صفحه سياسي

سال چهل و سوم انقلاب چگونه آغاز مي شود؟

 دکتر منوچهر محمدي

چهل و سومين سال پيروزي انقلاب اسلامي در شرايطي آغاز ميشود كه تحولات سرنوشت ساز و عظيمي هم در سطح ملي و هم در سطح بين‏ الملل، وقوع يافته و يا در حال وقوع است كه همه اين تحولات سالي خوب و ارزشمند براي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و ملت شهيد پرور ايران نويد داده و پيش بيني ميگردد.

الف) درسطح ملي:

1- پيروزي ملت انقلابي در انتخابات دوره يازدهم مجلس شوراي اسلامي به چند دوره انفعال در مجالس قبلي پايان داده و قانون گذاريهاي انقلابي در جهت خواست ملت و حل مشكلات كشور را نويد ميدهد.

2- مصوبه انقلابي و قاطع اين مجلس در زمينه برجام نافرجام و شكست خورده ميرود كه به 7سال بر خورد منفعلانه و واداده دولت 11و12 پايان داده و همه ي برنامه ريزيها و توقعات متفرعنانه غرب به ويژه آمريكا را خنثي نمايد؛ و به عقب نشينيها و امتياز دادنهاي آن دولت در اين زمينه پايان داده و با سرعتي فوق العاده جبران مافات نموده و خسارات آن را در صنعت هستهاي تا حدي جبران نمايد.

3- مخالفت و عدم تصويب بودجه تورمي و فاجعه آميز دولت براي سال 1400 از جمله برخوردهاي قاطعي بود كه مجلس يازدهم با زياده خواهيهاي دولت در حال غروب صورت داده و ميرود كه نهايتا با تصويب 3دوازدهم، جلوي شلختگي و اصراف‏كاري اين دولت را بگيرد.

4- آغاز برخورد قاطع و شجاعانه قوه قضاييه با مفسدين دانه درشت و برگرداندن بخش مهمي از اموال به تاراج رفته بيت المال بارقه اميدي را كه در طول چند سال گذشته به خاموشي گراييده بود، مجددا روشن نموده و نا اميدي را تبديل به اميدواري كرده است.

5- شكست و رسوايي جناح غرب‏زده و هم چنان اميدوار به لطف و نگاه مثبت كدخدا!! به اين قوم و عدم توفيق آنها در سياست برون نگر و در فريب افكار عمومي زمينه لازم را براي اتخاذ سياست انقلابي قاطع و در اجرايي سياست درونگر به ويژه در تحقق اقتصاد مقاومتي فراهم كرده است.

ب) در سطح بين الملل:

1- شكست پر سرو صدا و مفتضحانه دونالد ترامپ(قاتل سردار سليماني) و به محاكمه كشيده شدن او به ويژه رسوائي در اشغال كنگره توسط هواداران ترامپ برگ سياهي را بر تاريخ ننگين و بزك كرده 250 ساله اين ابرقدرت باقي مانده از جنگ سرد ايجاد كرد و همان توطئهاي را كه براي كشورهاي ديگرمن‏جمله جمهوري اسلامي تحت عنوان انقلاب رنگين ريخته بودند در كشور خودشان تكرار گرديد و همچون بومرنگ به خودشان برگشت.

2- زمين گير شدن عجيب و ناكارآمدي كشورهاي پرمدعاي غربي و صاحب پيشرفتهترين و مدرنترين امكانات پزشكي در دنيا در مواجهه با ويروس كرونا به ويژه در ايالات متحده آمريكا ضعف و درماندگي اين كشورهاي پر مدعا را به جامعه جهاني نشان داده شد.

3- دو قطبي شدن جامعه آمريكا به دنبال انتخابات اخير و همچنين به دنبال قتل وقيحانه جورج فلويد و چند پارگي اين جامعه متفرق و زمزمههاي تجزيه طلبي و خود مختاري در بعضي از ايالتهاي آن كشور، نويد افول و فروپاشي آمريكا را حتي به اعتراف نخبگان و انديشمندان آمريكا ميدهد.

