صفحه خانواده سبز

نحوه تربيت فرزند طبق آموزه‌هاي اسلامي

كودكي از حساس ترين و سرنوشت ساز ترين دوره زندگي انسان است. شخصيت انسان و اساس خصوصيت هاي اخلاقي وي در كودكي پي ريزي مي شود. علاقه به يادگيري و انعطاف پذيري در مقابل رفتار پدر و مادر و اطرافيان، ويژة مرحله خردسالي و قبل از قدم گذاشتن به دبستان است. همه معلومات، و ويژگي هاي اخلاقي كه در اين دوره به دست مي آيد، ريشه دار و محكم در روح كودك باقي مي ماند و بناي شخصيت و چارچوب وجودي او را تشكيل مي دهد.

بنا بر تحقيقاتي كه به وسيله دانشمندان رفتارشناس صورت گرفته است، بيشتر نابساماني‌ها و بزهكاري هاي رفتاري در بزرگسالان، نتيجة تربيت غلط و برخورد ناصحيح در دوران اوليّه رشد و آغاز سال هاي زندگي است. پاية اصلي شكل گيري شخصيت انسان در هفت سال اوّل زندگي است.(1)

اميرالمؤمنين(ع) به امام حسن(ع) مي فرمايد: دل كودك چون زميني خالي است كه هر بذري در آن پاشيده شود، مي پذيرد، پس پيش از آن كه قلبت سخت و فكرت به امور ديگر مشغول شود، به ادب و تربيت تو مبادرت ورزيدم.(2)

از حكيمي پرسيدند: از چه زماني تربيت را بايد آغاز كرد؟ گفت: از بيست سال قبل از تولد.(3)

تربيت كودك حتي سال ها قبل از تولد طفل آغاز مي شود، يعني والدين بايد پيش از فرزند دار شدن، زمينة رشد و هدايت را در خود ايجاد كنند و براي پدر و مادر شدن خود را آماده نمايند.

افرادي كه درون منزل به امور تعبدي و ديني پاي بندند، معمولاً داراي فرزنداني چنين خواهند شد. تربيت فرزند به تكرار نصايح و سماجت در موعظه نيست. هيچ چيز به اندازة عمل كارساز نيست. پس بايد علت بسياري از ناهنجاري هايي را كه در وجود فرزندان مان است، از رفتار خود بدانيم. اگر پدر مي خواهد فرزندش نماز اوّل وقت را غنيمت بشمرد، به حرف و موعظه نيازي نيست. بدون آن كه چيزي بگويد، بايد برخيزد و با اعتقاد به اين كار عبادت كند تا ثمره اش را در وجود فرزند ببيند.

بخشي از مهم ترين وظايف پدر و مادر نسبت به كودكان:

1. احترام به كودك

رسول اكرم(ص) مي فرمايد: اكرموا اولادكم و أحسنوا آدابهم؛ به فرزندان تان احترام بگذاريد و با آداب و روش پسنديده با آن ها معاشرت نماييد.(4)

كودكاني كه در دوران قبل از دبستان از امنيت و محبت كافي برخوردار نمي شوند، آسيب‌هايي بر آن ها وارد مي شود كه به ندرت در دوره هاي بعد قابل جبران است.

2. توجه به استقلال طلبي كودكان

بذر استقلال طلبي از سال هاي آغازين زندگي كودك شروع به رشد و جوانه زدن مي كند. پدر و مادر بايد زمينه را براي رشد متعادل اين ميل فراهم آورند و آزادي هاي لازم را به او بدهند.

روش هاي آزادمنشانه به كودكان و نوجوانان حق گزينش مي دهد. زمينه را براي خلاقيت و شكوفايي استعدادهاي نهفته آنان فراهم مي سازد اما كنترل و تذكر بيش از حدّ، اعتماد به نفس كودك و نوجوان را از بين مي برد.(5)

3. پرورش شخصيت كودكان

والدين با روش هاي مختلف مي توانند شخصيت كودكان را پرورش دهند كه مهم ترين آن، سلام كردن و هم بازي شدن با آن ها است. رسول اكرم(ص) مي فرمايد: من كان له ولدٌ صبا؛ هر كه كودكي دارد، بايد زبان كودكي بگشايد.

دوران مدرسه و اجتماع هم در تربيت فرزند از اهميت لازم برخوردارند. نيز مواظبت در مدرسه و انتخاب دوستان مناسب و افرادي كه صلاحيت اخلاقي بالايي دارند، بر امنيت خاطر مي افزايد تا وقتي وارد اجتماع شود، دغدغة خاطري پيش نيايد.

4. اظهار محبّت

اولين نياز رواني كودك و نوجوان مهر و محبت و دوست داشتن آن ها است. هر كودك و نوجواني براي داشتن احساس امنيت، بايد مورد محبت قرار گيرد. ابراز محبت، موجب دلگرمي و علاقه مندي كودك به والدين و زندگي خواهد شد و رفتار صحيح ديني را مي آموزد.(6)

البته زياده روي در محبت زيانبار است.

5. جهت دهي مثبت به احساسات

كم اهميت جلوه دادن اشتباهات و تقدير از رفتارها و كارهاي پسنديده آنان، سبب مي شود به خود دلگرم شوند و احساس ارزشمندي نمايند.

