صفحه سياسي

به مناسبت ايام شهادت حضرت فاطمه (س) مطرح مي شود؛
جلوه‌هاي مقاومت و پايداري در سيره حضرت زهرا(س)

 دكتر محمد ملك زاده

مقدمه

استقامت، صفتي از صفات انبيا و رسولان و صالحان دانسته شده است. در قرآن كريم به اين مسئله، بسيار اهميّت داده شده و همواره به صبر و استقامت امر شده است. اسوه كامل استقامت وجود نازنين رسول گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) است كه در كودكي پدر را از دست داد و در زندگي با مشكلات فراوان روبه رو گرديد. آن حضرت مشكلات گسترده زندگي خود را با صبر و بردباري، و استقامت پشت سر نهاد. استقامت و پايداري در برابر مشكلات و مصائب گوناگون، بعد از رسول خدا(ص) در وجود مبارك حضرت زهرا سلام الله عليها نيز قابل بررسي است. ايشان بعد از پدر بزرگوارشان به عنوان الگوي صبر و استقامت براي مؤمنان بودند. آن حضرت در مراحل مختلف زندگي كوتاه خود در كنار پدر بزرگوارش سختي هاي بسياري را تحمل كردند.

جلوه هاي استقامت حضرت زهرا در كنار رسول خدا(ص)

بررسي حوادث تاريخي صدر اسلام نشان مي دهد پيامبراكرم(ص) از هنگامي كه به رسالت مبعوث شدند تا زماني كه به مدينه هجرت كردند، در مكه مورد اذيت و آزارهاي فراواني قرار گرفتند. بزرگان قريش و كفار مكه به شيوه هاي مختلف رسول خدا(ص) را مورد اذيت و آزار قرار مي دادند. در تمام اين مدت دختر رسول خدا(ص) سنگ صبوري ارزشمند براي پدر بود. او علاوه بر اينكه در منزل بويژه بعد از رحلت مادر بزرگوارش خديجه كبري يار و غمخوار دلسوز پدر بود، بيرون از منزل نيز هميشه مراقب پدر و مرحم دردهاي آن حضرت بود. زماني كه كفار قريش در كوچه هاي مكه رسول خدا را با سنگ و چوب و زباله مورد بي حرمتي قرار مي دادند و يا زماني كه در شعب ابيطالب آن حضرت و يارانش را در برابر فشارهاي شديد اقتصادي قرار دادند، تاريخ همواره نام بانويي بزرگوار و كم سن و سال را در كنار مدافعان و غمخواران نزديك پيامبر ضبط و ثبت كرده است. كفار قريش پس از آنكه شيوه هاي مختلف فشار و مبارزه و شكنجه و تهديد را براي تسليم نمودن رسول خدا و يارانش مورد آزمايش قرار دادند و موفقيتي بدست نياوردند تصميم گرفتند پيامبر اكرم(ص) و خاندان بني هاشم را مورد تحريم شديد اقتصادي قرار دهند تا آنان را تسليم خود كنند. محاصره اقتصادي خاندان بني هاشم سه سال بطول انجاميد و آنان را به بدترين وضعيت ممكن اقتصادي سوق داد. علي رغم تمام اين فشارها، همچنان رسول خدا(ص) و ياران وفادارش از خود استقامت نشان داده و تن به ذلت ند ادند. به گواه تاريخ استقامت حضرت زهرا(س) و مادر بزرگوارش خديجه كبرا در مقابل فشارهاي شديد اقتصادي در شعب ابي طالب، صفحات زيبايي را در تاريخ استقامت رقم زد و دشمنان را وادار به عقب نشيني كرد. حضرت خديجه تمامي سرمايه و ثروت خود را براي تسهيل اين محاصره هزينه كرد. استقامت و صبر و بردباري پيامبر(ص) و خاندانش و القاي آن به مسلمانان باعث شد تا آنان با حداقل امكانات در اين جنگ اقتصادي در برابر قبايل قدرتمند قريش به پيروزي برسند و عزت آنان حفظ گرديد.

جلوه هاي استقامت حضرت زهرا در كنار حضرت علي(ع)

حضرت زهرا پس از ازدواج با اميرمومنان علي(ع) در دفاع از آن حضرت نيز از هيچ تلاشي دريغ نكرد و تا آخرين لحظه دست از حمايت و دفاع از امام (ع) و مقام امامت بر نداشت. حضرت زهرا (س) با استقامتي بي نظير در راه دفاع از مسير پر نور ولايت، الگويي كامل را در تبعيت از ولي زمان و استقامت در مسير حق به مسلمانان ارائه نمودند.