4- بيكاري روز افزون در جامعه كارگري آمريكا كه در اثر ويروس كرونا و مهمتر از آن بدهيهاي عظيم چند هزار ميلياردي اين كشور و گرسنگي بخش مهمي از شهروندان آمريكايي كه به متجاوز از 50 ميليون نفر رسيده است نشان از زوال روز افزون اين ابرقدرت مستكبر ميدهد و دولت جديد آمريكا و جو بايدن رئيس جمهور خواب آلود را با انبوه مشكلات عظيم و غير قابل حل داخلي مواجه كرده است، به طوري كه ديگر نميتواند در سطح بين الملل به رجز خواني پرداخته و دكترينهاي تجاوز كارانه براي مناطق ديگر جهان تدوين و تعريف كند.

5- شكستهاي پي در پي آمريكا و غرب در جنگ ارادهها و در برخوردهاي نظامي با جمهوري اسلامي چه در ماجراي زدن پهباد آمريكايي، توقيف كشتي انگليسي و چه در زدن پايگاه عين الاسد براي اولين مرتبه بعد از جنگ جهاني دوم و هم چنين اعزام شجاعانه و بدون اسكورت 5 كشتي نفتكش با پرچم جمهوري اسلامي به منطقه درياي كارائيب و ناتوان بودن اين ابرقدرت باقيمانده از دوران جنگ سرد درنشان دادن كوچكترين عكس العملي، قدرت برتري جمهوري اسلامي را به رخ مستكبرين جهاني كشاند.

6- موضع گيري قاطع مقام معظم رهبري در رابطه با تحريمهاي آمريكا، آن هم در شرايطي كه دولت آمريكا با طرح پيش شرطهاي مبتني بر اولا، برگشت جمهوري اسلامي به مواضع قبلي خود و ثانيا پذيرش اين اصل كه علاوه بر مسأله هستهاي مسائل ديگري هم‏چون قدرت موشكي و نفوذ منطقهاي ايران هم مورد بحث و مذاكره قرار گيرد دولت جديد آمريكا را به گوشه رينگ برده و او را مات و مبهوت كرده است و به همين دليل جوبايدن در سخنراني خود در وزارت امورخارجه آمريكا به همه جوانب و ابعاد سياست خارجي به جز در قبال جمهوري اسلامي ميپردازد و آن هم در شرايطي است كه قبل از اين موضوع روابط جمهوري اسلامي در صدر ليست آنها قرار داشت.

7- درمانده شدن صهيونيستها و رژيم صهيونيستي اسرائيل درحل مشكلات سياسي، اقتصادي و اجتماعي داخلي مخصوصا درتقابل با اعتراضات شبانه و مستمر شهرك نشينان نه تنها روزگار سياهي را براي اين رژيم اشغال گر نويد ميدهد بلكه موجب كاهش نفوذ لابي صهيونيستها در سياستهاي ايالات متحده آمريكا ميگردد. و در نتيجه زمينه را براي تجديد نظر در تدوين سياست خارجي واقع بينانهتري براي دولت آمريكا فراهم ميكند.

8-- ارسال پيام تاريخي وراهبردي امام خامنهاي براي ولادمير پوتين رئيس جمهور روسيه فدراتيو و آغاز نظم جديد آسيايي متشكل از جمهوري اسلامي، جهوري خلق چين و جمهوري فدراتيو روسيه كه خود يادآور پيام امام خميني(ره) به گورباچف ميباشد كه در آن فروپاشي نظام ماركسيستي شدن را نويد ميداد و اينك در اين پيام فروپاشي نظام غرب محور را نويد ميدهد در آغاز سال چهل و سوم از پيروزي انقلاب اسلامي اوج تحولات شگفت انگيز و سرنوشت ساز جهاني را نشان ميدهد.