6. دروني كردن ارزش هاي ديني و اخلاقي

آموزش مفاهيم ديني و يافتن بينش صحيح يك چيز است و پذيرش و عمل كردن به آن، چيز ديگر است. در اين صورت رفتارهاي مذهبي و ديني، ماندني و پايدار خواهد شد.(7)

براي مطالعه در مورد تربيت فرزند مي توانيد به كتاب هاي زير مراجعه كنيد:

1. تربيت كودك در جهان امروز؛ بهشتي، احمد، قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1377.

2. حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت(ع)؛ طبسي، محمد جواد، با مقدمه آيت ا... معرفت، قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1376.

3. راهنماي پدران و مادران و شيوه هاي برخورد با كودكان، سادات، محمد علي، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372.

4. ريحانة بهشتي يا فرزند صالح.

پي نوشت ها:

1. رضا فرهاديان، والدين و مربيان مسؤول، ص 39.

2. نهج البلاغه، نامة 31.

3. دكتر افروز، روان شناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، ص 9.

4.. نهج الفصاحه، كلمه 451.

5. عبدالعظيم كريمي، آنچه درباره كودك و نوجوان بايد بدانيم، ج 7، ص 77.

6. همان، ص 76.

7. همان، ص 87.

 مشاوره

ازدواج چگونه باعث رشد و كمال انسان مي شود؟

(حجت‌الاسلام والمسلمين عباسي ولدي)
در سوره روم داريم: يكي از نشانه هاي خدا اين است كه از نوع خودتان همسراني را براي شما آفريد براي اين كه با آنها آرامش بگيريد. ازدواج مايه آرامش است.انسان وقتي به آرامش روحي كه مي رسد چه اتفاقي مي افتد؟ ازاين آيه مي شود فهميد كه ازدواج يكي از اصلي ترين عوامل آرامش است.
در سوره فتح داريم: خدا آرامش را در دل انسان ها مي اندازد براي اين كه ايمان شان اضافه شود و در مسير رشد قرار بگيرند. پس كسي كه مي خواهد رشد كند نياز به آرامش دارد.
بزرگي مي گفت كه ما در روز صداي تيك تيك ساعت را نمي شنويم ولي در شب اين صدا ما را اذيت مي كند. آرامش شب تيك تيك ساعت را به گوش انسان مي رساند. خدا هميشه دارد ما را دعوت مي كند: بيا، بيا.قبل از رسيدن به آرامش كه همان ازدواج است،آن صدا را نمي شنويم. وقتي ازدواج آرامش را به ما هديه مي دهد، صداي بيا بيا خدا را مي شنويم.
پس از نگاه قرآن، آرامشي كه در نتيجه ي ازدواج است سرمايه ي رشد و كمال انسان مي شود. آيا هر ازدواجي انسان را به اين آرامش مي رساند؟ خير. پيامبر مي فرمايد: اگر دو نفر را مي خواهيد به ازدواج هم در بياوريد، هم كفو هم باشند و اگر خودتان هم مي خواهيد ازدواج كنيد كسي را انتخاب كنيد كه هم كفو شما باشد. پس اگر مي خواهيم در ازدواج به آرامش برسيم بايد ازدواج مان با كفو باشد.
وقتي دونفر كه كفو هم نيستد با هم ازدواج مي كنند زندگي مثل مسابقه ي طناب كشي مي شود يعني هر كدام طناب زندگي را از دو طرف مي كشد و به آرامش نمي رسند. آنها هميشه اضطراب دارند كه طرف مقابل شان برنده بشود، بجاي اين كه در زندگي رفيق هم باشند رقيب هم هستند.

 حجاب

از هيچ گناهي دور نيستيم!

«استاد علي صفايي حائري(ره)»
انسان از هيچ يك از ذنوب و سيئات و گرفتاري ها دور نيست.
اگر روزي به ما بگويند آيا حاضري نبي اي از انبياء الهي و ولي اي از اولياي الهي را بكشي، جواب ما منفي است و حتي از اين سؤال، وحشت هم مي كنيم. احساس مي كنيم كه اين گناهان، گناهان ما نيست و بين ما و آنها، حائل ها و واسطه هاي زيادي وجود دارد. اعتقادم اين است كه ما هنوز در فضاي اين گناهان قرار نگرفته ايم.
در حالي كه همه فرعونيم، فقط مصرهاي ما كوچك و بزرگ مي شود.
من در محدوده خانه ام، مادر و پدرم، فرزند و عيالم، فرعوني هستم و «أَنَا رَبُّكمُ الاعْلي» را در آن حد دارم و در اين زمينه قدم برمي دارم.
جرياني بود كه براي خود من تذكر زيادي داشت. بقالي بود كه گاهي از او شير مي خريدم. من دو شيشه شير مي خواستم، اما او مي گفت بايد يك ظرف ماست هم ببري، در حالي كه مي ديدم بعضي مي آمدند و بدون اين كه او به آنها چيزي بگويد، ده تا ده تا شير مي بردند. با خنده گفتم پس يك شيشه شير بيشتر نمي خواهم. او هم گفت: نه آقا! همين كه گفتم!
وقتي به انسان، اختيار چهار تا شير، چهار تا آفتابه، چهار تا آدم، چهار تا لباس و... را مي‌دهند، او مقرراتي را به دلخواه و از پيش خود مي آورد، در حالي كه خداوند حكمي را براي آن قرار نداده است، بلكه حكم را خودِ من تشريع مي كنم.