صفحه حوزه و دانشگاه

ارزيابي نظريه پايه الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت در پاسخ به مطالبه مقام معظم رهبري

 دكتر عليرضا علي‌احمدي

بخش دوم

2- اركان جهت‌ساز (آرمان‌ها، رسالت، افق آينده)

1.معمولا اركان جهت ساز سند ترسيم گر "وضعيت آرماني تا مطلوب" براي سند پايه الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت بايد مشتمل بر اجزاي ذيل باشد:

2. ارزش هاي فكري، بايد ها و نبايدهاي اخلاقي- رفتاري و قواعد فقهي اصول عقلاني و رويكردهاي تجربي؛ آرمان ها؛ چشم انداز ها(افق)؛ رسالت و اهداف عاليه و.... كه در اين سند بخش مهمي از اين اركان در جمع بندي سند پايه منتشر شده گزارش نشده است. و اين در حالي است كه اهميت "ارزش ها" و "اصول" به مراتب از "مباني" و "آرمان ها" در تدوين سند راهنماي عمل براي دستيابي به الگوي پيشرفت اسلامي-ايراني بالاتر است و معلوم نيست، چرا اين اجزا در سند مورد بي توجهي قرار گرفته است؟

3.براي ترسيم چشم انداز(افق) مي توان چشم انداز آرماني مبتني بر آرمان ها بدون تعيين افق زماني،چشم انداز مطلوب مبتني بر رويكرد واقع بيني آرمان گرايانه با افق زماني بلند مدت طراحي مي شود. در سند پايه تدويني، آرمان ها تعريف شده و اهم ارزش هاي تشكيل دهنده آن معرفي شده اند در حالي كه مي توانست چشم انداز جامعه مهدوي بر مبناي روايات و مستندات مدنظر قرار گيرد. آنچه با عنوان افق مطرح شده است از جمله اجزاي آرمان ها و يا چشم انداز آرماني مي تواند تلقي شود در صورتي كه قيد زماني 50 ساله از روي آن برداشته شود. همچنين براي ترسيم چشم انداز مطلوب با رويكرد آرمان گرايي واقع بينانه در افق 50 ساله اولا بايستي تحليل روندهاي اثرگذار بر وضعيت جهان و ايران در اين افق صورت گرفته، ثانياً وضعيت جمهوري اسلامي و جريان مقاومت در سطح منطقه و جهان در مواجهه با نظام سلطه جهاني تحليل گرديده و تغييرات شرايط آب و هوايي، اقليمي، جمعيتي، فرهنگي، مذهبي، اجتماعي، فضاي مجازي، پيشرفت هاي علم و فناوري، و.... روند گسترش قدرت هاي جديد جهاني نظير چين، هند، ژاپن، شبه جزيره كره، مالزي، اندونزي، جريان وهابيت عربستان، تركيه و... در كانون تحليلها قرار گرفته و ترسيم واقع بينانه اي از موقعيت كشور، مردم ما، امت اسلامي، بشريت، جهان و.... براي افق 50 ساله ترسيم شود كه اساساً اين سند فاقد چنين مطالعات آينده شناسي و بررسي هايي است. در ضمن با روند كنوني افق ترسيم شده تحقق پذير نيست، مگر آنمه حكومت عدل جهاني به رهبري حضرت مهدي(عج) در جهان مستقر و واليان آن بر كشور ما نيز حكومت نمايند.

4. در مورد رسالت تدوين شده در اين سند پايه، اولا بايدمشخص شود تعريف و ويژگي هاي تمدن نوين اسلامي چيست كه در زيست بوم ايران مي تواند شكل گيرد؟؛ ثانياً براي تدوين رسالت مردم و نظام اسلامي بايد به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك ميثاق بين ملت و نظام اسلامي مراجعه كرده و دلايل تأسيس جمهوري اسلامي ايران و ماموريت هايي كه در قبال مردم ايران، امت اسلامي، مستضعفين عالم و بشريت، عمران و آباداني كشور، نابودي ظلم و ستم، حاكميت احكام و ارزش هاي اسلامي، فراهم كردن زمينه هاي تشكيل حكومت عدل مهدوي(عج) و.... تعهد شده است، را مدنظر و آنها را در قالب رسالت و اهداف عاليه تدوين نمود.

