صفحه فرهنگي-اجتماعي

جهان شعور دارد...

 هادي قطبي

مرد روغن فروشي، هميشه به غلام خود مي گفت در وقت خريد روغن، هر دو انگشت سبابه را به دور پيمانه بگذار تا روغن بيشتري برداشته شود و برعكس در وقت فروختن، آن دو انگشت را درون پيمانه بگذارد تا روغن كمتري داده شود. هر چه غلام او را از اين كار بر حذر مي داشت، مرد توجه نمي كرد. تا اين كه روزي هزار خيك روغن خريد و براي فروش، آنها را بار كشتي كرد تا در شهر ديگري بفروشد. وقتي كشتي به ميان دريا رسيد، دريا توفاني شد. ناخدا فرمان داد تمام بارها را به دريا بريزند تا كشتي سبك شود و مسافران از خطر غرق شدن نجات يابند. آن مرد از ترس جان، خيك ها را يكي يكي به دريا مي انداخت. در اين حال غلام گفت: «ارباب! انگشت انگشت مبر، تا خيك خيك نريزي». اين حكايت مي تواند حال روز برخي كسبه باشد كه با هزار دروغ، جنسشان را مي فروشند و خوشحال مي شوند. يك روزي هم مي رسد كه با پول و تراول تقلبي فريب مي خورند! و امثال اين ماجرا فراوان!

بله؛ بارها تجربه شده كه گفته اند: «دنيا كوچيك است»، «از ماست كه بر ماست»، «هر چه كني به خود كني گر همه نيك و بد كني»، «از هر دست بدهي از همان دست پس مي گيري»، «نيكي كردي اميدوار باشد، بدي كردي خبر دار باش!» امثال اين جملات را گاهي چندين بار در روز تكرار مي كنيم. در واقع اين تفكر نشان از اعتقاد و باور به قانون «بازتاب» يا «انعكاس» اعمال دارد.

برخي شاعران نيز در اشعار خود به اين نكته نيز تصريح كرده اند. صامت بروجردي شعر معروفي دارد كه مي گويد: «از مكافات عمل غافل نشو/گندم از گندم برويد جو ز جو» مولوي گفته است: «اين جهان كوه است و فعل ما ندا/ باز گردد اين نداها را صدا». سعدي در مواعظ خود آورده است: «تو نيكي مي كن و در دجله انداز/ كه ايزد در بيابانت دهد باز». شاعر ديگري گفته است: «هركه افتد نظرش در پى ناموس كسان /پى ناموس وى افتد نظر بوالهوسان».

بازتاب اعمال سنت الهي

همه اين جملات به يك سنت و قانون اشاره كرده اند. تفاوت اينجاست خداناباوران آن را عكس العمل جهان و دنيا و طبيعت مي دانند و خاباوران، آن را فعل خدا شمرده و جزو قوانين مشروط و مقيد خدا بر شمرده اند؛ چراكه هيچ چيز جز به اذن و اراده الهي رخ نمي دهد.

همين نكته كوتاه و كوچك، مي تواند مدل زندگي بسياري از ما را تغيير دهد. به ويژه نسبت به رفتارهاي نادرست اخلاقي و انساني. اين كه بدانيم اگر دروغ بگوييم، به ما دروغ مي گويند! اگر اذيت كنيم، اذيت مي شويم و اگر ظلم كنيم، ظلم مي بينيم. حتي اگر جنايت كنيم، جنايت مي بينيم.

امروزه جامعه شناسان و روانشناسان به تجربه به «بازتاب اعمال» معتقدند و با عناوين مختلفي از آن ياد كرده و صدها همايش و سمينار برگزار كرده و بر اساس همين قانون كتاب ها نگاشته، فيلم ها ساخته و سخنراني ها كرده اند. مرحوم شهيد مطهري(ره) در كتاب «انسان و سرنوشت» آورده است: «از نظر جهان بينى الهى، جهان يك واحد زنده و با شعور است، اعمال و افعال بشر حساب و عكس العمل دارد، خوب و بد در مقياس جهان بى تفاوت نيست، اعمال خوب يا بد انسان مواجه مى شود با عكس العمل هايى از جهان كه احياناً در دوره حيات و زندگى خود فرد به او مى رسد».(1)

قرآن شريف بارها اين سنت الهي را يادآور شده و به انسان هشدار مي دهد: كوچكترين كار خوب يا بد او به خودش باز مي گردد و چيزي از اعمال و حتي نيت هاي انسان در دستگاه خدا گم نمي شود. حتي به تاثير گذاري اعمال انسان بر طبيعت و خارج از آن تصريح فرموده و رزق و روزي مادي و معنوي را مشروط به اعمال و نيات انسان مي داند و مي فرمايد: « وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يكْسِبُونَ»(2). در جايي ديگر فساد در دريا را هم به اعمال انسان نسبت مي دهد: « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيدِي النَّاسِ»(3)

