صفحه جوان

جشن ولنتاين و نگاه اسلام

 هادي قطبي

روز ۱۴ فوريه روزي است كه در روم باستان و مسيحيت، براي ابراز عشق و علاقه به هر كسي كه دوستش دارند، انتخاب شده و آن را ولنتاين(پايه گذار اين روز) ناميده اند. "گل رز سرخ" نماد اصلي اين روز است كه، عاشق به محبوب خود پيشكش ميكند.

دو هزار سال پيش از اين و سالها قبل از مسيحيت، در ايران باستان و بعدها توسط زرتشتيان روز عشق به نام "سپندارمذگان" جشن گرفته ميشده است. در تقويم شمسي ۵ اسفند هر سال، براي اين روز توسط زرتشتيان در نظر گرفته شده است.

اما در اسلام روز خاصي به اين نام وجود ندارد؛ چراكه اصلا اساس و پايه دين اسلام، "عشق و محبت" است كه "جاذبه و دافعه" يا "تولي و تبري" ناميده ميشود.

خداوند خود دين و ايمان را بر پايه محبت و دوست داشتن بنا كرده و معيار ايمان را به مقدار علاقه و محبت به خدا اعلام كرده و ميفرمايد: "وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لله"؛ آنان كه ايمان آوردهاند خدا را بيشتر دوست مىدارند.(بقره/165)

همچنين اين محبت را نشانه و عامل تبعيت از پيامبر خود قرار داده كه آثار اين بندگي و تبعيت، به خود مومنين بازگشت ميكند: "قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم"ٌ؛ بگو: اگر خدا را دوست مىداريد از من پيروى كنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد، كه آمرزنده و مهربان است.(ال عمران/31)

همچنين در قرآن، مُزد پيامبر اكرم(ص) را، ابراز عشق و علاقه به اهل بيتش دانسته و در آيه مودت به آن تصريح كرده و فرموده است: "قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى"؛ بگو: بر اين رسالت مزدى از شما، جز دوست داشتن خويشاوندان، نمىخواهم.(شوري/23)

در روايات نيز اهل بيت، دين اسلام را دين محبت و صفا معنا كرده و فرموده اند: "هل الدين الا الحب" آيا دين جز محبت است؟

مردم مسلمان ايران، مناسبتهاي مختلف مذهبي را بهانهاي براي ابراز عشق و علاقه به يكديگر قرار داده و با تقديم هديه، آن روز را گرامي ميدارند.

بزرگترين جشن و عيد شيعيان روز غدير و بعد از آن ميلاد اهل بيت عليهم السلام است كه هر يك به روزي مانند روز پدر، روز مادر يا زن، روز دختر، روز جوان، روز پاسدار، روز جانباز و.... نام گذاري شده است.

در واقع ميتوان گفت: دين اسلام از اين نظر كه ديني آسماني و مطابق با فطرت انساني است، نيازهاي طبيعي انسانها را در نظر گرفته و بر مبناي آن افكار و اعمال را بيان ميدارد.

دين اسلام علاوه بر آنكه بر محبت ورزيدن و اظهار عشق و علاقه به يكديگر توصيه فرموده، رفتارهايي را مانند سلام كردن، احترام گذاشتن، لبخند هميشگي بر چهره داشتن، دست دادن و روبوسي، بوسيدن دست والدين و معلم، نگاه محبت آميز به والدين، بزرگداشت ياد و خاطره آنان با حضور بر مزار و هديه اعمال نيك به انها و... را نيز به عنوان معيارهاي سبك زندگي يك مسلمان و پيرو اهل بيت قرار داده است.

برخوردهايي مانند مدارا، صبر و حلم، گذشت، ايثار و فداكاري در مال و جان، كمك و تعاون به يكديگر، صله رحم و زيارت اهل بيت امامزادگان و بزرگان دين، اگاهي بخشي و علم آموزي و نيز خيرخواهي و نصيحت و يادآوري خوبيها و بديها در قالب امر به معروف و نهي از منكر، از جمله نمادهاي عشق و محبت و صفا نسبت به يكديگر در دين اسلام هستند و مسلمانان معمولا به آنها پاي بند بوده و اهميت ميدهند و در طول سال به بهانههاي مختلفي اين اعمال و رفتارها را به طور نمادين گراني ميدارند.

آري؛ دين اسلام يك دين كامل است و ايام غم و شادي آن مشخص و اين ما مسلمانان هستيم كه بايد به فرموده قرآن" ايام الله"(ابراهيم/۵ - جاثيه/۱۴) را ياد نموده و بزرگ بدانيم. والدين و فرزندان بايد با اهميت دادن به روزهاي عيد اسلامي و شيعي مانند ميلاد بزرگان دين ان روز را بر خود و اطرافيان شاد كرده و عشق و محبت خود را به يكديگر نشان دهند...و خوب ميدانيم:

اسلام به ذات خود ندارد عيبي

هر عيب كه هست از مسلماني ماست

 ولايت و جوانان

رهبر معظم انقلاب:
اين سه ماه را قدر بدانيد!

