صفحه اول

قربان قدم هايتان

 رضا جاهد

ايران عزيز، مردمي درد آشنا و آگاه دارد كه در مقاطع لازم، حضور خويش را اعلام ميدارند و به دفاع از ارزش‏هايشان ميپردازند؛ دفاعي جانانه و در اين راه، از قدم زدن، قلم زدن، بذل مال و آبرو و جان، دريغ ندارند.آنها هرچه دارند را بيدريغ، صرف انقلاب ميكنند. مردم خوب ميدانند كه انقلاب، به آنها حياتي دوباره داد و خوبتر از آن ميدانند كه حيات انقلاب اسلامي، وابسته به بروز و حضور آنهاست. دشمنان خونخوار اين انقلاب _همانها كه در كردستان، زنده زنده، پوست شهيد علي اردلان را كندند_ نقشههاي بسياري براي اين انقلاب كشيده و ميكشند، ليكن اين مردم رنج كشيدهاند كه نقشه آنها را نقش بر آب ميكنند. ديروز و امروز و فرداي روشن اين انقلاب _كه به رهبري دو سيد روشن ضمير، شروع شده و ادامه دارد- مرهون و مديون حضور اين ولي‏نعمتان است. آحاد اين ملت، خود را مصداق فرمايش امام عدالت، اميرالمومنين(ع)مي‏دانند: «كلكم راع و كلكم مسؤول» و خود را صاحبان اين انقلاب ميدانند، همچنان كه دو امام انقلاب نيز آنها را ولي نعمت و صاحب اين انقلاب ميدانند. اين مردم عزيز در سرما و گرما، در زمان تحريم و تهديد و تطميع، رخت دفاع از انقلاب به تن ميكنند و مي‏ايستند؛ مبارزه ميكنند و مجاهدت و اين جهاد است كه باعث تغيير صفحات تاريخ ميشود. اگر جهاد نبود؛ تاريخ به كل، سياه بود اما اين جهاد و مجاهد است كه تاريخ را روسپيد ميكند. مجاهد تاريخ ساز است. ملت ايران نيز مجاهدند و تاريخ ساز. اين ملت تاريخ ساز امسال نيز همچون سالهاي پيش، در ۲۲ بهمن، قدم و قلم در راه دفاع از ساخته دست خود و امام خود، يعني انقلاب الهي 1357 نهاد. اين حضور،شكر و سپاس متناسب را ميطلبد كه به زبان قاصر، ممكن نيست. شكر اين حضور، خدمتي در شان اين ملت است كه بر عهده تمام مسؤولين و خادمين اين ملت است؛ خدمتي بيمنت. ما اكنون تنها به يك كلام كفايت ميكنيم و منتظر خدمت‏رساني خادمان اين ملت بزرگ ميمانيم: ايرانيان عزيز! دلهايتان استوار؛ سرتان سلامت؛ خوش آمديد؛ قربان قدمهايتان!

 سرمقاله

دلواپسان استكبار و دلسوزي براي استقلال؟!

