صفحه آخر

علامه مصباح يزدي:
اگر كسي در دوران غيبت از وظايف اجتماعي كناره‌گيري كند، نزد خدا حجتي ندارد

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: متأسفانه از گذشته ها، اين فكر القاء شده است كه ما وظايف شخصي مان را بايد انجام بدهيم و بقيه مشكلات اجتماعي به ما مربوط نيست و انشاءالله با ظهور امام زمان(عج) حل خواهد شد؛ بنده اين حرف‌ها را از هشتاد سال پيش شنيده‌ام و هنوز هم كمابيش وجود دارد! اما راه مشخص است؛ اگر كسي در دوران غيبت از وظايف اجتماعي كناره گيري كند، نزد خدا حجتي ندارد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي در ديدار با جمعي از اعضاي جامعه پزشكان خراسان رضوي با بيان اين كه انسان عمر محدودي دارد و نمي تواند همه مسائل را تجربه كرده و در آن ها متخصص شود، ادامه داد: طبيعتا در مسائل اجتماعي نيز همه ما نمي توانيم حد اعلاي تخصص را پيدا كنيم. آيا مي توانيم به همين سبب كلا مسائل اجتماعي را كنار بگذاريم؟ مسلما پاسخ منفي است؛ البته شايد باشند كساني كه از جامعه كناره بگيرند، ولي اين كار عاقلانه نيست و دين نيز اين را نمي پذيرد؛ اسلام، همگان را در مقابل مسائل اجتماعي مسؤول مي داند و رهبانيت در اسلام جايي ندارد.

وي با اشاره به اين كه بايد وظيفه خود را در زمينه اجتماعي بشناسيم و براي آن حجت داشته باشيم، اظهار داشت: اصلا قرآن همين مطلب را بيان كرده و اتفاقا پيامبران را فرستاده كه هيچ كس نتواند بر خدا حجت داشته باشد.

آيت الله محمدتقي مصباح يزدي افزود: متأسفانه از گذشته ها، اين فكر القاء شده است كه ما وظايف شخصي مان را بايد انجام بدهيم و بقيه مشكلات اجتماعي به ما مربوط نيست و ان شاءالله با ظهور امام زمان(عج) حل خواهد شد؛ بنده اين حرف ها را از هشتاد سال پيش شنيده ام و هنوز هم كمابيش وجود دارد! اما راه مشخص است؛ اگر كسي در دوران غيبت از وظايف اجتماعي كناره گيري كند، نزد خدا حجتي ندارد.

وي با اشاره به وجود نقاط عطفي در تاريخ 1400 ساله اسلام، گفت: مثلا ظهور پيغمبر اسلام صلي الله عليه وآله يكي از نقاط عطف اين تاريخ را ايجاد كرد. مردم با او چه كردند؟ اجازه حرف زدن به او نمي دادند. زباله و خاكستر روي سر او مي ريختند. تنها در ايام حج، كه خودشان آن ايام را مقدس مي دانستند، پيامبر ده روز فرصت داشت تا سخنانش را بدون مزاحم بگويد. تازه آن جا نيز پنبه در گوششان مي گذاشتند تا صدايش را نشنوند! اما طولي نكشيد كه عقب افتاده ترين جامعه بشري آن روز، رقيب دو تا از قدرت هاي برتر دنيا شد. همان عرب هايي كه دختر كوچكشان را زنده به گور مي كردند، طولي نكشيد كه با هدايت هاي پيامبراكرم صلي الله عليه وآله در فهم و عقل و معرفت، آن پيشرفت ها را كردند و به ابرقدرتي در كنار امپراطوري روم و ايران تبديل شدند.

وي با اشاره به اين كه يكي ديگر از نقاط عطف تاريخ اسلام، در دوران ما محقق شد، ادامه داد: پنجاه و چند سال قبل شخصي كه در جامعه به او توجهي نمي شد و ايل و تباري، ثروت هنگفتي و سپاه و لشكري نداشت، در مقابل بزرگ ترين قدرت منطقه ايستاد و با همان بيان ساده خود خطاب به شاه گفت: "گوشت را مي گيرم و مي اندازمت بيرون!" و جاي تعجب اين كه، اين جمله را گفت و انجام داد. آري؛ طبق محاسبات عادي، اين ها هيچ توجيهي ندارد، اما بر اساس حساب خدايي كه فرمود "وَ لَينْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ينْصُرُهُ" كاملا توجيه پذير است.

آيت الله مصباح با اشاره به جنگ بدر و نيروي اندك مسلمين با امكانات اندك در مقابل دشمناني با تعداد و امكانات فراوان، افزود: وقتي مسلمانان براي خدا كار كردند، خدا فرشتگان را به كمك آن ها فرستاد و مسلمانان را پيروز كرد! آري، گاهي اين ها را ما نمي فهميم؛ اما نمونه آن را در دوران خودمان ديده ايم!

وي با اشاره به سخنان سيدحسن نصرالله در مورد جنگ 33 روزه با اسرائيل افزود: شخص سيدحسن نصرالله مي گفت: در اين جنگ سلاح مان تمام شده بود؛ پولي نداشتيم و حتي غذايي كه بتوانيم رزمندگان را سيركنيم نداشتيم! تعدادي از رزمندگان بدون سلاح و با گرسنگي تمام، در شكاف كوهي بودند و منتظر مرگ بودند! ما جريان جنگ را خدمت رهبري گفتيم؛ رهبري فرمودند برگرديد وبا دشمن مقابله كنيد و بدانيد كه شما پيروزيد! هرچند باور آن مشكل بود اما به چشم خود ديديم جنگنده اسرائيل خود به خود در آسمان منفجر شد و اسرائيلي ها عقب نشيني كردند. در حال شنود از اسرائيلي ها شنيديم كه وقتي فرمانده آن ها را توبيخ مي كند كه چرا عقب نشيني مي كنيد، گفتند شما سفيدپوشاني كه با شمشير به ما حمله مي كنند، نمي بينيد، ما از پس آن ها بر نمي آييم!!

