صفحه ويژه ارتحال

علامه مصباح يزدي و طرفداري از «ديالوگ» در برابر مدعيان آزادي

آيت الله مصباح يزدي در دوران اصلاحات مورد اتهام زني بسياري از سوي اصلاح طلبان تندرو و رسانه هاي وابسته به اين جريان قرار گرفت. آن رسانه ها كه خود را مدعي آزادي بيان مي دانستند، اينگونه وانمود مي كردند كه آيت الله مصباح يزدي اهل گفتگو و ديالوگ نيست، در حالي كه آيت الله مصباح از ابتداي پيروزي انقلاب و در مقابله با جريان هاي فكري اعم از چپ، ليبرال، سكولار و انحرافي اهل مناظره و گفتگو بود كه در ادامه به بازخواني مناظرات آيت الله مصباح و شاگردان وي با اين گروه ها مي پردازيم.

مناظره با تئوريسين هاي احزاب سياسي، گروه هاي چپ(چپ اعتقادي) و شخصيت هايي چون احسان طبري و فرخ نگهدار و دفاع از انديشه ي ديني در مقابل افكار الحادي از جمله فعاليت هاي آيت الله مصباح در سال هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود. مناظره با طبري و فرخ نگهدار در حالي در سال 60 انجام شد كه فعاليت هاي گروه هاي ماركسيستي افزايش يافته بود. اين گفتگوها از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش شد. آيت الله مصباح به نقد اين تفكر ادامه داد و كتاب 4 جلدي «پاسداري از سنگرهاي ايدئولوژيك» حاصل نقدهاي او بر انديشه هاي ماركسيستي است كه جلد اول آن در سال 1360 و پنج جلد ديگر در سال هاي بعد منتشر شد.

*مناظره با حجت الاسلام حجتي كرماني به نمايندگي از اصلاح طلبان

اما مهمترين مناظرات وي در دهه 70 و با ايدئولوگ هاي دوم خرداد برگزار شد كه البته بيشتر اين مناظرات به روش غيرحضوري انجام شد، چراكه چهره هاي معدودي از اصلاح طلبان حاضر شدند با ايشان گفتگو كنند. مناظره غيرحضوري هم البته نامتوازن بود.، به اين دليل كه اصل سخنان آيت الله مصباح در نشريات زنجيره اي دوم خرداد منتشر نمي شد و منتقدان آيت الله مصباح به سخنان تقطيع شده وي استناد مي كردند.

به طور مثال پس از آن كه حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي بدون توجه به اصل سخنان آيت الله مصباح ايشان را به تئوريزه كردن خشونت متهم كرد، آيت الله مصباح به صورت غيرمستقيم از وي و منتقدانش دعوت كرد تا ضمن حضور در مناظره اي خصوصي يا تلويزيوني به ارائه ي سخنان منطقي خود بپردازد. خاتمي حاضر به حضور در چنين مناظره اي نشد و در عوض حجت الاسلام والمسلمين محمدجواد حجتي كرماني به نمايندگي از جبهه دوم خرداد براي مناظره با آيت الله مصباح اعلام آمادگي كرد.

حجتي كرماني از منتقدان آيت الله مصباح بود و بسياري از اوقات به نقد سخنان ايشان در روزنامه اطلاعات مي پرداخت. آيت الله مصباح نه تنها آمادگي خود را براي مناظره با حجت الاسلام والمسليمن حجتي كرماني اعلام كرد، بلكه اعلام داشت كه تنها شرطش در اين مناظره پخش زنده است و به هيچ وجه از اين شرط عدول نخواهد كرد، اما حجتي كرماني با اين پيشنهاد مخالفت كرد و پخش زنده را به صلاح ندانست. استدلال او اين بود كه شايد در جريان بحث، مطالبي گفته شود كه خود گوينده خواهان پخش آن نباشد. در نهايت اينگونه توافق شد تا ابتدا مناظره ضبط و سپس پخش شود. اين مناظره در چهار جلسه برگزار و پخش شد. مشروح اين مناظره نيز در كتابي با عنوان «مناظره آيت الله مصباح يزدي و حجت الاسلام والمسلمين حجتي كرماني» توسط انتشارات سروش منتشر شد.

*طفره رفتن عبدالكريم سروش از مناظره با مصباح

عبدالكريم سروش يكي از بارزترين شخصيت هايي است كه به ترجمه و ترويج تئوري پلوراليسم ديني در كشور پرداخت، اما بارها از پذيرش دعوت آيت الله مصباح به حضور در يك مناظره زنده تلويزيوني در موضوع «قبض و بسط تئوريك شريعت» به بهانه هاي مختلف اجتناب كرد.

سروش آذر ماه سال 78 در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران درباره مناظره با آيت الله مصباح گفت: «جواب من همان بوده كه هست، 20 جلد كتاب دارم كه آقاي مصباح مي تواند سر هر سطري از آن يقه ي مرا بگيرد، اما ايشان چه نوشته اي دارد كه من با استناد به آن با جناب مصباح مناظره كنم...»

سروش بارها دعوت صدا و سيما براي مناظره با آيت الله مصباح يزدي را رد كرد. اين در حالي است كه صدا و سيما تمامي شرايط او را براي اين مناظره پذيرفته بود.

