صفحه خانواده سبز

الگوي امر به معروف و نهي از منكر در فضاي مجازي

 مريم غازي

امر به معروف و نهي از منكر از واجباتي است كه پيشينه ي آن به قدمت تاريخ حيات انسان مي‌رسد. حضرت آدم(ع) نخستين دعوت كننده به خوبي و آمر به معروف بود و نيز همه ي پيامبران و فرستادگان الهي در انجام اين وظيفه ي مهم، تلاش بسياري نموده اند.

اهميت اين واجب ديني تا آنجاست كه در قرآن مكرراً از آن يادشده و امامان معصوم عليهم‌السلام در احاديث گهربارشان بسيار به امربه معروف و نهي از منكر پرداخته اند. امام حسين(ع) در وصيت نامه اي كه به برادرشان محمد حنفيه نوشتند، هدف از قيامشان را اين گونه بيان مي فرمايند: «من فقط براي اصلاح در امت جدم به پا خاستم، مي خواهم امربه معروف و نهي ازمنكر كنم»[1]. به دليل اهميت ويژه ي اين واجب الهي در سالم سازي محيط اجتماعي هفته ي اول محرم الحرام به نام هفته ي احياي امربه معروف و نهي ازمنكر، نام گذاري شده است.

كاربرد اين واجب الهي در سالم سازي جامعه و ايجاد امنيت و آرامش براي همه ي اقشار مردم است. امام باقر(ع) درباره ي نقش امربه معروف و نهي ازمنكر در ايجاد امنيت جامعه مي فرمايند: «به وسيله ي امربه معروف و نهي ازمنكر راه ها ايمن مي گردد و… از دشمنان انتقام گرفته مي شود.»[2]

ازآنجاكه امروزه بسياري از مردم جامعه، بخش زيادي از ساعات خود را در شبانه روز در فضاي مجازي سپري مي كنند، فضاي مجازي نيز درست همانند فضاي حقيقي، نياز به سالم سازي دارد. از آن گذشته، تأثيرات منفي و تبعات زيان بار فضاي مجازي به طورقطع، فضاي حقيقي و همه ي ابعاد زندگي افراد را نيز در بر خواهد گرفت. به عنوان مثال، موج شبهات و اتهاماتي كه عليه دين اسلام در فضاي مجازي وجود دارد و روزبه روز نيز در حال گسترش است، اگر در برابر آن ها دفاع مناسب صورت نگيرد، ممكن است بر اعتقادات افراد و حتي دين داري آنان تأثيرات مخرب و منفي بسياري داشته باشد. بنابراين در اين شرايط بسيار حساس، مي توان از طريق امربه معروف و نهي ازمنكر در فضاي مجازي، اقدام به سالم سازي اين فضا نمود.

لازم است فعالان فضاي مجازي و گروه هاي تبليغي ابتدا مصاديق و ابعاد دقيق امر به معروف و نهي از منكر در فضاي مجازي را مشخص نموده و پس از انجام پژوهش و مطالعه در مورد آن، به الگويي واحد و عملياتي دست يابند. از الزامات ديگر اين امر در فضاي مجازي، آشنايي مبلغين و همه ي دغدغه مندان ديني با فضاي مجازي و شيوه هاي تعاملي در اين فضا است. پس ازآن، لازم است انواع و اقسام اطلاعات در مورد اصول دين و عقايد اسلامي و … در قالب هاي گوناگون در دسترس كاربران فضاي مجازي قرار گيرد تا بتوانند در صورت لزوم به آن ها مراجعه نمايند. همچنين استفاده ي فعالان مذهبي از قالب هاي هنري و جذاب جهت امربه معروف و نهي ازمنكر در فضاي مجازي، جهت جذب هر چه بيشتر مخاطبان داراي ضرورت و اولويت است.

در شرايطي كه دشمنان ما در جنگ نرم عليه اسلام و نظام اسلامي، در حالت فعاليت از طريق فضاي مجازي بوده و از انواع و اقسام شيوه هاي تبليغي و اقناعي جهت جذب كاربران استفاده مي كنند، لازم است توجه ويژه اي به فضاي مجازي و سالم سازي آن از طريق ترسيم الگوي امربه معروف و نهي ازمنكر در فضاي مجازي مبذول شود.

پي‌نوشت‌ها:

[1] وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح في أمَّةِ جَدِّي، أرِيدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهي عن المنكر؛ بحارالأنوار، ج44، ص 329.

[2] وسائل الشيعه، ج 11، ص 59.

مشاوره
راهكار درمان پرخاشگري كودكان

پسر چهار ساله اي دارم كه خيلي پرخاشگر است. رفتارهاي نامناسب و حالت جنگ و دعوا دارد. از حرفهايم سرپيچي مي كند با برادرش هميشه دعوا مي كند...لطفا راهنمايي كنيد؟ آيا فرزندم مشكلي دارد؟

روانشناسان معتقدند رفتار پرخاشگرانه مي تواند يك بخش عادي از رشد كودك باشد كه در سال هاي پيش دبستاني آرام آرام از بين مي روند.

