صفحه جوان

روايت باز كردن پاي كودكان به دنياي مدلينگ
كودك آزاري مدرن!

(الهام مهديزاده)

اشاره: كارشناسان معتقدند، كودكاني كه از سوي والدين، وارد دنياي مدلينگ مي شوند، بدون تجربه كردن كودكي، اين دوران را پشت سر مي گذارند.

گزارش زير، روايتگركودكاني است كه ناخواسته وتنها به خواست والدينشان، وارد دنياي تبليغات و مدلينگ شده اند.

اين يك مدلِ نيازمندي است: «به يك دختر بچه چشم رنگي با مو هاي بلند و روشن، ترجيحا مو هاي فردار، براي يك تيزر تبليغاتي نيازمنديم.» و اين: «به يك پسر بچه با پوست برنزه و چشم و ابرويي مشابه هندي ها براي فتومدل نيازمنديم. لطفا افرادي كه صفحات اينستا با لايك خور بالا دارند، عكس و پيام دهند.» اين هم يك نيازمندي ديگر است: «به يك نوزاد ده روزه براي فتومدل نيازمنديم.

اين ها نمونه فراخوان‌هايي است كه به شكل‌ها و مدل‌هاي مختلف در صفحات مجازي، دنبال كودكاني براي مدل شدن و تبليغ است. كودكان شاغل در صنعت مدلينگ بايد خنده هاي خاصي داشته باشند. مدل ايستادن پاهايشان ضربدري با چانه بالا و نگاهي به افق باشد. چهره و موهايشان نچرال(طبيعي) درست شده باشد كه در زمان پخش تيزر، همه را ميخكوب كند.

صنعت تبليغات و مدلينگ در سال هاي اخير روي بچه ها بسيار حساب باز كرده است. چشم هاي نافذ كودكانه، گونه هاي گل انداخته، نقش بستن خنده، روي صورتي با دو دندان تازه درآمده و ادا كردن يك جمله با كلماتي شكسته و ناقص، قند توي دل همه آب مي كند. اين جذابيت ها، مدلينگ و تبليغات را به سمت استفاده از كودكان، به ويژه در محدوده سني يك تا هفت سال كشانده است.

ترسيم آينده كودك با شهرت

اسمش سيناست. به استناد جزئيات چهره و تا قبل از آن كه مادرش او را صدا بزند، فكر مي كردم دختر است. مهساخانم معتقد است كه سينا شباهت زيادي به كودكي خودش دارد و چنين چهره اي باعث شده، تا از يك سالگي، دنبال فراهم كردن شرايط باشد براي معروف كردن پسرش. او صفحات كودكان معروف يا همان «شاخ هاي اينستا» را چند دور خوب نگاه كرده، تا با الگوگيري از آنان، راه و مسير مشهور شدن كودكش را پيدا كند. كودك مهسا حالا يك صفحه با 2 هزار دنبال كننده در اينستاگرام دارد.

مسيري كه مادر اين كودك براي شهرت فرزندش تا اين جا طي كرده، البته چندان ساده نبوده است؛ «تمام اين مدت با هزينه خودم سينا را به آتليه مي بردم، تا عكس آتليه اي براي مجله بگيرند. بعد عكس هايش را براي مجله ها و شركت هاي تبليغاتي مي فرستادم. يك بار يكي از شركت ها عكس سينا را پذيرفت. مسؤولان شركت گفتند مي خواهند از سينا براي يك تيزر تبليغاتي استفاده كنند. با هزينه خودمان رفتيم تهران و براي تيزر تبليغاتي يك مايع دستشويي با بازي سينا يك صبح تا شب درگير بوديم.

او در يادآوري نخستين تجربه تبليغاتي فرزندش مي گويد: از مشهد رفته بوديم و سينا خسته بود. همين باعث شد بازي سينا تكرار بخورد و وقت بيشتري بگيرد. هزينه لباس و رفت وآمد با خودمان بود و فقط به ما يك مجموعه وسايل شوينده دادند. بعد ها كه تيزر پخش شد، سينا فقط در يك صحنه كوچك حضور داشت و بقيه آگهي، بچه هاي ديگر بودند. بهانه آوردند كه سينا بي روح بازي كرده، اما من مطمئنم اگر پارتي داشتيم يا در تهران زندگي مي كرديم، سينا معروف مي شد.

مادر سيناي 2 ساله آن طور كه مي گويد براي شهرت سينا فقط پنج سال ديگر وقت دارد، چون «بچه هايي مدل مي شوند كه بين يك تا هفت سال دارند و بعد از آن، شركت تبليغاتي كمتر سراغ كودكان مي رود!

آرزوي مادر سينا فقط مشهور شدن كودكش است و باور دارد كه «اگر در تبليغات بازي كند، مسيرش براي بازي در تلويزيون باز مي شود.» او حتي تصميم گرفته است براي صفحه پسرش فالوور بخرد تا مردم او را ببينند.

شاخ هاي كودكانه اينستا و كارآفريني!