آيت الله مصباح در اين رابطه گفت: «بنده در همين مدرسه ي فيضيه در يك سخنراني عمومي فرياد زدم و ايشان را به مناظره ي حضوري و بحث آزاد در تلويزيون دعوت كردم؛ بعد از آن هم ده ها بار به صورت هاي كتبي و شفاهي، در مجامع عمومي و خصوصي، تصريح كردم كه من آماده ي مناظره هستم. از طرف صدا و سيما نيز چندين مرتبه شخص مورد نظر براي مناظره دعوت شد؛ اما ايشان هر بار به بهانه اي خودداري كرده است. اين مطلب را چندي پيش، مسؤول صدا و سيما صريحاً در مصاحبه اي اعلام كردند. اخيراً هم يكي از معاونان ايشان گفتند كه ما چندين بار با قبول تمام شرايط از قبيل اين كه بايد مناظره به صورت مستقيم پخش شود دعوت كرديم؛ اما علي رغم تمام اين اقدامات، ايشان باز هم از مناظره خودداري مي كند.»

طفره سروش از قبول مناظره زنده تلويزيوني با آيت الله مصباح در حالي صورت مي گرفت كه وي پيش از آن به حضور آيت الله مصباح رسيده بود و ضمن گفتگو با ايشان، نظراتشان را در رابطه با نوشته هايش جويا شده بود. سروش نه تنها دعوت آيت الله مصباح را براي مناظره نپذيرفت، بلكه از پذيرش دعوت شخصيت هاي ديگر نيز اجتناب كرد و دعوت هاي مكرر از وي براي مناظره از سوي اساتيد حوزه و دانشگاه همچون آيت الله صادق آملي لاريجاني، همه بي پاسخ ماند.

*درماندگي مهاجراني از حضور در يك مناظره

پس از انتقاد آيت الله مصباح يزدي نسبت به وضعيت فرهنگي كشور در دوره وزارت عطاءالله مهاجراني، وي از آيت الله مصباح براي حضور در يك مناظره تلويزيوني دعوت كرد. نامه دعوت به مناظره قبل از ارسال براي آيت الله مصباح، در اختيار برخي از روزنامه هاي مورد حمايت وزير ارشاد قرار گرفت. علي رغم اين موضوع، آيت الله مصباح بلافاصله آمادگي خود را براي انجام اين مناظره اعلام كرد.

با وجود آن كه آيت الله مصباح صريحاً آمادگي خود را براي انجام مناظره با مهاجراني اعلام كرده بود، كم كم شايعاتي در رابطه با عدم برگزاري اين مناظره آغاز شد. از جمله اين كه روزنامه دولتي ايران كه وابسته به خبرگزاري جمهوري اسلامي و از زيرمجموعه هاي وزارت ارشاد محسوب مي شد، در يك اقدام عجيب خبر از درخواست جمعي از شاگردان استاد مصباح از آقاي مهاجراني براي برگزار نشدن اين مناظره داد. اين خبر كه حكايت از انصراف و طفره رفتن آيت الله مصباح از انجام اين مناظره مي داد، به شدت مورد تكذيب آيت الله مصباح و شاگردان وي واقع شد.

سپس مهاجراني در پاسخ به اين پرسش كه آيا هنوز بر برگزاري اين مناظره مصر هستيد، گفت: «من مصر نيستم، اما به ايشان پيشنهاد كردم شما كه هر هفته در نمازجمعه صحبت مي كنيد يك بار هم من حضور داشته باشم تا از نظرات شما آگاه شوم و در مورد برخي مسائل، توضيحات لازم را ارائه بدهم.» زمان برگزاري مناظره نيز به بعد از ماه رمضان موكول شد. ماه رمضان گذشت، اما خبري از انجام اين مناظره نشد تا اين كه روزنامه كيهان در 13 شهريور 79 به نقل از آيت الله مصباح چنين نوشت: «كساني كه خواستار مناظره با من بودند، هر بار به بهانه اي طفره رفتند.»

مهاجراني نيز نسبت به اين سخنان آيت الله مصباح واكنش نشان داد و در نامه اي سرگشاده بار ديگر آمادگي خود را براي انجام مناظره اعلام كرد. وي در عين حال مسؤوليت انجام نشدن اين مناظره را به گردن صدا و سيما انداخت.

در حالي كه همگان منتظر برگزاري اين مناظره زنده تلويزيوني بودند، مهاجراني با نگارش سلسله مقالاتي در ستون نقد حال روزنامه اطلاعات اعلام كرد: «حال كه به هر دليل مناظره ميسر نمي شود، به نقد و بررسي سخنان ايشان(آيت الله مصباح) كه در آستانه ماه محرم مطرح فرموده‌اند، مي‌پردازم.