كودكان نوپا چون زبان حرف زدن نمي دانند، از اندام خود براي اعتراض كردن استفاده مي كنند. مثلا وقتي مي خواهد از برادرش اسباب بازي بگيرد، به جاي حرف زدن از ضربه زدن استفاده مي كند. همينطور وقتي عصباني و ناراحت مي شود، با لگد زدن آن را نشان مي دهد. گاهي هم پرخاشگري براي رسيدن به خواسته هاي خود است. وقتي كودك از اين راه جواب بگيرد، هميشه از پرخاش براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي كند. با اين حساب والدين وظيفه دارند با مديريت رفتار، روش هاي مناسب ابراز احساسات را به او بياموزند.

اما راهكارها:

يك: رفتارهاي خوب و بد را به عنوان قانون به كودك بياموزيد. تا هر وقت از حد فراتر رفت، مورد توبيخ قرار بگيرد و متوجه اشتباهش بشود. به اطرافيان نيز اين قوانين را بياموزيد تا در جريان باشند. در اين زمينه قاطعيت داشته باشيد و صريح و محكم بگوييد: «زدن كار خوبي نيست».

دو: كمك كنيد روش هاي مقابله با خشم را پيدا كند. مثلا به جاي زدن از سخن گفتن و كلمات مناسب براي بيان احساس خود استفاده كند.

سه: هيچگاه خشونتش را به حساب شجاعت تشويق نكنيد تا بين قوي بودن و خشونت ورزيدن تفاوت قائل شود.

چهار: از تنبيه بدني استفاده نكنيد تا او نخواهد سر ديگران تلافي كند؛ چون تنبيه بدني، نوعي آموزش خشونت رفتاري است. براي تنبيه از روش صحيح و غير فيزيكي مثلا محروميت از تماشاي تلويون يا قهر كردن يا جريمه كردن استفاده كنيد. مثلا اگر در فروشگاه براي خريدن چيزي اصرار مي كند و به خشونت رو مي آورد، سريع از فروشگاه خارج شويد تا او جريمه شده باشد.

پنج: خودتان الگوي مناسبي براي كنترل خشم باشيد. كودك بايد ببيند كه پدر و مادرش براي حل مشكلات خود، از پرخاش و رفتارهاي نامعقول استفاده نمي كنند. اگر شما خود در كنترل خشم راه هاي مناسبي داشته باشيد، كودك نيز آن را مي آموزد. خوردن يك ليوان آب، تغيير موقعيت، ذكر استغفار و صلوات، راههاي مناسبي براي كنترل خشم هستند. محيط زندگي كودك بايد آرام و در عين حال با نشاط باشد.

شش: فعاليت هاي آرام بخش كودك را بيشتر كنيد. ورزش كردن، نقاشي كشيدن و فعاليت هاي فيزيكي، موجب تخليه هيجاني كودك مي شود.

هفت: عذرخواهي را به او بياموزيد. گاهي بزرگترها هم دچار اشتباه مي شوند كه بايد از يكديگر عذربخواهند. با اين رفتار به كودكتان خواهيد آموخت كه اگر خشونت ناخواسته و نا به جايي داشت، بداند مرتكب اشتباه شده و بايد جبران كند.

هشت: در ديدن فيلم ها و برنامه هاي مناسب كنترل و نظارت داشته باشيد تا او خشونت را نياموزد.

نه: گاه پرخاشگري ناشي از بيش فعالي كودك يا تغذيه يا حتي بيماري و مشكلات جسمي است كه بايد با رجوع به كارشناس يا مشاور كودك آن را درمان كرد.

(هادي قطبي)

