صفحه فرهنگي-اجتماعي

از خزانه غيب

 هادي قطبي

بزرگي مي گفت: «با خواندن نماز شب گره در كار روزتان نمي افتد! مي توانيد امتحان كنيد!» و ما نمي فهميديم نماز در شب، چه ربطي به كار در روز دارد؟! چند بار كه امتحان كرديم فهميديم، نه راست است. آن زمان كه سستي نكرديم و نماز شب مي خوانديم، براي كارهايمان معطل نشديم و زود و فوري بيشتر كارهايمان راست و ريست مي شد. اما وقتي كه نمي خوانديم و يا حتي نماز صبحمان هم قضا مي شد، تا ظهر درگير و معطل كارهايمان بوديم! يا در صف بانك بوديم، يا پشت چراغ قرمز، يا ترافيك بي خود! اين جا بود كه معناي بركت و بي بركتي را هم فهميديم و هم چشيديم!

بسياري از نويسندگان هستند كه از خود آثار علمي و قلمي بر جاي مي گذارند، اما عده كمي از آن آثار، ماندگار و جريان ساز و بلكه انسان ساز مي شوند. شايد بسياري بودند كه مانند مرحوم شيخ عباس قمي(ره) كتاب منتخب ادعيه مي نوشتند، اما اثر آن مرحوم ماندگار شد و علاوه بر اجر معنويِ نگارش حديث و ادعيه، در پاداش قرائت كنندگان نيز شريك شد. يا بسياري از اهل علم بودند كه كتاب درسي تاليف كرده يا شاگردپروري كرده اند، اما تعداد اندكي از آنها ماندگار و أثر گذار شدند.

آري؛ بركت يعني چيزي كم، خاصيتي زياد داشته باشد. ممكن است انساني 80 سال عمر كند، ولي هيچ فايده و ثمره اي از خود بر جاي نگذارد، ممكن است 30 سال عمر كند اما به قدر يك انسان صد ساله براي خود و اطرافيان و حتي يك كشور ثمر داشته باشد. گاه با نان و پنيري خوشبختيم و گاه با صدها وسيله و امكانات و خانه بزرگ و لباس و غذاي آنچناني، باز احساس خوشبختي نمي كنيم! گاهي اوقات تا ظهر دهها كار انجام مي دهيم، گاه يك كار را هم تمام نمي كنيم! گاه مالي اندك، كار خيلي ها را راه مي اندازد؛ گاه مالي فراوان هيچ منفعتي ندارد. گاه يك فرزند بركت و ثمر چندين نفر دارد، گاهي صد نفر به قدر يك تن ثمر نمي دهند. مانند حضرت يوسف(ع) كه يازده برادر داشت، و امام حسين(ع) يك برادر! گاهي يك باغ با چند درخت، محصول فراوان مي دهد، گاهي چند هكتار آفت مي زند و محصول چنداني ندارد.

همه اينها مفهوم بركت است كه عوامل مختلفي در آن نقش دارد و از باب «يرزقه من حيث لا يحتسب» به انسان داده مي شود. يعني روزي بي حساب. براي فرزندآوري، گاه به اسكناس و حساب بانكي دلخوشيم، گاه به روزي بي حساب خدا! گاه با نگاه مادي و محاسبات دو دو تا چهارتاي خودمان از عهده تامين مايحتاج يك فرزند هم بر نمي آييم، گاه با نگاه الهي و محاسبات غير مادي چند فرزند هم تامين معاش مي شوند و روزي شان مي رسد. اين ها يعني روزي غير از پول است. ممكن است يك فرزند داشته باشيد هميشه بيمار باشد، ممكن هم هست چهار فرزند باشند و به بيماري مبتلا نشوند! اينها از جاي ديگري محاسبه مي شود. بايد به خدا باور داشت و بر او توكل كرد. چيزي كه در محاسبات مادي و سياسي و اقتصادي خداناباوران در نظر گرفته نمي شود. ايمان مي خواهد و بس؛ا يمان قوي.

آن زمان كه درباره پيامبر(ص) مي گفتند كه او فرزند پسري ندارد كه نسلش باقي بماند، خداوند خطاب به پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «انا اعطيناك الكوثر...» آن زمان كه دشمن سعي داشت اسم و رسمي از امام حسين باقي نماند و تمامي فرزندانش را در كربلا به شهادت رساند و حتي به طفل شيرخواره اش هم رحم نكرد، نمي دانست بركت غير از فراواني ظاهري است!