مدافع مقدسات، مقدس‌تر شد

 حسن ابراهيم زاده

صبح روز دوشنبه پانزدهم دي ماه 99 پيكر مطهر عالمي از مصلاي قم به سوي حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله عليها) تشييع شد كه بيش از از نيم قرن سينه ي خود را سپر تيرهاي پرتاب شده به سوي مقدسات اسلام و اركان انقلاب كرد آن روز اولين صحنه اي كه در همان لحظه قرار گرفتن پيكر در جمع مردم طلاب و فضلاي حوزه و عالمان و اساتيد بزرگ آن در قاب نگاه ها و لنز دوربين ها نقش بست تصوير چفيه ها و شال هايي بود كه به قصد تبرك به سوي ماشين حامل پيكر اين مدافع مقدسات پرتاب مي شد گويي خداوند در آخرين ساعات حضور پيكر اين مرد در دنياي خاكي تاوان مجاهدت مرد ميدان خدا محوري را به رخ همگان مي كشيد و او را مصداق اين آية شريفه ساخت: «وَ آتَيناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي اْلآخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحينَ» آيت الله مصباح اجر خود را در اين دنيا هم گرفت، از پيام كم نظير و حتي بي بديل در برخي اوصاف از سوي رهبري معظم انقلاب گرفته تا بدرقه هزاران هزار مردمي كه در ميان آنان، عالمان و عابدان و مجاهدان در راه خدا تا حرم مطهر فاطمه معصومه(سلام عليها) و آرام گرفتن در كنار استادش آيت الله بهجت؛ اما اين بدرقه شكوهمند و آرام گرفتن در قرارگاه ابدي هم موجب نشد آناني كه قراري جز قداست شكني با زبان و قلم خود نبسته اند گمانه خود را پنهان كنند و از پرتاب تيرهاي خود به سوي «انديشه ها و آرمان هاي اين مدافع مقدسات دست بردارند.

آناني كه به دليل عدم تقواي سياسي و جمعي، باورهاي التقاطي و برخي رفتارهاي خارج از دايره شرع و عرضه نكردن اعتقادات خود به بزرگان اخلاق و عرفان، در چنان محروميتي به سر مي برند كه در گام دوم انقلاب هم از درك چرايي و چگونگي و امتداد انقلاب امام عاجزند و هنوز همة معادلات سياسي و اجتماعي را با عقل معامله گر خود معاملات ترسيم شده از سوي نظام سلطه مي سنجند؛ آناني كه با پا گذاشتن به جاي پاي رهرواني كه ديروز حتي هابيل و قابيل را نماد دوران كشاورزي و دامپروري تفسير و شكافتن نيل را به جزر و مد و... تفسير مي كردند امروز هم نه تنها انقلاب بلكه همه ي پديده ها اين جهان را تفسير مادي مي كنند و با تفسير نمادين و سمبليك از معجزات انبياء الهي و كرامات اولياء الله، منكر معادله اي خارج چهارچوب ماده مي شوند، و همين بينش آنان را تا جايي سوق مي دهد كه فردي كه حاصل برداشت هاي ماديگرانه او از قرآن و نگاه مادي او به همة پديده هاي اين جهان به قاتل شهيد مطهري تبديل مي شود؛ در نامة خود به رهبري انقلاب به نفهميدن، نگاه آسماني به مديريت سياسي و اجتماعي اذعان مي كند و آن را زير سؤال مي برد، نگاه اين افراد در حالي است كه تكيه و اعتماد به قدرت لايزال الهي و ايمان به غيب كه از منظر رهبري معظم انقلاب يكي از ويژگي ها و شاخص هاي مكتب امام به شمار مي رود محور همة موضع گيري ها و حركت هاي علامه مصباح بود و همين ويژگي و شاخص پيوندي عميق بين او را با امام راحل، رهبري معظم انقلاب و شهداي گرانسنگ انقلاب چون حاج قاسم سليماني و... ايجاد كرد، دركي از عالم هستي كه پشيمان شده ها و از نفس افتاده ها را از دايره فهم آن دور ساخته تا جايي كه حتي منكر صدها شهيدي مي شوند كه روز عمليات شهادت خود را نيز بر زبان آورند!!

جماعتي كه با سكوت در مقابل آناني كه دست گدايي به سوي غربي كه امام خميني(ره) به صراحت از آن به «طاغوت» و «شيطان بزرگ» ياد كردند همسفره ي ملي گراياني شده اند كه امام راحل آنان را «مرتد» خواند و در جمع عناصري از «نهضت آزادي» حاضر مي شوند كه امام عظيم الشأن از آن به پدر معنوي و عزيز منافقين ياد كردند، منافقيني كه آن پير روشن ضمين ابن ملجم نامرد را از آنان مردتر خواند، جماعتي كه شب نشيني با عناصر و وابستگان مطرود امام را افتخار مي خواند و... امروز بر كسي پوشيده نيست كه قداست شكني غربگرايان و عدم اعتقاد همين گروه ها و دستجات به ايمان به غيب بود امام خميني(ره) را به مقابله با آنان واداشت و علامه مصباح را به دليل مبارزه بي امان با همين دستجات و گروه ها موجب شد تا او نيز مغضوب كساني شود كه حتي پس از رحلت به مجرد بيرون آمدن يك سخن از سوي يك عالم نه تنها بار ديگر اين فقيه و حكيم مورد هجمه اين جماعت قرار گيرد بلكه اين همنشيني قداست شكنان با گرفتن ژست اسلام عقلاني، تلويحاً خود را در صف كساني قرار دهند كه اصولاً هرگز نفهميده و نمي فهمند كه چرا فلان شهيد هنگام خاك سپاري لبخند بر لبانش نشست و يا امام خميني(ره) در بي هوشي كامل در بيمارستان ذكر خدا بر لب داشت.

هنوز علامة مصباح و مصباح علامه در برابر ارباب تاريكي ها كه قداست شكني را سرلوحه خود قرار داده روشن است، خداوند تاوان اين مدافع مقدسات را به نحو احسن داد، او را مقدس تر از ديروز جلوه داد تا حجتي شود براي همه حوزويان و مؤمنان در دفاع از مقدسات اسلام و انقلاب اما حكايت آناني كه هنوز ائتلاف با قداست شكنان اسلام و امام و انقلاب را براي خود افتخاري مي دانند، حكايت همين آيه شريفه است.

