صفحه اول

كرامت‌هاي آيت‌الله مصباح

اين روزها عده اي از دوستان مخلص و باصفاي آيت الله مصباح، در رسانة ملي به نقل پاره‌اي از كرامت هاي آيت‌الله مصباح پرداختند كه آري ايشان از زمان مرگ خود و وضعيت بعد از مرگشان مطلع بوده اند و همچنين بعد از مرگ چشمان خود را براي غسال شان باز كرده اند. ليبرال هاي بيچاره، اين سخنان را بهانه اي تازه براي تخريب چهرة تابناك آيت الله مصباح يافتند و بي اعتقادي خود به عالم معنا و ملكوت و قدرت روحي مردان الهي را به اين بهانه برملا كردند. و ناخواسته آن نگاه عميق آيت الله مصباح درباره غربزده گاني كه اسلام ستيزي خود را پنهان مي كردند، تأييد كردند. بنده به آن دوستان پاك نيت و به اين دشمنان آيت الله مصباح عرض مي كنم چنين مسائلي درباره بسياري از افراد عادي هم فراوان نقل و تجربه شده است.

از بزرگ ترين كرامات و كارهاي خارق العادة عمار انقلاب اين است كه به گونه اي از بنيان هاي فكر اسلامي و مباني انقلاب اسلامي دفاع مي كردند كه هيچ يك از درشت گويان و مدعيان بي بنيان و غربزده ، تاكنون نتوانسته اند هيچ يك از انديشه هاي ايشان را نقدي عالمانه كنند؛ به همين دليل به هتاكي و فحاشي عليه اين شخصيت پرداخته و مي پردازند.

كرامت بزرگ آيت الله مصباح اين بود كه آنچه ديگران در آيينه نمي ديدند، در خشت خام مي ديد. ايشان پيش از انقلاب، انحطاط انديشه اي و عملي برخي از انقلابيان بزرگ را پيش بيني كرد.(انقلابياني كه حتي خودشان را پدرخوانده انقلاب مي دانستند و حتي ابراز ميكردند آنها بودند كه امام را براي تسريع در پيشبرد اهدافشان، جلو انداختند؛ به اين دليل كه سيد بود و مقبوليت مردمي داشت!)

كرامت بزرگ آيت الله مصباح اين است كه از اوايل دهه شصت، بي اعتقادي پاره اي از مدعيان روشنفكري غربزده و نفوذيان انگليسي به اسلام و انقلاب را كه حتي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم نفوذ كرده بودند! و در رسانه هاي جمهوري اسلامي به تفسير مثنوي و نهج البلاغه مي پرداختند!، ابراز كرد و تقابل آنها با تفكر اسلامي و قرآني و انقلابي را دست كم ده سال جلوتر از ديگر افراد تيزبين آفتابي كرد.

از ديگر كرامات ماندگار و جاري ايشان تأسيس ساختارهاي آموزشي و پژوهشي بي سابقه اي در حوزه علميه است كه تا ابد توانايي امتدادبخشي به بنيان هاي معرفت شناسي و هستي شناسي و انسان شناسي اسلامي در حوزه هاي مختلف علوم انساني و نيازهاي فكري انقلاب اسلامي را دارند.

كرامت آيت الله مصباح اين نيست كه بعد از مرگ، براي غسّال چشمان خود را باز كند؛ چشمان او هميشه باز و بينا و بصير بود؛ او شصت سال است كه به دنبال بازكردن چشمان ديگران بر روي حقايق اسلام و فرهنگ اهل بيت بوده است و در اين جهاد بزرگ، عمارگونه هزاران چشم را بينا كرده است؛ فتنه هاي عميق را آشكار كرده است؛ غبارهاي غليظ را كنار زده است و عمارگونه جان و آبرو و هستي خود را فداي انقلاب و ولايت كرده است. اينهاست كرامات عمار انقلاب.

