صفحه فرهنگي-اجتماعي

ويژگيهاي دعاي ماه رجب

 فاطمه فرهاديان

هفتمين ماه از سال هجري قمري رجب نام دارد كه نبايد فضيلت آن را به بوته فراموشي سپرد. ماه رجب مقدمه درك ماه مبارك رمضان است. رسول اكرم(ص) فرموده اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هيچ ماهي در حرمت و فضيلت به پايه آن نميرسد و.... آگاه باشيد كه رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است.»امام هفتم(ع) فرموده اند:« رجب نام نهري است در بهشت كه از شير، سفيدتر و از عسل، شيرينتر است; هر كس يك روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بياشامد.»هر كدام از ذكرهاي وارد شده در اين ماه بركات و فضيلتهاي بسياري دارند اما دعاي مشهوري كه تأكيد شده بعد از هر نماز واجب خوانده شود، دعاي معروف رجبيه است. محمد زكنون كه خود اهل ركوع و سجود بوده و چنان در سجده گريه ميكند كه چشمهايش كور ميشود نقل ميكند، روزي نزد امام صادق(ع) رسيده و عرضه ميكند يا ابن رسولالله دعايي به من ياد بده كه در آن دعا به من منفعتي برسد، حضرت دعاي رجبيه را سفارش ميفرمايند.در ادامه به ذكر ويژگيهاي دعاي رجبيه ميپردازيم:

ابتر نماندن هركار با آغاز به بسم الله

ايشان ميفرمايند:«بنويس بسم الله الرحمن الرحيم، به نام خداوندي كه آغاز هر كاري از اوست و هر كاري بدون ياد خدا آغاز شود ابتر و ناقص ميماند.»

درخواست همه خيرها از خداوند

حضرت بعد از آوردن نام مبارك خداوند متعال به اين فراز اشاره ميكند «يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيرٍ» يعنياي كسي كه همه خيرها و خوبيها را از تو اميد دارم، درواقع بايد دانست كه همه خوبيها را بايد از خدا خواست. كسي كه خوبيها از سوي او نازل ميشود و هر چه از او ميرسد جز خير نيست حتي اگر ظاهر آن مصيبت باشد اما چون از خدا رسيده خير است.

ايمني از همه شرها با پناه بردن به خدا

«وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَر»، در اين فراز حضرت به بندگان خدا آموزش ميدهد كه نه تنها اميد و خوبيها را بايد از خدا انتظار داشت بلكه از هر شري كه به انسان ميرسد بايد به خدا پناه برد، لذا در اين فراز ميخوانيم علاوه بر اينكه همه خيرات از طرف توست، از هر شري نيز به تو پناه ميبرم.

عطاي فراوان و بيحساب پروردگار در برابر عمل قليل

در فراز بعدي ميخوانيم «يا مَنْ يعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ»يعني خداوند در برابر كم ما زياد و فراوان عطا ميكند. بنده گاهي اعمال دست و پا شكستهاي اعم از نماز، روزه و دعاهايي كه مخلوط با ريا و گرفتاريهاي روحي را به درگاه الهي ميبرد اما در مقابل خداوند در برابر اين اعمال ناقص، نعمات فراوان اعطا ميكند. در قرآن كريم آمده است؛ «كيست كه به خدا قرض الحسنهاي دهد و از اموالش انفاق كند تا آن را براي او چندين برابر و به چندين توان ميرساند مثل يك دانهاي است كه كاشته ميشود رشد ميكند و چندين برابر آن عمل كوچك و ناقص انسان به او خير و پاداش عطا ميكند.» « مَّن ذَا الَّذِى يقْرِض اللَّهَ قَرْضاً حَسناً فَيضعِفَهُ لَهُ أَضعَافاً كثِيرَةً وَ اللَّهُ يقْبِض وَ يبْصط وَ إِلَيهِ تُرْجَعُونَ «(بقره:آيه 245)

سه طبقه عطا

در اين فراز نشان ميدهد از گستردگي عطاي الهي كه مشمول عطاي خاص الخاصان، عطاي خاصان و عطاي عموم است، طبقه سخن ميگويد؛« يامَنْ يعْطى مَنْ لَمْ يسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً»اي كسي كه هر كس از او بخواهد خواستهاش را اجابت ميكني و نه تنها به هر كسي كه تو را بخواند بلكه به كسي كه تو را نخواند و يا حتي نشناسد هم عطا ميكني.