... وَ اتْلُ عَلَيهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ

بازتاب خبر درگذشت «آيت الله مصباح يزدي» در رسانه هاي بين‌‌المللي

سي ان ان نوشت: بر اساس آنچه رسانه هاي دولتي مخابره كرده اند، روحاني انقلابي ايران درگذشت.

العربيه خبر درگذشت آيت الله مصباح يزدي را با چنين تيتري آغاز كرد: مصباح يزدي، روحاني برجسته ي ايراني درگذشت.

تايمز آف اسراييل وابسته به رژيم صهيونيسم غاصب نوشت: مصباح يزدي، روحاني انقلابي، يار صديق آيت الله العظمي خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي، درگذشت.

مجله ي خبري هندو از مجلات معتبر هندي چنين تيتري را انتخاب كرد: روحاني برجسته ي انقلابي محمدتقي مصباح يزدي در سن 86 سالگي درگذشت.

روزنامه ي لوس آنجلس تايمز نوشت: روحاني برجسته ي ايران درگذشت.

گلف نيوز از رسانه هاي خبري امارات متحده ي عربي نوشت: مصباح يزدي روحاني انقلابي ايران درگذشت.

روزنامه ي لوفيگاروي فرانسه نوشت: ايران: يكي از ياران صديق رهبر انقلاب اسلامي، آيت ا... خامنه اي، درگذشت.

اف آر 24 نيوز از رسانه هاي خبري فرانسه زبان نوشت: به گزارش رسانه هاي دولتي، روحاني انقلابي ايران درگذشت.

سايت خبري آر تي بي اف بلژيك نوشت: يكي از روحانيون ايران كه يار صديق آيت الله العظمي خامنه اي نيز بود، درگذشت.

اينديانا اكسپرس نيز خبر درگذشت آيت ا... مصباح يزدي را با اين تيتر منعكس كرد: محمدتقي مصباح يزدي روحاني انقلابي ايراني در سن 85 سالگي درگذشت.

بخش خبري سايت ياهو نوشت: روحاني برجسته ي ايراني درگذشت.

بي بي سي فارسي: با درگذشت [آيت الله] مصباح يزدي، رهبر ايران يكي از مهم ترين پشتوانه هاي فكري و حمايتي خود را از دست داد و از نيروها و وفاداران حوزه او، يكي ديگر كم شد.

يقينا انعكاس خبر درگذشت آن عالم مجاهد در رسانه هاي بين المللي خود نشانه دهنده اهميت وجود شخصيتي مانند آيت الله محمدتقي مصباح يزدي در سطح جهاني است.

ميراث علامه مصباح

 علي خضريان

جايگاه علمي علامه مصباح يزدي در فلسفه و منطق، علوم فقاهتي و جايگاه استادي ايشان و تربيت شاگردان ديني، بر كسي پوشيده نيست؛ اما اين تنها يك وجه از جايگاه اين عالم فقيد است كه در اين روزها بسيار درباره اش خوانده ايم و شنيده ايم. اما حقيقت عملكرد اين عالم بزرگوار كه موجب مي شود لقب علامه طباطبايي يا شهيد مطهري زمان را به او بدهند، چيز ديگري است؛ حقيقتي كه شايد «حجاب نوراني» تعريف از جايگاه علمي اين عالم انقلابي، نگذارد به آن دست پيدا كنيم يا حتي موجب تحريف عملكرد ايشان شود.آنچه كه استاد مصباح را به بزرگاني چون علامه طباطبايي و شهيد مطهري مانند مي كند، صرفا جايگاه علمي، فقاهتي و فضيلت اخلاقي ايشان نيست كه اگر چنين باشد، عالمان و فضلاي بسياري در گذشته و حال زندگي كرده و مي كنند و محترم هم هستند.مرحوم علامه مصباح علوم ديني و فقهي را نه براي يك معنويت فردي، بلكه براي تعالي يك جامعه به كار گرفت؛ از ورود به عرصه سياست تا تمدن سازي اسلامي. همين ويژگي وجه تمايز ايشان با برخي ديگر از علماي فاضل حوزه علميه بود.نگاه ايشان به عرصه سياست، نه يك نگاه مبتني بر سود و ضرر يا كسب منفعت، بلكه يك نگاه متعالي، عقلاني و مبتني بر تكليف شرعي بود. به همين دليل است كه در دهه 70 و در اوج مظلوميت جايگاه رهبري نظام، مقابل جريان مهاجم به اين جايگاه ايستاد و هزينه داد؛ چون به تعبير شهيد حاج قاسم سليماني، خامنه اي عزيز را عزيز جان خود مي دانست.نگاه به سپهر سياست از دريچه عقل، شرع و اخلاق است كه موجب مي شود تا علامه مصباح يزدي، سياست را منهاي حزب بازي هاي رايج بداند و فضاي سياسي كشور را نه در قالب چپ و راست، بلكه در قالب كارآمدي اصلح بودن تعريف كند.اين نگاه مترقي به سياست باعث شد تا حضرت علامه، ارتباط با جوانان را به پشتوانه تجربه كار تشكيلاتي در مدرسه حقاني و همكاري با شهيد بهشتي، در چارچوب طرح ولايت آغاز كند. طرحي كه هدفش تربيت سياستمداراني بود كه نه دو قطبي هاي كاذب سياسي، بلكه مصالح كشور و آينده ايران را مدنظر قرار مي دهند.