انتشار وصيت‌نامه حضرت آيت ا... مصباح يزدي(ره)

وصيت نامه حضرت آيت ا... مصباح يزدي(ره) كه در مراسم بزرگداشت هفتمين روز ارتحال ايشان، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) قرائت شد به شرح زير مي باشد:(لازم به ذكر است كه اين وصيت نامه به زبان عربي نگاشته شده است كه ترجمه ي بخش عربي وصيت نامه، منتشر مي شود)

شهادت مي دهم كه خدايي جز الله نيست. او يكي است و شريك ندارد. و شهادت مي دهم كه محمد(ص) بنده و فرستادهي اوست كه به هدايت و دين حق و براي آشكار كردن آن بر همه ي اديان، هرچند مشركان از آن ناخوشنود باشند، فرستاده شده است. نيز شهادت ميدهم كه دختر او، فاطمه زهرا(س) سرور بانوان جهان، و علي بن ابيطالب(ع)، امير مؤمنان و امام پارسايان است، و حسن و حسين، و علي بن حسين، و محمد بن علي، و جعفر بن محمد، و موسي بن جعفر، و علي بن موسي، و محمد بن علي، و علي بن محمد، و حسن بن علي، و حجت بن الحسن كه درود خدا بر آنان باد امامان و بزرگان ما و پيشوايان ما هستند كه آنها را دوست دارم و از دشمنان آن ها بيزارم. خدايا، مرا از محبان و شيعيان و پيروان آنان قرار ده و با آنان محشور كن. و شهادت ميدهم كه مرگ، حق است، و ساعت(قيامت)آمدني است و در آن شكي نيست، و خداوند، هر كسي را كه در قبرهاست، برمي انگيزد. شهادت ميدهم كه آنچه پيامبر آورده، حق است و در آن ترديدي نيست، و قرآن و عترت، دو امر گرانسنگ هستند كه هر كس به آنها تمسك جويد، نجات مييابد، و هر كس از آنها سرپيچي كند، گمراه ميشود؛ كه از اين امر به خداوند پناه ميبريم. اما بعد؛ اين وصيت بنده ي گنه كار، محمدتقي يزدي است كه به عفو پروردگارش، و به رحمت او كه بر غضبش سبقت گرفته، و به شفاعت اولياي معصوم كه سلام و درود خدا بر آنان باد، اميد دارد ، به فرزند و نور چشمش، علي. او را وصيت مي كنم به همان چيزي كه خداي تعالي و پيامبران و اوليايش توصيه كرده اند. او را به تقواي الهي و توكل به او توصيه ميكنم، و نيز به اين كه بداند كه نجاتي جز با عبادت و اطاعت پروردگار ميسر يقينا نيست، و اين كه سعادت، جز با چنگ زدن به او و توسل به اولياي او ممكن نيست. و نيز بداند كه بهترين چيزي كه خداي تعالي به آن دستور داده، طلب علم و عمل به آن و تعليم آن است. و همچنين بداند كه طلب معرفت به خدا و به آنچه خدا نازل كرده، در زمان ما همانند جهاد في سبيل ا... ، بلكه از برترين جهادهاست؛ زيرا خطري كه اسلام و مسلمين را از ناحيه ي جهل تهديد مي كند، به مراتب شديدتر از خطري است كه از ناحيه ي دشمنان مي رسد، و بداند كه دفاع از اسلام و دفع شبهات مربوط به اعتقادات و احكام، از بزرگترين راه هاي خوشنودي خداي بزرگ است. از خدا مي خواهم كه علي و برادرش را در اين راه براي نايل شدن به وجه كريم الهي موفق كند. او را به اخلاص در عمل و مجاهده در اين راه، و ترك سستي و كسالت توصيه مي كنم. فرزندم را به تهجد و قرائت قرآن و توسل به اولياي كرام به ويژه اباعبدالله الحسين(ع) و بقيه الله في ارضه(عج) توصيه ميكنم. فرزندم را به خوش رفتاري با مادرش سفارش مي كنم؛ كه بهشت، زير پاي مادران است. و او را به خوش رفتاري با نور چشمم مجتبي و خواهرش، و نيكي با برادران و ارحام و همسايگان، و گرامي داشتن استادان خود به ويژه استادان علم توحيد و اخلاق توصيه مي كنم. او را به طلب مغفرت براي من، با اميد به آن كه اين طلب مغفرت، براي خود او نيز منفعت داشته باشد، سفارش مي كنم. از خدا توفيق و ياري اش را طلب مي كنم؛ به درستي كه خداوند، صاحب فضل عظيم و منت بزرگ و ارحم الراحمين است. فرزندم را به ذكر مدام، تفكر فراوان، و شكرگزاري، و مخالفت با نفس و هوي، و به زهد در دنيا و بي رغبتي به زخارف دنيا و مقام و رياست آن توصيه ميكنم. فرزندم را به قناعت، ترك طمع از آنچه در دستان مردم است، اعتماد به خدا و نوميدي از غير او، نهراسيدن از غير گناه خود، و نهراسيدن در مسير الهي از ملامت ملامت گران توصيه مي كنم و نيز اين كه يقين داشته باشد كه آنچه به او رسيده، قرار نبوده نرسد، و آنچه به او نرسيده، نمي بايست مي رسيده است. او را به صبر و رضا به قضاي الهي كه از امور مهم است، توصيه مي كنم.