حضرت زهرا (س) همچنين با استقامت خويش در برابر انحرافات، به تمام مسلمين در پهنه تاريخ آموختند كه نپذيرفتن ظلم و انحراف و مقابله با جريان هاي انحرافي وظيفه واجب يك مسلمان است و اين وظيفه را خداوند بر عهده انسان گذاشته است. چنانكه قرآن كريم به مسلمانان اجازه نداده كه تسليم ستمگران شوند.(هود، آيه 113(

حضرت زهرا (س) در مدت كوتاه عمر خويش اقدامات ابتكاري متعددي براي رسوا نمودن جريان نفاق انجام دادند:

1.افشاگري در مسير احقاق حق

از جمله اقداماتي كه حضرت زهرا (س) در مسير مبارزه و استقاومت در برابر ظلم انجام دادند، افشاگري در مسير احقاق حق بود. آن حضرت با خطبه ها و سخنان خويش درباره غصب خلافت و غصب فدك به صورت مستقيم و غيرمستقيم سعي در رسوا نمودن منافقين داشتند. آن حضرت در خطبه اي كه به خطبه فدكيه معروف است با غاصب نشان دادن نااهلان و اثبات عدم كفايت آنان براي مقام جانشيني رسولخدا به همگان نشان مي دهند كه هركسي لياقت خلافت بر مسلمين را ندارد.

2.مبارزه و استقامت در قالب گريه و عزاداري

يكي از اقداماتي كه حضرت زهرا (س) براي بيداري جامعه اسلامي خفته انجام دادند و بر آن مداومت بسيار كردند گريه بر مصيبت پيامبر (ص) و مظلوميت حضرت علي (ع) بود. اين گريه و عزاداري از سوي آن حضرت به هيچ وجه يك عمل صرفا احساسي نبود، اقدامي كاملا سياسي و هوشمندانه بود. اين اقدام در زمينه نشان دادن مظلوميت ولي خدا و يادآوري بيعتي بود كه خداوند و پيامبراكرم از مردم گرفته بودند. روي ديگر اين فرياد مظلوميت، نشان دادن ظلم بزرگي بود كه منافقين بر عليه دين و وليّ خدا روا داشته بودند. اين حركت باعث افشا شدن ماهيت منافقين مي گرديد و ظالم بودن آن ها را نشان مي داد. تاثير اين عمل سياسي حضرت زهرا (س) تا حدي است كه سران خودفروخته و سستِ قبايل و منافقين احساس خطر نموده و تلاش خود را در مقابله با اين حركت به كار بستند. آنان حتي درختي را كه آن حضرت در زير سايه آن گريه مي كرد بريدند، ولي باز هم آن بانوي مظلومه به گريه خويش ادامه داد و تاثير خود را برجاي نهاد.

3.مبارزه و استقامت در قالب وصيت

يكي از جلوه هاي سياسي و مبارزاتي حضرت زهرا(س) وصيتي بود كه ايشان به اميرالمؤمنين (ع) نمودند و فرمودند: مبادا احدى از اين گروهى كه در حقّ من ظلم روا داشتند و حقّ مرا غصب كردند، براى تشييع جنازه ام حاضر شوند! زيرا ايشان دشمن من و دشمن رسول خدا مى باشند. مبادا بگذارى احدى از آنان و پيروانشان به جنازه ام نماز بخوانند! مرا شبانه در آن هنگام كه چشم ها همه به خواب رفته باشند، دفن كن. تا نه منافقين در تشييع جنازه آن حضرت بتوانند شركت كند و نه حتي از محل دفن آن حضرت مطلع شوند.

اين اقدام حضرت در عمل كنند، باعث ايجاد دو سوال مهم براي مسلمانان در تاريخ شده است كه چرا تشييع و دفن حضرت زهرا (س) شبانه و مخفيانه اتفاق افتاد. و اينكه چرا قبر آن حضرت، مخفي است؟ مگر چه اتفاقي افتاده است كه قبر سرور زنان بهشت مخفي است؟

اين حركت در ادامه ي مقاومت در برابر جبهه انحراف و باطل بود كه تا همين امروز نيز ادامه دارد و به هر وجدان آگاه و فطرت سالم انحراف منحرفين را نشان مي دهد. اين وصيت حضرت زهرا (س) حتي در همان زمان هم اثر خود را گذاشت، چنانچه در منابع روايي آمده: بعد از رحلت دختر پيامبر، مردم يكديگر را ملامت كردند و گفتند رسول خدا تنها يك دختر داشت و به گونه اي ما با اين تنها يادگار پيامبر رفتار كرديم كه اجازه نداد كسي در تشييع جنازه اش شركت كند و حتي قبرش را هم از ما مخفي نگهداشت!

