صفحه بين الملل

غرب در چاهي كه براي ايران كنده بود...

 دكتر محمدناصر سقاي بي ريا

رهبر معظم انقلاب(دام ظله) در سخنان اخير خود اشاره كردند: "وضع آمريكا تماشايي است." از اين آيه سر مهلت دادن خداي متعال به كافران روشن مي شود و اين كه اين مهلت دادن به هيچ روي به نفع آنان نيست بلكه فرصتي به آنان داده مي شود تا به نهايت شقاوت خود برسند و در اين ميان مؤمنان به نهايت كمال خويش و اجر عظيم دست يابند.(1)

پسا انتخابات 2020 درس هاي زيادي براي عبرت گيري دارد كه در اين مقاله به بيان برخي از آنها مي‌پردازيم:

1. پسا 2020 مانند پسا 88 بر اساس فرمول انقلاب‌هاي رنگي بوجود آمده است. عمده شباهت‌ها در اعلام پيروزي قبل از موعد، ادعاي تقلب و مانع شدن از شمارش يا بازشماري آراء و زيربار اعلام نتايج رسمي نرفتن است. انقلاب هاي رنگي در چند كشور امتحان شده بود و طراحان آن كه غربي ها بودند خوشحال بودند كه موفق شده اند به فرمولي دست پيدا كنند تا رژيم هاي مخالف آمريكا را به زانو درآورند و با پشتيباني اقليتي كه در انتخابات‌ها رأي نياورده ولي نزديك به نيمي از جمعيت داراي حق رأي را تشكيل مي دهند، اهداف خود را پيش ببرند. اما غافل از اين بودند كه اين كار در دراز مدت سنت دموكراسي در جهان را به چالش خواهد كشيد. در حقيقت داستان ضرب المثل معروف شد كه مي گويد: يكي بر سر شاخ و بن مي بريد. آن روز آن ها با صرف ميليون ها دلار عليه ما نقشه كشيدند و اين چاه را كندند، امروز بدون دخالت ما در همان چاهي افتادند كه خود كنده بودند.

2. يكي از نعمت‌هاي قابل يادآوري برخورداري جمهوري اسلامي از رهبري عادل و آگاه و دلسوز انقلاب و مردم است كه چنين رهبري در نظام آمريكا وجود ندارد و عامل محرك و انگيزه طرفين تنها كسب قدرت است. رهبر معظم انقلاب در فتنه 88 شجاعانه به رغم همه فشارها، كه در يك حركت هماهنگ براي پذيرش ابطال انتخابات وارد مي شد، با تصميمي قاطع و در عين حال عادلانه پيگيري از راه قانون را تنها راه دانستند و به جوسازي‌هاي معاندان توجهي نكردند تا جريان فتنه باطن خود را نشان داد. اين فشار ها هم از سوي رسانه هاي معاند خارجي و هم از سوي اصحاب فتنه، كه روزي خود نان و نمك اين نظام را خورده بودند، و حتي از سوي برخي شخصيت ها كه فكر مي كردند براي حل اين اختلاف بايد به خواسته فتنه گران تن داد و انتخابات را باطل و آن را دوباره برگزار كرد اعمال مي شد. استقامت رهبر معظم باعث شد تا فتنه نقاب از رخ بيفكند و انگيزه اصلي خود را در اهانت به انقلاب، و امام(رضوان الله عليه) و حتي در نهايت به امام حسين(عليه السلام) و مسجد و حسينيه آشكار سازد. مشاهده اين صحنه ها خون ملت را به جوش آورد تا در حركت تاريخي 9 دي 88 طومار فتنه گران در هم پيچيده شد.

3. نقش آفريني متفاوت رسانه ها در 2020 به رغم سلطه استكبار بر امپراطوري خبري دنيا يكي از آن درس‌ها است. وضعيت رسانه هاي معاند جمهوري اسلامي در فتنه 88 اين بود كه همه بوق‌هاي استكباري يك صدا با هدف براندازي جمهوري اسلامي به صدا در آمدند و همه رسانه هاي معاند فارسي زبان كه با خرج هاي هنگفت اندكي پيش از فتنه افتتاح شده بودند ناگهان در ميدان فتنه به نقش‌آفريني پرداختند. نقشه به قدري پيچيده بود كه حتي برخي بازيگران نيز از گستره و عمق آن باخبر نبودند اما در انتخابات 2020 خداي متعال كاري كرد كه همان رسانه ها كه برخي طرفداري اين نامزد و برخي طرفداري آن نامزد را مي كرد، با همان شيوه ها و اين بار با دست خود آمريكا را به ورطه پسا 2020 نزديك كردند.