او را سفارش مي كنم به اين كه همه ي همت خود را يك چيز، يعني طلب رضايت خداوند، قرار دهد، و اين كه بداند موالي بزرگ ما، كريم تر از آن است كه امر بنده اي را كه به او توكل كرده، به خود آن بنده يا ديگر بندگان بسپارد. پس تو را، اي فرزندم و اي نور چشمم، توصيه مي كنم به اين كه فقط به خدا اميد داشته باشي و فقط بر او اعتماد كني و جز از او كمك نخواهي. و تو را توصيه مي كنم به انقطاع به سوي خدا، و اميدواري به او، و خالص كردن محبت به او، و متوجه كردن قلب به ذكر و مناجات او توصيه مي كنم و از خدا مي خواهم كه به حق محمد و خاندان پا كش، تو و نور چشمم مجتبي را به همه ي اينها موفق كند؛ ان‌شاء‌الله

 سرمقاله

مروري بر استانداردهاي دوگانه غرب در قبال انتخابات ايران و آمريكا

 حجت‌الاسلام دكتر محمد ملك‌زاده

مقدمه
انتخابات پرمناقشه رياست جمهوري 2020 آمريكا به طرز قابل ملاحظه اي، خاطره انتخابات رياست جمهوري 1388 ايران را در اذهان زنده كرد. در اين ميان طيفي از شباهت ها، تفاوت ها و تناقضات وجود دارد كه در مقايسه بين اين دو انتخابات خود را نشان مي داد. در 22 خرداد سال 1388 در حاليكه راي گيري براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران در بسياري از شعبه ها هنوز ادامه داشت، "ميرحسين موسوي" در يك كنفرانس خبري پيش از پايان راي گيري، خود را "با اختلاف راي بالا" برنده قطعي انتخابات اعلام كرد. وي حتي پيش از برگزاري انتخابات نيز اشاره كرده بود در صورتي كه تقلبي دركار نباشد او برنده انتخابات خواهد بود. دونالد ترامپ نيز در نيمه شب نخستين روز راي گيري و پيش از پايان شمارش آراء مدعي شد در انتخابات با اختلاف زياد پيروز شده و ضمنا تصريح كرد هر نتيجه اي غير از اين نتيجه اعلام شود، تقلب در انتخابات است. اين موضوع را شايد بتوان نخستين و مهمترين وجه شباهت دو انتخابات رياست جمهوري 1388 ايران و 2020 آمريكا دانست. اما آنچه اين دو انتخابات را از يكديگر متمايز مي سازد رويكرد دوگانه آمريكا و غرب و رسانه هاي غربي به اين دو مقوله است. در اين يادداشت بنا داريم ضمن مقايسه دو انتخابات ياد شده، رويكرد دوگانه غرب به حواشي اين دو انتخابات را مورد بررسي قرار دهيم.
1.دموكراسي با معياري دوگانه
اگر تنها دستاورد انتخابات ايالات متحده را اين بدانيم كه چشم همه مردم جهان را به ماهيت واقعي دموكراسي آمريكا باز نمود، سخني به گزاف نگفته ايم. گرچه تاكنون هيچ «رقابت عادلانه اي» در هيچ يك از انتخابات اين كشور وجود نداشته است اما اتفاقاتي كه در جريان انتخابات ۲۰۲۰ در آمريكا بوقوع پيوست، اين ترديد را حتي براي بسياري از رسانه هاي غربي ازجمله گاردين برانگيخت كه دموكراسي در آمريكا جايگاهي داشته باشد.
