صفحه فرهنگي-اجتماعي

سيره مبارزات سياسي حضرت زهرا(س) در دفاع از مقام ولايت

(دكتر فائزه‌سادات عظيم‌زاده اردبيلي و فاطمه رضوي‌راد)

مبارزات سياسي حضرت زهرا(س) در دفاع از مقام ولايت اميرالمؤمنين(ع) در هشت گام اساسي شكل گرفت

سيره سياسي عبارت است از «فعاليت هاي سياسي افراد و پيامدهاي آن براي نهادهاي سياسي.(1) در لسان العرب، «سياست» به معناي قيام هر چيزي است به آنچه صلاح و مصلحت مي باشد. «السياسه: القيامُ علي شي ءٍ بما يُصلِحُه»(2) نزد دانشمندان اسلامي نيز سياست عبارت است از روش اداره جامعه به گونه اي كه مصالح مادي و معنوي آحاد آن تحقق يابد. به ديگر سخن، سياست به معنيِ آيين كشورداري است.در اين يادداشت، سيره سياسي حضرت به آن دسته از فعاليت ها و مبارزاتي اطلاق مي شود كه در قالب ايراد خطبه، اعتراض به غصب فدك و خلافت، سكوت در برابر خليفه به خاطر دفاع از مقام ولايت اميرالمؤمنين صورت گرفته است. اين رفتارها، عمدتاً پس از رحلت حضرت رسول(ص) و به دنبال ماجراي سقيفه بني ساعده ظهور كردند.

حضرت زهرا(س) محبوب ترين زنان هستند.(3) ايشان مخاطب فرشتگان(4) اوج عرفان(5)، معيار ايمان(6) و داراي مقام شفاعت مي باشند.(7) آيات مودت، مباهله، تطهير، ذوي القربي، آيه اطعام(شامل 17 آيه سوره الانسان)، حديث كساء و ثقلين در اشاره به مقام ايشان است. امام صادق(ع) تأويل ليله را در(انا انزلناه في ليله القدر) فاطمه(س) مي دانند.(8) اين بانوي بزرگوار مادري مهربان و همسري نمونه بودند، اما آن چه در كنار تمامي ويژگي هاي منحصربه فرد ايشان، اين بانو را به يك الگوي تمام عيار براي زن امروز، تبديل مي كند مبارزات و حضور سياسي ايشان در مقام دفاع از اميرالمؤمنين(ع)، نه در مقام همسر، كه در مقام ولي زمان خويش است. حضور حضرت زهرا(س) در عرصه هاي سياسي، از حضور ايشان در حجه الوداع، جنگ احد، جنگ بدر و جنگ خندق آغاز مي شود، ولي جريان سقيفه، مبارزات سياسي، اجتماعي ايشان را در جهت دفاع از يكي ازمهم ترين مسلمات قرآني متجلي كرد.

