صفحه سياسي

حجت‌الاسلام دكتر جلالي نماينده مجلس در مصاحبه با پرتو:
عامل اصلي مشكلات اقتصادي، نگاه غرب‌گرايانه برخي از سياست‌مداران است

بخش اول

اشاره:

مشكلات اقتصادي و اجتماعي و تبعات آن كه اقشار مختلف مردم به ويژه اقشار كم درآمد و ضعيف جامعه را تحت فشار قرار داده، دغدغه جدي بسياري از مسؤولين و كارشناسان و نيز اصحاب رسانه است. حجت الاسلام و المسلمين دكتر حسين جلالي نماينده مردم محترم رفسنجان و انار در مجلس شوراي اسلامي يازدهم فرصتي را در اختيار ما گذاشتند تا به برخي از سوالات اقتصادي و سياسي ما پاسخ دهند. ضمن تشكر از ايشان، بخش اول اين گفتگو را با هم مي خوانيم:

- اگر موافق باشيد، اول از مباحث اقتصادي شروع كنيم. اين روزها در شرايط سخت اقتصادي هستيم. تحليل شما از شرايط موجود چيست؟

همانطور كه گفتيد، امروز كشور ما از نظر اقتصادي در شرايط سختي به سر مي برد. كسب و كار، توليد و معيشت مردم دچار آسيب هاي جدي شده است. در چنين شرايطي، قطعا اعتماد عمومي، نشاط اجتماعي و اميد به آينده كاهش پيدا مي كند و آسيب هاي متعددي دامنگير فرد، خانواده و جامعه مي شود. البته با طرز فكر و جهت گيري برخي دوستان در دولت، اين وضعيت قابل پيش بيني بود و در سال هاي گذشته بارها از سوي دلسوزان و منتقدان تذكر داده شد؛ اما همان بنيان هاي فكري و بعضا لج بازي ها، مانع توجه به واقعيات و شنيدن سخن منتقدان شد.

-اگر ممكن است واضح تر بفرمائيد منظورتان از برخي جهت گيري ها چيست؟

ببينيد مسائل و مشكلات اجتماعي؛ اعم از سياسي، فرهنگي و اقتصادي، تك بعدي نيستند؛ در نتيجه در اين زمينه ها نمي توان بخشي نگري كرد و تحليل هاي تك مولفه اي و كاريكاتوري ارائه داد؛ بلكه واقع بيني اقتضا مي كند كه با جامع نگري، مسائل را مورد بررسي و دقت نظر قرار داد.

در حوزه اقتصاد، بخش عمده اي از مشكلات ما ريشه در وابستگي اقتصاد به نفت دارد. همچنين وجود ساختارهاي معيوب، قوانين دست و پاگير، تصدي گري بيش از حد دولت در اقتصاد، عدم توجه كافي به توليد داخلي و عدم به كارگيري روش هاي علمي و كارآمد از جمله عوامل نابساماني در حوزه اقتصاد است. البته اين مشكلات، كم و بيش در همه دولت ها وجود داشته و مخصوص اين دولت و آن دولت نيست؛ اما آن چيزي كه در اين دولت، مشكلات را تشديد كرده، نگاه خاص برخي دولت مردان به سياست، فرهنگ و اقتصاد است كه ريشه در بنيان هاي فكري آنان دارد و به سادگي قابل رفع نيست.

در نگاه اين دوستان، قبله، كانون و قلّه تمدن، پيشرفت، علم و فرهنگ، دنياي غرب با محوريت آمريكا است و موقعيت كشورها و ملت ها با توجه به فاصله اي كه با اين كانون دارند، سنجيده مي شود. اين نوع نگاه نهايتا كشور را در جايگاه يك دنباله رو شيك و باكلاس مي پسندد كه از اقمار و توابع تمدن غرب به شمار رود.

خب اين نگاه در تمام عرصه ها؛ از جمله در عرصه اقتصاد، به شدت تاثيرگذار است. روشن است كه در اين نگاه، استقلال، عزت و خودكفايي كشور و توليد علم بومي به يك شوخي بيشتر شبيه است و تقريبا هيچ تلاشي براي رسيدن به اين مولفه هاي كليدي و محوري از سوي دلباختگان به غرب انجام نمي شود.