اينكه صدقه بلا را بر مي گرداند(4) يا صله رحم و ديد و بازديد، موجب طول عمر، سلامتي، افزايش رزق و روزي مي شود و دفع بلا مي شود،(5) همه به همين مساله باز مي گردد. ما نمي دانيم مكانيزم اين تاثير و تاثرات چگونه است؟ اين كه چگونه كار بد ما موجب فساد در دريا مي شود، به روشني معلوم نيست. اين كه صدقه چگونه دفع بلا مي كند، براي ما مبهم و نامعلوم است. اما يقين داريم اثر دارد و اين جهان انعكاس اعمال و حتي بلكه نيت هاي ماست؛ و با اندكي دقت در اتفاقات پيرامون متوجه خواهيم شد كه خوب و بد، هر چه هست نتيجه نيت و كار ما و اطرافيان ماست كه دارد در هر زمان تكرار مي شود. و درست فرموده اند: «دنيا مزرعه آخرت است». مثلا وقتي دختر و پسري با هم ازدواج مي كنند، در واقع يك حساب مشترك باز كرده اند كه هر چه در آن بريزند، باهم برداشت مي كند. اگر خواستند محبت و گذشت و مدارا برداشت كنند، بايد قبلا آنها را واريز كرده باشند.

معصومين(ع) نيز بارها مردم را متوجه بازتاب اعمال خودشان كرده اند. در روايتي آمده است: هر طور جزا دهي، همان طور جزا داده خواهي شد: «كما تَدِينُ تُدَان»(6) يا «كما تعين تعان»؛ هر طور ياري كني ياري مي شوي.(7) و حضرت امير(ع) فرموده اند: «أَحْسِنْ يحْسَنْ إِلَيك»(8)؛ احسان كن كه به سوى تو احسان مى شود. در جايي ديگر فرمود: «همان طور كه رحم كنى, به تو رحم مى شود».(9) امام صادق(ع) مى فرمايد: «بَرُّوا آبَاءَكُمْ يبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُم »(10)؛ به پدرانتان نيكى كنيد, تا پسرانتان به شما نيكى كنند. همچنانكه فرموده اند: « مَنْ كَشَفَ حِجَابَ غَيرِهِ انْكَشَفَتْ عَوْرَاتُ نَفْسِه»(11)؛ هركس حجاب وعفت ديگران را بردارد،(حجاب عفت) ناموس خانه اش برداشته مى شود. امام على(ع) مى فرمايد: «من شمت بزله غيره شمت غيره بزلته»(12)؛ هركس ديگرى را به خاطر لغزشش شماتت كند، ديگران به خاطر لغزش او, او را شماتت خواهند كرد. علي(ع) مي فرمايد: «مَنْ عَابَ عِيب »(13)؛ هركس عيب جويى كند، عيب جويى مى شود. پيامبر خدا(ص) مى فرمايد: ازعيوب آنان(مسلمانان) جستجو نكنيد, زيرا هركس عيوب آن ها را جستجو كند, خداوند عيوب او را دنبال مى كند و هركس خداوند عيبش را دنبال كند، رسوايش مى كند؛ گرچه در(كنج) خانه اش باشد.(14)

پي نوشت ها:

1. انسان و سرنوشت، ص86..

2. اعراف/ 96.

3. روم/41.

4. الكافي، ج4، ص6: امام صادق(ع): «إِنَّ الصَّدَقَةَ لَتَدْفَعُ سَبْعِينَ بَلِيةً مِنْ بَلَايا الدُّنْيا».

5. الكافي، ج2، ص157: « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ تُزَكِّي الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِي الْأَمْوَالَ وَ تُيسِّرُ الْحِسَابَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تَزِيدُ فِي الرِّزْقِ».

6. الكافي، ج2، ص134.

7. غرر الحكم، ص450.

8. وسائل الشيعة، ج12، ص283.

9. شرح غررالحكم، ج 4، ص623.

10. الكافي، ج5، ص554.

11. بحارالأنوار، ج 75، ص201.

12. غررالحكم, ص 224.

13. بحارالانوار، ج 75، ص 79.

14. اصول كافى، ج 4، ص 58.