در چنين شرايطي است كه جمهوري اسلامي با برگزاري انتخابات رياست جمهوي و با انتخاب دولتي جوان و انقلابي و به همراهي قواي مقننه و قضايه ميرود كه سالي شكوفا، پيروز مندانه و مقتدرانه را در چهل و سومين سال پيروزي انقلاب اسلامي در پيش گرفته و نه تنها به عنوان ابرقدرت منحصر به فرد و باتوان استثنائي بسيج دهندگي ملتهاي مستضعف جهان و به اتفاق جمهوري خلق چين و جمهوري فدراتيو روسيه، نظام جديد بين الملل آسيايي را با رويكردهاي جديد و سياست نوين رقم زده و به سلطه مستكبران اروپائي و آمريكائي جنگ افروز پايان داده و جهان صلح آميز را براي بشريت نويد دهد.

بـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد

كـايـن هـنـوز از نـتــايـج سـحر است

 يادداشت مهمان

تلاش بي مورد اينستاگرامي

 حميد وحيديان

پاييز سال 1357 بود. حالا ديگر راهپيماييها عليه رژيم ستم‏شاهي از شهرهاي بزرگ به دل شهرهاي كوچك و حتي روستاها رسيده بود. كنترل اوضاع براي رژيم مشكل شده بود. چالش‏ها و شكاف‏هاي حكومت روز به روز بيشتر ميشد. برخي گروهكها كه شاخك‏هايشان حساس شده بود براي تصاحب انقلاب اسلامي مردم ايران دندان تيز كرده بودند و سعي داشتند خودشان را به عنوان صاحبان انقلاب جا بزنند. از جمله اقدامات اين گروهها ميتينگ‏هايي بود كه در دانشگاه‏ها برگزار ميكردند. يكي از اين موارد جلسهاي بود كه در آبان 57 در دانشگاه صنعتي تهران برگزار شد. گروه‏هاي مختلف چپ حضور بسيار فعالي داشتند و حسابي براي اين جلسه تبليغات كرده بودند. دانشجويان انقلابي دانشگاه دست به دامان استاد شهيد مطهري شدند. ايشان هر چند در ابتدا به جهت مشغله فراوان از حضور در جلسه استنكاف كردند ولي بعد از آنكه دانشجويان شرايط را تبيين كردند پذيرفتند در آن جلسه حضور پيدا كنند. سخنراني آن روز استاد شهيد رشتههاي گروه‏هاي ماركسيستي را پنبه كرد. ايشان ابتدا اراده امام خميني(ره) را نماد اراده روحانيت و حرف و اراده مردم ايران معرفي كرد و در ادامه با تبيين ابعاد نهضت مقدس مردم ايران تفاوت‏هاي آن را با نهضت‏هاي ضد استعماري و ضد استكباري ديگر نظير حركت سيد جمال الدين اسد آبادي، نهضت مردم عراق و... تبيين كرد.
در بخشي از اين سخنان به يك ويژگي مهم در نهضت امام خميني(ره) نسبت به رويكرد ديگران اشاره كرد. ايشان فرمود: «اين نهضت در ابتداي كار دست انداخت روي حساسترين و اساسيترين نقطهها يعني همان كاري كه در صدر اسلام شد. در دورههاي بعد از صدر اسلام، روحانيت فكر ميكرد نوعي تقسيم كار ميان خودش و مومنين برقرار كرده است. وظيفه خودش را علاوه بر وظائف خاص روحاني، كه شامل تعليم و آموزش اسلام و تربيت اسلامي ميشد، نظارت و كنترل جامعه در حد امر به معروف و نهي از منكر ميدانست و ميخواست مسلمانان ديگر طبقات و قشرهاي ديگر، اين وظيفه را به درستي انجام دهند. اين بود كه با انحرافات مبارزه ميكرد ولي بيش از اين ديگر جلو نميآمد. ولي امروز نهضت ما دارد از نهضت صدر اسلام پيروي ميكند. يعني قبل از هر چيزي به سراغ نظام حاكم فاسد ميرود و به اينجا رسيده است كه تا نظام حاكم فاسد وجود دارد هر اقدام ديگري يا بيفايده است يا كم فايده. اين است كه شما ميبينيد در صدر برنامه ي نهضت روحانيت ما مسأله حكومت اسلامي مطرح است. در صورتي كه در جنبش‏هاي ديگر اين مسأله اصلا مطرح نبوده است.