واقعيت اين است كه ترديد در جايگاه دموكراسي فقط مخصوص آمريكا نيست بلكه آن را با توجه به رويكرد دوگانه به اين مفهوم در ساير كشورهاي غربي نيز مي توان مشاهده كرد. دولتهاي فرانسه، آلمان، انگليس و بطور كلي اتحاديه اروپا، كانادا، استراليا، و ساير كشورهاي غربي كه در برابر اغتشاشات خياباني غيرقانوني پس از انتخابات 1388 ايران موضع موافق با اين اغتشاشات اتخاذ كردند و از جمهوري اسلامي صريحا مي خواستند با پذيرش خواست معترضان، انتخابات مجدد برگزار نمايد، در نخستين واكنش به اعتراضات خياباني در آمريكا و نپذيرفتن نتايج انتخابات رياست جمهوري در آن كشور با اتخاذ موضعي واحد، مخالفت معترضان با نتايج انتخابات را "تهديد دموكراسي" خوانده و آن را به شدت محكوم كردند! در اين ميان حتي از معترضان به نتايج انتخابات آمريكا به عنوان "اراذل و اوباش و تروريست هاي محلي" نام برده شد. آنان در حالي نپذيرفتن نتايج انتخابات آمريكا را "تهديد دموكراسي" خواندند كه رقيب ترامپ(بايدن) با رايي بسيار شكننده و تنها با 51درصد آراي مردمي پيروز انتخابات خوانده شد؛ در حالي كه منتخب قانوني مردم ايران در انتخابات 1388 بيش از 65درصد از آراء را بدست آورده بود. با اين حال از ديدگاه قدرتهاي غربي اعتراض 49درصدي در مقابل 51 درصدي در آمريكا «حمله جدي به دموكراسي» خوانده شد؛ اما در انتخابات 1388 ايران، غرب از جمهوري اسلامي انتظار داشت با ناديده گرفتن آراي 65 درصدي مردم، با ادعاي جعلي تقلب انتخابات را ابطال كند چراكه منتخب اكثريت مطابق ميل قدرتهاي غربي نبود! اكنون بايد پرسيد چرا فقط زماني كه ادعاي تقلب در انتخابات آمريكا مطرح مي شود بسياري از مقامات و رسانه هاي غربي و آمريكايي براي نجات دموكراسي صف مي كشند اما زماني كه منافع نامشروع آن ها در ساير كشورها از جمله ايران در خطر باشد پاي دفاع از دموكراسي به ميان نمي آيد؟!
2.آزادي اعتراضات
يكي از مهمترين اتهامات قدرتهاي غربي بويژه آمريكا به جمهوري اسلامي، محدوديت آزادي و عدم امكان بيان اعتراضات در ايران بوده است. رسانه هاي ماهواره اي فارسي زبان غربي و بسياري از كاربران ضدانقلاب، با اعتراض به محدوديت استفاده از اينترنت و شبكه هاي اجتماعي در خلال ناآرامي هاي ايران، ايران را به نقض آزادي بيان محكوم كردند. حتي دولت آمريكا و دولت هاي غربي تلاش گسترده اي براي مقابله با ايجاد محدوديت اينترنت ايران در دستور كار خود قرار داده بودند.