آيت الله مصباح با اشاره به اين كه پيروزي در دست خداست، گفت: اگر با خدا روراست بوديم و براي خدا كار كرديم خدا نيز ياري مي كند، اما اگر خواستيم مكر و حيله به كار ببريم، خدا نيز برترين مكركنندگان است. تجربه امروز نيز به روشني اين وعده الهي را نشان داده است.

استاد اخلاق حوزه علميه قم با بيان اين كه بياييد بنا بگذاريم تكاليف شرعي مان را عمل كنيم و تابع ولي فقيه باشيم، ادامه داد: امروز اطاعت امر، رأي دادن و نشان دادن قدرتمان به دشمن است. لذا اصل رأي دادن بسيار مهم است؛ اما روز قيامت از ما سئوال خواهد شد كه چرا به فلاني رأي دادي و به فلاني رأي ندادي؟ آيا به او رأي دادم چون بيشتر به اسلام و نظام خدمت مي كرد يا رأي دادم به خاطر نسبت فاميلي و منافع شخصي؟ بايد بتوانيم جواب گو باشيم. اگر اين طور باشيم، خدا پيروزي هاي بيشتري به ما عطا خواهد كرد و بركت زندگي دنيا و آخرتمان بيشتر خواهد شد.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
هرگاه خداوند براى خانواده اى خير بخواهد آنان را در دين دانا مى كند، كوچك‌ترها بزرگ‌ترهايشان را احترام مى‌نمايند، مدارا در زندگى و ميانه‌روى در خرج روزيشان مى‌نمايد و به عيوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف كنند.
نهج الفصاحه ص181، ح 147

 در پرتو خورشيد

احسان به پدر و عنايت خدا

پدر مقام معظم رهبري يكي از ائمه جماعت مشهد بودند. ايشان به دليل يك عارضه چشمي در معرض نابينايي قرار مي گيرند و براي معالجه و درمان لازم بود به تهران منتقل شوند، در ضمن ايشان به يك پرستار نياز داشتند، از طرفي اين پدر و فرزندانش علاقه وافري نسبت به همديگر ابراز مي كردند. در اين شرايط مقام معظم رهبري مردد بودند كه بمانند و درسشان را در قم ادامه بدهند يا اين كه از پيشرفت علمي خود صرف نظر كنند و پرستاري پدر را بر عهده گيرند. وقتي با يكي از دوستان اهل معرفت مشورت مي كنند، به ايشان مي گويد: عقيده من اين است كه شما براي خدمت به پدر به مشهد برويد، خدا قم را به مشهد مي آورد، يعني آنچه خدا مي ‌واهد در قم به شما بدهد در مشهد به شما مي دهد.
اين حرف به دل ايشان مي نشيند، از تحصيل در قم و آن شرايط ممتازي كه در قم پيش آمده بود صرف نظر مي كنند و با پدر به مشهد برمي گردند.
آيت ا... مصباح يزدي

 راه امام

محبت دنيا منشا اختلافات

ريشة تمام اختلافاتي كه فاقد هدف مشخص و مقدسي باشد به حبّ دنيا برمي گردد؛ و اگر در ميان شما هم، چنين اختلافاتي وجود دارد، براي‎ آن است كه حبّ دنيا را از دل بيرون نكرده‌ايد؛ و از آن‌جا كه منافع دنيا‎ محدود مي باشد، هر يك براي به دست آوردن آن با ديگري به رقابت برمي‌خيزد. شما خواهان فلان مقاميد، ديگري نيز همان مقام را‎ مي خواهد، قهراً منجر به حسادت و برخورد مي گردد؛ ليكن مردان خدا ‎ ‎ كه حبّ دنيا را از دل بيرون كرده‌اند، هدفي جز خدا ندارند، هيچ گاه با هم برخورد نداشته، چنين مصايب و مفاسدي به بار نمي‌آورند. اگر تمام‎ پيامبران الهي امروز در يك شهر گرد آيند، هرگز با هم دوئيت و اختلاف نخواهند داشت؛ زيرا هدف و مقصد يكي است؛ دلها همه متوجه به ‎ ‎ حق تعالي بوده، از حب دنيا خالي است.
اگر اعمال و كردار شما، وضع زندگي و سلوك شما، اينطور باشد كه اكنون مشاهده مي‌شود، بترسيد از اين كه خداي نخواسته از دنيا برويد و‎ شيعة علي بن ابيطالب(ع) نباشيد؛ بترسيد از اينكه موفق به توبه نگرديد،‎ و از شفاعت آن حضرت بي‌نصيب بمانيد. پيش از آن كه فرصت از دست‎ برود، چاره بينديشيد. از اين اختلافات مبتذل و رسوا دست برداريد. اين ‎ ‎ جبهه‌گيري‌ها و دوئيتها غلط است. مگر شما اهل دو ملت هستيد؟ مگر مذهب شما شعب مختلف دارد؟ چرا متنبه نمي شويد؟ چرا با يكديگر‎ صفا و صداقت و برادري نداريد؟ آخر چرا؟
جهاد اكبر, ص16 و 17