ديگر در صفحات شخصي خود به نظام اسلامي و ملت توهين نمودند.

در اينجا بايد از اين دسته از سلبريتيها يا سربازان «استعمار فرا نو» پرسيد شمايي كه از اعلان علت سقوط هواپيماي اوكرايني آنهم بعد از سه روز برآشفته شده و به نظام اسلامي يورش آورديد چرا به قبله آمال خود انگستان در خصوص پنهان كاري سه ماهه ي كروناي انگليسي لب به اعتراض نگشوديد؟ آيا سزاوار است براي گرفتن جايزه از جشنوارههاي خارجي و يا گرفتن گرين كارت، خود را به اين درجه از حقارت و رذالت تنزل دهيد؟

4- راه‏اندازي هشتك اعدام نكنيد و حمايت از روح‏ا... زم

واكنش معدودي از سلبريتيها و همگامي با دشمنان انقلاب اسلامي در ماجراي حمايت از نويد افكاري قاتل كارمند اداره آب شيراز، حمايت از سه اغتشاش گر فتنه ي بنزيني با راه انداز هشتكهايي با عنوان « نه به اعدام» و يا « لطفا اعدام نكنيد»، موضع گيري در خصوص كشته شدن يكي از اعضاي گروه تروريستي كومله؛ حمايت از روح الله زم و... نمونههاي ديگري از خباثت عدهاي ديگر از سربازان استعمار فرا نو در ايران اسلامي ميباشد.

5- واكنش سلبريتيها در خصوص ترور دانشمند هستهاي شهيد مهندس فخري زاده

اين خيل عظيم و پر مدعا پس از ترور دانشمند هستهاي ايران اسلامي توسط عوامل آمريكايي – صهيونيستي مهر سكوت بر لب زده و واكنشي از خود نشان ندادند هر چند تعداد انگشت شماري از جمله عليرام نورايي سكوت سلبريتيها در خصوص ترور دانشمند هستهاي را تقبيح نمود.

6- تبليغ سلبريتيها براي ضربه زدن بر اقتصاد كشور

در هنگامهاي كه دشمنان انقلاب اسلامي فشارِ مضاعفِ خود را بر عليه ملت ايران دو چندان نموده و دولت روحاني با در پيش گرفتن سياستهاي نابخردانه ي اقتصادي باعث گراني افسارگسيخته و نابودي اموال ملت در بورس شده و باعث عدم ثبات اقتصادي و كاهش شديد سرمايه گذاري در كشور گرديده؛ لشكر سلبريتيها در يك اقدام عجيب وارد صحنه شده و در فضاي مجازي ملت ايران را ترغيب به خريد ملك در دوبي و خروج سرمايه از كشور مينمايند

7- واكنش سلبريتيها به خريد واكسن

پس از تذكر رهبر انقلاب اسلامي به مديران اجرايي كشور در خصوص عدم خريد واكسنهاي نامطمئن خصوصا از سه كشور بد نام و خبيث آمريكا، انگليس و فرانسه تعدادي از سلبريتيهاي وطني هم‏نوا با دشمنان وشبكههاي معاند آمريكايي و انگليسي وارد صحنه شده و با ايجاد جو رواني كاذب تلاش نمودند، نظام اسلامي را وادار به خريد واكسنهاي نامطمئن و خطرناك انگليسي – آمريكايي نمايند.

در خصوص چرائي عملكرد اين دسته از سلبريتيها؛ به صورت اجمال ميتوان چنين گفت: اين دسته از سلبريتيها متاسفانه در صحنههايي همچون زلزله، سيل، دفاع از كيان اسلامي و به طور كلي هر جايي كه ملت نياز به كمك و ياري داشته؛ به مانندِ خفاشان شب پرست به دخمههاي خود فرو خزيده و پنهان ميشوند ولي در صحنههايي كه منافع نظام اسلامي وملت ايران با منافع استكبار جهاني دچار تعارض شده ويا در مواقعي كه دمل چركيني در نظام هويدا ميشود و نظام اسلامي قصد جراحي و ريشه كني اين دمل چركين را دارد همين جماعت به مانند كركسان شوم و بدصدا همگام به شبكههاي ماهوارهاي دشمن در جهت دفاع از منافع استعمار فرا نو و همچنين دفاع از دملهاي چركين وارد صحنه ميشوند.

در پايان در خصوص چگونگي جلوگيري از تحركات گسترده و ضد منافع ملي اين دسته از سلبريتيها ميتوان به دو راه عمده اشاره نمود.