اما همين دولتها در ناآرامي هاي آمريكا زماني كه براي جلوگيري از اعتراضات خياباني در آمريكا، رسانه هاي اين كشور سانسورهاي گسترده به راه انداختند؛ هيچ اعتراضي نكردند. حتي در برخي ايالتهاي آمريكا ازجمله در واشنگتن ممنوعيت تردد و حكومت نظامي اعمال گرديد؛ و.... در حالي كه در ايران با حمايت رسانه هاي غربي ماه ها به نام اعتراض، آشوب و بلوا به راه افتاد و جمهوري اسلامي نيز هيچ ممنوعيت تردد يا حكومت نظامي اعمال نكرد. در آمريكا به محض آن كه در فيس بوك صفحه اي براي بيان اعتراضات خياباني تشكيل شد و طي چند ساعت ۳۰۰ هزار عضو جذب كرد را به سرعت مسدود كردند. زيرا روند عضوگيري اين صفحه نشان مي داد طي چند روز فعاليت، به راحتي مي توانست با جذب ده ها ميليون عضو بستر مناسبي را براي اعتراضات خياباني فراهم آورد. اتفاقي كه در حاشيه انتخابات 1388 ايران روي داد و فيس بوك و توييتر نه تنها مانع از چنين فعاليت هايي نشدند، بلكه به آن پر و بال هم دادند و به مدت 8 ماه ايران را درگير آشوب و التهاب كردند و هم زمان از عدم آزادي اعتراض در ايران سخن راندند!
3.رفتار دوگانه رسانه ها و شبكه هاي اجتماعي
در حاشيه انتخابات آمريكا شبكه هاي اجتماعي ازجمله توييتر، فيس بوك و اينستاگرام، پس از تحريك معترضان از سوي ترامپ، دسترسي وي به اين شبكه ها را به حالت تعليق درآوردند و توييتر اعلام كرد كه در پي اعتراضات خياباني اطراف كنگره آمريكا، دسترسي ترامپ به حساب كاربري اش را به حالت تعليق درآورده و حتي او را تهديد به مسدود نمودن دائمي هم نمود. سانسور اخبار اعتراض به نتايج انتخابات حتي از سوي شبكه هاي خبري MSNBC، CBS،ABC نيز انجام شد و اين رسانه ها پخش زنده سخنان ترامپ را به دليل آنچه كه آن را اشاعه دروغ و تشويش اذهان عمومي درباره نتيجه انتخابات مي خواندند قطع كردند. شركت فيس بوك نيز با حذف همه عكس ها و ويديوهاي منتشرشده از اعتراضات مردمي به انتخابات آمريكا به دليل "مجرمانه خواندن ماهيت آنها" اعلام كرد كه ترامپ به مدت ۲۴ ساعت نمي تواند در اين شبكه اجتماعي پست جديد بگذارد؛ و...؛ در مقابل اين اتفاق، نقش رسانه هاي خبري و شبكه هاي اجتماعي به خصوص توييتر در انتشار وسيع ادعاهاي تقلب سران فتنه ۸۸ در ايران و بروز آشوب و ناامني در كشورمان بسيار برجسته بود. اين شبكه ها نه تنها دسترسي اغتشاش گران را هيچ گاه محدود نكردند بلكه خود با پخش بي وقفه دروغ هاي بزرگي مانند كشته شدن تعدادي دختر جوان از سوي حكومت ايران به جرم اعتراض به نتايج انتخابات(!) و اخبار جعلي ديگر، در شعله ور نمودن آتش فتنه ۸۸ ايران و دامن زدن به آشوب، بيشترين تاثير را داشتند. در خلال حوادث فتنه ۸۸؛ ضدانقلاب با حمايت رسانه هاي غربي پروژه كشته سازي دختري به نام نداآقاسلطان را كليد زدند و تا ما ه ها ويژه برنامه هايي را با همين موضوع عليه جمهوري اسلامي توليد و آن را دستمايه فشارهاي بين المللي عليه جمهوري اسلامي قرار دادند؛ اما همين رسانه ها در قبال "اشلي بابيت"، زن امريكايي كه در حوادث انتخاباتي آمريكا كشته شد، ديگر خبري از پوسترسازي ها و پست هاي اختصاصي و احساسي براي اشلي بابيت نبود!
