صفحه گفته ها و نكته ها

پايان ترامپ؛ فردي كه آرزوي تماس از ايران را به گور مي برد
خدمت بزرگ قديس خودساخته!

 علي اكبر عالميان

اخراج يا خروج دونالد ترامپ از كاخ سفيد، پايان دوره مردي است كه جمعي از حاميانش او را فرستاده خدا(!) مي ناميدند، ولي او يك شيطان مجسم بود كه در مدت چهارساله رياست جمهوري اش ركوردهاي جديدي را خلق كرد و در شيطنت و مردم آزاري روي شيطان را نيز سفيد كرده بود. چهل و پنجمين رئيس جمهور آمريكا در باور حاميان متصلبش، يك قديس بود؛ قديسي كه نامش در كتاب مقدس آمده است و اگر كسي به عيسي مسيح(ع) ايمان داشته باشد بايد به ترامپ هم معتقد باشد!اين اعتقاد عجيب و غريب در حالي است كه بسياري از قرائن نشان مي دهد كه ثروتمند ترين و مسن ترين رييس جمهور تاريخ آمريكا شخصيت غيرقابل پيش بيني و روان پريشي داشته است و اين شخصيت ناسالم كوچكترين سنخيتي با حضرت عيسي مسيح(ع) كه هيچ، حتي هيچ سنخيتي با شخصيت هاي اسطوره اي آمريكا و يا شخصيت هاي هاليوودي نيز نداشته و نخواهد داشت. دونالد تِرامپ داراي شخصيتي ضد اجتماعي بود كه قوانين و پروتكل ها را زيرپا مي گذاشت و تصميم گيري هاي آني و بدون پشتوانه فكري و بدون استفاده از خرد جمعي مي گرفت. او همچنين داراي شخصيت خود شيفته اي بود كه از هر فرد متخصصي مي گريخت تا عقايدش به چالش كشيده نشود. سطحي نگري وديدگاه صفر و صدي نسبت به ديگران از علائم خودشيفته بودن او بود. به اعتقاد روان شناسان، دونالد ترامپ مبتلا به شخصيت پارانوئيد نيز بود. افراد مبتلا به شخصيت پارانوئيد عموماً در زندگي خود نسبت به ديگران بدبين مي باشند و بسيار كم به ساير افراد اعتماد مي كنند. آن ها فكر مي كنند ممكن است توسط ديگران به خطر بيفتند و با كوچك ترين اتفاق مي گويند كه اعتبارشان خدشه دار شده است. چندي قبل«مري ترامپ»، برادرزاده رئيس جمهور آمريكا كه روان شناسي باليني است افشاگري هاي تازه اي عليه او مطرح كرده و مدعي شد ترامپ تمامي 9 ملاك لازم براي دريافت تشخيص اختلال شخصيت خودشيفته را احراز مي كند، هر چند بيماري هاي روان شناختي او صرفاً به اين اختلال محدود نمي شود و او احتمالاْ از بيماري هاي بيشتري رنج مي برد. آيا اين چنين شخصيتي را مي توان حتي با شخصيت هاي هاليوودي مقايسه كرد؟ ترامپ به دليل رفتارهاي خاص و تصميمات عجيبش به مانند شخصيتي كه از آزار و اذيت ديگران به وجد مي آيد، مي ماند. او بر اساس اصل لذت بردن از رنج ديگران، تمام قوانين بين المللي را زير پا مي گذاشت؛ خارج شدن از برجام، خارج شدن از توافق پاريس، لغو بخش هايي از پيمان گرمي روابط با كوبا از جمله اين اقدامات بود. تحريم وحشيانه و ديوانه وار جمهوري اسلامي ايران و افزودن بر رنج هاي ملت شريف ايران ناشي از همان روحيه آزار دوستي رييس جمهور آمريكا بود. بر اين موارد بايد تحريم شخصيت هاي سياسي ايران مانند رهبر انقلاب و ساير شخصيت هاي حقيقي و حقوقي را نيز افزود كه در نوع خود عجيب و غريب و بي مانند بود. اما بي گمان اوج رفتارهاي نابخردانه ترامپ را بايد در ترور ناجوانمردانه سردار اسلام و ايران، سپهبد شهيد قاسم سليماني جستجو كرد كه در اين اقدام ديوانه وار خود، نه تنها مرزهاي ديوانگي و شرارت را در نورديد، بلكه گور خود را نيز با دست خود حفر كرد. ترور حاج قاسم به معناي عبور از همه خط هاي قرمز و نشان دهنده اعلام جنگ رسمي به ايران بود. او به خوبي مي دانست كه دستور قتل چه شخصيتي را امضاء كرده است و بر خلاف نظر برخي از مشاوران خود كه اين كار او را به مثابه بازي با آتش قلمداد مي كردند، به يك انتحار سياسي دست زد. عواقب اين انتحار دامن آمريكا را گرفته و خواهد گرفت. اين خبط و خطاي بزرگ سياسي ترامپ موجب شد تا دست ايران براي هرگونه اقدام تلافي جويانه باز شود و هيمنه پوشالي دولت ايالات متحده را بيش از پيش در هم شكند. حمله موشكي به يك پايگاه مهم نظامي آمريكا، كه در تاريخ اين كشور بي سابقه به شمار مي آيد، جواب حماقت ترامپ بود. جالب اينكه اين پاسخ ايران به تعبير عالي ترين مقام كشورمان، تنها يك سيلي كوچك بود. سيلي اصلي در راه است.