 روح الله علوي

مردم انقلابي ايران، از آن زمان كه جاي كلمه«شاه» در شعار«خدا، شاه، ميهن»، كلمه «قرآن»را گذاشتند؛ ميدانستند كه قرآن هيچ سلطهاي را از هيچ رژيم و كشور ظالم،نمي پذيرد. فلذا يكي از شعارهاي اساسي شان «نه شرقي نه غربي،جمهوري اسلامي» بود. صد البته منظورشان از شرق و غرب، شرق و غرب انديشهاي بود، نه شرق و غرب جغرافيايي. منظورشان، دو لبه قيچي ظلم در عالم بود و جمهوري اسلامي نبايد بين اين دو لبه قرار ميگرفت. قرار نبود جمهوري اسلامي، به ظالمين و مستكبرين تكيه كند؛ چون كتاب انقلاب اسلامي_قرآن_فرموده است: «لاتركنوا الي الذين ظلموا» تكيه بر ظالمان نكنيد. بر اين اساس، سياست قطعي نظام اسلامي، نه به شرق و غرب است. دلبستگان اين دو بلوك، تحمل نه شنيدن را نداشتند؛ پس هم قسم شدند بر هدم اين دولت و ملت. دلبستگان فكري اين دو قطب نيز، به مشاطه گري و آرايش كيش و روششان پرداختند تا شايد اندكي از زهر نشسته بر جانشان بكاهند. هريك به طريقي دل استكبار ربودند و سعي كردند دل ملت را در مقابل جبروت پوشالي استكبار، تهي كنند. ارعاب مظلومين يكي از حربههاي چاكران استكبار، بوده و هست. زماني در ماجراي حمايت نظام از مظلومين افغانستان، ملت را از بلوك شرق ميترساندند و وقتي ديگر نيز در ماجراي تسخير لانه شيطان، ما را از بلوك غرب ميترساندند. گاهي عدم قدرت بر ساخت سلاح را دليل لزوم تسليم و زماني برخورداري ابران از سلاح و آزمايش آن را علت لزوم تسليم و قبول تهديد دشمن ميدانستند. از ديد چنين اشخاصي ما در هر حال،ناچار به تسليميم! مردم ايران شعار دادند: نه شرقي نه غربي، جمهوري اسلامي؛ اما ارادتمندان فكري غرب، عليه شرق قلم زني و قدم زني كردند و شيفتگان غرب، شرق را پايمال كردند. اما انقلاب اسلامي با شعار «هيهات منا الذله» به مقابله با شرق و غرب پرداخت. حال، چرا عدهاي شرق را تخريب ميكنند؟ آيا اينان ديد استكبارستيزانه دارند و از اين رو به مواجهه با شرق ميپردازند يا به خاطر مقابله مردم با محبوب و دل آرام آنها_يعني غرب و خاصه آمريكا_عليه شرق ميآشوبند؟! براي فهم اين مساله، بررسي سابقه اقدامات، اقوال و افعال اين عده كفايت ميكند. سابقه گذشته اينان نشان ميدهد كه حضرات،شيفتگان استكبارند نه تشنگان استقلال كشور. آنگاه كه شوروي به افغانستان حمله ميكند، ضد شوروي سخن ميگويند اما در مقابل تهاجم آمريكا و قتل عام مردم بيدفاع افغانستان، ساكتند! درباره دخالت روسيه در برخي كشور‌هاي تازه استقلال يافته از شوروي سابق، هشدار ميدهند ولي دخالت آمريكا را نزول فرشته آزادي معنا ميكنند! اغتشاش در جزيره ثبات _يعني ايران_ را اعتراض مدني ميدانند ليكن آشوب در آمريكا را نماد دموكراسي! هم ميز شدن با آمريكا در برجام بيفرجام را باعث رونق معيشت و بهبود كيفيت هوا! ميدانند اما مذاكره با روسيه را وادادگي!
حضور روسيه و چين در چابهار و درياي خزر، خوابشان را پريشان ميكند اما حضور ناو آمريكا در خليج فارس و تنگه هرمز، برايشان همچون قرص خواب آور است! مذاكره با داعش، دست پرورده جلاد بزرگ قرن(آمريكا)، براي حفظ جان جوانانمان لازم و گفتگو با روسيه براي مقابله با داعش، حرام و ضد امنيت ملي است!
در روزهايي كه گذشت، عدهاي از همين طيف از دلواپسان استكبار، به فكر دلسوزي براي استقلال كشور و اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي افتاده اند. بايد از اينان پرسيد: آيا سابقه شما در وابستگي به غرب، دلسوزي تان براي ايران مغضوب شرق و غرب را زير سوال نميبرد؟! متاسفانه وضعيت ماضي و حال شما يكي است! از شواهد سابق و لاحقتان پيداست كه شما دل نگران پوچ شدن بزك و مشاطه گري تان درباره آمريكا و غربيد، نه دلسوز خدشه دارشدن سياست نه شرقي نه غربي.
شما نگرانيد كه مبادا با بيآبرو شدن روزافزون آمريكا و كاهش جايگاهش، شما نيز جايگاهتان را از دست بدهيد و همچون بني صدر، در ذيل قرار بگيريد!
شما خوف اين داريد كه نكند پايداري اين ملت و نظام انقلابي، پاي شما را كوتاه كند. شما نگران فرداي خودتان هستيد نه نگران امروز مردم و انقلاب، والا با اين مقدار بيگانه خواهي و بيگانه پرستي، شگفتي ساز نميشديد.
هجمه شما به روسيه وچين براي دفاع از آمريكاست.
دلواپسان استكبار! دلسوزي براي استقلال، از شما بعيد است.