اما اين منطق عقلاني علامه مصباح به مذاق برخي جريانات سياسي خوش نيامد و موجب شد تا شاگردان جوان و انقلابي كه در طرح ولايت تربيت يافته بودند، از سوي آنها به كارگيري نشوند و عملا به سمت يك حركت نمايشي در به كارگيري جوانان حركت كنند. دل مشغولي علامه مصباح نسبت به اين وضعيت مبهم و خطرناك و همچنين نگراني ايشان نسبت به آينده سياسي كشور، او را به فكر كنشگري مستقيم سياسي، با هدف بسط تفكر عقلاني سياست منهاي حزب بازي، در دهه 80 انداخت. با اين تفاوت كه او در ميدان سياست همچون سايرين هضم در حزب بازي و گروه گرايي نشد. نگاه و منطق روشن ديني و عقلاني او و نگاه كردن به سياست از دريچه شرع است كه موجب مي شود ايشان در حمايت از افراد، تعصب را كنار بگذارد و آغازگر مخالفت و ايستادگي در مقابل شخصي باشد كه روزي از او حمايت كرده بود.

توجه علامه مصباح در به كارگيري علوم ديني براي تعالي جامعه، فقط به عالم سياست ختم نشد. كار ويژه تربيتي ايشان كه در گذشته انقلابي شان ريشه داشت، موجب شد تا مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) به مركزي فعال براي تدوين برنامه هاي مدون، با شناخت از نيازهاي روز جامعه و مبتني بر آموزه هاي ديني تبديل شود. در اين مسير يقينا آن هدف غايي از پيوند ميان حوزه و دانشگاه شكل مي گيرد كه نه حوزويان، دانشگاهيان را دشمنان از غرب فرستاده شده مي دانند و نه دانشگاهيان، حوزويان را متحجراني دگم انديش مي پندارند. به همين دليل است كه علامه مصباح، جهد و جهاد علمي و ديني را نه از حجره ها و در گوشه عزلت، بلكه در وسط ميدان علمي پيگيري و خود در سمينارهاي دانشگاه هاي اروپايي و آمريكايي شركت مي كند.جميع عملكرد علامه مصباح است كه او را در تراز يك عالم اهل عمل قرار مي دهد؛ عملكردي كه منطبق است با مكتب امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب.

اگر علامه مصباح را صرفا يك عالم ديني و يك فيلسوف مسلمان بناميم، از شناخت حقيقت او غافل شده ايم و در حق او جفا روا داشته ايم؛ ميراث علامه مصباح يزدي براي مردم و ايران، چيزي فراتر از يك جهد و جهاد علمي است؛ او مرد ميدان سياست عقلاني و شرعي و كنشگري براساس منافع جمعي مردم بود.بايد هوشيار باشيم كه كدام مصباح را مي خواهند معرفي كنند؛ يك معلم عالم و بااخلاق يا كنشگري كه پاي ولايت ايستاد، منافع مردم برايش اصل بود و در اين راه دوگانه هاي سياسي را كنار زد؟

آيت‌الله مصباح هنر «فريب نخوردن» و «دقيق بودن» را به جامعه علمي و سياسي كشور آموخت

(استاد رحيم پور ازغدي)

از دي 98 تا دي 99، يك سال كامل، برگريزان بود. از مداد علما تا دمائ شهدا، از ترور مجاهد نبردهاي بين الملل و شهيد جنبش هاي آزادي بخش، قاسم سليماني و ابومهدي و ترور فيزيكدان بزرگ و بنيانگذار، فخري زاده و… تا فقدان آيت‌الله مصباح كه قهرمان موشكاف عرصه معرفت و عقلانيت بود، ايران، مردان بزرگي را يك به يك ازدست داد و چه به دست آورد؟

در باب سليماني، آيت‌الله عرفان عملي در جهاد كبير تا جهاد اكبر و از شاهكار برادران گمنامش در سپاه قدس، شهيدان دفاع از مستضعفين جهان و رهايي ملت هاي دربند، با ده ها سليماني بي نام كه اسماعيل قاآني، شهيد ديروز و فردا، يك تن از آنانست همچنان بايد گفت و خواهيم گفت، چه تازه اول عشق است و قافله شهر آشوبان كربلا تا همه جا در پنج قاره جهان خواهد رفت و غافلان و بخواب رفتگان را فرمان برپا خواهد داد. ديديد ملت ها و نسل ها در سراسر عالم با پيكر سوخته و دست بريده اش چه كردند؟ جوانان عالم، باز تشنه الگوي معاصر بودند و يافتند(الگوهاي بيشتري در راهند و تا سال بعد، خداكريم است!)، انقلابيون مسلمان، «چه گوارا» صد پله الهام بخش تر خود را، و حكومت ها، تهديد اصلي بقاي خود را، و دولتمردان مان راز محبوب نبودن خود را يكجا يافتند. جهان نيز اسلام «ترور و خشونت» را در تقابل با اسلام «جهاد و شهادت» شناخت و تفكيك طلا و مطلا، ممكن شد. هزار سليماني بايد خاكستر شوند تا مكتب سليماني، هربار دوباره ققنوس وار برخيزد، مكتبي كه سليماني را ساخت، باز هم خواهد ساخت، و مكتبي نبود كه سليماني ساخته باشد.