اين هدف در صدر همه هدف‏هاي نهضت روحانيت ما قرار گرفته است و امروز رهبري روحانيت در اثر تجربههاي زياد و طولاني به همين نتيجه رسيده است و معتقد است كه تا آن اساس درست و اصلاح نشود و در حقيقت تغييري بنيادين در تشكيلات اجتماعي به وجود نيايد كوشش براي تامين ساير هدفها به نتيجه نميرسد و در حقيقت بايد گفت بيمورد است. »(استاد شهيد مطهري، كتاب «پيرامون جمهوري اسلامي»، بخش چهارم «اهداف روحانيت در مبارزات»)
در مقابلِ نگاه امام(ره) گروههاي ديگري همچون نهضت آزادي بودند كه اهداف خردتري براي خود تعريف كرده بودند. به عنوان نمونه در صدد بودند شاه را به اجراي قانون اساسي وادار كنند و اساسا ذهنشان معطوف به تغيير حكومت نبود. فروهر و سنجابي در نامهاي كه در تابستان 1356 به شاه نوشتند ضمن تاكيد بر قانوني بودن حكومت شاه، از وي درخواست كردند به قانون اساسي و اعلاميه حقوق بشر ملتزم باشد. آنها با حفظ حكومت پهلوي مخالف نبودند و از نگاه آنان راه حل مشكل، متقاعد كردن شاه به عمل به قانون بود. در دوران اوج مبارزات، افراد متعددي همچون مهندس بازرگان سعي كردند نقش ميانجي ميان امام(ره) و حكومت پهلوي را ايفاء كنند و امام را به انجام اصلاحاتي در حكومت پهلوي راضي كنند و ايشان را از انديشه تغيير حكومت باز دارند اما امام(ره) معتقد بود چنين اقداماتي اثربخش نيست و تنها راه حل، تغيير نظام شاهنشاهي است.
امروز هم در بين معترضان به تهديدات موجود در شبكههاي اجتماعي آمريكايي نظير اينستاگرام، تلگرام و توئيتر دقيقا همين دو نگرش وجود دارد. برخي سطح مبارزه را همين اصلاحات جزئي قرار داده اند، به همين بسنده ميكنند كه در اين فضا وارد شوند و در حد خودشان براي اصلاح امور تلاش كنند. دعوت نهادهاي انقلابي از اعضايشان براي حضور در اين پيام رسانها محصول همين نگاه است. و البته اين نگاه ريشه در عدم درك صحيح از مالكيت در شبكههاي اجتماعي دارد. اگر ابعاد مسأله مالكيت به درستي درك شود هرگز توهم اثر گذاري در اين فضا پايدار نميماند و اين خيال باطل ميشود. همان گونه كه مشكلات در حكومت پهلوي صرفا با تغيير حكومت حل شد، راه حل مقابله با تهديدات پرحجم و خطرناك شبكههاي اجتماعي نيز صرفا ايجاد شبكه ملي اطلاعات و تقويت و حمايت از پيام رسانهاي ايراني است. هر تلاش ديگري قطعا محكوم به شكست است.
امروز به نگاه نافذي همچون امام راحل(ره) نيازمنديم تا زمين بازي را درست ترسيم كند.امروز نياز داريم روحانيت به تجربههاي طولاني خودش توجه كند و صورت مساله را دقيق مشخص كند. امروز نياز داريم بارها اين جمله استاد شهيد را بخوانيم و در آن تامل كنيم كه فرمود: «امروز رهبري روحانيت در اثر تجربههاي زياد و طولاني به همين نتيجه رسيده است و معتقد است كه تا آن اساس درست و اصلاح نشود و در حقيقت تغييري بنيادين در تشكيلات اجتماعي به وجود نيايد كوشش براي تامين ساير هدفها به نتيجه نميرسد و در حقيقت بايد گفت بيمورد است. » و نياز داريم دست از تلاش بيمورد برداريم.