صفحه دختر بچه اي 4 ساله بيش از يك ميليون دنبال كننده دارد. تمام پست هاي صفحه به ژست هاي كودكانه او با لباس هاي متنوع در مكان هاي مختلف اختصاص دارد. مادر اين بچه هر روز استوري هايي از رستوران ها، فروشگاه هاي اسباب بازي، لباس فروشي و ... مي گذارد و نشاني آن ها را مي دهد و تأكيد مي كند كه «حتما، حتما، حتما به آن ها سر بزنيد.» در كامنت هايي كه پاي پست هاي اين صفحه مي نشيند، مي توانيد صفحات مشابهي را نيز پيدا كنيد كه هر كدام درزمينه اي تبليغ مي كنند.

در صفحه ديگري، شباهت عجيب دختربچه اي 3 ساله با يكي از شخصيت هاي كارتوني سبب شده است او بيش از 881 هزار دنبال كننده داشته باشد. مادر اين دختر بچه توانسته با بهره گيري از عكس هاي آتليه اي و فيلم هاي فراوان از شيرين زباني هاي دخترش، صفحه او را به يكي از مطرح ترين صفحات كودك تبديل كند. اين است كه اين كودك، سواي تقليد اغلب شوخي ها و نقل قول هاي پرطرفدار فضاي مجازي، پست هاي تبليغاتي زيادي از مراكز خريد، برند ها و مزون هاي مختلف دارد و با گرفتن ژست، درآمد فراواني براي خانواده اش كسب مي كند. از سوي ديگر، تعدادي «فن پيج» مشابه صفحه اين دختر نيز ايجاد شده است كه هر كدام بيش از 30 هزار فالوور دارند و به گفته مادر، دخترش «براي خيلي ها كارآفريني كرده است!»

انتشار عكس و فيلم كودكان در فضاي مجازي، بدون در نظر گرفتن آسيب هاي رواني اش به كودكان و تنها بر پايه قانون تجارت صورت مي گيرد. يكي از سايت هاي بازاريابي شبكه هاي اجتماعي، اخيرا از قيمت هاي تبليغات در اينستاگرام بر اساس تعداد فالوور تحليلي ارائه كرده است. براساس اين تحليل، صفحات داراي 500 تا 700k براي هر پست مي توانند مبلغ 3 تا 10 ميليون تومان اخذ كنند. هزينه تبليغ در صفحات داراي يك ميليون فالوور به بالا، هم بين 10 تا 20 ميليون تومان است.

آينده اجباري با دست كاري دنياي كودكي

«دست كاري در دوران كودكي كودك» اين اولين نقدي است كه يك جامعه شناس درباره ورود كودكان به دنياي مدلينگ دارد. مجيد فولاديان مي گويد: كودك براي بزرگ شدن، اجتماعي شدن و پيدا كردن هويت و توانمندي خود، بايد دنياي كودكي را تجربه كند؛ بازي كند، قهر كند، نقاشي بكشد. اسباب بازي هايش را بدون آن كه بداند جنسش اعلاست خراب كند و....

اين جامعه شناس ادامه مي دهد: برخي از والدين براي ايجاد جذابيت و به قول مجازي ها، لايك خور كردن يك صفحه، دنيا و دوران كودكي فرزندانشان را دست كاري مي كنند. آن ها كودك خود را محدود به رفتار ها و استايل هاي مدلينگ مي كنند؛ مثل لباس پوشيدن يا راه رفتن به شكلي خاص.

او البته همه تصاوير و فيلم هاي منتشرشده از كودكان توسط والدين در فضاي مجازي را آسيب زا نمي داند و معتقد است اگر والدين از اين فضا براي نشان دادن توانمندي كودكشان استفاده كنند، به نوعي مشوق آن كودك هستند. اما اين كار فقط براي ديده شدن كودك صورت مي گيرد و اين يعني ساختن آينده اي اجباري براي يك كودك.

كودك آزاري مدرن

سرهنگ جواد جهانشيري، رئيس پليس فتاي استان خراسان رضوي، دنياي مدلينگ كودكان را نوعي كودك آزاري مدرن مي داند و مي گويد: برخي از والدين با انتشار عكس و فيلم هاي فرزندشان در فضاي مجازي سعي دارند، صفحه فرزندشان را به يك صفحه تجاري تبديل كنند تا جدا از ايجاد شهرت براي كودكانشان، درآمد نيز به دست آورند.

او ادامه مي دهد: بي شك، دنياي كودكانه با دنياي مدل شدن و ژست گرفتن هاي پي درپي فاصله بسيار دارد.

والديني كه از كودكشان براي رسيدن به شهرت و كسب درآمد در دنياي مجازي استفاده مي كنند، در حق اين بچه ها جفاي بزرگي مي كنند. اين بچه ها به جاي بازي بايد راه و روش راه رفتن ضربدري و گرفتن استايل هاي عكاسي را تجربه كنند؛ تجربه اي كه براي يك كودك نه تنها خوشايند نيست، بلكه سبب آزار او نيز مي شود.