عطاي خاص الخاص«يا مَنْ يعْطى مَنْ سَئَلَهُ»

در ادامه اين دعا ميخوانيم «يا مَنْ يعْطى مَنْ سَئَلَهُ» يعني هر كس به درگاه تو بيايد و از تو چيزي را طلب كند پاسخ او را ميدهي و دعايش را به استجابت ميرساني. اين عطا مختص افراد خاص الخاص است افرادي كه همواره خدا را صدا ميزنند و به درگاه الهي پناه ميآورند و تنها از او طلب ميكنند و از اين عطا بهره مند ميگردند.

البته عطاي الهي در دعا دو بخش دارد؛ گاهي عطا به صورت آجل(مهلت دار) و گاهي عطا به صورت عاجل(آني) است، كه اگر عطا به صورت آجل باشد يعني اينكه حاجتروايي بنده زمان دارد و زماني كه موقع آن برسد آن نعمت به او عطا ميشود، و حتي گاهي ممكن است حاجت در دنيا عطا نشود و در آخرت برآورده شود اما گاهي نيز عطا به صورت عاجل صورت ميگيرد يعني همان لحظه اجابت ميشود.

عطاي خاص«يامَنْ يعْطى مَنْ لَمْ يسْئَلْهُ....»

فراز «يامَنْ يعْطى مَنْ لَمْ يسْئَلْهُ....»حضرت در اين فراز به رحمت واسعه پروردگار اشاره ميكند كه حتي بندگاني كه در اثر اهمال و فراموشي يا غفلت از آمدن به درگاه خدا غافل شدهاند را مورد استجابت دعا قرار ميدهد. اين فراز ميفرمايد؛اي خدايي كه به كسي حتي تو را نميخواند نيز نعمت عطا ميكني.

طبقه عطاي عام «وَمَنْ لَمْ يعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً»

و در پايان اين قسمت از اين فراز ميفرمايد؛اي خدايي كه نه تنها به كسي كه تو را نميخواند بلكه حتي تو را نميشناسد؛ نيز نعمت عطا ميكني و اين اوج كرامت و رحمانيت پروردگار را ميرساند كه رحمتش عموم افراد را صرفا به خاطر مخلوق بودن وي در بر ميگيرد.

در واقع اگر انسان به نعمتهاي خويش دقت كند ميبيند كه خيلي از نعماتي را كه خدا به او داده هيچگاه طلب نكرده و يا حتي نميدانسته كه بايد اين نعمت را نيز از خداوند طلب كند به طور مثال كسي دست، پا، انگشت، ناخن، مژه و ديگر اعضا و جوارح خود را از خداوند طلب نكرده است و همه اين موارد را خدا بدون اينكه بنده او را بخواند و يا حتي او را بشناسد به او اعطا كرده است اما چرا خداوند اين نعمتها را بدون اينكه از او بخواهيم به ما عطا ميكند؟ در پاسخ اين سوال بايد گفت كه خداوند از روي رحمت الهي اين چنين عمل ميكند، يعني لطف و مهرباني خداوند آنقدر وسيع است كه بدون اينكه از او درخواست كنيم به بنده عنايت و عطا ميكند.