ترامپ و پمپئو در آينده، بي حفاظ تر و در تيررس «رزمندگان بدون مرز» خواهند بود و چون سلمان رشدي، ديگر خواب راحت نخواهند داشت اما ضربه اصلي، برباد رفتن هفت هزار ميليارد دلار سرمايه گذاري آمريكا و چند هزار جنازه سرباز آمريكايي است كه مخفيانه و بدون تشييع، دفن شدند در كنار بزرگترين تشييع پيكر در سراسر جهان و شكست اشغالگران غربي در عراق و سوريه و يمن و غزه و افغانستان و… جاي مهر انگشتر سليماني بر پيشاني تاريخ.

اما رحلت آيت الله مصباح، اتفاق مهمي در حوزه معرفت است و گرچه مردان معرفت، «بي زمان» و بيشتر، مسأله آينده مايند تا گذشته، اما بر ماست تا داغ او تازه است، به آورده هاي ذهن خلاق آن نظريه پرداز بزرگ، اداي احترام كنيم. ملايي اهل معنا و فرهنگ ساز در معركه هاي فلسفي و علوم انساني، بي پروا در مواضع علمي بدون چرتكه اندازي هاي رايج، نكته سنج، فريب ناپذير و متخصص در آسان كردن سخت ترين معقولات و جراح غده هاي بدخيم و پيچيده در تحريف دين كه شايد اگر فداكاري و پايمردي او نبود، موج يك انحراف خطير در فكر ديني و حاكميت سياسي به ويژه در دهه هفتاد با پوشش تقلبي «نوانديشي ديني» و با القاي سكولاريزم در لباس «عرفان»، و تزريق «ليبرال دمكراسي» در پرده «جامعه مدني»، در كار تخريب مباني انقلاب خميني، حتي به دست معممين درس نخوانده اي كه به تدريج از گرداب فروپاشيده چپ، به مرداب عفن راست ليبرال در غلتيدند، به ثمر مي نشست. آن مقاومت ها بود كه كينه ها برانگيخت اما هنر «فريب نخوردن» و «دقيق بودن» را به جامعه علمي و سياسي كشور آموخت و بساط شعبده با دين را برهم زد، دين سازان را رسوا ساخت تا پس ازسال ها عوام فريبي با افاضات پوششي و عناوين انحرافي در باب «نسبيت معرفت ديني» و «دين منهاي معرفت و شريعت و عدالت»، آنان را بي لباس و بدون گريم و چهره پردازي، انگشت نما كرد، پس معلوم باشد چرا بي بي سي و صداي آمريكا بر پيكر او، جشن گرفته و نقل و نبات مي پاشند! بپاشند اما كار از كار گذشت و با عينكي از جنس منطق كه مصباح بر چشم نخبگان نهاد، كار ايشان بشد.

آن افشاي معرفتي اگر نبود، دين ستيزان مخفي شده در پس نقاب «نوانديشي ديني»، تن به خود افشايي نمي دادند كه پس ازسال ها رنگ و نيرنگ، خود به صراحت، به همان چه مصباح مي گفت اعتراف كرده، و انكار كلمه الله، و تحريف وحي و نفي عصمت و رد خطاناپذيري رسول(ص) و طرد ولايت خدا و اوليائش، و باقي فاضلاب فروخورده دهه هفتاد را عاقبت در دهه نود، بالا آوردند و قرآن كريم را نيز ساخته محمد(ص) و ديوان شعر او خواندند.

پس از دو دهه نبرد مظلومانه دوباره بايد به هزاران برگ تفكر نوبرانه اين مرد، نگاهي خيره تر داشت.

آقاي مصباح را شايد پنج، شش نوبت، بيشتر زيارت نكرده باشم و عمده شناخت بنده از مسير كتاب ها بلكه كتابخانه نظريات او در ده ها موضوع تخصصي بود.

و هربار برخلاف چهره اي كه از او ساختند، ايشان را منصف و نقدپذير يافتم، خاصه، يك ملاقات كه تماماً صرف نقد طلبگي بر برخي فرمايشات ايشان كردم و هر چه كردم، ذره اي امتناع و خودبرتربيني كه بيماري اخلاقي برخي علماي حوزه و دانشگاه است، در آن مرد اخلاقي و متواضع، نيافته و مثقالي بي انصافي و بي توجهي در آن متفكر صبور نديدم.

مجتهد در «اصول دين» و بري از بي تفاوتي و بي حسي در دفاع از حق بود، در دوراني كه بسياري فاضلان فضل فروش، فاقد درك تحليلي از اصول و محروم از مهارت خودسازي و جسارت خودسوزي، و بيشتر گرفتار اظهار خودند تا درد دين.

مصباح از پيشتازان تحول در حوزه و از خط شكنان تحجر و مشعل داران نوآوري و نوانديشي و زخم خورده اصلاح طلبي خويش در نظام آموزشي و پژوهشي حوزه نيز بود.