4. درس ديگري كه از تحولات 2020 بايد آموخت نحوه ي پيگيري ادعاي تقلب است. سردمداران فتنه 88 هرگز حاضر نشدند در پيگيري ادعاي خود به قضاوت قانوني نظامي كه خود روزي با استفاده از آن به منصب هاي بالا در جمهوري اسلامي دست يافته و سال ها بر آن تكيه زده بودند تن دهند و هنوز هم حاضر نيستند به اشتباه خود اعتراف كنند. در حالي كه در پسا 2020 در ظاهر دو طرف دعوا تلاش دارند با استفاده از قانون درون نظام آمريكا ادعاي خود را به كرسي بنشانند. فتنه گران 88 هرگز حاضر نشدند به حكميت شوراي نگهبان كه عالي ترين مقام رسيدگي در شكايات مربوط به انتخابات در جمهوري اسلامي است و اعضاي آن از مطمئن‌ترين، با تقواترين و بي‌طرف‌ترين مجتهدين و نيز حقوق دانان منتخب مجلس شوراي اسلامي هستند مراجعه و به قضاوت و حكم آن رضايت دهند با اين كه شوراي نگهبان حتي حاضر بود همه صندوق هاي رأي را بازشماري كند ولي فتنه گران اهداف ديگري را تعقيب مي كردند. البته دادگاه عالي آمريكا چندان بي طرف نيست و قاضي‌هايي رأي نهايي را صادر مي كنند كه هركدام طرفدار يكي از دو حزب جمهوري خواه يا دموكرات هستند و با اين كه ادعاي بي طرف بودن و مستقل بودن آن ها مي شود ولي سابقه عملكرد آن ها خلاف اين را نشان مي دهد. به هر حال تا كنون همه به رأي دادگاه عالي تن داده‌اند. البته مدعي تقلب 2020، يعني آقاي ترامپ فكر مي كند اكثريت را در دادگاه عالي از آن خود دارد. برخي كارشناسان اين نكته را مطرح مي كنند كه ترامپ در ديوان عالي كشور داراي برتري است: 6 نفر از 9 قاضي ديوان عالي محافظه كاراني با گرايش جمهوري خواه هستند كه سه نفرشان را ترامپ شخصا معرفي كرده است، از جمله قاضي محافظه كار «امي برت» كه به تازگي به اين سمت منصوب شده است(2). اگر آقاي ترامپ به هر دليل به اين هدف نرسد، نشان داده كه قابل پيش بيني نيست و امكان دارد بي مهابا كشورش را كه به لبه پرتگاه رسيده در مغاك هولناك جنگ داخلي بيفكند.

5. درس ديگر پسا 2020 آن است كه كار در حال حاضر براي امريكا سخت تر از موقعيتي است كه آن ها براي ما پيش آوردند. برنده انتخابات 88 رئيس جمهور مستقر بود و نيازي به فرايند نقل و انتقال دولت نداشت. گرچه رئيس جمهور در قانون جمهوري اسلامي در دور دوم لازم است دوباره سوگند بخورد و دوباره از مجلس براي وزرا رأي اعتماد بگيرد، ولي انتقال قدرت به اين معنا كه رئيس جمهور همه مديران خود را عوض كند لزومي ندارد. اين امر در آمريكا نيز ممكن بود اتفاق بيفتد و آن هنگامي بود كه رئيس جمهور مستقر حائز اكثريت در دور دوم رياست جمهوري شود. اما در پسا 2020 عكس اين اتفاق افتاده است، يعني رئيس جمهور مستقر به ظاهر شكست خورده و بايد انتقال قدرت صورت گيرد و مدعي تقلب اين بار كسي جز رئيس جمهور مستقر نيست، كسي كه حاضر نيست هيچيك از اقدامات لازم براي انتقال قدرت را انجام دهد. اين حقيقت را اقدامات سريع آقاي ترامپ در بركنار كردن صريح وزير دفاع تأييد مي كند. گفته مي شود زنجيره اي از اين دست عزل و نصب ها ممكن است در آينده اي نزديك در راه باشد كه شامل رئيس اف بي اي و حتي رئيس سازمان سيا نيز مي شود. بنابر اين، آقاي ترامپ يك وضعيت غير قابل پيش بيني را پيش رو قرار داده است. ظاهرا او حتي حاضر است جنگ هاي خياباني توسط طرفدارانش را سازمان دهي كند ولي به شكست تن ندهد.