البته طرفداران اين خط فكري، به اين صراحت خواسته دروني خود را ابراز نمي كنند؛ بلكه آن را در زرورقي از الفاظ و كلمات زيبا مي پوشانند و به خورد جامعه مي دهند؛ به عنوان مثال مي گويند نمي توان دور كشور حصار كشيد و با دنيا قطع ارتباط كرد و...

به اعتقاد بنده، در 7 سال گذشته اقتصاد كشور كاملا تحت تاثير اين نگاه و به تعبيري، گروگان اين طرز فكر بوده است. مذاكرات طولاني، فرسايشي و شكننده با غربي ها و در نهايت توافق برجام، در همين پازل انجام شد كه به معناي واقعي كلمه، يك سردرگمي و عقبگرد را بر كشور تحميل كرد و اثرات نامطلوب آن، امروز بيش از همه در حوزه اقتصاد خودنمايي مي كند.

- البته طرفداران اين خط فكري و به تعبير شما غربگرايان، عوامل ديگري از جمله تحريم ها را عامل وضع موجود مي دانند و در لابه لاي صحبت هايشان مي گويند بايد مشكلات و سوء تفاهمات سياسي را با غرب حل كنيم تا معضلات اقتصادي كشور حل شود.

اين سخن در واقع آدرس غلط دادن است. به تعبير مقام معظم رهبري، پررنگ كردن تحريم ها و بزك كردن دشمن از وسوسه هاي جريان تحريف است. روشن است كه تحريم هاي آمريكا و برخي از اروپائيان، مشكلاتي را براي كشور ايجاد كرده؛ اما كوتاه آمدن و دست ها را به نشانه تسليم بالا بردن، نه تنها مشكلات ما را حل نمي كند؛ بلكه آن را مضاعف مي كند. تجربه ثابت كرده دشمن در تحميل خواسته هاي خود، حد يقفي ندارد و تا نابود كردن هويت اعتقادي، فرهنگي و آرماني و از بين بردن ساختار سياسي و اقتصادي ما پيش خواهد رفت.

سخن ما اين است كه دستگاه برنامه ريزي و اجرايي كشور مي تواند با تكيه بر ظرفيت هاي مختلف داخلي و خارجي، تهديد تحريم را به فرصتي بزرگ تبديل كند؛ به شرط اين كه اعتقاد به اين راه داشته باشد و به صورت جدي پاي كار بيايد. اما متاسفانه در اين جا همان نگاه آرماني به غرب، مانع عزم جدي و حركت جهادي است و با سوء تعبير و آدرس غلط دادن نسبت به مشكلات موجود، براي كشور نسخه ذلت مي پيچد و كوتاه آمدن در برابر غرب و شكستن مقاومت را توصيه مي كند.

-فكر مي كنيد با توجه به دشمني آشكار غربي ها به ويژه آمريكا با دولت و ملت ايران كه يك نمونه اش تحريم هاي ظالمانه است، چرا عده اي همچنان دنبال نشست و برخاست با آنها هستند؟

همان طور كه عرض كردم، مشكل اين دوستان اين است كه نگاه آرماني به غرب دارند؛ در نتيجه همه رفتارهاي دنياي غرب را الگوي خود قرار مي دهند و به نحوي آن را توجيه مي كنند. در جملات حكمت آميز ما آمده است "حب الشيء يعمي و يصم" دوست داشتن افراطي، انسان را كر و كور مي كند. جلوه هاي هزار رنگ دنياي مادي، چشم برخي را چنان پركرده كه باطن متعفن آن را نمي بينند. اين مشكل وقتي مضاعف مي شود كه علاوه بر ظواهر فريبنده، اصول و مباني دنياگرايانه تمدن مادي نيز، ساحت عقل و انديشه آنان را تسخير كرده باشد. در چنين حالتي، سخن گفتن از نقائص، معايب و حتي جنايات غرب در نزد اينان در واقع گزافه گويي و آب در هاون كوبيدن است. اگر دنياي استكبار لبخند بزند، اينها ذوق زده مي شوند و دوان دوان در آغوش او جاي مي گيرند و اگر اخم كند، با دستپاچگي دست ها را بالا مي برند و تسليم اراده او مي شوند.

