صفحه حوزه و دانشگاه

چرايي مطرود و نامشروع بودن ازدواج سفيد [!]

فاطمه فرهاديان/الهه عطاردوست

مقدمه

خداوند متعال در قرآن كريم ازدواج را يكي از نشانههاي كمال و عظمت و قدرت خويش دانسته و ميفرمايند: از نشانههاي قدرت الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريديم تا در كنار او آرامش يابي و با هم الفت بگيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار فرموده است. رابطهي بين زن و مرد پديدهاي است كه از زمان پيدايش انسانها به گونههاي متفاوتي وجود داشته و از زمان صدر اسلام رنگ خاصي به خود گرفته كه تا به امروز ادامه داشته است.

در دين مبين اسلام پيوند بين زن و مرد در قالب ازدواج از اهميت ويژهاي برخوردار است تا آنجا كه به عنوان كامل شدن دين زن و مرد بيان گرديده است.

از اين رو چون ازدواج امر مهم و تعهدآوري ميباشد بايد بر اساس مقررات و قوانين و شرايط خاصي صورت پذيرد كه مهمترين آن خواندن خطبهي عقد با الفاظ خاص تعيين شده از جانب خداوند ميباشد. عقد به معناي گره و گره زدن است و در اصطلاح رابطهاي است ميان دو نفر يا دو گروه كه بر اساس آن تعهداتي را براي هر يك از طرفين در مقابل ديگري ايجاد ميكند.

احكام ضمن عقد

از جمله تعهدات و احكام عقد دائم بين زن و مرد اينكه زن بدون عذر شرعي از نزديكي كردن با همسر خود جلوگيري نكند يا بدون اجازه شوهر از خانه بيرون نرود و بر مرد نيز واجب است كه غذا و لباس و لوازم و ديگر احتياجات معمول را براي همسر خود مهيا كند و نيز حق ندارد همسر خود را به گونهاي ترك كند كه نه مانند زن شوهردار باشد نه بيشوهر و همچنين دادن نفقه به زن و مهريه در هنگام مطالبه زن كه به عهده مرد ميباشد و از جمله تعهداتي ديگر كه در اين مقاله نميگنجد.(1)

مهريه

مهريه در واقع پيشكشي است كه مرد هنگام ازدواج تقديم همسر خود ميكند و هيچ كسي حقي در آن ندارد و زن در عين اينكه از مرد پيشكشي را دريافت ميدارد استقلال اجتماعي و اقتصادي خود را نيز حفظ ميكند در قرآن كريم آيادت زيادي هست كه مهر زن به خود زن تعلق دارد نه به ديگري و مرد بايد در تمام مدت زندگي زناشويي عهدهدار تأمين مخارج همسر خود باشد.

بنابراين واضح و آشكار است كه اسلام تنها در مقررات خود به يك سلسله عبادات و اذكار و اندرزههاي اخلاقي اكتفا نكرده است و همانگونه كه روابط بندگان با خداوند را بيان كرده است خطوط اصلي روابط انسانها و حقوق و وظايف افراد نسبت به يكديگر را نيز در شكلهاي گوناگون بيان فرموده است.(2)

چرايي خطبه عقد به عربي

از نظر برخي كه اعتقاد به اين دارند كه ازدواج به معناي رضايت دو طرف است و خواندن خطبه عقد در قالب چند كلمه عربي لزومي ندارد بايد خاطرنشان كرد كه ازدواج صرفاً به معناي رضايت دو طرف نيست بلكه همانگونه كه بيان كرديم از شروط لازم ازدواج ميباشد و بايد به همراه ديگر شرايط در خطبه عقد باشد تا ازدواج صحيح شرعي صورت پذيرد. زيرا از نظر اسلام ازدواج يك پيمان مقدس است براي تشكيل خانواده و ازدواج و داراي آثار و نتايج بسياري از جمله ارضاي غريزه جنسي، توليد و بقاي نسلي تكامل انسان و آرامش و سكون، پاكدامني و عفاف، تحكيم عواطف و بسياري از مواهب ديگر ميباشد و برقراري اين پيمان مقدس تنها بر اساس مقررات و قوانين و شرايط خاصي كه خداوند متعال معين فرموده است امكان پذير ميباشد كه از جمله اين قوانين خواندن خطبه عقد با الفاظ خاصي ميباشد كه پروردگار متعال به عنوان شارع و قانونگذار به اين الفاظ ارزش و اعتبار بخشيده و خوانده شدن خطبه عقد را سبب زوجيت زن و مرد قرار داده است.

ازدواج سفيد!