6. استحكام نظام اسلامي و تزلزل كنوني نظام آمريكا درس ديگري است كه مي توان از تحولات اين روزها گرفت و براي آن پيشاني شكر به درگاه الهي ساييد. ستون هاي اصلي نظام ليبرال دموكراسي به قدري پوسيده شده كه پس لرزه هاي 2020،حتي اگر اين مناقشه به شكلي حل و فصل شود، مي تواند كل نظام آمريكا را به چالش بكشد. به اذعان صاحب نظران كه روزي افول آمريكا را پيش بيني مي كردند ديگر بايد از فروپاشي آمريكا صحبت كرد. مسأله اين نيست كه فروپاشي اتفاق مي افتد يا نه، مسأله تنها دير يا زود بودن آن است. دو اتفاق بزرگ كه در ماه هاي منتهي به انتخابات روي داد، يكي خيزش رنگين پوستان به دنبال خيزش 99 درصد در برابر 1 درصد ثروتمند، و ديگري معضل بيماري كرونا بود كه در ايجاد تزلزل در اركان آمريكا نقش داشت و آتش زير خاكستري است كه با مشتعل شدن جنگ داخلي مي تواند كاتاليزور و عامل تند كننده اي براي افول و فروپاشي ايالات متحده آمريكا باشد.

پي نوشت ها:

1.آل عمران: 178-179.

2.خبرگزاري جمهوري اسلامي، 15/08/1399.