براي بنده قطعي و يقيني است كه برخي از اينها، از اين كه در هر صورت دنباله رو غربي ها باشند و حتي به وسيله آنها تحقير شوند، لذت مي برند. خب چنين تفكري اگر در جايگاه سياست گذاري و تصميم گيري كلان مملكت قرار بگيرد، آيا امور را به گونه اي پيش مي برد كه عزت و استقلال ما حفظ شود؟ چه فرقي است بين تفكري كه معتقد است براي ترقي و پيشرفت، بايد از سر تا پا غربي شد و بين تفكري كه سطح ايراني ها را در حد درست كردن آبگوشت بزباش مي داند؟ اين دو كلام اگرچه در لفظ متفاوتند؛ اما در معني يكسانند و هر دو، روح وابستگي و خودتحقيري را در جامعه مي دمند.

- پس شما معتقديد عامل اصلي نابساماني هاي اقتصادي اخير، نگاه غرب گرايانه برخي از سياستگذاران و تصميم گيران است. اگر ممكن است به طور عيني و شفاف، ارتباط اين طرز فكر با نابساماني هاي اقتصادي امروز را توضيح دهيد.

حرف دوستان در اين دولت اين بود كه نسبت به غربي ها بايد ترش رويي، تندزباني و دشمني را كنار بگذاريم و با آنها به خصوص آمريكا تعامل و گفتگو كنيم تا به تفاهم و توافق برسيم. بر همين اساس وارد يك سلسله گفتگوهاي نسبتا طولاني با غرب شدند. همينجا قدم اول در تضعيف اقتصاد كشور برداشته شد؛ چونكه ظرفيت هاي اقتصادي به نتايج مذاكرات وابسته شد و به تعبيري اقتصاد شرطي شد. روشن است كه در چنين شرايطي كه اميد كاذبي شكل گرفته، دولت به انتظار مي نشيند و به دنبال راه حل هايي نمي رود كه تحريم ها را بي اثر و يا كم اثر كند؛ همچنين به دليل ابهام، انتظار، عدم ثبات و عدم شفافيت، بنگاه هاي اقتصادي قدرت ريسك براي سرمايه گذاري را از دست مي دهند.

بعد از اين كه توافق صورت گرفت، قدم اشتباه بعدي برداشته شد؛ چراكه به غلط عنوان شد تمام تحريم ها لغو شده؛ در نتيجه گشايش اقتصادي ايجاد خواهد شد؛ حتي وعده داده شد با رفع تحريم ها، مساله آب آشاميدني نيز حل مي شود. بنده الان به پيامدها و تبعات چنين سخناني در حوزه امنيت ملي و سياست خارجي و... كار ندارم. در حوزه اقتصاد، فكر مي كنيد واكنش بازار به اين سخنان چيست؟ خب طبيعي است فضاي تبليغاتي ايجاد شده، پالس هاي مثبت اما مقطعي به بازار ارز و سرمايه مي فرستد و يك جنب و جوش و فعاليتي را در اين حوزه ايجاد مي كند؛ اما چون رفع تحريم ها و گشايش اقتصادي وعده داده شده واقعيت نداشت، همه بنگاه هاي اقتصادي؛ چه در زمينه توليد داخل و چه در زمينه واردات و صادرات، به در بسته خوردند و متاسفانه سرمايه بسياري از آنها از بين رفت.

و تير آخر را هم آمريكا با خروج يك طرفه از برجام و تشديد فشارهاي اقتصادي، زد. من تعجب مي كنم از برخي دوستان دولتي كه مي گويند به دليل بدعهدي آمريكا و خروج از برجام و افزايش فشارها بر ايران، وضعيت اقتصاد كشور خراب شد. خب خدا خيرتان بدهد! مگر ما در سال هاي گذشته حرفي غير از اين مي زديم؟ و مگر قرار بود اتفاقي غير از اين بيفتد؟ و آيا از رژيم بدعهد و غيرقابل اطميناني چون آمريكا انتظاري جز اين مي رفت؟ حرفي كه امروز مطرح مي شود، همان است كه چند سال قبل گفته مي شد؛ با اين تفاوت كه آن موقع هنوز فرصت بود و امكان بي اثر و يا كم اثر كردن تحريم ها وجود داشت. متاسفانه دوستان آن زمان، فريادهاي دلسوزان را به باد تمسخر مي گرفتند و امروز از بدعهدي آمريكا گلايه و آه و ناله مي كنند. خب مسؤول اين همه آسيب هاي اقتصادي كه در سال هاي اخير به ملت ايران وارد شده، جز كساني اند كه آن زمان به آمريكا دلخوش كردند و به وعده هاي او فريفته شدند و امروز به بدعهدي او اعتراف مي كنند؟

برخي از دوستان، اقتصاد فعلي را اقتصاد برجامي مي خوانند. به نظرم كنايه اي ظريف و دقيق است. وضعيت فعلي نتيجه طرز فكري است كه نقطه محوري و نمادين آن، برجام است؛ نگاهي كه به بيگانگان چشم اميد مي دوزد و ظرفيت هاي كشور را معطل اخم و لبخند آنان مي كند. تفكري كه اوج هنر و خاصيتش براي مملكت اين است كه در مقابل قدرت هاي زورگو سر فرود آورد، به قواعد آنها تن دهد، و از روي عجز و ناتواني، پاي درس املاي آنها بنشيند و رفاه و امنيت و پيشرفت را از آنان گدايي كند.