5.براي احصاي ارزش هاي فكري، بايد ها و نبايد هاي اخلاقي- رفتاري و قواعد فقهي بايد به معرفي اصول اعتقادات اجتماعي اسلام و اصول فكري حاكم بر جامعه آرماني، احصاي فضايل و رذايل اخلاقي اجتماعي مطرح از ديدگاه اسلام و به كارگيري قواعد فقهي در امور حكمراني و با بكارگيري روش اجتهاد گروهي با نگرش سيستمي به تقرير احكام اجتماعي اسلام پرداخت و خطوط راهنما براي متوليان رادر راستاي تحقق اسلام ناب محمدي(ص) فراهم نمود.

6.براي دستيابي به اصول عقلاني و رويكردهاي تجربي از يك سو بايد با مطالعه و ارزيابي دستاوردهاي علوم سياستگذاري، حقوق، جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مديريت دولتي، علوم سياسي، علوم اقتصادي و كليه علوم و فناوري هاي اقتدار آفرين در اداره امور حكمراني پرداخت و از سوي ديگر با استفاده از ديدگاههاي كارگزاران جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور به ارزيابي و مستند سازي تجارب موفق بشري در عرصه هاي حكمراني، مديريت عمومي، شيوه هاي تحقق عدالت اجتماعي و.... پرداخت و حاصل عقل سليم بشري در طول ساليان گذشته را با در نظر گرفتن قاعده عدم ناسازگاري با مباني، اصول و آموزه هاي اسلامي، تدوين و مورد بازبيني و بازتعريف به گونه قابل استفاده در حل مشكلات جامعه نمود.

7.براي تكميل اركان جهت ساز سند پايه، مي توان با مراجعه به اسناد سياستي مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام، مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي عالي فضاي مجازي و استفاده نظام مند از رهنمودهاي مقام معظم رهبري و حضرت امام خميني(ره) به احصاء و تدوين هر يك از اجزاي اركان جهت ساز الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت در هر يك از عرصه هاي انسان سازي، جامعه سازي، كشور سازي، امت سازي، تمدن سازي و... پرداخت.

3- تدابير:

در مقدمه الگوي پايه: تدابير، تصميمات و اقدامات اساسي و بلندمدت براي حل مسايل كشور و شكوفا ساختن قابليت هاي ماندگار به منظور رسيدن به افق(چشم انداز) معرفي شده است آنچه در اسناد ديگر از آنها به عنوان سياستگذاران، راهبرد(استراتژي)، اقدام ملي، طرح هاي بلند مدت و... ياد شده است، بررسي اجمالي تدابير حاكي از آن است كه:

اتخاذ تدابير، مستلزم تدوين اهداف كيفي و جهت حركت از وضع موجود به وضع مطلوب است كه خود از يك سو وابسته به تعيين شكاف بين وضع موجود و مطلوب و از سوي ديگر وابسته به پرتوافكني اصول ارزش هاي اسلامي و رويكردهاي علمي و تجربي براي حل مسائل در سطح جامعه و كشور است كه البته در سند موجود، اثري از اهداف كيفي، تحليل شكاف، پرتوافكني اصول ارزش هاي اسلامي و رويكردهاي علمي و تجربي در عرصه هاي مختلف الگو پردازي نيست. پيش نياز اتخاذ تدابير همچنين وجود شاخص هاي سنجش ميزان اسلاميت، مقبوليت، مشروعيت، كارآمدي و... در عرصه هاي مختلف حكمراني است.

يكي از خلاهاي نظام سياستگذاري و برنامه ريزي كشور، طراحي راهبردهاي اصلي براي حل مسايل جامعه و تحقق وضعيت آرماني با رويكرد آينده سازي است كه مستلزم دانش بين رشته اي و ارزيابي تجارب موفق و ناموفق گذشته و استفاده از تجارب موفق دنيا، مي باشد. اتخاذ راهبردهاي اساسي چه با رويكرد آينده سازي و چه با رويكرد حفظ وضع موجود(تحت تعامل با شرايط محيطي)تضمين كننده بقاي نظام جمهوري اسلامي و شكل گيري تمدن نوين اسلامي در عرصه گيتي و زمينه ساز تشكيل حكومت عادلانه مهدوي(عج) است، لذا وجود آنها گريزناپذير است.