با همه اين اقدامات جنايت كارانه و نامتعادلانه ترامپ، اما نبايد از خدمت بزرگي هم كه او به جهانيان كرده است، چشم پوشي كرد. بزرگترين خدمت او، پرده افكني از چهره بزك كرده آمريكا و عيان كردن چهره كريه دموكراسي غربي بود كه به خصوص بعد از شكست او در انتخابات رياست جمهوري بيش از پيش عيان شده است. لشكر كشي خياباني حاميان ترامپ و شورش 6 ژانويه كه به تعبير نينا كوروشچوا در «پراجكت سينديكيت» يك «طوفاني زمستاني» بود كه پايتخت آمريكا را در نورديد، بيش از هرچيز چهره ليبرال دموكراسي غربي را عريان تر از هميشه به تصوير كشيد. اين تجمع هواداران ترامپ كه منجر به اشغال كنگره شد، براي اولين بار بود كه در تاريخ اين كشور اتفاق مي افتاد كه يك رئيس جمهور شكست خورده جمعيتي را براي ترساندن كنگره و نقض قانون اساسي بسيج مي كند تا بلكه او را در قدرت حفظ كنند! كشته شدن عده اي از شورشيان نيز موجب شد تا پايان دوره نامتعادل ترين رييس جمهور تاريخ ايالات متحده، زشت تر از هميشه رقم بخورد. اين البته تنها خدمت به جهانيان توسط شخصي بود كه از خود قديسي دروغين براي هوادارانش ساخته بود. ترامپ كه در حسرت يك تماس تلفني از سوي مقامات ايراني باقي ماند، اين آرزوي خود را به گور خواهد برد. گرچه خودش مدعي شده است كه براي دور بعدي رياست جمهوري به ميدان خواهد آمد و ايران را وادار به تماس تلفني خواهد كرد، اما بايد گفت كه اول بايد ثابت شود كه او تا آن موقع از صفحه گيتي حذف نشده است. او دستور قتل شهيد حاج قاسم سليماني را صادر كرده است و جمهوري اسلامي نيز تهديد كرده است كه در وقت مناسب، «آمرين» اين فاجعه را تنبيه خواهد كرد. تجربه ثابت كرده است كه نظام جمهوري اسلامي وعده هاي خود را با قاطعيت اجرا خواهد كرد.

 گفت ولي نگفت


آقاي سيدحسن خميني در چهارمين سالگرد فوت حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني گفت: آقاي هاشمي بر ارادتش بر امام خميني(ره) ايستاد؛ ايشان انقلاب را همچون فرزندش مي دانست و براي انقلاب ايستادگي كرد». ولي ايشان نگفت كه چرا هاشمي در سال 88 از كساني كه براي فروپاشي جمهوري اسلامي فتنه انگيزي كردند، حمايت نمود؟!
سيد حسن خميني در ادامه گفت: «ايشان احساس دِين به مردم و معيشت شان مي كرد».ولي نگفت كه هاشمي اولين كسي بود كه با شعار توسعه، مانور تجملات را در كشور، كليد زد و با سياست هاي اقتصادي اش، فاصله طبقاتي را افزايش داد و تورم 49 درصدي را در سال 74 رقم زد!

 نکته

فائزه آنقدر شجاع بود كه ...