وجوب اطاعت از «اولي الامر» از مسلمات قرآني است؛ «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» لذا ائمه هُدي به منظور حفاظت از امامت به عنوان تداوم دين خاتم و تبيين آن به عنوان امري الهي و نه انتخابي و به منظور اجراي احكام الهي و انجام اوامر نبوي، مبارزاتي مستمر و ممتد داشته اند.(9) هستة اصلي مبارزة سياسي معصومين(ع) از آغاز ماجراي سقيفه شكل گرفت و شخصيت بي نظير عالم امكان بعد از خاتم الانبياء و سيدالاوصياء يعني صديقة طاهره به عنوان سلسله جنبان مدافعان اين حركت مبارزاتي در كنار صاحب ولايت وارد مبارزه شد(10)اين بانوي بزرگوار مبارزات سياسي خود را در جهت دفاع از مقام ولايت در «هشت گام» اساسي طراحي كردند.اولين گام دفاع از ولايت، در منزل اين بانوي بزرگوار شكل گرفت، بعد از جريان سقيفه، حاميان خلافت، با تبليغ و پول، فضاي جامعه را به نفع ابوبكر تغيير دادند، و او را ولي امر مسلمين معرفي كردند و بيعت با او را واجب معرفي كردند، در اين ميان طبيعي بود كه اميرالمؤمنين(ع) كه دو مرتبه بيعت ابوبكر را رد كرده بود مشمول قهر او شود. حضرت زهرا(س) در اين كارزار، وقاحت حكام عصر را در تعرض به جان دختر پيامبري كه تنها چند روز از وفات او گذشته است نشان داد و توطئه قتل اميرالمؤمنين را در اولين منزل خنثي كرد(11). گام دوم در مسجد و زماني بود كه ابوبكر مي خواست به زور شمشير برهنه، اميرالمؤمنين را وادار به بيعت كند، در اين جريان ابوبكر از ترس نفرين حضرت زهرا دست از خون اميرالمؤمنين كشيد و توطئه قتل و تسليم حضرت دوباره خنثي شد(12) گام سوّم افشاگري هايي است كه ضمن خطبه فدكيه رخ داد. فدك پشتوانه مالي محكمي براي اهل بيت بود، ابن ابي الحديد در شرح نهچ البلاغه به آن اشاره مي كند «خليفه اول و دوم، فاطمه را از فدك محروم نكردند مگر اين كه مي خواستند علي(ع) براي مبارزه با خلافت تقويت نگردد»(13) خلفاي عصر مي خواستند با اين كار پشتوانه مالي مبارزه براي خلافت را از علي(ع) بگيرند، امّا حضرت زهرا(س) طي خطبه فدك كه در ظاهر در اعتراض به غصب فدك است به عهد و پيمان غدير پرداخته و مسلمانان را با عبارت «زعمتم حقٌ له فيكم» در اين مورد به شماتت مي گيرد و يادآور مي شود كه در پيمان غدير، آنان نسبت به دو امانت پيامبر(ص) يعني قرآن و عترت، با آن حضرت پيمان بسته اند و بايستي به آن وفادار بمانند، اما اكنون اين پيمان را شكسته اند و سخنان پيامبر(ص) را دربارة امامت و خلافت اميرالمؤمنين(ع) ناديده گرفته اند. گام چهارم دفاع حضرت از مقام ولايت اتمام حجت با اصحاب سقيفه است: بعد از ماجراي فدك حضرت علي(ع) خانه نشين شدند، در اين مرحله با توجه به آن كه صحبت در يك جمع عمومي شورش تلقي مي شد و شرايط جامعه، فتنه خيز بود، حضرت زهرا(س)، باحال بيمار به همراه نوه هاي رسول خدا به خانه مهاجرين و انصار رفتند و جريان بيعت عقبه و بيعت هفتاد روز قبل آن ها در غدير را يادآوري كردند. ايشان با تعبير جايگاه امام به «كعبه»، ضرورت حركت و تجميع مردم به سوي امام براي رستگاري وعدم وظيفه امام در اين زمينه را يادآوري كردند و با ارائه مثال پيامبر كه ياري مردم در مدينه منجر به تشكيل حكومت اسلامي شد ولي در مكه عدم ياري مردم باعث تشكيل حكومت اسلامي نشد ، باعث ماندگاري اين ديدگاه حتي در بين كتب معتبر اهل سنت شدند.(14) گام پنجم دفاع حضرت از مقام ولايت خطبه خواني ايشان بين زنان مدينه است: زماني كه حضرت زهرا از مردان مهاجر و انصار نا اميد شدند، زنان آنان را كه براي عيادت آمده بودند با كلماتي بسيار تند، مخاطب قرار دادند و آنان را به خاطر سكوت بر غصب به ناحق خلافت اميرالمؤمنين و سكوت بر رفتارهاي همسرانشان در عدم حمايت از اميرالمؤمنين شريك جرم همسرانشان معرفي كردند . گام ششم اين مبارزه سياسي، قهر ابدي اين بانوي بزرگوار با سران فتنه است: حضرت زهرا(س)، حاضر به پذيرش عمر وابوبكر نبودند، زماني كه با درخواست اميرالمؤمنين آن دو را پذيرفتند، فرمودند: شما با خشمگين كردن من در امر غصب به ناحق خلافت و خانه نشنين كردن ولي مسلمين، قلب رسول الله را آزرديد، از اين پس بعد از هر نماز، شما را نفرين خواهم كرد. هفتمين گام دفاع اين بانوي بزرگوار از مقام ولايت اميرالمؤمنين گريه هاي ايشان در بيت‌الحزان است.حضرت زهرا(س) پس از غصب به ناحق خلافت، شب و روز بر اين مصيبت مي گريستند و اين باعث شده بود كه مردمي كه به مسجد مي رفتند با ديدن درب نيمه سوخته خانه ايشان و شنيدن صداي گريه هاي فاطمه(س) به اين فكر بيفتند كه اگر رسول خدا زنده بود با اهل بيت او چنين مي كردند، در اين شرايط سران سقيفه براي جلوگيري از آشوب و تغيير نگاه مردم به حكام زمان، به علي(ع) اعتراض كردند، ايشان هم در خارج از شهر براي حضرت زهرا(س) سايه باني به نام بيت الحزان بنا كردند(15)تا به همراه حسنين در آن جا گريه كنند، اين اقدام باعث شد كاروان هايي كه وارد شهر مي شدند با ديدن مظلوميت اين بانو و فرزندان خردسالشان، داستان مظلوميت و حقانيت اميرالمؤمنين را جويا شوند و اين گونه بود كه موضوع حقانيت ولايت اميرالمؤمنين(ع) قبل از ورود به فضاي مسموم مدينه و از زبان حضرت زهرا (س) پراكنده شد. در نهايت هشتمين گام حضرت زهرا(س) در دفاع از مقام ولايت، وصيت ايشان مبني بر دفن مخيفانه آن حضرت بود. در جامعه آن روز، از زمان رسول اكرم(ص)، رسم بر اين بود كه اگر از مسلمانان كسي از دنيا مي رفت، جنازه اش را به محضر ايشان مي بردند و آن حضرت بر وي نماز مي خواندند و در تشييع و تدفين وي شركت مي كردند، اين رسم هم چنان سال ها و شايد قرن ها در جامعه مسلمين ادامه داشت و تنها در صورتي به هم مي خورد كه متوفي از دستگاه حاكمه ناراضي بود،در اين صورت آن فرد وصيت مي كرد كه حاكم و خليفه را در مرگ او باخبر نكنند و ديگري بر او نماز بخواند(16) حضرت زهرا(س) با اين كار نه تنها نارضايتي خود از حاكمان عصر را تصريح كردند، بلكه مردمي را كه بيعت شكستند نيز از شركت در مراسم ترحيم خويش محروم ساختند.، اين مطلب، بيان گر آن است كه حتي شهادت هم نتوانست مبارزات سياسي حضرت زهرا(س)، براي دفاع ازمقام ولايت را پايان بخشد.