اما متأسفانه با همه تأكيد اسلام بر روابط مشروع زن و مرد در قالب قوانين شارع مقدس، در سالهاي اخير نظارهگر برخي از روابط در چارچوب غيرشرعي ميباشيم كه از آن به عنوان ازدواج سفيد تعبير ميگردد.

در يك لحظه با شنيدن نام اين ازدواج با عنوان سفيد ناخودآگاه در ذهن نوعي ازدواج پاك و مطهر همراه با موفقيت و روشنايي تداعي ميگردد در حالي كه علت نامگذاري اين ازدواج به سفيد نه به هر رنگ ديگري مثلاً قرمز ميتواند برنامهاي كاملاً طراحي شده از جانب دشمنان اسلام باشد و يا حتي براي آغازي تبليغاتي و جذب افراد براي القاء اينكه اين ازدواج مشكلي ندارد و كاملاً پاك ميباشد. اما زيبايي اين الفاظ كاملاً بيمعنا و بياساس است زيرا كه در اين به ظاهر ازدواج نه ازدواجي صورت گرفته و نه موفقيت و روشنايي و سفيدي را در پي خواهد داشت و ارتباط موجود در اين رابطه و ازدواج گرچه نام زيبايي را به همراه دارد اما بر يك رابطهي نامشروع و غيرقانوني و دور از شأن يك مسلمان ميباشد.

ازدواج طبيعيترين روش براي زوجيت زن و مرد و ايجاد يك خانواده است كه در هر قوم و مليتي وجود دارد اما فرق است بين ارتباط و زناشويي دو همسر با دو زن و مرد غريبه. همانگونه كه بيان كرديم خداوند متعال براي همهي موجودات به خصوص انسانهايي كه خلق كرده براي رفع نيازهايشان و رسيدن به كمال آنان قوانيني را وضع نموده تا بتوانند رشد كنند و به كمال برسند؛ بنابراين براي روابط بين زن و مرد و نيز دفع نيازهاي غريزي آنان قوانيني را وضع فرموده كه متناسب با منافع شخصي و اجتماعي هر يك از آن دو ميباشد كه مختصري از آنها را بيان كرديم. اما در ازدواج سفيد هيچ قانوني وجود ندارد و شاهد يك رابطه زناشويي بدون ثبت رسمي ادواج در نهادها و سازمانهاي ديني و بدون جاري شدن خطبه عقد ميباشيم.

اين زندگي زناشويي بدون ازدواج در بيشتر كشورهاي اروپايي و آمريكايي رواج دارد. در اين نوع رابطه زن و مرد بدون هيچ توافقي رسمي و مشخص رابطه را شروع ميكنند و به نوعي هم‏خانگي ميان زن و مرد مشهور ميباشد كه اين هم‏خانگي باعث تضعيف ازدواج در بسياري از كشورها شده است. اما اين نوع ازدواج در قانون جمهوري اسلامي ايران به تبعيت از دين اسلام به رسميت شناخته نشده است و جرم محسوب ميشود و طبيعتاً هنگامي كه قانون اصل اين ازدواج را جرم ميداند هيچگاه تبعات بعد از آن را به عهده نميگيرد.

هدف از تبليغ اين ازدواج

تبليغ و روي آوردن جوانان به اين نوع ازدواج، بهرهمندي سلطهگران سودجو به ويژه از زنان و انهدام ساختار ازدواج در چارچوب شرع را به همراه دارد كه از مهمترين اهداف آنان به شمار ميرود.

عوامل گرايش به اين ازدواج

علل و عوامل متعددي براي گرايش به اين نوع ازدواج بيان گرديده كه مهمترين آنها عبارتند از مشكلات مالي، عدم اعتقاد داشتن به ازدواج، سست شدن اعتقادات مذهبي، الگوبرداري از رسانههاي غربي و بيگانه كه قبح اين نوع رابطه را از بين ميبرد.

البته لازم به ذكر است كه در اين رابطه بيشترين ضرر و زيان متوجه به دختراني است كه وارد اين رابطه شدهاند زيرا همهي شرايطي را كه اسلام در ضمن خطبه عقد حق آنان دانسته از جمله مهريه و نفقه و ساير مواردي كه از حقوق زنان برشمرده شده در اين ازدواج از آنان سلب شده و شايد حتي بتوان گفت در اين ازدواج يك نوع نگاه ابزاري به دختران و زنان گرديده و آنان ابزاري شدهاند در دست مردان هوسبازي كه بيقيد و شرط و بنا بر تنوعطلبيشان زنان را براي مدتي در كنار خود ميخواهند و بديهي است كه اگر زن دين و اعتقاد و حيا و عفتي نداشته باشد تعهد و تقيدي نداشته باشد كاربرد و بهرهگيري از آنان براي سودجويان به مراتب بيشتر خواهد بود چرا كه عضو به عضو اندامش ميتواند منبع درآمدزايي و سودجويي و لذت باشد. هنگامي كه حيا و عفاف و خودداري زنان از ميان برود اول به زن مهر باطله ميخورد و سپس مرد مردانگي خود را فراموش ميكند و پس از آن هم اجتماع از بين ميرود زيرا در طول تاريخ زن هميشه مرد را ميساخته و مردان اجتماع را.