(دكتر صادق كوشكي)
فائزه هاشمي در مصاحبه اخيرش چهره واقعي «اصلاحات» را به نمايش گذاشت، بدون بزك و گريم و رتوش. اصلاح طلبي يعني همه آنچه فائزه گفت...! فائزه آن قدر شجاع بود كه پچ پچ هاي اندروني اصلاح طلبان را با صداي بلند فرياد بزند و مردم را با حقيقت اصلاح طلبي آشنا كند. بالاخره روزي بايد ماهيت «سرطان اصلاحات» براي مردم افشا مي شد و چه كسي بهتر و صريح تر از دختر خلف هاشمي براي شفاف كردن آنچه جبهه اصلاحات از آمريكا و اروپا براي مردم ايران خواسته بود: افزايش تحريم ها و فشارهاي اقتصادي!
فائزه خيلي شريف تر از اصلاح طلباني است كه بارها براي كاخ سفيد نامه نوشتند و بيشتر شدن و سخت تر شدن تحريم ها عليه مردم ايران را درخواست كردند. چون فائزه آرزوي افزايش تحريم ها را داشت اما اصلاح طلبان براي افزايش تحريم ها اقدام كردند.
گناه فائزه اين بود كه بر خلاف اصلاح طلبان دروغ نگفت و نفاق پيشه نكرد اما جبهه اصلاحات از يك طرف براي جدي تر شدن تحريم ها با كاخ سفيد رايزني و لابي مي كرد و از طرف ديگر خود را نگران فشار تحريم ها بر مردم نشان مي داد و براي رفع تحريم ها نابودي صنعت هسته اي و پذيرش FATF و كنوانسيون پالرمو و اجراي برجام موشكي و منطقه اي را تجويز مي كرد!
در جبهه اصلاحات فقط يك مرد پيدا مي شود و او هم «فائزه هاشمي» است!

 اعتراف

نيويورك پست:
در منطقه چيزي تغيير نمي كند، مگر به خواست ايران

نيويورك پست مي نويسد: ايراني ها روزبه روز در حال گسترش نفوذ خود در نقاط مختلف جهان هستند آنها در عراق، سوريه، لبنان، بحرين، يمن، ونزوئلا و آفريقا و چندين كشور ديگر حضور دارند و نفوذ بسيار محكمي دارند. ايران به دنيا نشان داد كه دوران ابرقدرتي و سلطه آمريكا به پايان رسيده و علنا نفتكش ها و كشتي هاي خود را به هر جاي جهان كه نياز باشد جلوي چشم آمريكايي ها خواهد فرستاد، بدون اينكه كسي براي آنها مزاحمتي ايجاد كند.
ايران به امپراتوري دريايي انگليسي ها و فرانسوي ها پايان داد و اكنون اين ايران است كه سرنوشت امنيت درياها را در منطقه تعيين مي كند.
سوريه نقش بسزايي در احياي امپراتوري ايران دارد ايران نشان داد كه هيچ قدرتي در دنيا نخواهد توانست سرنوشت سوريه و بشار اسد را تعيين كند جز خودش. ايران در سوريه مقابل ده ها كشور ايستاد و اجازه نداد آنها به اهدافشان برسد و اين موضوع را ديكته كرد كه در منطقه هيچ چيز تغيير نخواهد كرد، مگر به خواسته ايران.
ايران نشان داد دوراني كه آمريكا ناوها يا هواپيماهاش را اعزام و حكومت ها را تغيير مي داد و سرنوشت ملت ها را تعيين مي كرد، تمام شده و اكنون كشور قدرتمندي مثل ايران مقابل او ايستاده است. ايران نشان داده كه آمريكا ديگر ابرقدرت نيست.
هيچ كشوري و هيچ ارتشي در دنيا وجود ندارد كه به دنبال درگيري نظامي با ايران باشد. زيرا مي دانند شروع هرجنگي باعث مي شود ايران به اهداف خودش برسد و به بهانه آن كشورهاي حاشيه خليج فارس و اسرائيل را مستقيم هدف قرار بدهد و تمام دنيا هم از اين جنگ ضربه خواهند خورد. اين ايراني ها خواهند بود كه مدت زمان جنگ و گسترش درگيري ها را مشخص خواهند كرد.
همه چيز نشان دهنده اين است كه روزهاي پيروزي ايران در تمامي جنگ هاي نيابتي و حتي اقتصادي بسيار نزديك است و نفوذ آنها بزودي گسترش خواهد يافت.