پي نوشت:

1- آقابخشي، علي ؛ 1379، فرهنگ علوم سياسي، تهران، چاپار، ص 444/ 2- المصري، ابـي الفضل الافريقي، 1990، لسان العرب، بيروت، ج 6، ص 108/ 3- بخاري، ابواسماعيل،( 1409)، اﻻدب اﻟﻤﻔﺮد، اﻟﺜﻘﺎﻓﻪ، ﺑﻴﺮوت، ص209/ 4-اسكافي، ابوجعفر، (بي‌تا)، المعيار، والموازنه، بيروت، ص 236/ 5- .ﻣﺤﺎﻣﻠﻲ، اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ اﻟﻀﺒﻲ، 1412، اﻣﺎﻟﻲ اﻟﻤﺤﺎﻣﻠﻲ، اردن، ﻣﻜﺘﺒﻪ اﻻﺳﻼﻣﻴﻪ، ص 172/ 6- دﻣﺸﻘﻲ، اﺑﻦ ﻛﺜﻴﺮ، 1412، ﺗﻔﺴﻴﺮاﻟﻘﺮآن اﻟﻌﻈﻴﻢ، ﺑﻴﺮوت، داراﻟﻤﻌﺮﻓﻪ ، ج 8 ص40/ 7- اﺑﻦ ﺿﺤﺎك، ﻋﻤﺮ ﺑﻦ ﻋﺎﺻﻢ، 1412، ﻛﺘﺎب اﻟﺴﻨﻪ، اﺳﻼﻣﻴﻪ، ﺑﻴﺮوت، ج ﺳﻮم، ص360 / 8-مجلسي،محمد باقر، 1315، ج25 ، ص97 / 9- طباطبائي، سيد علي، 1386 ،«انسان كامل»، قم، مطبوعات ديني، چ اول، ص 241/ 10- همان منبع / 11- تقوي، مهدي، سمايي، مريم السادات،1392، قدر مخفي « تحليلي نو از شخصيت حضرت زهرا (س) ، چاپ اول، انتشارات جهاد دانشگاهي ، ص133/ 12- اشتهاردي، محمد مهدي، 1386، رنج‌ها و فريادهاي فاطمه، ترجمه بيت الحزان شيخ عباس قمي، قم انتشارات ناصر، ص140 / 13- معتزلي، ابن ابي الحديد،1304، شرح نهج البلاغه، تهران، ج 16، ص 236 / 14- تقوي، مهدي، سمايي، مريم السادات،1392، قدر مخفي « تحليلي نو از شخصيت حضرت زهرا (س)» ، چاپ اول، انتشارات جهاد دانشگاهي، ص120-121 / 15- ( همان منبع ) ص 129 / 16- عمادي استرآبادي، صديقه،1391، مروري بر احوالات حضرت صديقه طاهره بعد از رحلت پيامبر، برگرفته از درسهاي علامه سيد مرتضي عسگري ، انتشارات علامه عسگري، تهران، چاپ اول