بنابراين به طور كلي ميتوان بيان كرد كه نگاه نسل جوان به زندگي و روابط اجتماعي و تغيير فرهنگ و عدم پايبندي به اعتقادات ديني و تحصيل و اشتغال زنان و استقلال مالي آنان باعث شده ديگر قوانين به اصطلاح خودشان مردسالارانه را بيچون و چرا نپذيرند و مردان هم به واسطه تنوعطلبي كه حاصل رسانههاي غربي ماهوارهها و جوامع مدرن است به دنبال بهرهمندي از روابط بيحد و حصر با جنس مخالف هستند و بهترين گزينه براي آنان به جاي ازدواج قانوني و مشروع ارتباط غيرقانوني و غيررسمي است.

در اين نوع رابطهها بيشك ممكن است فرزنداني حاصل شوند كه با توجه به رسميت شناخته نشدن چنين ازدواجي سرنوشت اين فرزندان نيز نامعلوم خواهد بود و به تبع آن سرنوشت چنين جامعهاي نيز نامشخص خواهد بود.بنابراين خواهيم دانست كه اسلام بزرگترين خدمتها را به تمامي انسانها به خصوص به جنس زن انجام داده است زيرا در عين آنكه زنان را به حقوق انسانيشان آشنا كرده به آنان حريت و استقلال نيز بخشيده و هرگز آنان را به تمرد و عصيان و طغيان و بدبيني نسبت به جنس مرد وادار نكرده در واقع ميتوان گفت نهضت اسلامي زن «سفيد» بود نه سياه و نه قرمز و نه كبود و نه بنفش. احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از بين نبرد و اساس خانوادهها را متزلزل نكرد و زنان را به شوهرداري و مادري و تربيت فرزندان بدبين نكرد و براي مردان شكارچي اجتماع كه به دنبال شكار مفت ميگردند وسيله درست نكرد ما، در جامعه نيازمند به نهضت زن هستيم اما نهضت سفيد اسلامي و نه نهضت سياه و تيره اروپايي.(3)

فرهنگ غالب امروز خطر فروپاشي خانوادهها را آسان ميشمرد و پيدايش زنان خياباني و آثار خطرناك آن را هم نميداند و مسأله عفاف و عصمت و ناموس را بياهميت تلقي ميكند.

نتيجهگيري

خانواده واحد اساسي هر جامعهاي ميباشد كه با ازدواج و پيمان بين زن و مرد آغاز ميگردد و با تولد فرزندان استحكام مييابد و اين امر نزد خداوند بسيار محبوب ميباشد به طوري كه ازدواج در اسلام و تشكيل خانواده به عنوان بنيادي مقدس و مستحكم و نهادي اساسي و اجتماعي محسوب ميشود و وجود آن نه تنها يك نياز طبيعي محسوب ميشود بلكه يك ضرورت اجتماعي نيز ميباشد و افراد به تشكيل و حفظ و بقاي اين كانون مقدس توصيه ميشوند لذا ميتوان براي حفظ اين كانون مقدس زنان و مردان را به خصوص زنان را در امر ازدواج در چارچوب قوانين شرعي و موازين اسلامي آگاه ساخت و بيان كرد كه عدم رعايت اين قوانين كه از جمله آنها خوانده شدن خطبه عقد ميباشد كه باعث ايجاد تعهداتي از جانب زن و مرد است ميتواند مشكلات بسياري را به دنبال داشته باشد به خصوص براي زنان و زنان و دختراني كه به دام ازدواجهاي دروغين با عنوانهاي زيبا و دل‏فريب با استدلالهاي پوچ و بياساس همچون استقلال زنان و برابري زن و مرد گرفتار ميشوند را با آگاه ساختن از قوانين و حقوقي كه اسلام براي آنها در نظر گرفته نجات داد بنابراين پايبندي به اين قوانين اسلامي اثرات مثبت بسياري را چه در خانواده چه در اجتماع به دنبال خواهد داشت.