اينها گوشه اي از مقاومت و پايداري آن مدافع حريم ولايت است كه در تاريخ ثبت گرديده است و درس ايستادگي در برابر ظلم را براي مسلمانان بويژه شيعيان و محبين اهل بيت(ع) در طول تاريخ به ارمغان آورده است.

سخن پاياني

ايستادن و استقامت در برابر ظلم، وظيفه هر انسان مؤمني است؛ همان گونه كه خود پيامبر گرامي اسلام (ص) خطاب به حضرت علي(ع) فرموده اند: «يَا عَلِي ... شِيعَتُكَ عَلَى مِنْهَاجِ الْحَقِّ وَ الِاسْتِقَامَةِ لَا يَسْتَوْحِشُونَ إِلَى مَنْ خَالَفَهُم.» «شيعه واقعي تو كسي است در مسير حق استقامت ورزد و در اين راه از هيچ مخالفتي نترسد» و اين درسي است كه ما از سيره حضرت زهرا (س) مي آموزيم. اگر مبارزات سياسي فاطمه زهرا (س) در دفاع از حريم امامت و ولايت نبودند جريان امامت چه بسا در همان «سقيفه بني ساعده» خاتمه مي يافت. اما خداوند اراده كرده بود كه ريحانه نبي و همسر ولايت بار سنگين مبارزات سياسي را در مدت كوتاهي بر دوش بگيرد و جامعه خفته را بيدار سازد و همچون پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّي بخش امامت بود.

دفاع فاطمه زهرا (س) از حريم امامت و ولايت بود كه توانست تا حدي جوّ متشنّج سياسي آن روز مدينه را كنترل نمايد و حقّانيت حضرت علي عليه السلام را به مرور زمان ثابت كند تا در سالهاي بعد، با بيعت مردم با حضرت علي عليه السلام مسير امامت تداوم يابد و فرزندان آن حضرت ادامه دهنده خط مشي سياسي و مبارزاتي مادر نمونه شان باشند.

همو بود كه دختري همچون زينب كبرا (س) را در كانون تربيتي خويش پرورش داد تا در كربلا ادامه دهنده قيام خونين امام حسين عليه السلام باشد.

مبارزات سياسي حضرت زهرا(س) نشان دادند كه يك زن، كه عنصر پيونددهنده بين رسالت و امامت است، چگونه مي تواند با روح عظيم الهي خويش، بار سنگين مبارزه را بر دوش كشد و با جان و مال خود تا آخرين نفس، خط الهي را دنبال كند و فريب سياست پيشگان زر و زور و تزوير را نخورد و نشان دهد كه در سخت ترين عرصه هاي سياسي و اجتماعي جامعه، كه حتي مردان رزم ديده و مقاوم هم دچار تزلزل مي شوند، يك زن مقاوم مي تواند در مقام دفاع از حق و ولايت بايستد و رسالت خويش را به ثمر برساند.

حضور سياسي فاطمه زهرا عليهاالسلام نشان داد كه يك زن با آگاهي و اتخاذ شيوه هاي سياسي مدبّرانه مي تواند در صحنه هاي گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. اين حضور نه تنها تفكر «عدم حضور زن در صحنه سياست و اجتماع» را نفي مي كند، بلكه انحصار حضور مردان در عرصه هاي سياسي را به نقّادي مي كشاند.

بي سبب نيست كه حضرت مهدي(عج) الگوي تمام عيار خويش را در زمان ظهور اين گونه معرفي مي كند:«في ابنة رسول اللّه لي اسوه حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا(س) براي من، اسوه اي نيكو و شايسته است.

 يادداشت مهمان

ايالات ملتهبه آمريكا و دوگانه جاني يا مجنون!