 يادداشت هفته

اما و اگرهاي بازگشت آمريكا به برجام

 حجت‌الاسلام دكتر محمد ملك‌زاده

اين روزها با پيروزي جو بايدن نامزد حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهوري آمريكا، موضوع بازگشت احتمالي اين كشور به برجام مجددا مورد توجه محافل سياسي و رسانه هاي داخلي و خارجي قرار گرفته است. مهمترين دليل پرداختن به موضوع بازگشت آمريكا به برجام از سوي اين جريانات، يكي از وعده هاي بايدن در دوران تبليغات انتخابات رياست جمهوري آمريكا پيرامون اين موضوع عنوان مي شود؛ ضمن آن كه توافق برجام در دوره مسؤوليت بايدن به عنوان معاون باراك اوباما رئيس جمهور سابق آمريكا صورت گرفته بود و طبيعي است كه وي خواستار بازگشت به اين توافق به عنوان دستاورد تيم خويش باشد. به همين دليل برخي از دولتمردان و سياسيون ما با تصور اين كه به زودي جو بايدن به برجام بازخواهد گشت و همه چيز به وضعيت گذشته باز مي گردد، پيشاپيش اين نسخه را مي پيچند كه چون قرار است تحريم هاي اعمال شده به زودي برداشته شوند بنابراين ما هم بايد به تعهدات برجامي خودمان كه به صورت مختصر برخي از آنها را معلق كرديم باز گرديم و...! اما ابتدا بايد به اين سوال پاسخ داده شود كه نحوه بازگشت احتمالي آمريكا به برجام در دوره رياست جمهوري بايدن به چه صورت قابل تصور خواهد بود؟ و اين كه آيا آن گونه كه برخي تصور مي كنند تحقق اين امر به سهولت در دسترس خواهد بود يا خير؟ اين موضوعي است كه در اين مقال اجمالا به بررسي آن خواهيم پرداخت.
پاسخ به اين سوالات، در ابتدا نيازمند مروري است بر وقايعي كه در دوره ترامپ اتفاق افتاد. آن گونه كه همگان مي دانند، آمريكا در دوره ترامپ نه تنها از برجام خارج شد بلكه ضمن احياي تحريم‌هاي گذشته، تحريم هاي گسترده جديدي نيز عليه جمهوري اسلامي ايران اعمال نمود تا آن جا كه "رابرت اوبرايان" مشاور امنيت ملي كاخ سفيد اعتراف كرد ديگر چيزي براي تحريم ايران باقي نمانده و به دنبال آن برخي انديشكده ها و تحليلگران غربي نيز با ابراز تاسف از خالي شدن دست آمريكا از تحريم ايران نوشتند: «اكنون تحريم هاي آمريكا عليه ايران به سقف خود رسيده و به همين دليل مدتي است كه شاهد تحريم‌هاي نمادين آمريكا عليه ايران هستيم». اكنون جمهوري اسلامي ايران به اعتراف دشمنانش با حجم گسترده و بي سابقه اي از تحريم ها به ويژه بعد از خروج آمريكا از برجام مواجه گرديده است و آنچه مسلم است بازگشت آمريكا به برجام...
حداقل در شرايطي مي تواند مورد بررسي قرار گيرد كه كاخ سفيد تمامي تحريم هاي اعمال شده توسط دولت ترامپ بعد از خروج و نقض برجام توسط اين كشور را لغو نمايد. ولي به نظر مي رسد تحقق اين امر گرچه در همين حد هرگز جبران خسارات وارده بر جمهوري اسلامي ايران را نخواهد كرد، اما بر فرض كه جمهوري اسلامي نيز به آن رضايت دهد نه تنها فايده چنداني براي آن متصور نخواهد بود بلكه با دشواري هاي زيادي نيز همراه است:
1 از ديدگاه كارشناسان، تحريم هايي كه در دوره ترامپ عليه ايران اعمال شد و از سوي انديشكده هاي آمريكايي به عنوان راهبرد تحكيم ديوار تحريم(FSW) نام گرفت، به گونه اي است كه سد تحريمي چند لايه و پيچيده اي عليه جمهوري اسلامي ايران با بهانه هاي مختلف مانند تروريسم، حقوق بشر و... ايجاد نمود كه برداشتن آنها به جز در صورتي كه ايران تسليم محض خواسته هاي آمريكا نگردد امكان پذير نخواهد بود. به عنوان مثال بانك مركزي جمهوري ايران كه تا پيش از برجام فقط به بهانه برنامه هسته اي ايران تحريم شده بود، و با خروج آمريكا از برجام مجددا با همين بهانه مورد تحريم قرار گرفت، توسط دولت ترامپ با بهانه هاي ديگري همچون حمايت ايران از تروريسم نيز دچار تحريم گرديد تا ديوار مستحكمي از تحريم ها شكل بگيرد و بر فرض كه دولت بعدي به برجام باز گردد نتواند اين سد تحريمي را كاملا تخريب نمايد. به همين دليل، ديگر صرف برداشتن تحريم بانك مركزي به واسطه بازگشت امريكا به برجام، شرايط را براي فعاليت آزادانه بانك مركزي فراهم نخواهد كرد زيرا بانك مركزي ايران علاوه بر برنامه هسته اي به دلايل ديگري نيز تحريم گرديده است. همين وضعيت درباره بخش نفت، و ساير كالاها و محصولات كشورمان هم وجود دارد و از سوي دولت مستبد آمريكا به صورت چند لايه مورد تحريم قرار گرفته اند و برداشته شدن يكباره همه آنها تقريبا امري غير ممكن مي باشد.
2.بايدن و مشاورانش از جمله "ساليوان" و "بلينكن" در دوران تبليغات رياست جمهوري آمريكا رسما اعلام كردند در صورت رأي آوردن بايدن، تحريم ها عليه ايران را بدون پيش شرط برنخواهند داشت و تا زماني كه تضمين محكمي از ايران براي محدوديت در برنامه موشكي و نفوذ منطقه اي نگيرند، تحريم ها همچنان باقي خواهند بود. اين در واقع همان سياست تعيين پيش شرط براي لغو تحريم هاي ايران توسط ترامپ است كه بارها خواستار مذاكره مجدد با ايران بر روي مسائل موشكي و منطقه اي شد و ايران زير بار نرفت.
3. به اعتقاد كارشناسان سياسي و اقتصادي، بر فرض كه با ناديده گرفتن مشكلات فوق، بايدن به سرعت به برجام باز گردد و تحريم ها هم برداشته شوند و شرايط براي فروش آزادانه نفت ايران از سوي آمريكا هم مهيا گردد، اما باز هم در شرايط فعلي اثر عملي چنداني نخواهد داشت. به عبارت ديگر در اين شرايط بر فرض بازگشت آمريكا به برجام هم نمي توانيم مثل سابق نفت بفروشيم و اين اتفاق، تاثير خاصي بر شرايط اقتصادي كشورمان نخواهد داشت. اين مشكلي است كه شرايط اقتصادي حاكم بر جهان آن را نه فقط براي ايران كه ساير كشورهاي توليد كننده نفت نيز بوجود آورده است. بنابراين دليلي براي ذوق زدگي و تبليغات جريانات خاص روي اين موضوع وجود ندارد. مگر آن كه براي برخي بازگشت اسمي و صرفا كاغذي آمريكا به برجام –فارغ از نتايج عملي و فوايد آن- موضوعيت داشته باشد!
اكنون در اين شرايط بايد از برخي از سياسيون و مدافعان مذاكره با آمريكا پرسيد آيا از انچه بر ما در قضيه برجام گذشت نبايد عبرت بگيرند و ديگر فريب دشمنان را نخورند؟ امام علي(ع) مي فرمايد: «أفضَلُ العَقلِ الاعتِبارُ، وَ أفضَلُ الحَزمِ الاستِظهارُ، وَ أكبَرُ الحُمقِ الاغتِرار»؛ « برترين خرد، عبرت گرفتن است و برترين دورانديشى، احتياط كردن و پشتيبان جُستن است و بزرگترين بي خردى، فريب خوردن و غفلت است»(غرر الحكم، 3273) عهد شكني آمريكا و همپيمانانش در قضيه برجام و قضاياي متعدد ديگر ثابت كرد هزينه اعتماد به دشمنان و مصالحه با آنان بسيار سنگين تر از مقاومت خواهد بود. متاسفانه اعتماد ما به غرب در برجام و انعقاد شتابزده آن براي كشورمان بسيار پرهزينه تمام شد؛ اين كه چرا برخي از دولتمردان بازهم همچنان شتابزده به دنبال بازگرداندن آمريكا به برجام و مذاكره با اين دولت عهد شكن هستند، اصلا قابل درك نيست!