پس از سلطنت رضا پهلوي و سپس شهريور 20 و اشغال مادي و معنوي ايران كه چيزي از ايران نماند و از هر جهت دچار فروپاشي شد، هسته هاي مقاومت فكر ديني در كشور به تدريج فعال و در برابر ايدئولوژي اسلام ستيز رژيم شاه، كمونيست ها، بهائيت، كسروي گري و… خط دفاعي تشكيل دادند. از جمله، حلقه اي كه در قم، برگرد امام و آقاي طباطبايي شكل گرفت، از كارآمدترين هسته هاي مقاومت علمي و عملي بود كه تا امروز بركاتش پيداست. ده ها متفكر بزرگ و صدها روحاني مبارز، در «معركه معرفت» و در «جبهه سياست»، به راستي سرنوشت ايران، تشيع و جهان اسلام را ظرف چند دهه تغييرات اساسي دادند. شاگردان مشترك حلقه طباطبايي و مكتب امام، «عقلانيت ديني» را تكثير و به روز كرد و اين جنبش در تفكر ديني، معادله قوا را تغيير داد؛ مطهري و جوادي آملي و مصباح يزدي و حسن زاده و ده ها تن ديگر، به رغم فراز و فرودها و تفاوت ها، هريك، جهاني بنشسته درگوشه اي بودند و تاريخ تفكر معاصر را به پيش راندند.

كاركرد تئوريك شهيد مطهري در دهه سي تا شصت در برابر التقاط چپ، و كاركرد سياسي شهيد بهشتي در برابر ليبراليزم مذهبي در ساختار حكومت پساانقلاب، هرچه بود، آقاي مصباح از دهه 40 در كنار آنان و از دهه 60 تا آستانه 1400، بار شهيدان را بر دوش كشيد، و تداوم همان كاركرد علمي و طبعاً هدف همان بمباران ها بود كه آنان را نيز تا بودند، يك روز بي نصيب نگذارد.

اهميت كار مصباح و نقطه زني او در فلسفه هاي مضاف و علوم انساني را همه مي توانستند از شدت كينه ورزي ها حدس بزنند حتي اگر آشنا به ده ها نظريات جديدي نباشند كه در ذهن خلاقش در فلسفه، كلام، عرفان نظري، اصول فقه، معرفت شناسي، فلسفه حقوق و فلسفه اخلاق، فلسفه سياسي و فلسفه علم به ويژه علوم اجتماعي و نوآوري هاي متديك در تفسير قرآن و طبقه بندي سنت به تناسب آخرين پرسش هاي جهاني شكفت و روئيد و پاسخ گفت و گفت و سوخت و سوخت.

شايد در جهاتي، غرب شناس ترين ميان شاگردان علامه طباطبايي بود. نمونه بن بست شكني هايش در فلسفه هاي مضاف و علوم انساني، شنيدني است و شايد در آينده بدان بپردازم اما نقدا به مخالفانش پيشنهاد مي كنم حال كه خيالشان از رفتن او راحت و شايد كينه ها كمي آرام گرفته باشد، آثار و نظريات او را پس از همه افترائاتي كه به او بستند، بخوانند و فلسفه موضع گيري هاي او را دريابند گرچه همچنان منتقد شيوه يا سليقه ايشان به ويژه در سياست ورزي باشند.

 گوناگون



تسليت آيت‌الله العظمي شبيري زنجاني (مدظله)
در پي در گذشت آيت الله مصباح يزدي، آيت الله العظمي شبيري زنجاني در تماس تلفني با فرزند آن مرحوم، فقدان اين استاد برجسته را به خانواده عزادار ايشان تسليت گفتند و براي بازماندگان صبر جميل و براي آن عالم فقيد، غفران الهي را از خداوند متعال طلب كردند.
همچنين فرزندان آيت الله العظمي شبيري زنجاني ، با حضور در منزل آيت الله مصباح يزدي (ره)، ارتحال اين حكيم مجاهد را به خانواده ايشان تسليت گفتند.

حضورنماينده آيت ا... العظمي سيستاني(مدظله) در بيت علامه مصباح يزدي(ره)
حجت الاسلام والمسلمين سيد جواد شهرستاني، نماينده تام الاختيار حضرت آيت ا... سيستاني، با حضور در دربيت مرحوم آيت ا... مصباح يزدي(ره) درگذشت ايشان را به حجت الاسلام والمسلمين محمدي عراقي، فرزندان و اعضاي خانواده تسليت گفت.
حجت الاسلام والمسلمين شهرستاني در اين حضور، از خدمات و تلاش هاي آيت ا... مصباح يزدي(ره) به ويژه در تبيين فلسفه اسلامي تقديركرد.

پيام تسليت آيت‌الله جاودان
اذا مات العالم ثلم في الاسلام ثلمه لا يسدها شي
در روايتي آمده است برتر و بالاتر از هركار خيري،كار خير ديگري وجود دارد.اما بالاتر از اين كه مرد در راه خدا كشته شود،كار خير ديگري وجود ندارد.
اين ارزش مجاهدانِ در راهِ خداست.آنها جانشان را سوداي رضاي خدا مي كنند اما ارزشمندتر از جان،اعتبار و آبروست.
يكي از بزرگان گفته بود كه انسان آبرو را بجز براي ريختن در راه خدا براي چه مي خواهد؟
مرحوم آيت ا... مصباح يزدي علاوه بر جان فشاني هاي همه جانبه، از ارزشمند ترين سرمايه ي خويش كه آبرو و اعتبار بود،در راه خدا، گذشتند.نه يك روز و دو روز و نه يكسال و دوسال.
اگر به ياد داشته باشيد در روزگاري كه نداي آزادي در كشورما به هفت آسمان مي رسيد،اغلب صاحبان رسانه، نيروهايشان را وقف تخريب ايشان كرده بودند.هر نوع ناسزايي را نثار ايشان مي كردند و هر تهمتي را بر ايشان روا مي داشتند.دشمن نه جوانمرد است، نه انصاف مي شناسد و نه حد و مرزي نگه مي دارد.
ايشان با دستاوردِ اين گذشتِ بزرگ،به ديدار رحمت خدا رفت.
ما ايشان را آنقدري بزرگ مي دانيم كه به شفاعتشان اميدواريم.
خداوند ايشان را در رحمت خويش غرقه بفرمايد. آمين
محمد علي جاودان