رئيس پليس فتاي استان با نگاهي به پرونده هاي فراوان حوزه كاري خود مي گويد: كودك شما تا آخر عمر كودك نخواهد بود. عكس هاي خاص و خصوصي اي كه از كودكتان در فضاي مجازي مي گذاريد، ممكن است در آينده توسط هم كلاسي ها و اقوام، دستمايه خنده و كنايه شود.

 ولايت و جوانان

بدبين نباشيد كه بدبيني موجب بي‌عملي و بي‌تحركي است

عزيزان من! شرط اصلي فعاليت درست شما در اين جبهه جنگ نرم، يكي اش نگاه خوش بينانه است؛ نه از روي توهم، بلكه از روي بصيرت. شما جوانيد- مركز خوش بيني- مواظب باشيد نگاهتان به آينده، نگاه بدبينانه نباشد؛ نگاه اميدوارانه باشد؛ نه نگاه نوميدانه. اگر نگاه نوميدانه شد، نگاه بدبينانه شد، نگاه «چه فايده اي دارد؟» شد، به دنبالش بي عملي، به دنبالش بي تحركي، به دنبالش انزوا است؛ مطلقاً ديگر حركتي وجود نخواهد داشت؛ هماني است كه دشمن مي خواهد.
بيانات در ديدار با جمعي از دانشجويان و نخبگان علمي 4/6/1388

 طنز

مسجد بهلول

روزي مسجدي مي ساختند، بهلول سر رسيد و پرسيد: چه مي كنيد؟ گفتند: مسجد مي سازيم؛ گفت: براي چه؟ پاسخ دادند: براي چه ندارد، براي رضاي خدا.
بهلول مي خواست ميزان اخلاص بانيان خير را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگي تراشيدند و روي آن نوشتند «مسجد بهلول» و شبانه آن را بالاي سر در مسجد نصب كرد.
سازندگان مسجد روز بعد آمدند و ديدند بالاي در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول»، ناراحت شدند، بهلول را پيدا كرده به باد كتك گرفتند كه زحمات ديگران را به نام خودت قلمداد مي كني؟!
بهلول گفت: مگر شما نگفتيد كه مسجد را براي خدا ساخته ايم؟ فرضاً مردم اشتباه كنند و گمان كنند كه من مسجد را ساخته‌ام، خدا كه اشتباه نمي كند.

 گوناگون

درنگ

 مريم اختريان


كليشه‌ي جنسيتي، براي ترديدافكني در توانايي زنان

استفاده از عبارت كليشه ي جنسيتي يا قالب هاي ذهني در جوامع مختلف بيشتر در مورد زنان و بيشتر به جهت ترديد در توانايي هاي ايشان است.
كليشه ي رايج در مورد زنان، ابتدا دختر خوب بودن؛ در پي آن زن خوب بودن و در ادامه مادر خوب بودن است.
اين تفكر سبب شده، زن از ابتدا خود را درحصر خانه بداند و اين درحالي است كه در همان ابتدا ازمردان در اجتماع،آدم خوب بودن انتظار مي رود و مرد خوب بودن در جايگاه دوم از اولويت اين جنس است.
معتقدان به كليشه جنسيتي مي گويند اين قالب ها، مانع از بروز توانايي زنان در عرصه هاي اجتماعي است. تفكراين افراد براين است كه زنان از ديرباز، يا اجازه ي فعاليت هاي سياسي و اجتماعي نداشتند ويا اگر فعاليتي داشتند به عنوان خللي در مسير اموراجتماع ومردان بوده اند.
از علل اشاعه ي اين تفكر در جامعه ي ما مي توان، به تعريف زنان روشنفكر ازجايگاه زن، با استفاده از منابع غير اسلامي و عدم توجه به متون اسلامي براي بيان اين مطلب،اشاره كرد.
علت ديگر اين موضوع، هجوم فرهنگ غربي چه در زمينه ي متاثر كردن سبك زندگي افراد وچه درايجاد تغييرات نگرشي درجامعه مي باشد.
متأسفانه مخرب ترين تاثيراين نوع تفكر درجامعه، ترس دختران نوجوان و جوان از رفتاركليشه اي زنانه است و همين اين سبب شده اين قشر براي قرار نگرفتن دراين قالب هاي ذهني توسط جامعه دست به رفتارهاي ساختارشكنانه وگاهي ضدهنجاري بزنند تاثابت كنند با مادران خود تفاوت دارند.
اهميت وحساسيت نقش اين گروه در حال و آينده ي جامعه ما را برآن مي دارد كه نسبت به اين ديدگاه هاي غلط و رايج شده، بازنگري عميق و كابردي داشته باشيم.
كليد اين مشكل به دست مبلغان، محققان و پژوهشگران اسلامي در حوزه ي زنان است تا با تبيين و ارائه ي الگوهاي زنان ناب دراسلام در عين اين كه دختر و مادر و زن خوب بودند، فعاليت هاي سياسي و اجتماعي مؤثر و بزرگي نيز داشته اند وتوانسته اند باتوانايي هاي خود، باورغلط مردان را نسبت به ضعف زنان در اموراجتماعي بشكنند.