صفحه جوان

خدمت انقلاب به انسانيت و خيانت خط سازش

(روح‌الله علوي)

هر يك از انقلاب ها در جهان، داراي هدف بوده و هستند. انقلاب اسلامي نيز از اين مسأله مستثني نيست. بي گمان، براي فهم اهداف انقلاب اسلامي، بايد سراغ انقلاب سازان يا به تعبير ديگر، بنيانگذاران آن رفت. حضرت امام خميني(ره) كه به حق از سوي مردم انقلابي ايران، به عنوان بنيانگذار انقلاب ناميده شد؛ درروز12بهمن1357 در بهشت زهرا و در جوار شهيدان گلگون كفن خط سرخ عاشورايي انقلاب،چنين مي فرمايند: زندگي معنوي شما را هم مي خواهيم مرفه باشد. شما به معنويات احتياج داريد. معنويات ما را بردند اينها. دلخوش نباشيد كه مسكن فقط مي سازيم، آب و برق را مجاني مي كنيم براي طبقه مستمند، اتوبوس را مجاني مي كنيم براي طبقه مستمند، دلخوش به اين مقدار نباشيد. معنويات شما را، روحيات شما را عظمت مي دهيم؛ شما را به مقام انسانيت مي رسانيم.(1)

ايشان با اين بيان، رساندن بشر به مقام انسانيت را هدف غائي انقلاب، مي شمارند. حضرت امام در بياني ديگر، انقلاب اسلامي را در حدوث و بقاء، متفاوت از تمام انقلاب‌هاي سده اخير- من جمله انقلاب روسيه و فرانسه-مي دانند. بالطبع با ضميمه نمودن دو بيان شريف از امام امت، نتيجه حاصله اين است كه اين انقلاب،آغاز و انجام و فرجام ديگري خواهد داشت. با توجه به هدف غائي اين انقلاب، بايستي انقلاب اسلامي به مقابله با موانع كمال انساني از جمله استبداد و استكبار بپردازد. مهدي رجب بيگي از دانشجويان پيرو خط امام و شهيد جريان نفاق، چنين مي نويسد: استبداد و استعمار آدميت انسان را ضايع مي كند. اگر مي بينيم، اسلام دشمني عميق و سازش ناپذير با تمامي مظاهر شرك از قبيل استبداد و استعمار و استحمار دارد به اين دليل است كه اين ها آدميت انسان را ضايع مي كنند. خداوند كريم در قرآن مي فرمايد: خداوند آنچه را كه از گناهان كه در رديف شرك نباشد ممكن است ببخشايد؛ چرا خداوند در برابر شرك اين گونه قاطعانه موضع مي گيرد؟ يكي از بهترين دلايل اين مطلب اين است كه شرك سبب مسخ ويژگي هاي خدا گرايانه و نابودي انديشه هاي متعالي انسان و عدم رشد وي مي شود.

مبارزه با آمريكا به عنوان عاملي كه سد راه انسانيت است، گامي در جهت رشد و تكامل انسان ها و وسيله اي براي نيل به آرمان هاي والاي اسلامي است.

امام عزيز نيز بر اساس همين اسلوب، سازش با مدعيان ابرقدرتي و مستكبرين را، ظلم به بشر و در تضاد با كرامت انساني قلمداد مي نمايند. همان كرامتي كه قرآن درباره اش فرموده: لقد كرمنا بني آدم. اما سوال اساسي اين است: فتح الفتوح انقلاب اسلامي چيست و انقلاب اسلامي پس از 42 سال از آغاز انقلاب، چقدر توانسته است باب اين مسير را بگشايد؟

آيا انقلاب اسلامي توانسته اين هدف را محقق سازد و در رواق منظر چشم بشر قرار دهد؟ بايستي اعتراف كرد كه انقلاب در اين زمينه هنوز با افق هاي ترسيمي، فاصله بسياري دارد. اگرچه موانع مختلف در عدم تحقق حداكثري اين هدف، موثر بوده است، ليكن كم كاري‌ها و كم‌همتي‌ها نيز روال تحقق را كند نموده است. مع الاسف در فصولي از4 دهه انقلاب اسلامي،شعارها و اهداف انقلاب در بيان و بنان برخي مسؤولان، شكل خزان به خود گرفت. با اين وجود، انقلاب زمستان سال1357هجري خورشيدي، بهار انسانيت را رقم زد. دفاع مقدس يكي از جلوه هاي خيره كننده كارخانه انسان سازي انقلاب اسلامي است.انقلابي كه با نام خدا و همت خدادوستان و رهنوردان خداجو، قد برافراشت و بسيجيان را به جهانيان عرضه كرد. به تعبير شهيد حسن باقري- نابغه جوان دفاع مقدس- بسيجيان، پديده هاي جديد خلقتند. انقلاب اسلامي در دفاع مقدس، هديه اي ارزشمند به جهانيان تقديم كرد؛ انسان!