 ديدگاه

سياست زمين سوخته دولت روحاني!

 رضا زرخاني

سياست زمين سوخته يك استراتژي نظامي دوران‌هاي قديم است كه براي از بين بردن تمامي منابع در دسترس نيروي دشمن بكار برده ميشد.
در اين ترفند نظامي ابتدا ساكنان منطقه مورد هجوم را با تمامي احشام، دارايي و اثاثيه از شهر و روستا بيرون ميكنند و بعد از تخليه كامل تمامي شهرها و روستاهاي منطقه مورد نظر را ميسوزانند و چاهها و چشمههاي آب را آلوده ميكنند، تا مهاجمان با كمبود آب و آذوقه مواجه شده و در نهايت از ادامه جنگ منصرف شوند. هر چند اين سياست، اثرات تخريبي بسيار زياد اقتصادي دارد!
امروزه هم برخي از كارگزاران دولت براي پيروزي در انتخابات 1400 اميدي نداشته و احتمال قوي مي‏دهند كه بازي را پيشاپيش باخته و بايد مديريت را به جبهه انقلابي بسپارند. بنابراين براي به زمين زدن دولت بعد از خود، با جان و معيشت ملت خود و با آرامش روحي و رواني ايشان بازي خطرناكي را آغاز كرده اند. يعني درست شبيه سياست زمين سوخته، ميخواهند؛ با بالا بردن نرخ مسكن ، ارز ، دلار ، طلا ، خودرو ، كالاهاي اساسي، تخريب بورس و با انعقاد قراردادها و معاهده‌هاي ننگين (پيدا و پنهان ) اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي! گلوي ملت و انقلاب را تا ته بفشارند. كه شايد اگر فردا يك دولت جوان انقلابي و پر انرژي كار را بدست گرفت، نتواند؛ در 4 يا 8 سال، ويرانه‌هاي اين سياست زمين سوخته دولت بنفش را باز سازي و آباد كند.
هر چند كه چند صباحي از عمر اين دولت باقي نمانده است، اما هنوز هوس و طمع سكانداري دوباره توسط اصحاب اعتدالي، بهاري احمدي نژادي، كارگزاراني جهانگيري، اصلاحاتي خاتمي و راستي‏هاي چپ نما همگي دست به دست خواهند داد تا گوي سبقت را از كانديداي دولت انقلابي بربايند.
و شايد در اين چند ماه باقي مانده با بزك كردن اقتصاد و معيشت مردم، مثل پايين آوردن نمايشي نرخ دلار ، ارز ، طلا و اصلاح شاخص بورس و برنامه‏هاي آسپريني و مسكن، به دنبال تسكين دردها و آلام مردم باشند؛ تا با اين دلربايي، مردم را ترغيب به ريختن آراء خود به سبد كانديداي مورد حمايت احزابي كنند كه قبلا اسامي آنها را ذكر كرديم؛ و شايد انتخابات 1400 را بايد شبيه جنگ احزاب(خندق) دوره پيامبر خاتم (ص) دانست كه تمام احزاب سياسي مذكور با تفكرات بنفش به صورت متفق القول در مقابل جريان اصيل انقلابي قد علم كنند، تا او را به زمين بزنند.