 گوناگون

تحليل هفته

 حجت الاسلام دكتر قاسم روان‌بخش

چرا ايران نسبت به دوگانه ترامپ- بايدن نگران نيست؟

درحالي كه اكثر كشورهاي جهان نسبت به انتخابات امريكا حساس بودند و دوگانه ترامپ- بايدن بر سياست گذاري كشورشان اثر بخش است, ايران و روسيه و چين نسبت به اين دوگانگي اظهار بي طرفي كرده، اظهار داشتند پيروزي هر يك از نامزدهاي جمهوري خواه و دموكرات تاثيري بر موضع ما نسبت به امريكا ندارد. بررسي اين مساله نشان مي دهد كه كشورها تا چه اندازه از اقتدار و استقلال سياسي برخوردار هستند. بي ترديد كشورهايي مانند عربستان سعودي، بحرين، امارات و.... كه از استقلال سياسي و اقتدار ملي بي بهره اند به شدت تحت تاثير تغييرات سياسي در امريكا هستند و بايد به گونه اي موضع گيري كنند كه سياستمداران امريكايي به آن ها روي خوش نشان بدهند. در انتخابات سال 1976 كه كارتر از دموكرات ها به پيروزي رسيد شاه ايران حامي نامزد جمهوري خواهان بود و به او نيز كمك هاي مالي نيز كرد. زماني كه كارتر به پيروزي رسيد به شدت به هراس افتاده بود از اين جهت همسرش فرح را در راس هياتي از زنان همراه با هداياي خاص به امريكا فرستاد تا دل كارتر را به دست آورند. امروز نيز در گزارش ها آمده است كه وليعهد عربستان سعودي بن سلمان، كه كشورش را قدرتمندترين كشور منطقه مي پندارد، از شكست ترامپ و پيروزي بايدن اظهار نگراني كرده است زيرا فكر مي كند با حمايت هاي بي دريغ مالي عربستان از ترامپ و پيروزي بايدن موقعيتشان به خطر مي افتد و ممكن است وزنه بن نايف در رژيم آل سعود سنگين شود. بي ترديد اين گاو شيرده براي حفظ موقعيت خودش بايد حال خوبي به بايدن نيز بدهد. اما رهبر جمهوري اسلامي همانند دو ابرقدرت ديگر با اقتدار كامل اعلام مي كنند سياست ما با آمدن اين و آن در امريكا تغييري نمي كند. اين موضع گيري نشانه استقلال و اقتدار ملي يك كشور است موضعي كه ايران را در سطح يك ابرقدرت قرار مي دهد.