پيام تسليت آيت ا... تحريري
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
«إِذَا مَاتَ اَلْمُؤْمِنُ اَلْفَقِيهُ ثُلِمَ فِي اَلْإِسْلاَمِ ثُلْمَهٌ لاَ يَسُدُّهَا شَيْءٌ»
رحلت ملكوتي فيلسوف عالم اسلام، فقيه مجاهد اخلاقي بصير، عالم رباني، مدافع كامل جان بركف حاكميت ديني، زبان گوياي اسلام حقيقي و راستين، شاگرد مخلص حضرت آيت ا... علامه طباطبايي و آيت ا... بهجت و حضرت امام خميني رضوان الله عليهم، حامي و همراه و برادر صديق مقام معظم رهبري دامت بركاته، شخصيتي كه دشمنان اسلام و حاكميت ديني با رهبريت ولي فقيه از قلم و زبان آتشينش سخت مي ترسيدند، حضرت آيت ا... حاج شيخ محمدتقي مصباح يزدي را به ساحت مبارك بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف، حوزه هاي علميه و مقام معظم رهبري و مراجع تقليد و تمام مسلمانان جهان تسليت عرض مي كنم.
خداوند متعال روح بزرگ اين استاد عظيم الشأن را با ارواح طيبه پيامبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام محشور فرمايد.
خداوند امثال اين استاد فرزانه را بيشتر فرمايد.
محمدباقر تحريري



پيام تسليت فرمانده نيروي قدس سپاه پاسداران
بسم الله الرحمن الرحيم
إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
ضايعه جبران ناپذير رحلت فقيه برجسته، حكيم، متفكر و فيلسوف گرانقدر حضرت آيت ا... محمد تقي مصباح يزدي(ره) را به محضر امام زمان(عج) مقام معظم رهبري و ملت شريف ايران، حوزه هاي علميه و بيت محترم و فرزندان گرامي ايشان، تسليت و تعزيت عرض مي نمايم.
آن عالم مجاهد و عارف پرهيزكار سنگربان و دژ مستحكم دفاع از مباني و انديشه هاي ديني و انقلابي بود و در طول ساليان متمادي در ارائه خدمات علمي و فرهنگي، بر مبناي خدامحوري و ولايتمداري ثابت قدم ماند مؤسسه امام خميني(ره) و كتب ارزشمند، يادگار ماندگار و صدقات جاريه علمي آن دانشمند بزرگ است.
ايشان همواره سردار دلها شهيد سپهبد حاج قاسم سليماني فرماندهان محور مقاومت و برادران نيروي قدس را مورد لطف و عنايت خويش قرار مي دادند و دعوت آنان را براي حضور و افاضه علمي و اخلاقي در محافل مجاهدان و رزمندگان جبهه مقاومت با چهره نوراني و با گشاده رويي مي پذيرفتند.
اميد است اين ضايعه بزرگ حوزوي،علمي و فرهنگي با الطاف بي بديل الهي با جايگزيني علماي پرورش يافته در مكتب اسلام ناب محمدي(ص) جبران گردد.
رحمت و رضوان الهي بر روح بلند ايشان باد.
سرتيپ پاسدار اسماعيل قاآني
فرمانده نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

رئيس دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم:
مرحوم آيت الله مصباح يزدي از نوادر روزگار بودند
حجت الاسلام و المسلمين واعظي مرحوم آيت الله مصباح يزدي از نوادر روزگار بودند؛ چقدر بايد بر عمر حوزه ها بگذرد و افرادي بيايند و مجاهدت علمي و ايماني كنند تا چنين شخصيتي بروز پيدا كند.
شخصيت آيت الله مصباح حتي براي مخالفان ايشان درس آموز است؛ چرا كه تمام موضع‌گيري‌ها، مجاهدت و كار ايشان بر اساس باور و اعتقاد و اسلام خواهي بود.
آيت الله مصباح يزدي از موضع گيري هاي مادي و جناحي، بَري بود. ايشان از پيشقراولان توجه به نيازهاي جديد جامعه بودند.
علامه مصباح ها و سردار سليماني ها سرمايه هاي وجودي فرهنگ ما هستند.

حجت‌الاسلام والمسلمين پناهيان
آيت الله مصباح، بارها به شهادت رسيد
علامه مصباح يزدي نامش در تاريخ برجسته باقي خواهد ماند. عالمي كه آثار علميش همواره مرجعيت خود را خواهد داشت ولي خود به دليل حق گويي مظلوم واقع شد؛ او بارها در جريان ترور شخصيت، به شهادت رسيده بود. همزماني رحلت سردار دفاع از حريم معرفت با سالگرد شهادت سردار دفاع از حرم معنادار است.