4.مواجهه دوگانه غرب با ادعاي تقلب
پس از اتمام انتخابات رياست جمهوري آمريكا و بر اساس اعلام نتايج اوليه، دونالد ترامپ نامزد حزب جمهوري خواه در برابر رقيبش جو بايدن با اختلافي اندك در آراي مردمي شكست خورد. ترامپ در نخستين واكنش به نتايج انتخابات، آن را حاصل يك تقلب بزرگ خواند و از پذيرش اين نتيجه خودداري كرد. با توجه به نزديكي آراي دو رقيب، عدم پذيرش نتيجه انتخابات از سوي رقيب شكست خورده چندان دور از انتظار نبود؛ بويژه آن كه دست كم ۱۹ ايالت اين كشور و ۱۰۶ نماينده جمهوري خواه مجلس نمايندگان، ادعاهاي دونالد ترامپ در زمينه وقوع تقلب در انتخابات را مورد تاييد قرار دادند. اما نكته قابل توجه در اين زمينه، رفتار دوگانه غرب با ادعاي تقلب در دو انتخابات ايران و آمريكاست: در حالي كه ادعاي تقلب از سوي ترامپ با مخالفت يكپارچه كشورها و رسانه هاي غربي مواجه شد و برخي از شبكه هاي آمريكايي مثل «سي.ان.ان» زماني كه ترامپ به صورت زنده درباره تقلب در انتخابات صحبت مي كرد سخنانش را قطع كردند و شبكه هاي اجتماعي آمريكا از قبيل فيس بوك و توييتر نيز با محدود كردن كاربران خود به سرعت پيام هاي مربوط به تقلب و اعتراضات خياباني در آمريكا را از دسترس خارج نمودند، همين جريانات از ميرحسين موسوي، كانديداي رياست جمهوري در انتخابات سال 1388 ايران كه با ادعاي تقلب به نتايج انتخابات اعتراض كرد، حمايت همه جانبه كردند و بر دامنه آشوب و اغتشاشات خياباني افزودند. جان بولتون در 16 مي 2007 در ديلي تلگراف لندن با صراحت اعلام كرد: «اكنون شاهد تلاش هاي آمريكا در تهران براي دامن زدن به يك انقلاب رنگي هدايت شده از سوي سازمان سيا هستيم». هيلاري كلينتون در مصاحبه سوم آبان 90 با بي بي سي فارسي، به حمايت بي دريغ آمريكا از اغتشاش گران و مدعيان تقلب در انتخابات اعتراف كرد. باراك اوباما رئيس جمهور وقت آمريكا در 19 شهريور1388 ضمن تقبيح برخورد نظام جمهوري اسلامي با آشوبگران، از معترضان به نتيجه انتخابات خواست «با شجاعت به اعتراضات خود ادامه دهند». بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم غاصب صهيونيستي نيز با ستودن رفتارهاي ميرحسين موسوي گفت: «وي را سرمايه بزرگ خود در ايران مي‎داند»! ساركوزي رئيس جمهور فرانسه و وزير خارجه اين كشور در روز 10 شهريور 1388 نيز خود را حامي مدعيان تقلب دانسته و اعلام كردند: «آناني كه در ايران دست به تظاهرات زدند، بدانند تنها نيستند...»
5.توجه به امنيت و منافع ملي