 پرتوي از حكمت

عرفان و شرع

علامه مصباح يزدي(ره)
از ديدگاه اسلامي، سير و سلوك عرفاني راه مستقلي در كنار راه شرع نيست، بلكه بخش دقيق‌تر و لطيف تري از آن است و اگر اصطلاح «شريعت»؛ را به احكام ظاهري اختصاص دهيم، بايد بگوييم: طريقت در طول شريعت يا در باطن آن قرار دارد و تنها با رعايت احكام شريعت، قابل تحقق است. به عنوان نمونه، شريعت احكام ظاهري نماز را تعيين مي كند و طريقت عهده دار راهي براي تمركز حواس و حضور قلب در آن و شروط كمال عبادات است. شريعت بر انجام عبادات به انگيزه ي مصونيت از عذاب الهي و رسيدن به نعمت‌هاي بهشتي تأكيد دارد، اما عرفان به خالص كردن نيت از هرچه غير خداست تأكيد دارد؛ همان كه در لسان روايات اهل بيت(ع) «عبادت احرار»؛ ناميده شده است. همچنين شرك در شريعت همان شرك جلي از قبيل پرستش بت ها و مانند آن است، اما در طريقت، انواع دقيق تري از شرك خفي و اخفي مطرح است و هرگونه اميد بستن به غير خدا و بيم داشتن از غير او و كمك خواستن از غير او و عشق ورزيدن به غير او ـ در صورتي كه همه ي اينها جنبه ي اصالت و استقلال داشته باشد و بر اساس اطاعت امر الهي نباشد ـ نوعي شرك محسوب مي شود.
بنابراين، انواع بدعت ها و آيين هاي ساختگي نه تنها مطلوب نيست، بلكه مي‎تواند مانع رسيدن به عرفان حقيقي نيز باشد، چه رسد به استفاده از اموري كه صريحاً و قطعاً مورد نهي و تحريم واقع شده و هرچند ممكن است بعضي از كارها موجب حالات به اصطلاح عرفاني موقتي باشد، ولي سرانجامِ خوبي ندارد و ممكن است دامي شيطاني براي سقوط نهايي باشد و نبايد فريب آنها را خورد. حاصل آنكه راه حق همان است كه خداي متعال بيان فرموده است: «فماذَا بَعْدَ الْحقِّ اِلاّ الضَّلالُ.»(يونس: 32)

 در محضر قرآن


فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ وَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يرَهُ(زلزال/ 7و8)
پس هر كس به قدر ذره اي كار نيك كرده باشد(پاداش) آن را خواهد ديد؛ و هر كس به قدر ذره‌اي كار بد كرده باشد، آن را خواهد ديد.
نكته‌ها و پيام‌ها:
مقاتل و سعيد بن جبير گويند: وقتى كه آيه «وَ يطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يتِيماً وَ أَسِيراً» نازل گرديد، مسلمين مى پنداشتند كه اگر مال كمى را انفاق و بخشش كنند داراى پاداش و ثواب نخواهند بود و نيز اگر گناهانى كه به نظرشان كوچك مى‌آمد از قبيل دروغ و نگاه كردن از روى شهوت به نواميس مردم و غيبت كردن را مرتكب گردند، مؤاخذه نخواهند شد. سپس اين آيات نازل گرديد و به آن ها فهمانيد كه بر كوچكترين اعمال خير و شر پاداش و كيفر خواهند ديد و نيز گويند: پيامبر با ابوبكر مشغول خوردن غذا بودند اين آيات نازل شد.
در سوره لقمان نيز، لقمان به فرزندش مى فرمايد: اگر به اندازه وزن خردلى عمل نيك يا بد داشته باشى، در دل سنگ يا در اوج آسمان يا در زمين باشد، خداوند در قيامت براى حساب مى آورد. «يا بُنَي إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يأْتِ بِهَا اللَّهُ»؛ اي فرزندم، خدا اعمال بد و خوب خلق را گر چه به مقدار خردلي در ميان سنگي يا در(طبقات) آسمان ها يا زمين پنهان باشد همه را(در محاسبه) مي آورد، كه خدا توانا و آگاه است.(لقمان/ 16)
در قيامت راه هرگونه انكار بسته است؛ چراكه اعمال خود را مي بينند. «لِيرَوْا أَعْمالَهُمْ»
همه مردم در دادگاه عدل الهى يكسان اند. فَمَنْ يعْمَلْ ... فَمَنْ يعْمَلْ ...
كيفر و پاداش الهى، بر اساس عمل است. فَمَنْ يعْمَلْ ... فَمَنْ يعْمَلْ ...
عمل هر چه هم كوچك باشد، حساب و كتاب دارد. لذا نه گناهان را كوچك شمريد و نه عبادات را. «مِثْقالَ ذَرَّةٍ»
تجسم و ديدن عمل در آن روز خود عذاب يا لذت است. «يرَهُ»