1- لزوم ورود و برخورد قاطع قوه قضائيه با اين دسته از سلبريتيها

2- آنچه بيش از برخورد قاطع قوه قضائيه ضرورت دارد؛ جلوگيري از عدم رشد قارچ گونه ي چنين سلبريتيهايي در جامعه ميباشد كه در اين خصوص وظيفه اصلي به عهده وزارت ارشاد اسلامي و صدا وسيماي جمهوري اسلامي ميباشد؛ زيرا چنين به نظر ميرسد كه اين دو نهادِ حاكميتي بدون توجه جدي به بحث تعليم وتربيت اسلامي و شايستگيهاي لازم ديني وعلمي زمينه ي دست يابي به شهرت و رشد بادبادك گونه چنين افرادي را مهيا ميسازند و متاسفانه چنين افرادي با استفاده از ظرفيت صدا و سيما و وزارت ارشاد اسلامي تبديل به چهرههايي شاخص در جامعه شده و مورد وثوق مردمي قرار ميگيرند ولذا همين رشد وشهرت بدون ضابطه و قارچ گونه نه تنها زمينه سقوط بلكه زمينه جذب چنين افرادي را به شبكههاي معاند و يا حركت اين افراد در مسير اهداف استعمار فرا نو فراهم ميسازد.

ذكرتنها دو مثال ميتواند روشن كننده ي مطلب فوق باشد.

1- سرنوشت آقاي فردوسي‏پور مجري برنامه 90 ورزشي ميتواند هشداري به متوليان صدا وسيما باشد زيرا وقتي صدا وسيما تنها با استدلال جذب مخاطب فضا را به صورت يله و آزاد در اختيار مجري قرار ميدهد؛ سرانجامِ چنين تفكري نتيجهاي جز خسران به بار نخواهد آورد؛ جناب فردوسي پورمجري برنامه ي ورزشي 90 چنان از ميزان مخاطبين برنامه سرمست ميگردد كه برنامه 90 ورزشي را تبديل به يك برنامه سياسي مينمايد. ايجاد دو قطبيهاي سينمايي در برنامه ورزشي 90 در ايام فتنه ي سال 1388 و همچنين تبليغ فيلمهاي فرهادي- فردي كه تنها هنرش ترسيم چهرهاي سياه از ايران اسلامي براي دريافت جايزه از جشنوارههاي خارجي است- و يا مصاحبه ي خارج از عرف با وزير خارجه از شاهكارهاي آقاي فردوسي پور بود و اين اعمال غير ورزشي در يك برنامه ي ورزشي نمايانگر همين سرمستي افسار گسيخته بود. بروز چنين اعمالي توسط يك مجري برنامه ي ورزشي نشان دهنده ي عدم مديريت هدفمند و عدم برنامه ريزي هوشيارانه ي مديران ارشد صدا و سيما براي حفظ وحراست از نيروهاي سازماني خود ميباشد.

2- ماجراي تأسف بار خواهران دو قلو در سريال پايتخت و تصاوير منتشرشده از اين دو فرد در فضاي مجازي شاهدي ديگر بر صدق اين مدعا است

 برگي از تاريخ

هواپيماي اختصاصي براي پماد خارش دست اعليحضرت!

مينو صميمي، منشي مخصوص فرح پهلوي در امور بينا لمللي، در كتاب خاطرات خود چنين نقل ميكند:
يكي از وظايف بسيار دشوارم در مواقع سفر شاه به سوئيس دوندگي براي تأمين خواستههاي عجيب و غريب شاه و ملكه بود... يك روز سفير به من گفت: «هماكنون خبر دادهاند كه اعليحضرت بهدليل عود بيماري اگزماي مزمن وجود مبارك، دچار خارش دست شدهاند و نياز به يك پماد كورتيزون دارند». بلافاصله با رانندهي مخصوص سفير حركت كردم تا در اولين داروخانه پماد مورد نظر را تهيه كنم. مدير داروخانه با شنيدن نام پماد سري تكان داد و گفت: «پمادي به اين نام نداريم» و توضيح داد: «اصولاً چون پمادي به اين نام در سوئيس ساخته نميشود، يافتن آن در سراسر سوئيس محال است».
تمام آن روز در شهرهاي مختلف سوئيس گشتم و حتي جستوجوي داروخانههاي آلمان را هم از قلم نينداختم تا شايد پماد كذايي را پيدا كنم ولي نتيجهاي بهدست نياوردم... موقعي كه به سفارتخانه بازگشتم، مواجهه با سفيري كه از شدت ناراحتي رنگ به چهره نداشت، به من فهماند كه از سوي وزير دربار تحت فشار بوده تا هر چه زودتر پماد را پيدا كند... بالاخره كابوس پماد كورتيزون موقعي به پايان رسيد كه يك هواپيماي اختصاصي از سوئيس به لندن رفت و با خود ۲۰ لوله پماد كذايي را به زوريخ آورد. بعد هم اين پمادها در فرودگاه زوريخ به يك اتومبيل انتقال يافت و با سرعت به «سن موريتس» فرستاده شد تا براي درمان خارش دست شاه مورد استفاده قرار گيرد!
منبع: كتاب «پشت پرده تختطاووس»