طراحي تدابير، از يك سو مستلزم تعيين حوزه هاي اصلي نظام حكمراني نظير: انسان سازي، خانواده متعالي، جامعه سالم، اقوام و قبايل ايراني پيروان اديان و مذاهب راهنما، نظام حكمراني، عمران و آباداني كشور، برپايي تمدن نوين اسلامي شهرسازي و معماري، تمدن نوين، مستضعفين عالم، حكومت عدل جهاني و... و از سوي ديگر در هر حوزه بايستي به ارزيابي روند هاي آينده ساز، تحليل فرصتها و تهديدات، ارزيابي قوت ها و ضعف ها، شناسايي آسيب ها و علت ها، تشخيص مسائل راهبردي از مسائل فرعي و.... پرداخت كه در سند منتشر شده عمدتا فقط حوزه انسان در عرصه هاي علم، فكر، معنويت و زندگي معرفي شده است و از بقيه عرصه ها مستقيماً خبري نيست. از سوي ديگر در مقدمه سند پايه، صحبت از آينده شناسي و تحليل روند ها به ميان آمده است ليكن، اثري از تحليل روندهادر سند نيست. گرچه اسناد پشتيبان ممكن است به بعضي از موارد پرداخته باشد. همچنين چگونگي حاكميت ارزش هاي اسلامي و احكام الهي در سطح جامعه مورد غفلت قرار گرفته است.

همچنين طراحي تدابير بايد از يك سو به دنبال تحقق آرمان ها و وضعيت مطلوب بوده و آينده سازي نمايد و از سوي ديگر بايد حلال مسايل و مشكلات عمومي جامعه بوده و مردم آثار آن را در تحقق زندگي خود شاهد باشند، كه لازمه اين مهم آسيب شناسي وضع موجود، تحليل موانع و اشتباهات چهل سال گذشته، نيازسنجي مطالبات مردم و در نظر گرفتن ترفندها و تدابير دشمن بر تمدن هاي رقيب است.

راهبردهاي پيشنهادي بايد عرصه هاي مختلف نظام حكمراني در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، علمي، فناوري، سياسي داخلي و خارجي، اطلاعاتي، امنيتي، تربيتي، رسانه اي، زيرساختي، منابع طبيعي و محيط زيست، نظامي، انتظامي و... با افق بلندمدت را در بر گرفته و بررسي 56 تدبير ارائه شده در اسناد پايه همه حوزه ها را در بر نمي گيرد.

تدابير پيشنهادي بدون عنايت به ساز و كارهاي اعمال حكمراني و طراحي نظامات حاكميتي مشتمل بر: توليد علم و نظريه پردازي؛ مسأله يابي و سياست گذاري؛ تنقيح قوانين و قانونگذاري؛ معماري و طراحي نظام ها و سيستم ها؛ طرح ريزي و برنامه ريزي؛ نظارت و ارزيابي؛ گفتمان سازي و فرهنگ سازي؛ تربيت نيروي انساني و توسعه مهارت ها؛ تامين و تجهيز منابع؛ تحقيق توسعه و نوآوري؛ ساز و كار بازرسي و رفع اختلافات؛ فرآيندهاي اطلاعاتي، نظامي و انتظامي؛ تعاملات داخلي و ارتباطات خارجي؛ كارآفريني و اشتغالزايي؛ توليد صنعتي و تكنولوژيكي؛ تجارت و تبادلات خارجي؛ نگهداري و توزيع كالاها و خدمات؛ رفاه و تامين اجتماعي؛ بهداشت و درمان؛ اعتلاي فرهنگي- اجتماعي؛ اعتلاي فرهنگي اجتماعي؛ دادرسي و قضاوت؛ خيريه و دستگيري همنوعان و.... كارساز نخواهد بود و لذا سند راهبردي الگوي پيشرفت بايد مشتمل بر ساز و كارهاي تحقق تدابير راهبردي براي تحول اساسي بلكه انقلاب در نظام حكمراني موجود با مشاركت مردم(جامعه مدني)؛ بخش خصوصي(بنگاه ها و شركت ها)؛ بخش هاي تعاوني و عمومي؛ نظامي در زمان صلح؛ بخش هاي دولتي در سطوح مختلف دولت از سطح محلي تا ملي، از منطقه اي تا جهاني باشد.