 پرتوي از حكمت

بالاترازنماز شب

حضرت آيت‌ا... بهجت:
حجت الاسلام شيخ علي بهجت: پدرم گريه بر سيدالشهدا عليه السلام را افضل مستحبات و حتي از نماز شب بالاتر مي دانست. ايشان مي گفت اين حرف چيست كه مي گويند گريه يعني چه؟ خيلي از انبيا از خوف خدا بكا داشته‌اند. آيا از شوق لقاي خدا بكا نداشتند؟ گريه از شوق رسيدن به معشوق حقيقي عالم داشته‌اند.
خود انبيا براي امام حسين(ع) گريه مي كردند. آن ها وقتي عظمت كار امام حسين(ع) را درك كردند، اشكشان جاري شد و توسل پيدا كردند. اين مساله، تك بودن و عظمت كار امام حسين(ع) را نشان مي دهد.
پدرم مي گفت: خيال مي كنم گريه بر سيدالشهدا(ع) از افضل مستحبات باشد. گريه بر سيدالشهدا(ع) از همه مستحبات بالاتر است حتي از نماز شب!
خبرگزاري فارس

 بوستان حكايت

ريسمان گرانبها

آورده‌اند كه مردي پارسا، روزي تنها پول موجود در خانه را برداشت و به بازار شد تا خوراك بخرد. و مردم را ديد مشغول دعوا هستند. به آنها گفت: دعواي شما براي چيست؟ گفتند: بخاطر مقداري پول! مرد پارسا پول خود را به ايشان بخشيد و بين آنها آشتي برقرار كرد. سپس به خانه شد و قصه را براي همسرش تعريف كرد.
همسر گفت: خوب كردي. سپس در همه خانه گشت تا چيزي براي فروش پيدا كند. ريسماني در خانه بود آنـرا به مــــــرد داد تا آن را بفروشد و غذايي تهيه كند. آن مرد ريسمان را به بازار برد اما هيچ كس آنرا نخريد. هنگام برگشت مردي را ديد كه مـــاهي مي فروشد و كسي ماهي او را نميخرد گفت: ماهي تو را كسي نمي خرد و ريسمـــان من را هم! چطور مي بيني كه با يكديگر معامله اي انجام دهيم؟ مرد ماهي فروش قبول كرد. ريسمان به مرد داد و ماهي را گرفت و بسمت خانه روان شد. چون شكم ماهي را شكافتند مرواريد بزرگ و پر بهائي از آن بيرون آمد! مرواريد را به بازار بردند و آنرا به صدها هزار درهم فروختند!... و از بركت آن مال زندگي توام با خداپرستي و فروتني و نيكوكاري مي‌گذراندند.

 در محضر قرآن

درس‌هايي از قرآن

أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُو اْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يفْتَرُونَ
لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى الْأَخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ
(هود/21-22)
ترجمه
آنها كسانى هستند كه(سرمايه ى وجود و عمر) خويش را از دست داده و از آنچه به دروغ مى ساختند(نيز) بازمانده اند.
به ناچار آنان در قيامت، زيانكارترين افرادند.
نكته ها
در فرهنگ اسلام، دنيا بازارى است كه مردم فروشنده اند، و جان، مال و عمل، كالاى اين بازار است و خريداران دو دسته اند: دسته نخست خدا كه به قيمت گران مى خرد و دسته ديگر غير خدا، مانند: شيطان، هواى نفس كه به قيمت ناچيزى، اين كالاها را خريدارند. لذا واژه هاى «اَجر»، «ثواب»، «ضِعف» و «اَضعاف»، براى سود و واژه هاى «خُسر»، «خسران مبين» و «اخسرين»، در مورد ضرر و زيان، در قرآن زياد مطرح شده است.
هشدار مهم آن است كه بدانيم هر ضرر و زيانى قابل جبران است، مگر گذران عمر كه ديگر باز نمى گردد.
گاهى مال ومسكن، يا مقام وقدرت ويا مدرك و عنوانِ انسان از بين مى رود، امّا گاهى انسان خودش را مى بازد وانسانيّت خود را به هدر مى دهد كه اين بالاترين خسارت است.
پيام ها
1- گفتارهاى باطل و ناحقّ گرچه به ظاهر جلوه دارند، امّا همه تباه شدنى هستند. «ضل عنهم ما كانوا يفترون»
2- بالاترين خسارت ها، خسارت نفس و عمر انسان است، نه زيان هاى مالى. «خسروا انفسهم... هم الاخسرون»
3- خسارت هاى دنيوى جبران پذير است، مهم خسارت در قيامت است كه چاره اى ندارد. «فى الاخرة هُم الاخسرون»

 نهج‌البلاغه

راه نجات انديشه ولايت است

امروز اين زبان بسته را گويا كرده‌ام، باشد كه حقايق را به شما بگويد. در پرتگاه غفلت سرنگون شود، انديشه كسى كه به خلاف من ره مى‌سپرد، كه من از آن روز كه حق را ديده‌ام، در آن ترديد نكرده‌ام. اگر موسى(ع) مى‌ترسيد، بر جان خود نمى‌ترسيد، بلكه از چيرگى نادانان و گمراهان مى‌ترسيد. امروز از ما و شما يكى بر راه حق ايستاده و يكى بر باطل. آنكه به يافتن آب اطمينان دارد، هرگز، از تشنگى هلاك نمى‌شود.
(خطبه 4)