به تعبير سيد شهيدان اهل قلم،سيد مرتضي آويني: ما از اين موهبت برخوردار بوديم كه انسان ديديم. ما يافتيم آنچه را كه ديگران نيافتند. ما همه ي افق هاي معنوي انسانيت را در شهدا تجربه كرديم. ما ايثار را ديديم كه چگونه تمثل مي يابد؛ عشق را هم، اميد را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، كرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ي آنچه را كه ديگران جز در مقام لفظ نشنيدند، ما به چشم ديديم.

انقلاب اسلامي با معرفي برگزيدگان وادي انسانيت يعني شهدا- شاگردان مكتب امام- كام بشريت را شيرين كرد. با ظهور ابراهيم همت ها، ابراهيم هادي ها، مصطفي چمران ها و... افسانه هاي بشر امروز كه پيش تر آنها را فقط شنيده يا تصور كرده بود، به واقعيت تبديل كرد. اين ها از معجزات موساي زمان، امام خميني(ره)بود؛ امامي كه فتح الفتوح اش(به تعبير مقام معظم رهبري)، فتح سرزمين دل جوانان و ساختن جوانان مومن، مخلص، صادق، بي اعتنا به شهوات و...است و چه رابطه عجيب و عاشقانه اي بين اين جانبازان و جانان شان بود و هست؛ عشقي الهي بين پير جوانمرد جماران و جوانان انقلابي و طبيعي است كه اسيران طبيعت و ماديات، ولايت فقيه را نفهمند و معني شعار 'يا مرگ يا خميني' را. به جمله استنلي روم معاون اسبق رييس سازمان امنيت ملي آمربكا دقت بفرماييد: آنچه تاكنون همه تحريكات ما را براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران با ناكامي مواجه ساخته است، اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است، چرا كه ولايت فقيه براي ما و گنجينه هاي اطلاعاتي ما يك واژه بي تعريف است،به طوري كه ما به هيچ وجه نمي توانيم كل حضور و ظهور و حتي ميزان برد احكام ولي فقيه را پيش بيني كنيم.

اكنون، علت هجمات هميشگي معاندين و منافقين، به ولايت فقيه و تبليغ ولايت سفيه- چه بايدن چه ترامپ- مشخص مي شود. انقلاب اسلامي در تربيت انسان، توفيق نسبي يافته است و لذت اين رايحه روحاني و شميم عطر اين جهان آرايان، به شامه افراد بسياري در گوشه و كنار جهان، طراوت بخشيده است. ادواردو آنيلي، كنت لوكا، كمال كورسل، خوزه مارتينز، ابراهيم زكزكي، عماد مغنيه و دهها فرد ديگر، گل هاي بوستان انقلابند. انسانيت گمشده بشر امروز است و انسان تراز انقلاب اسلامي، همان چيزي است كه بشر معاصر تشنه و شيفته آن است.

فلذا ملك قاسم سليماني، فقط كرمان و ايران نيست. ملك سليماني هرجايي است كه فردي دل در گروي كمالات انساني دارد. فعاليت شهيد شاطري در لبنان نه راهسازي كه انسان سازي بود. شهيد رسول حيدري در يوسني و هرزگوين، مشق عشق و ايثار كرد. طلبه شهيد محمد حسن ابراهيمي در كشور گويان آمريكاي جنوبي، مثله شد اما نگذاشت ارزش هاي انساني مثله شود. اينها و بسياري ديگر، شاگردان مكتب انقلاب و خط امام اند. انقلابيون عزيز براي امتداد خط نوراني انسانيت، بايستي مراقب راه نشان-ولايت فقيه- باشند؛ آنان كه 4دهه درپي سازش با استكبارند، نه تنها به اين شهيدان و ملت شهيد پرور خيانت مي كنند بلكه به بشريت خيانت مي كنند؛ غافل از اين كه اين خط با خيانت آن ها قطع نمي شود وبا ظهور حججي ها اين خط ادامه دارد...