اعمال حاكميت در قانون اساسي مشتمل بر: ولايت فقيه و قواي سه گانه مقننه، قضائيه و مجريه است، در حالي كه در عمل، فراقوا و قواي بالفعل جمهوري اسلامي ايران عبارتنداز: الف: فراقوه رهبري، قواي نظامي و انتظامي(ستاد فرماندهي كل قوا) ب: قواي اطلاعاتي و امنيتي(شوراي امنيت ملي) ج:قواي رسانه اي(رسانه هاي ملي و رسانه هاي مكتوب)(شوراي نظارت بر صدا و سيما) د: قواي فرهنگ و علم(شوراي عالي انقلاب فرهنگي) ه: قواي برون مرزي(سپاه قدس و وزارت امور خارجه) و: قواي نهادهاي عمومي ز: بانك ها و مؤسسات مالي و اعتباري ح: قواي بخش خصوصي و تعاوني ط: قواي حوزه علميه، مراجع تقليد و روحانيت(قوه روحانيت)ي: قواي گروه هاي مرجع هنرمندان، ورزشكاران، سلبريتيها ك: قواي زيرزميني و بازار سياه و.... ل: قوه عناصر نفوذي دشمن و ايادي استكبار جهاني و....، تنظيم روابط بين قوا پيش از آن كه با تشكيل شوراي حل اختلاف قابل تنظيم باشد نيازمند تنقيح و تصويب قوانين پايه اي جامعه براي اداره مستقل، دربردارنده روابط حقي با در نظر گرفتن حق و حقوق مردم و حاكميت بوده به گونه اي كه هر يك از بخش ها و قوا تابع قانون اختصاصي خود بوده به گونه اي كه نخواهيم به طور مثال با قانون تجارت مصوب 1308، بخش هاي خصوصي، عمومي، خصولتي و.... را اداره كنيم.

تدابير مستلزم اولويت گذاري است كه آن هم وابسته به نظريه هاي حكمراني مورد قبول دست اندركاران و مردم است تا بتوان اولويت را در راستاي تحقق نظريه هاي حكمراني و تبيين حقوق و تكاليف متقابل مردم و اركان نظام حكمراني انجام داد.

همچنين اتخاذ تدابير مستلزم ارزيابي پتانسيل هاي ملي، برنامه هاي آمايش سرزميني، در نظر گرفتن مزيت ها، محدوديت هاي منابع، ظرفيت ها، تهديدها، پيش ران ها، موانع و... است. اكنون نوبت آن است كه به ارزيابي محتواي تدابير در حوزه هاي فرهنگ، علم و فناوري و مقابله با آسيب هاي اجتماعي در راستاي مأموريت هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بپردازيم.

اتخاذ تدابير بدون توجه به تربيت و تأمين كارگزاران شايسته و ساز و كارهاي مشاركت مردم در امور استفاده از ساز و كارهاي بازار و مكانيزم هاي تشويقي براي اعمال سياست‌ها و برنامه هاي اولويت دار توسط بخش هاي حكومتي و خصوصي، عمومي، تعاوني و... مي باشد.

 گام دوم

تأملي در كليدواژه "نظريه نظام انقلابي" در بيانيه گام دوم انقلاب

 سيدرضا ميرمحمدي

بخش دوم
دو مصداق و نمونه از انقلاب هاي بزرگ سه قرن گذشته جهان، انقلاب كبير سال 1789 فرانسه و انقلاب بلشويكي اكتبر سال 1917 روسيه اند كه هر دو بعد از مدت خيلي كوتاهي با شعارها و آرمان هاي اعلامي خود فاصله عميقي گرفته و به انحراف در مسير و هدف كشيده شدند.
انقلاب سوسياليستي شوروي كه با شعار برابري توده ها و نفي استبداد حكومت تزاري به پيروزي رسيد، تنها بعد از 7 سال از پيروزي و با دست يابي كامل استالين به قدرت در سال 1924 به بزرگ ترين حكومت ديكتاتوري جهان تبديل و كتاب قطور جنايت ها و آدم كشي هاي اين شخص در تاريخ بشري ماندگار و زبانزد شد. وي حتي به رهبران تراز اول انقلاب و نزديك ترين دوستان حزبي خود بوخارين، تروتسكي، سرگي كروف و نيز بستگان خانوادگي خود رحم نكرد و همه را با طرح نقشه ها و توطئه هاي مختلف به قتل رسانده و از پيش روي خود برداشت تا جنون قدرت طلبي خويش را نه به عنوان پادشاه يا امپراطور بلكه تحت نام چهره اي انقلابي به نقطه اوج برساند.
انقلاب به اصطلاح كبير سال 1789 فرانسه نيز پس از مدت كوتاهي و به دنبال اعدام روبسپير انقلابي بعد از گذشت 5 سال از عمر انقلاب و كودتاي 1799 كه پس از 10 سال از انقلاب به وقوع پيوست، در سال 1804 به تاج گذاري و امپراطوري ناپلئون منجر شد و سرنوشت آن خيلي زود، از انقلابي گري به پادشاهي رسيد تا جايي كه كشورها و ملت هاي زيادي در دنيا از سلطه گري‌ها و جنگ افروزي‌هاي او طي دوران حاكميتش در امان نماندند.
در مقايسه با سرنوشت و عاقبت اين انقلاب هاست كه راز ماندگاري و وفاداري انقلاب اسلامي بر سر شعارها و اصول اوليه خود(رهبر معظم انقلاب در مقدمه بيانيه آنها را در عبارات: آزادي، اخلاق، معنويت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانيت و برادري برشمرده اند) نمايان شده و مفهوم نظريه نظام انقلابي تقارب ذهني پيدا مي كند.
با اين حال كليدواژه نظريه نظام انقلابي از چنان عمق و گستره معنايي برخوردار است كه مي تواند عنوان مقالات و تأليفات زيادي انتخاب شود و به مثابه نظريه اي نو در حوزه علوم سياسي و انساني، موضوع پژوهش ها و مطالعات متعددي قرار گيرد.
در واكاوي معني و مفهوم اين واژه و ترم جديد در ادبيات انقلاب اسلامي ايران، نوشتار حاضر از دو زاويه و منظر: 1- ذات و ماهيت انقلاب و نظام اسلامي و 2- اصول و مواد قانون اساسي به موضوع پرداخته و مفهوم اين اصطلاح را به اختصار بيان كرده است.