پي نوشت:

(1)مكارم شيرازي،ناصر، رساله توضيح المسائل، قم، انتشارات قدس، 1375، ص404

(2) مطهري،مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا 1367، ص229

(3) طباطبايي، محمد حسين، نظام زن در خانواده، ص90

(4) جوادي آملي، عبدالله، زن در آيينه جلال و جمال، ص178

 نکته

توصيهاي مهم به طلاب

هدف از تشكيل حوزههاي علميه ديني از اول اين بود كه چون ميخواهيم اسلامشناس داشته باشيم، عدهاي بايد ممحض در تحصيل باشند كه در نهايت دينشناس شوند. چون همه مردم كه نميتوانند هم كار كنند و زندگي را تأمين كنند و هم درس بخوانند، آنچه را كه مقدمهي دينشناسي است، مطرح كردند.
منبع دين ما، قرآن و حديث عربي است، اول بايد طالب علوم ديني كه عرب نيستند از صرف و نحو و لغت و معاني شروع كنند تا با فهم اينها بتوانند قرآن و اخبار را بفهمند و به ديگران منتقل كنند. اين شد شغل روحانيت. حوزه را هم به همين منظور درست كردند كه نسل جديد بيايد و ادامه داشته باشد. اساس كار اين است.
منتها كنار حوزهها جريان ديگري هم در حال رشد است و آن اطلاعات جديد غربي است. قديم اين حرفها نبود و نيازي نبود اين چيزها را ياد بگيرند. مردم هم عوام و بيسواد بودند و همان دين خالص را به آنها ياد ميدادند. اما الان مسأله طور ديگري است، اكثر جمعيتهاي كشورهاي اسلامي تحصيل كرده و دانشگاه رفته هستند و در غرب درس خواندهاند، بايد حوزهها طوري باشند كه هم كتاب و عترت را بفهمند و هم اين قضايا را با لعاب و رنگ علم دين به مردم منتقل كنند.
اين هنر را بايد داشته باشند كه همان ديروزي را بتوانند به سبك امروز ترويج كنند و به مردم بدهند. هدف حوزهها همين است و بايد اين مقدمات فراگيري شود تا بفهمند افعال قرآن و حديث چيست، اتصالات نحوي و لغوي آن چيست و خودشان عمل كنند و به ديگران هم ياد بدهند. اما اگر اين را امروز بخواهيم ياد بدهيم با سؤالات بسيار مواجه هستيم.
آيتا... خوشوقت(ره)

 پرسش ها و پاسخ ها

بهترين شيوه برخورد با منكرات چيست؟

بستگي به اين دارد كه چه كسي بخواهد برخورد كند. اگر شما بخواهيد برخورد كنيد، «زبان» است. شما به غير از زبان، هيچ تكليف ديگري نداريد. نهي از منكر براي مردم، فقط زباني است. البته براي حكومت، اينطور نيست. اگر منكر بزرگي باشد، برخورد حكومت احياناً ممكن است برخورد قانوني و خشن هم باشد؛ ليكن نهي از منكر و امر به معروفي كه در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هي اللسان»
تعجّب نكنيد. من به شما عرض مي‏كنم كه تأثير امر و نهي زباني - اگر انجام گيرد - از تأثير مشت پولادين حكومت‏ها بيشتر است. من چند سال است كه گفتهام امر به معروف و نهي از منكر. البته عدّهاي اين كار را مي‏كنند؛ اما همه نمي‏كنند. همه تجربه نمي‏كنند، مي‏گويند آقا چرا اثر نمي‏كند؛ تجربه كنيد. منكري را كه ديديد، با زبان تذكّر دهيد. اصلاً لازم هم نيست زبان گزنده باشد و يا شما براي رفع آن منكر، سخنراني بكنيد. يك كلمه بگوييد: آقا! خانم! برادر! اين منكر است. شما بگوييد، نفر دوم بگويد، نفر سوم بگويد، نفر دهم بگويد، نفر پنجاهم بگويد؛ كي ميتواند منكر را ادامه دهد؟
البته به شما بگويم عزيزان من! منكر را بايد بشناسيد. چيزهايي ممكن است به نظر بعضي منكر بيايد؛ در حالي كه منكر نباشد. بايد معروف و منكر را بشناسيد. واقعاً بايد بدانيد اين منكر است. بعضي گفتهاند كه بايد احتمال تأثير وجود داشته باشد. من ميگويم احتمال تأثير همه جا قطعي است؛ مگر در نزد حكومتهاي قلدر، قدرتمندان و سلاطين. آنهايند كه البته حرف حساب به گوششان فرو نميرود و اثر نميكند؛ اما براي مردم چرا. براي مردم، حرف اثر دارد. بنابراين، پاسخ من اين شد كه بهترين روش براي شما كه از من سؤال كرديد، «زبان» است.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران 22/2/1377)