خانه با بركت، همسر با بركت، فرزند با بركت، كتاب با بركت، هديه با بركت، حتي دعاي با بركت...تنها شرط آن نيت پاك و دلي مصفا به ايمان است: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُري آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ»؛ و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعا بركاتي از آسمان و زمين بر ايشان مي گشوديم.(اعراف/96)

جايگاه ولايت در وصيت‌نامه سردار سليماني

 آزاده ابراهيمي

اگر وصيت‌نامه‌ي سردار شهيد حاج قاسم سليماني را از ابتدا تا انتها با يك ديد كلي بنگريم، به انسجام خاصي در آن مي رسيم. گويي همه چيز حول يك محور مي چرخد. بعد از شهادت بر وحدانيت خدا و رسالت پيامبر اسلام(ص) و ولايت ائمه ي اطهار(ع)، ابتدا نعمات الهي را به منظور سپاس از خالق خويش بر مي شمارد و در اين ميان ياد كردن از نعمت متولد شدن در عصر خميني و خامنه اي عزيز، تبلور ويژه اي دارد؛ كه صد البته حمد بي شمار الهي را مي طلبد.

بعد از آن با برادران و خواهران مجاهدش سخن مي گويد. سفارش به قرار گرفتن زير خيمه رهبري به عنوان عامل مهم در پيروزي و حفظ اسلام، از مهم ترين مسائلي است كه اين بزرگ مرد تاريخ به آن اشاره مي كند.

سپس خطاب به برادران و خواهران ايراني خود، مسأله ولايت فقيه را به عنوان يك اصل مقدس بر مي شمارد وعزيز شمردن امام خامنه اي(حفظه الله) را در همه مراحل زندگي، از آنان درخواست مي كند.

اما مردم زادگاهش كرمان را، به نحوي خاص مورد خطاب قرار مي دهد و برادرانه به ايشان مي فرمايد: «دوست دارم كرمان هميشه و تا آخر با ولايت بماند.»

وصيت ايشان به سياسيون كشور در پنج مورد خلاصه مي شود و اولين آن، اعتقاد عملي به ولايت فقيه است، اعتقادي حقيقي و راسخ، نه تنها ولايت قانوني، چرا كه، ولايت قانوني براي عموم مردم چه مسلمان و چه غير مسلمان لازم است. اما براي حفظ وحدت كفايت نمي ­كند، لازم است كه در سيره يك رجل سياسي التزام عملي به ولايت فقيه نيز، جلوه گر باشد.

سپاه و ارتش، ديگر نياز به سفارش درباره ولايت ندارد؛ چراكه به عقيده سردار، ولايت در اين ارگان ها جزء نيست؛ بلكه اساس بقاي نيروهاي مسلح است. پس تكليف برادران سپاهي و ارتشي در اين امر خطير، واضح و بي نياز از بيان است.

علما و مراجع نقش مهمي در بيداري جامعه ايفا مي كنند و مردم آن ها را الگو و اسوه خود در زندگي قرار مي دهند؛ به همين دليل حمايتِ بي هيچ ملاحظه اي از ولي فقيه، درخواست اين سردار شهيد از پرچمداران اسلام، در عصر غيبت حضرت حجت(ارواحنا له الفداء) است.

در نهايت آنچه از وصيت نامه اين بزرگمرد به دست مي آيد اين است كه توفيق، پيروزي و نصرت در همه شئون دين، دنيا و وحدت جامعه اسلامي ما به ولايت، گره خورده است. ولايتي كه مانند نخ تسبيح، نهادهاي مختلف جامعه را در يك انسجام پولادين در مقابل دشمن قرار مي دهد و باعث پيروزي و نجات مستضعفان جهان مي شود و در نتيجه عاملي مهم براي رسيدن به مدينه فاضله نبوي به دست مهدي موعود(عج) خواهد شد. پس اگر سعادت دين و دنيا و آخرت مي خواهيم بايد به سردار جان ها اقتدا كنيم و تا پاي جان زير علم ولايت بمانيم.

بهترين الگو را خداوند در اولين آيه سوره مباركه حجرات، ارائه فرموده است: «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَينَ يدَي اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيم»(اى كسانى كه ايمان آورده ايد در برابر خدا و پيامبرش [در هيچ كارى] پيشى مجوييد و از خدا پروا بداريد كه خدا شنواى داناست.)

خداوند در اين آيه شريفه از تقدّم مسلمانان، بر رهبر جامعه ي اسلامى به شدّت نهى نموده است، از همه ي مسلمانان خواسته است كه در امور مربوط به جامعه، گوش به فرمان رهبر باشند؛ زيرا كسى كه در كارهايش از رهبر پيشى مى گيرد، و خودسرانه اقدام به عمل مي نمايد؛ در مديريت نظام اسلامى خلل وارد كرده و جامعه را به هرج ومرج مى كشاند و در حقيقت نظام قانون گذارى را بازيچه ي تمايلات خود قرار مى دهد.