پي نوشت:

(1) صحيفه امام خميني، جلد 6،صفحه 273 سخنان امام خميني در بهشت زهرا در 12 بهمن 1357

 ولايت و جوانان

از دست اين جوان‌ها كار برمي‌آيد

وجود اين همه جوان در كشور، يك ظرفيّت مهمّي است؛ بعضي از مسؤولين ما، در طول زمان ها، به اين اهمّيّتي نمي دادند؛ بعضي ها اين را باور نداشتند، اهميّت نمي دادند؛ اين را كه «از دست اين جوانها كار برمي آيد»، بعضي ها قبول نداشتند، باور نداشتند. آن روزي كه صنعت هسته اي كشور شروع به فعّاليّت كرد و به آن اوجي كه همه مي دانيد رسيد، بعضي ها بودند -حتّي بعضي از دانشمندان ما، بعضي از نسل‌هاي قديمي ما- كه به ما مي گفتند «آقا نكنيد، فايده‌اي ندارد، نمي‌شود، نمي‌توانيد»؛ بعضي‌ها به خود من نامه مينوشتند و مي گفتند نمي‌توانيد. چرا؟ چون آن كساني كه دست اندركار بودند، همه تقريباً جوان بودند؛ اكثر آنها در سنين حدود سي سال و كمتر از سي سال بودند؛ اينها توانستند. همان كساني كه منكر بودند، بعداً اعتراف كردند كه «بله، اينها واقعاً توانستند اين كار را انجام بدهند.
بيانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي 01/01/1397

 طنز

ميهمان شدن ملانصرالدين

روزي ملانصرالدين به عده‌اي رسيد كه مشغول غذا خوردن بودند. رفت جلو و گفت: السلام يا طايفه بخيلان!
يكي از آن‌ها گفت: اين چه نسبتي است كه به ما مي دهي؟ خدا گواه است كه هيچ يك از ما بخيل نيست.
ملانصرالدين گفت: اگر خداوند اين‌طور گواهي مي دهد، از حرفي كه زدم توبه مي كنم، و نشست سر سفره آن‌ها و شروع كرد به غذا خوردن.

فرهنگ در محاصره قانون!

(محمدحسين داوودي)
از طرفي، از نظر قانوني سازنده انيميشن، مالك آن است و استفاده از عكس، شخصيت‌هاي آن منوط به اجازه از صاحب اثر است و از طرف ديگر سازندگان انيميشن ها حق انحصاري خود را به انتشاراتي هايي واگذار مي كند كه تنها منافع مادي برايشان ملاك است و دفتر نقاشي ساده اي را كه- اگر عكس كاركترهاي والت ديزني و هاليوود داشته باشد – مي‌توان با قيمت 2500 تومان از عمده فروشي خريد، به قيمت عمده 6500 تومان مي رسانند.
حال تكليف چيست؟
نه مي شود سازنده اثر را متهم كرد و نه انتشاراتي كاري غيرقانوني انجام داده است.
اينجاست كه بحث دولت مطرح مي شود و اين كه دولت مي تواند حق انحصاري سازنده را بخرد و در اختيار انتشاراتي هاي مختلف بگذارد.
چرا دولت بايد اين كار را بكند؟
سازندگان فيلم و انيميشن و... از بودجه دولتي يا غير دولتي، اثري با محتواي خوب توليد مي كنند؛ خريد اين اثر براي صدا و سيما، فقط و فقط عكس العملي -شايد از سر اكراه- به اين اثر است و در واقع به معناي استفاده حداقلي از سرمايه انساني و مالي كشور محسوب مي شود.
از طرف ديگر، حكومت اسلامي و دولت حاكم وظيفه دارد به جهنم و بهشت رفتن آدم ها كار داشته باشد -به خاطر همين هم سالانه ميلياردها تومان بودجه براي فرهنگ، اختصاص داده مي شود.- اين چنين دولتي يا بايد خودش چيزي نظير دارا و سارا بسازد و بعد به دنبال علل عدم استقبال از آن برود و بفهمد دارا و سارايي كه در گوشه مغازه است، براي فرزندان ما غريبه است و تازه آن موقع دنبال ساخت فيلم و انيميشن با عروسك دارا و سارا برود، يا اين كه به جاي چرخاندن لقمه دور سر خود، از ظرفيت انيميشن هاي موجود، استفاده كند و با خريد حق انحصاري محصول از سازنده، آن را عمومي كرده و فرهنگ را از محاصره اقتصادي نجات دهند.
از فيلشاه، شكرستان، جناب خان و كلاه قرمزي كه گذشت، ولي هنوز مي شود براي «شهر موشكي» و «ببعي» و... فكري كرد، به شرطي كه اين تدبير هم توسط متصديان امر، منحصر به آشنايان نشود.