 سيد روح الله علوي راد

زماني كه فرانسيس فوكوياما نظريه پرداز و انديشمند شهير،درباره بهشت ليبرال دمكراسي سخن مي راند؛ هيچگاه تصور نمي كرد فرجام بهشت مكشوفه كريستوف كلمب،به كشت و كشتارهاي كاملا دموكراتيك! فعلي بينجامد.آمريكا از سالها پيش به رب الأرباب و الهه شكست ناپذير بخشي از روشنفكران،مهاجران و مسافران ينگه دنيا بدل شده بود.پرستش آمريكا به معناي عبوديت و بندگي و خضوع در مقابل تمام كمالات و جمالات! و عبادت كدخدا ،جايگزين الهه هاي پيشين شده بود.در واقع جاهليت مدرن و بت پرستي نوين،به عنوان ترقي محسوب مي شد.اما انقلاب اسلامي صفحه اي جديد در عالم گشود و امام راحل به شكستن بت هاي شرقي و غربي به مثابه لات وعزّي پرداخت.اين بت شكني براي بت پرستان داخل و خارج ايران گران تمام شد.انقلاب اسلامي از زمان شكل گيري تا كنون،هر بار به طريقي به خرد كردن هيمنه و ابهت پوشالي بت ها پرداخته است و موجبات آگاه سازي مردم و متفكرين را فراهم آورده است.التهابات اخيرشهرهاي ينگه دنيا،ايالات متحده آمريكا را تبديل به ايالات ملتهبه آمريكا كرده است. امروزه كمترانسان آگاهي يافت مي شود كه به تقديس آمريكا و ليبرال دمكراسي بپردازد.اما بر كدخدا پرستان سخت است مشاهده و باور شكستن و فرو ريختن بت بزرگ.كنگره آمريكا پر از مردمي شده است كه بت پرستان(شيفتگان امريكا) آنها راتروريست! مي نامند؛ گرچه مردم آمريكا چنين نظري ندارند. البته اگر اين حوادث در ايران رخ مي داد، مردان خداجو! ظهور مي كردند! شيفتگان آمريكا نمي توانند بپذيرند كه آدم برفي دموكراسي آمريكايي مقابل چشمان آنها در حال آب شدن است. دموكراسي آمريكايي كه 5 رييس جمهورش بر خلاف رأي جمهور و با ديكتاتوري الكترال-ميراث دوران برده داري- بر مسند قدرت نشستند. منتخبان ديكتاتوري نيز ارمغان شان تاكنون براي دنيا-نه تنها ايران-جرم و جنايت، تجاوز و قتل و غارت انسان ها و منابع كشورها بوده است. اما چه شده است عده اي در داخل ايران اسلامي، اين بت بزرگ و شيطان رجيم را-به جاي اينكه رجم كنند-مورد رحم و رأفت قرار مي دهند. چگونه برخي مسئولين،بت قاتل مردم را-كه شيشه عمر انسان هاي بسياري را شكسته و فرزندان مردم دنيا رابه خاك و خون كشيده-به يك ديوانه شيشه شكن! تقليل مي دهند؟!
... بايد از ايشان پرسيد:«آقايان!چگونه مي شود ننگ رابا رنگ شست؟!»دست از رنگ كردن و آرايش كردن دشمن برداريد. آيا ازديد شما انسانهاي مظلوم و محروم كه اسير ظلم و تعدي و قتل تجاوز شيطان بزرگ اند؛حق حيات ندارند.آيا مجازات قتل،مثل سزاي شيشه شكستن است؟!در ضمن اگرفرد شيشه شكن-بنا بر زعم شما-مجنون و خل و چل باشد؛پس لا حرج علي المجنون! بر ديوانه حرجي نيست لذا درخواست توبه مجنون چگونه امكان پذيراست؟!
مضاف بر اين آيا دولت تروريستي كه با تحريم و تعدي و تجاوز،جان انسان ها را مي گيرد جاني است يا مجنون؟!رژيمي كه خون مردم مختلف دنيا را در شيشه مي كند، مجنون است؟!با توصيفات حضرات، بايد از مردم مظلوم كشورهاي مختلف اين كره خاكي-كه در مقابل به خاك و خون كشيده شدن فرزندان وهم ميهنانشان به مبارزه با آمريكا و اذنابش مي پردازند و شعار مرگ بر آمريكا سر مي دهند-شاكي و ناراحت بود كه چرا در مقابل شيشه شكستن!،چنين واكنش هايي نشان مي دهند؟! منتخبين مردم! خائنين و جانيان را به جاهلان، تقليل ندهيد.برگرديد به خط امام!