 مشاوره

تأخر فرهنگي گريبان‌گير والدين

 مريم اختريان

تأخر فرهنگي زماني رخ مي دهد كه وجه معنوي يك فرهنگ نسبت به وجه مادي آن دچار پس افتادگي شود. وقتي فن آوري جديدي در يك جامعه توليد مي شود، معمولا بر اساس نياز و فرهنگ همان جامعه است، درحالي كه عرضه ي آن نيز به صورت متناوب در همان جامعه صورت مي گيرد. حال اگر اين توليد بخواهد وارد جوامع ديگري با فرهنگ هاي متفاوت گردد، بايد نسبت به آن نياز سنجي صورت گيرد، در غير اينصورت جامعه هدف ابزاري دارد كه فرهنگ استفاده درست از آن را نمي داند. درست مانند زماني كه فن‌آوري فضاي مجازي وارد كشور ما شد، ابتدا در مقابل استفاده از آن مقاومت شد، ولي پس از مدتي كار به جائي رسيد كه بايد براي استفاده كمتر و به جا از آن كار فرهنگي مي‌شد.
با شيوع بيماري كرونا و وضعيت قرنطينه، شرايطي پيش آمد كه نه تنها والدين بلكه محصلان هم مجبور به استفاده از اين فن‌آوري شدند. اين جواز ورود به دنياي مجازي به دليل تحصيل، زماني بود كه هنوز بيشتر خانواده ها نحوه‌ي استفاده درست از اين تكنولوژي را نمي دانستند و از امكاناتش بي‌اطلاع بودند. والدين خيلي سعي مي كردند در اين شرايط تحميل شده كتاب را جايگزين گوشي همراه كنند ، اما به هر حال در برخي مواقع ناچار بودند از موضع خود عقب نشيني كنند. لاجرم آموزش مجازي، دانش آموزان را در مسير جديدي قرار داد .
اين ضرورت ايجاد شده براي حضور طولاني مدت محصلان درفضاي وب، خواه ناخواه منجر به كسب مهارت هايي در اين زمينه براي آنان شد ، مهارت هايي كه شايد والدين نسبت به آن بي اطلاع بودند و همين سر شدگي، منتهي به تأخر فرهنگي والدين نسبت به فرزندانشان شد . اين همان پس ماندگي فرهنگي بود كه گريبان ايشان راگرفت. دراين شرايط والدين، به مرور كنترل فرزندان در فضاي وب را از دست دادند، كه اين خود تهديدي بسيار بزرگ، هم براي والدين و هم براي فرزندان بود.
اولين و مهمترين راه براي برون رفت از اين مشكل، به روز شدن والدين و افزايش سواد رسانه اي آن ها نسبت به امكانات موجود در اينترنت است. خانوادها بايد در اين زمينه با آموزش ، تسلط خود را بر محيط وب بيشتر كنند. در مرحله ي بعد قراردادن رژيم مصرف اينترنت براي محصلان است. دنياي مجازي براي فرزندان كم تجربه مانند چاهي هولناك و بي انتهاست كه هرچه بيشتر در آن فرو روند بيشتر خود را درگير آسيب هاي رواني و حتي جاني مي كنند. لذا ضرورت آشنا كردن كودكان و نوجوانان با تهديدات و آسيب هاي فضاي مجازي نيز امري است كه بايد مد نظر والدين قرار گيرد.

 حجاب

استعمار عليه حجاب

در نگاه غرب، زن تا زماني مورد احترام است كه در چارچوب خواسته‌هاي نظام سرمايه‌داري نقش‌آفرين باشد؛ در غير اين صورت، از چرخه تعاملات جامعه بيرون مي‌رود و اعتبار خود را در جامعه از دست مي‌دهد.
استعمارگران همواره در تلاش بوده‌اند تا زنان را از حيث وجودي تهي كنند و اولين قدم براي اين هدف، اين بوده كه آن ها را از زير چادرها و مقنعه‌ها بيرون بكشند. براي آن‌ها جذابيت تن لخت و عريان زنان براي انفعال دل جوانان با ايمان سلاحي بسيار قوي بوده است. آن ها هميشه از اين حربه براي سست كردن اراده‌هاي ملت‌ها و جوانان غيور و مبارز در مقابل استعمار، استفاده‌هاي فراوان كرده‌اند.
فرانس فانون (پزشك و روان‌شناس آفريقايي الاصل و فرانسوي زبان) نويسنده كتاب "استعمار ميرا" كه با هدف افشاي چهره وحشي غرب از منظر تغييرهاي روان شناختي به رشته تحرير درآورده، مي گويد:
«نيروهاي اشغال گر، در كشور مسلمان الجزاير مأموريت داشتند تا هويت و اصالت فرهنگي ملت الجزاير را نابود كنند و در اين راه حداكثر كوشش خود را بر تخريب مسأله حجاب و چادر زنان متمركز كرده بودند؛ زيرا آن را نشانه ي مهم اصالت ملي زنان الجزايري تلقي مي كردند. از ديدگاه استعمارگران، هجوم به تار و پود جامعه ي اسلامي الجزاير، ابتدا بايد از تحت تأثير قرار دادن زنان آغاز مي شد. دستگاه استعماري فرانسه براي مبارزه با حجاب زنان و بيرون كشيدن آنان از كانون خانواده، مبالغ هنگفتي را اختصاص داده بود. آن ها بر اين باور بودند كه حجاب زن سدّ محكم و دژ عظيمي در برابر نفوذ غربي هاست. هر چادري كه كنار گذاشته شود، افق جديد و گام بلندي در تسلط استعمارگران بر كشورهاي اسلامي است. پس از ديدن هر زن مسلماني كه حجاب را كنار گذاشته است، اميد تسلط آنان ده برابر مي گردد. با هر چادري كه رها مي گردد، گويي جامعه اسلامي براي پذيرش و تسليم در برابر استعمارگران آماده تر مي شود».(فلسفه چادر حجاب برتر، ص 95.)