ترامپ با بالاگرفتن اعتراضات و پس از اوج گيري آن كه به كشته شدن چند تن از معترضان انجاميد از آنان خواست فورا به خانه بازگردند. او در نهايت با اعلام رسمي "جوبايدن" به عنوان رئيس جمهور منتخب آمريكا توسط كنگره اين كشور، در پيامي ويديويي گفت، حالا كه كنگره آمريكا نتايج انتخابات را تاييد كرده، من نيز به آن پاي بند خواهم بود. وي با "شنيع" خواندن حمله طرفدارانش به كنگره گفت: «از اين بيقانوني، آشوب و خشونت خشمگين شده است؛... شما نماينده كشور ما نيستيد. بهاي كارتان را پرداخت خواهيد كرد». در حالي كه سران فتنه در ايران تا آخرين لحظه در كنار دشمنان سرسخت جمهوري اسلامي ايران بر آتش فتنه دميدند و هرگز به نتايج قانوني انتخابات گردن ننهادند. آيا عجيب نيست شخصي مانند ترامپ كه غالبا او را "احمق"، "ديوانه" و "ديكتاتور" مي دانند، پس از اعلام نتايج انتخاباتي كه از ديدگاه وي يك "تقلب بزرگ" بود، به جاي دعوت به شورش و بي قانوني به هوادارانش وعده داد كه از طريق قانوني اين موضوع را پيگيري خواهد كرد و خود درخواست بازشماري آراء در برخي ايالت ها را داد؛ اما شكست خوردگان انتخابات 88 ايران، حتي پيشنهاد نظام براي بازشماري كل آراي انتخابات با حضور وكلاي ايشان را هم نپذيرفتند و راه آشوب خياباني و براندازي را در پيش گرفتند؟! آنان متاسفانه با بيانيه هاي پي درپي، هواداران خود را براي حمله به مراكز نظامي، غارت فروشگاه ها، خسارت زدن به بانك ها و اماكن عمومي و... تهييج كردند و زمينه را براي اعمال تحريم هاي فلج كننده عليه كشورمان فراهم نمودند. از اين منظر شايد بتوان گفت ترامپ با همه لجاجت و حماقتش حداقل به كشور خود خيانت نكرد و از اين جهت از سران فتنه در ايران بهتر عمل كرد.
نتيجه گيري
مقايسه دو انتخابات1388ايران و ۲۰۲۰آمريكا نتايج مهمي را براي جوامع بشري بويژه ملت ايران آشكار مي سازد. اول آن كه ايران و جهانيان اين تجربه را بدست آوردند تا ادعاهاي مدعيان آزادي و دموكراسي را مجدا به آزمون گذارند؛ دوم آن كه نسبت به استانداردهاي دوگانه رسانه هاي غربي در مواجهه با وقايع ايران مستقل تأمل بيشتري داشته باشند؛ و در نهايت مردم ايران با يادآوري حوادث تاسف بار سال ۸۸ بيش از گذشته با دوستان و دشمنان خود آشنا شوند.
پي نوشت:
1- از جمله اين اخبار، خبر جعلي به قتل رسيدن دختري به نام ترانه موسوي توسط ماموران دولتي ايران در خيابان هاي تهران بود كه آن را در سطحي وسيع پوشش دادند، در حالي كه وي اساسا در ايران نبود و مجبور شد از كانادا خبر سلامتي خود را رسانه اي كند! خبر ديگر انتشار سازمان يافته اتهام قتل ندا اقا سلطان توسط ماموران حكومتي ايران بود. در حالي كه انتشار تصاوير حضور وي در تظاهرات از سوي اين رسانه ها، بدون آن كه مشخص گردد چرا دوربين آقاسلطان را دنبال مي كند و اين تصاوير با چه هدفي ضبط شده است مي توانست سناريوهاي پشت پرده اين ماجرا را برملا سازد.