طلب جميع خيرها و دوري از شرها

در ادامه اين دعا ميخوانيماي كسي كه حتي به كسي كه تو را نميشناسد نيز نعمت اعطا ميكني «اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِياكَ جَميعَ خَيرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيرِ الاْخِرَةِ.»حضرت در مقابل اين فراز ميفرمايند: «وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِياكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ»، در واقع به بنده آموزش ميدهد كه از خدا بخواهد خدايا به خاطر خواهشم از تو همه دردها، بيماريها، گرفتاريها و حتي دور شدن از عبادت خود را از من دور كن.در اين قسمت از فراز دعا حضرت اشارهاي به كل شرهاي آخرت نميكند و عرضه ميدارد خدايا شر آخرت را از ما دور كن، زيرا در آخر تنها يك شر وجود دارد و آن دوري از رحمت خداوند است كه همه آنچه كه در آخر وجود دارد همه منشأ گرفته از دوري رحمت خداست كه اين محروميت به واسطه كارهايي كه خودمان انجام دادهايم اتفاق ميافتد، لذا از خدا ميخواهيم همه خير دنيا و همه خير آخرت را به ما عطا كند و شرهاي دنيا و آخرت را از ما دور كند.

درخواست كردن از فضل نامحدود وغيرمنقوص پروردگار

حضرت همچنين ميفرمايد: «فَاِنَّهُ غَيرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيت»، يعني خدايا اگر همه اينها را به ما عطا كني چيزي از تو كم نميشود چون خدا غني مطلق است و غني مطلق اگر چيزي را اعطا كند نه تنها از او كم نميشود بلكه به آن نيز اضافه ميشود در دعاي عرفه نيز آمده كه اگر به من خيري عطا كني از تو كم نميشود بلكه به جود و كرم تو اضافه ميشود.

در ادامه اين دعا ميخوانيم: «َوَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ»، يعنياي خداي كريم از فضل خودت به من ببخشا، بخشندهاي كه با تمام وجودش به كسي كه بينياز است ميبخشد و عطا ميكند، راوي ميگويد: در اين زمان حضرت محاسن خود را در دست چپ ميگيرد و با حالت تضرع و خشوع، انگشت سبابه دست خود را حركت ميدهد و ميفرمايد «يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ» يعني كسي كه ميخواهد اين دعا را بخواند بهتر است بداند در مقام ارتباط با خداي صاحب جلال حالت تضرع داشته باشد.

درخواست از منعم بخشنده بيدريغ

خداوند اگر صاحب نعمت است صاحب بخشش نيز است، برخي انسانها روحيه بخشندگي دارند اما نعمتي براي بخشش ندارند و يا برعكس نعمت دارند و روحيهاي براي بخشندگي ندارند اما خداوند هم نعمت دارد و هم اهل بخشش است لذا ميخوانيم «يا ذَاالنَّعْماَّءِوَالْجُود.»فراز «يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْل» در اين فراز از دعا حضرت خداوند را اينگونه معرفي ميكننداي كسي كه صاحب نعمتهاي فراوان بدون دريغ هستي، گرچه خداوند بعد از اعطاي نعمات منتي بر سر انسان نميگذارد اما انسان هميشه خود را مديون خدا ميداند لذا او را صاحب منت و كرم و اهل بخشش ميداند.

طلب محفوظ ماندن از آتش

حضرت در پايان دعا ميفرمايد: «حَرِّمْ شَيبَتى عَلَى النّار»، يعنياي خدايي كه صاحب چنين ويژگيهايي هستي موي محاسن من را بر آتش حرام كن، چرا حضرت بين همه جوارح انسان تنها به موي خود اشاره ميكند؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت: زماني كه انسان به آتش سوزان نزديك ميشود سريعترين قسمت بدن كه در اين مواجهه شدن آسيب ميبيند موي او است، لذا عرضه ميدارد خدايا مرا آنقدر نزديك به آتش نگردان كه حتي مويم بسوزد و اگر آتش از موي صورت كه در بارزترين قسمت بدن قرار گرفته حرام شود قطعاً بر ديگر اعضا و جوارح انسان نيز حرام ميشود.