عمل به اين آيه، مانع بسيارى از خطاها مي شود. زيرا گاهى خواسته مردم، از خواسته خدا و رهبر جامعه اسلامي جلو مي افتد؛ چرا كه پيروى انسان از حدس و تخمين، ميل به ابتكار و نوآورى، قضاوت عجولانه، گمان آزادانديشى، انسان را وادار به گفتن، نوشتن و يا گرفتن تصميماتى مى كند كه ناخودآگاه از خواسته خدا و رسول به عنوان رهبر جامعه اسلامي جلو مى افتد. پس همواره بايد در سايه تبعيت از رهبر جامعه اسلامي، پا به پاي ايشان حركت كنيم.

وصيت سردار، اين گونه خاتمه مي يابد: «والله والله والله اين خيمه(ولايت) اگر آسيب ديد بيت الله الحرام و مدينه حرم رسول الله و نجف، كربلا، كاظمين، سامرا، مشهد باقي نمي‌ماند، قرآن آسيب مي بيند.»

 پرتوي از حكمت

زيارت آسمان

زندگي آپارتمان‌نشيني اجازه نداده انسان‌ها سالي يك بار هم به آسمان نگاه كنند. يكي از محروميت‌هايي كه ايجاد كرده، محروم شدن از نعمت بزرگ ديدار ستارگان است. اگر انسان ماهي يك شب برود در روستا تا بتواند آسمان را ببيند و زيارت كند، مثل زيارت يك امامزاده برايش سازنده است. نديدن آسمان، خيلي مضر است.
كساني كه يك جايي دارند كه از شهر بيرون بروند و يك شب آسمان را ببينند، اين كار را بكنند. ديدن آسمان خيلي مهم است. مي ارزد كه انسان برنامه ريزي بكند و از شهر بيرون برود، تا يك شب آسمان را نگاه كند. بگويد امشب مي خواهم زير آسمان بخوابم.
يك نگاه به آسمان براي انسان كافي است كه بداند اين چيزهايي كه براي خودش برداشته، باعث خجالت است. آسمان را گذاشته اند براي صفر كردن تعلقات. انسان يك نگاهي به آسمان بكند، پاسخ سوالاتش را مي گيرد! براي نجات انسان از تعلقات، يك نگاه معنادار به آسمان بس است.
حافظ خيلي به آسمان خيره مي شود. در ابياتش مي بينيد كه ستاره ها را به اسم مي شناسد، به صفت مي شناسد و خيلي خوب به صور فلكي آشنا است. پيداست كه خيلي در اين معنا مطالعه مي كند.
انسان وقتي آسمان را نديد، دنيايش مي شود همين زندگي كوچك و مختصر. نگاه به آسمان يعني نگاه دقيق تر به هستي و وسعت هستي. نگاه به آسمان يعني نگاه به ابديت و زمان طولاني. يعني نگاه به مكان وسيع. اين خيلي به انسان كمك مي كند براي بلندنظري. وقتي اينطور آن عالم را ديد، يك شوقي پيدا مي كند كه از اين جاي كوچك و تنگ، خودش را بيرون بكشد. اگر مي خواهي خدا برايت بزرگ شود، به آسمان نگاه كن.
آيت ا... حائري شيرازي

 در محضر قرآن

درس‌هايي از قرآن

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (عنكبوت/ 69)
و آنان كه در (راه) ما (به جان و مال) جهد و كوشش كردند محققا آنها را به راه‌هاي (معرفت و لطف) خويش هدايت مي كنيم، و هميشه خدا يار نكوكاران است.
نكته‌ها و پيام‌ها:
- براى رسيدن به هدايت ويژه ى الهى، تلاش لازم است و بايد گام اوّل را خود انسان بردارد. «جاهَدُوا- لَنَهْدِيَنَّهُمْ».
- گاهى، يك گام و يك لحظه تلاش خالصانه، هدايت و نجات ابدى را به دنبال دارد.
- براي رسيدن به نتيجه و دريافت هدايت الهي، بايد اخلاص داشت و آنچه به تلاش‌ها ارزش مى دهد، خلوص است. «فِينا»
- راه‌هاى وصول به قرب الهى، متعدد است. «سُبُلَنا»
- به وعده‌هاى خداوند اطمينان داشته باشيم. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ» (حرف لام و نون تأكيد، نشانه‌هاى تأكيد است)
- خداوند، هم راه قرب را به ما نشان مى دهد و هم تا رسيدن به مقصد، دست ما را مى گيرد. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ ... لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»

 نهج‌البلاغه

ثروت

هيچ ثروتي چون خرد، هيچ تهيدستي چون ناداني، هيچ ميراثي چون ادب و هيچ پشتيباني چون مشورت نمودن نيست. (حكمت 54)