 پرسش ها و پاسخ ها

پرسش و پاسخ‌هاي ديني

از آن جا كه در معارف اسلام ملاك ارزشمندي تقواست و از طرفي پدر و مادرم با وجود تذكرات در موارد زيادي خلاف تقوا عمل مي كنند، لذا مدتي است كه احساس نفرت نسبت به ايشان در دلم بوجود آمده است، از طرفي مي دانم كه نسبت به شيعه اميرالمؤمنين(ع) بايد محبت داشت، به خصوص پدر و مادر، حال چه توصيه اي مي فرماييد؟
شما بايد از كار گناهشان بَدَت بيايد، نه از خودشان. گناه كه مي كنند از آن گناه بدت بيايد چون برخلاف نظر خداست، اما از خودشان نه، زيرا عنوان پدري اش سر جايش است، عنوان مادري هم محترم است و سر جايش است اين را نبايد بدت بيايد، اما آن گناهي كه انجام مي دهد از آن بايد بدت بيايد.
نسبت به ديگران هم همين گونه است؟
بله، هر گناه كاري دو بُعد دارد، يكي خودش و يكي گناهش، ما بايد از گناهش بدمان بيايد، اما اگر خودش شيعه است از آن نبايد بدمان بيايد.
اين كه گفته اند: «زبيرُ منّا اهلَ البيت» با بي تقوايي مي سازد؟
پيغمبراكرم(ص) حتي كساني كه با زبان مسلمان بودند مي پذيرفت، چون اول كار اسلام بود و كسي نبود، اگر كسي از كفّار به زبان اظهار شهادتين مي كرد ولو قلباً بت پرست بود، ايشان مي گفت بيا. اين كار دو اثر بزرگ داشت، يكي از افراد دشمن كم مي شد و يكي بر مسلمانان اضافه مي شد و اين مطلوب بود، بنابراين اين كار ادامه داشت، و اين مسلمان هاي زباني در محيط اسلام به زندگي ادامه دادند و بعد آن هايي كه آن كارها را كردند همين ها بودند(جريان سقيفه). زيرا زبان مسلمان بود ولي دل هنوز نه، و الّا كه اگر زبير مسلمان واقعي بود شمشير به روي علي عليه السلام نميكشيد.
نماز شب چه اثري روي تقوا دارد؟
اگر شما گناه كني نماز شب هيچ اثري ندارد چون خدا قبول نمي كند. وقتي قبول نكرد در بالا بردن ايمان اثري نخواهد داشت. ولي اگر تقوا را مراعات كردي بيشترين خدمت را نماز شب به ايمان انسان و به اصلاح انسان انجام مي دهد.
نماز شب خواندن و نخواندن دليل بر تقوا و عدم تقواست؟
اگر آدم تقوا داشته باشد معمولاً نماز شب را ترك نمي كند.
در صورت كامل نبودن تقوا و احتمال بروز خطا آيا رفتن به مكه و زيارت فايده اي دارد؟
بله، بايد بروي، همين كارهاست كه يواش يواش آدم را تقويت مي كند، اگر مكه نروي، نماز نخواني، مسجد نروي، روز به روز بدتر مي شوي.
آيت‌ا... خوشوقت