صفحه آخر

مصباح، چراغي كه خاموش نمي‌شود

 سيد علي موسوي

شايد بتوان آيت‌الله مصباح يزدي(ره) را طلايي ترين عنصر حوزه در دهه اخير انقلاب دانست. ايشان مجمع كمالات متراكم بودند. اين شخصيت بزرگ بيش از آن كه به تجليل نياز داشته باشد به تحليل نياز دارد.

عظمت ايشان را مي توان در صف مخالفان درجه اول ايشان شناخت. ايشان با درجه عميق جريان ليبرال كشور درگيري انديشه اي داشت و الحق و الانصاف كه به عنوان نماينده‌اي از جريان حوزه هاي علميه، سربلند بيرون آمد.

مواجهه گفتماني ايشان با افرادي مانند دكتر سروش و شاگردانش بويژه در ايام اصلاحات از مهمترين برهه هاي تاريخ علمي ايشان محسوب مي شود.

اگر بگوييم با وفات آن استاد والا، حوزه علميه، تمدني ترين عنصر خود را از دست داد سخن گزافي نگفته ايم. او پيش از همه حوزويان به تشكيل زمينه هاي تخصصي علوم انساني پرداخت و دست به تربيت شاگرداني زد كه امروز هركدام در گرايش هاي مختلف علوم انساني از سرآمدان محسوب مي شوند.

هرچند ايشان در فلسفه، كلام، معرفت شناسي، جامعه شناسي، عرفان اسلامي، حكومت اسلامي، اخلاق و فلسفه اخلاق و همچنين در فهم هاي فقهي سرآمد و صاحب نظريه بود ولي به همين سطح اكتفا نكردند و دست به شاگرد پروري گسترده زدند. توجه كنيم كه شاگرد پروري با تدريس حوزوي تفاوت جدي دارد و به صبر و حوصله و زمان گذاري به مراتب بيشتري نيازمند است. شاگرد پروري ايشان نيز با شاگردپروري هاي مرسوم تفاوت جدي داشت و شكلي تشكيلاتي و سازماندهي شده به خود گرفته بود. به راستي در بين علماي حوزه امروز چند نفر سراغ داريم كه اينگونه، علاوه بر كار علمي، به صورت كاملا نظام مند دست به شاگرد پروري زده باشد؟

حضور ايشان در زمينه روشنفكري و تبيين نگاه اسلام از جمله كارهاي كم نظير ايشان بود. ايشان با روشنفكران بزرگ دنيا آشنايي داشت و غرب را به خوبي مطالعه و تحليل مي كرد. بسيارند كساني كه با فضاي روشنفكري آشنايي دارند ولي كساني كه اين جرأت را به خود بدهند كه در اين فضا به هماورد طلبي و درگيري انديشه اي بپردازند بسيار محدودند. چه بسا حوزوياني كه در اين فضا وارد شدند و نه تنها توفيقي نيافتند كه خود نيز هضم اين فضا گشتند.

درباره حضور تبليغي ايشان نيز بايد گفت: در شرايطي كه معمولا علماي تراز اول، فرصتي براي حضور تبليغي نمي يابند، آيت ا... مصباح از منبري هاي ثابت برنامه هاي مهم و مختلف بود. حضور دائم ايشان در جلسات هفتگي اخلاق، انواع محافل طلبگي و دانشجويي و حتي حضور گسترده تبليغي بين الملل از ايشان شخصيتي كم نظير ساخته بود. طرح ولايت ايشان طرحي منسجم و تشكيلاتي است كه تا به امروز هيچي بديلي در حوزه هاي علميه براي ارتباط با خواص و نخبگان كشور ندارد.

تمام اين خدمات جداي از حضور سياسي و با بصيرت ايشان در عرصه هاي مختلف ملي بود. سخنراني هاي پيش از خطبه ايشان در ايام اصلاحات بود كه بنيان انديشه هاي غربي تهاجمي آن ايام را بر مي افكند و كار را به جايي رساند كه يكي از سران سازمان اطلاعاتي آمريكا، محمد تقي مصباح يزدي را تنها مانع بسط دموكراسي(بخوانيد آمريكايي سازي) در ايران دانست و كار را به جايي رساندند كه براي اولين بار در تاريخ رسانه اي ايران، به رسم كاريكاتور موهن در روزنامه هاي خود حقد و كينه خود را ايشان بروز دادند.

براستي اگر مدافعان حرم براي اين اسلام و انقلاب جان دادند، مي توان گفت آيت‌الله مصباح يزدي(ره) از كساني است كه براي اين انقلاب آبرو داد و هرچه داشت فداي اين ملت نمود.

از كجا معلوم سال بعد زنده باشم ...

(حجت‌الاسلام والمسلمين زادحسيني)

آذرماه سال گذشته(98)، آيت الله مصباح يزدي را به مناسبت «دهه بصيرت وتجديد پيمان با مقام ولايت وشهدا» دعوت كرديم. استاد دعوت طلاب را پذيرفته و 12دي ماه به مدرسه شهيد حقاني آمدند.

خبر حضور ايشان براي طلاب مدرسه بسيار شيرين بود ؛ همه به تكاپو افتاده بودند و هركس به طريقي مهيا مي شد تا از مهمان عزيزمان پذيرايي كند. در بدو ورود از ايشان خواستم كه عكس يادگاري از حضورشان در مدرسه گرفته شود.

قبول كردند و در وسط حياط مدرسه علميه حقاني عكس يادگاري گرفته شد.

استاد مصباح وارد مسجد مدرسه حقاني شدند مراسم بسيار باشكوه بود، همه آمده بودند از طلاب داخل مدرسه تا فارغ‌التحصيلاني كه سال ها دلتنگ حضور ايشان در مدرسه بودند، همه، استاد را مانند نگين انگشتري حلقه كرده بودند. شعارهاي پر شور و حرارت حضار، رنگ و بوي ديگري به مراسم داده بود.

استاد بيش از يك ساعت به تبيين مقام والاي شهيدان و نقش بي بديل امام خميني (ره) و حضرت آقا در تربيت اين اسوه هاي حقيقي پرداختند. سخناني عميق اما در عين حال ساده وروان، آنچه بيش از هر چيزي جلب توجه مي كرد تواضع فوق العاده ايشان بود كه بيانات ايشان را براي ما شيرين‌تر مي نمود.

مجري مراسم از استاد مصباح اين تقاضا را داشتند و بنده هم بعد از مراسم كه به خدمتشان رسيدم، تقاضا نمودم كه اين برنامه هر ساله در دهه بصيرت ادامه داشته باشد و در سال بعد درهمين ايام به مدرسه تشريف بياورند يا با طلاب و اساتيد مدرسه خدمتشان برسيم.

در پاسخ فرمودند: «از كجا معلوم سال آينده زنده باشم؟» (نقل به مضمون)

يكسال گذشت و 12دي 1399رسيد اما خبر آمد كه آيت الله مصباح يزدي به ملكوت اعلي پيوسته است. حالا ما مانده ايم و وظايف بسيار سنگيني كه با رفتن مالك و عمار رهبري، بر ما سنگين تر شده.

بايد راه آنها را درست بشناسيم و درست عمل كنيم و درست بشناسانيم.

ما مانده ايم و وظايف مانده كه بايد تا جان در بدن داريم اين راه را ادامه دهيم ...

اين راه ادامه دارد.....

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام جعفر صادق(ع)
هر گاه مومن فقيه از دنيا برود، در اسلام رخنه‌اي پديد مي آيد كه هيچ چيز آن را پر نمي‌كند.
كافي، ج 1، ص 38