ماه رجب، ماه مباركي است؛ ماه توسل و تذكر و توجه و تضرع و استغاثه و محكم كردن پيوند دلهاي محتاج و نيازمند ما به ذيل لطف و فضل الهي است. اين روزها را قدر بدانيد. هر يك روز ماه رجب، يك نعمت خداست.
در هر ساعتي از اين ساعات، يك انسان اگر هوشمند و زرنگ و آگاه باشد، مي‏تواند چيزي را به دست بياورد كه در مقابل آن، همهي نعمتهاي دنيا پوچ است؛ يعني مي‏تواند رضا و لطف و عنايت و توجه الهي را به دست آورد.
ماه رجب يك فرصت تقرّب به ارزشهاي الهي و تقرّب به ذات مقدّس پروردگار و فرصت خودسازي است. اين ايامي كه در روايات ما بهعنوان ايام برجسته معرّفي شدهاند، اينها همه فرصتند؛ هر فرصتي هم نعمت است و هر نعمتي هم نيازمند شكر و سپاس است. شكر و سپاس نعمت هم اين است كه انسان نعمت را بشناسد، بر طبق اقتضاي اين نعمت رفتار كند، از آن بهره ببرد، نعمت را از خدا بداند و آن را در راه خدا به كار ببرد؛ ماه رجب از اين نعمتها است. بعد هم ماه شعبان است كه آن هم نعمت ديگري است و اين دو ماه از نظر كُمَّلين و اهل توحيد و اهل معنا مقدّمهي ماه رمضانند؛ و ماه رمضان ماه عروج است، ماه رفتن به معراج است، ماه تزكيه است، ماه تصفيه است كه همهي ما به اينها احتياج داريم. از ماه رجب قدرداني كنيد؛ در اين ماه توسّلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه ميتوانيد بيشتر كنيد؛
بعد از ماه رجب، ماه شعبان و بعد ماه رمضان است. برادران و خواهران مسلمان! اي صاحبان دلهاي بيدار و مخصوصاً اي جوانان! اين سه ماه را قدر بدانيد. در اين سه ماه، فرصت براي وصل كردن و منور نمودن دل‏ها به لطف و نور پروردگار، بيش از هميشه است.

 يادداشت هفته

نگاه جبههاي به چه معناست؟

 محمدرضا برته

نگاه جبههاي يعني نگاهي تشكيلاتي كه در آن، سلسله مراتب به درستي ترسيم شده است و هر نيرويي جايگاه و شرح عملكردي شفافي دارد كه اين يعني جلوگيري از موازي كاري، يعني نقطه زن بودن، يعني تشخيص درست و در يك كلام پيشگيري از هدر رفت نيروها و منابع. به طور خلاصه نگاه جبههاي به فرهنگ يعني تشكيلاتي تعريف شده با ساختاري چابك، فعال و كارآمد در خدمت نظام ولايي.
ويژگي دوم حركت جبهه فرهنگي اين است كه هر قدم فرهنگي بايد چهار مرحله شناسايي، تصميم سازي، اقدام و بازخورد گيري را طراحي كند. لذا در سايه نگاه جبههاي به مقوله فرهنگ شاهد حركتهاي فرهنگي كور، بدون برنامه، غير متوازن و ناكارآمد نخواهيم بود.
ويژگي سوم حركت جبههاي فرهنگي اين است كه در چنين رويكردي شما به خاطر نگاه كلان و چتر گستردهاي كه نسبت به نيروهاي فرهنگي داريد به راحتي ميتوانيد شبكه سازي كنيد. روشن است كه در اين شبكه سازي، همه سلمان و اباذر نيستند همچنان كه در جبهه نبرد فيزيكي هم، همه فرمانده لشگر و فرمانده گردان نيستند، يكي آرپيجي زن است و ديگري، امدادگر؛ ولي هركسي به ميزان ظرفيتي كه در خدمت به نظام ولايي و حركت انقلابي دارد ميتواند در اين پروژه كلان فرهنگي تعريف شود در نتيجه ثمره بعدي اين خواهد بود كه نيروهاي فرهنگي ميتوانند همديگر را پيدا كنند. امروز ما از ظرفيتهاي همديگر بيخبريم و بايد بتوانيم سامانهاي از انسانها ايجاد كنيم كه بر اساس يك طرح كلي خود را در دل اين حركت فرهنگي تعريف كنند، هويت پيدا كنند و به كنشگري فعال بپردازند.
در ويژگي بعدي اين نگاه، مسأله تغيير رويكرد از انفعال به مطالبهگري و جريان سازي است كه بر اين اساس جريان فرهنگي ميتواند پيشران ديگر ابعاد رشد اجتماعي باشد و به جاي افتادن در دور باطل پاسخگويي مستمر به حملات و شبهات نظام طاغوت، جريان سازي اصحاب نور را در دنياي معاصر باز طراحي كند و بر اساس آن براي تحقق ارزشهايي كه قبلاً برنامه ريزي كرده است حركت كند كه اگر اين اتفاق به درستي تنظيم شود جريان فرهنگي ميتواند با اعتماد به نفس فزونتري و كاملاً مطالبه گرانه، در اين جهاد اكبر پاي بگذارد.