 پرتوي از حكمت

مفهوم عدالت و رابطه آن با مسأله پيشرفت

علامه مصباح يزدي(ره):
«عدالت» به معناي توزيع متناسب حقوق و تكاليف بين افراد است. برخي مكاتب بر «تساوي» تكيه كرده، و گمان ميكنند عدالت يعني مساوات. ولي ما از كلمه «متناسب» استفاده ميكنيم. اين، تعريفي اجمالي از عدالت در فرهنگ ما است. «عدالت» و «قسط» دو لفظ مترادف، يا متقاربالمعني هستند كه در قرآن نسبت به آنها تأكيد زيادي شده است. برخي خواستهاند بين اين دو واژه تفاوتي قائل شوند؛ امّا به نظر ميرسد فرقي بين آنها نيست.
قرآن درباره هدف از بعثت انبياء ميفرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكتابَ وَ الْميزانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيعْلَمَ اللَّهُ مَنْ ينْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِي عَزيز»؛ ما انبياي خود را با دلايل روشن فرستاديم، و كتاب و ميزان و معيار شناسايى حقّ از باطل را در اختيارشان قرار داديم، تا مردم قيام به عدالت كنند. در ادامه اين آيه به مطلبي اشاره شده كه حاكي از اين است كه اجراي عدالت لوازمي دارد؛ «وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ»؛ يعني با توجه به اين واقعيت كه در زندگي انساني، هميشه افرادي افزونطلب و ستمگر يافت ميشوند، بايد قدرت سلاح وجود داشته باشد، تا عدالت برقرار شود. آن عدل الهي هم كه به دست مبارك ولي عصر(عج) برقرار خواهد شد، با استفاده از سلاح خواهد بود.
بنا بر آنچه گفته شد، پيشرفت مورد نظر ما، به مفهوم اقتصادي، و حتي به معناي جامعهشناختي آن نيست؛ بلكه مراد ما پيشرفتي انساني است كه موجب تكامل در انسانيت و رسيدن به قرب الهي شود. اين، پيشرفت حقيقي است كه بدون برقراري يك نظام عادلانه براي همه انسانها، ميسّر نميشود. توزيع عادلانه و متناسب حقوق و تكاليف، موجب ميشود كه زمينه پيشرفت براي همه انسانها فراهم شود، تا «فَمَنْ شاءَ فَلْيؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيكفُر»

 در محضر قرآن

كرامت انسان در تقواست!

قرآن كريم، محور كرامت انسان را تقوا ميداند و اعلام ميدارد كه چيزي جز تقوا، ماية كرامت نيست؛ " يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ"(حجرات/13) يعنياي مردم! ما شما را مذكر و مؤنت آفريديم و شرط كرامت و بزرگواري شما را تقوا قرار داديم.
مرد و زن بودن، ارتباطي با كرامت ندارد. نه مرد بودن شرط كرامت است و نه زن بودن مانع آن است؛ چون كرامت، صفت روح است و روح انسان، نه مؤنث است و نه مذكر. نر و ماده بودن، صفت جسم است. روح انسان، مجرد است و همة فضايل اخلاقي، به روح آدمي برمي گردد. بنابراين، نه مرد بودن، ماية فخر است و نه زن بودن، مانع كرامت است؛ بلكه مدار كرامت نزد خداي سبحان، همانا تقواست. از اين رو در قرآن كريم آمده است: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ.
اين آيه، معيار كرامت انسان را در تقوا منحصر كرده است و جز تقوا، هر معيار ديگري را(اعم از ثروت، زيبايي، نژاد، قبيله، جنسيت، رنگ پوست، علم، سابقة علمي، اجتماعي و سياسي و...) نفي ميكند.
آيتا... جوادي آملي(حفظه الله)

 نهج‌البلاغه


آنچه نمى دانى مگو، و آنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور، و در جادّه اى كه از گمراهى آن مى ترسى قدم مگذار، زيرا خوددارى به هنگام سرگردانى و گمراهى، بهتر از سقوط در تباهى هاست.
(نامه 31 نهج البلاغه)