 يادداشت هفته

اما بر خلاف انتظار ...!

 سيد ابراهيم ميرپور فرد

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و طبق سنت هر ساله در روز 13 آبان؛دانشجويان و دانش‌آموزان به پاس 3 رويداد مهم اين روز 1-تبعيد حضرت امام(ره)2-روز دانش آموز3-روز تسخير لانه ي جاسوسي آمريكا ؛ اقدام به راهپيمايي گسترده مي نمودند.
همزماني 13 آبان در سال جاري با تولد نبي مكرم اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله و امام جعفر صادق عليه السلام و همچنين هجمه ناجوانمردانه و برنامه ريزي شده‌ي دستگاه مطبوعاتي فرانسه به پيامبر مهرباني و حمايت رئيس جمهور خبيث فرانسه از عاملان توهين به پيامبر مكرم اسلام؛ اهميت اين روز را صد چندان نمود.
شرايط ايجاد شده به علت شيوع ويروس كرونا و عدم برگزاري مراسم جشن و سرور ميلاد پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و امام جعفر صادق عليه السلام و همچنين عدم برگزاري مراسم گراميداشت 13 آبان از طرفي و عدم چاپ مطبوعات در روز 13 آبان 1399 اين انتظار را ايجاد نموده بود كه مطبوعات كشور در روز 12 آبان ماه رسالت فرهنگي خود را به بهترين وجه انجام دهند.
انتظار اين بود روزنامه هاي چاپ 12 آبان از فرصت پيش آمده استفاده كرده و در اقدامي هماهنگ؛خصوصا در نيم صفحه اول خود با تصاوير جذاب و زيبا رسالت فرهنگي و ديني خود را نسبت به تولد دو مولود مبارك اين روز انجام دهند و با اين اقدام خود جوابي قاطع و شايسته به اقدامات ضد فرهنگي و ديني مطبوعات فاسد فرانسوي بدهند و همچنين به 3 رويداد مهم و سرنوشت سازِ رخ داده در 13 آبان كه نقش ويژه اي در تاريخ انقلاب اسلامي داشته؛توجه ويژه مبذول نمايند.
روز 12 آبان 1399 فرا رسيد و روزنامه هاي چاپ شده بر دكه هاي روزنامه فروشي قرار گرفت ولي برخلاف انتظار فقط تعداد محدودي از روزنامه هاي چاپ 12 آبان به اين رسالت ديني،فرهنگي،اجتماعي و سياسي خود توجه نمودند؛ از جمله وطن امروز، قدس، خراسان، جام جم، ايران، كيهان، سياست روز، جام جم، اطلاعات، جمهوري اسلامي و تعداد بيشتري از روزنامه ها هم تنها به دغدغه هاي روزمره توجه كرده و از كنار اين رويدادهاي مهم و سرنوشت ساز در تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي گذشتند.
ولي آنچه در اين ميان مايه تاسف گرديد، اين بود كه؛تعدادي از روزنامه ها يي كه هر كدام به جناح و دسته اي وابسته مي باشند نه تنها به رويدادهاي مذهبي و سياسي اين روز توجه نداشته بلكه برخلاف رسالت ديني، فرهنگي، اجتماعي، ملي و سياسي خود؛ در يك اقدام ضد فرهنگي و تاسف بار؛ انتخابات آمريكا - دشمن اصلي انقلاب اسلامي در بيش از 40 سال گذشته -را به عنوان دغدغه اصلي خود مورد توجه جدي قرار دادند. از اين دست از روزنامه ها مي توان به روزنامه هاي سازندگي، آفتاب يزد، آرمان ملي، دنياي اقتصاد، مردم سالاري، شرق، شهروند، همشهري، اسكناس، همدلي و...اشاره نمود.
انتخاباتي مورد توجه و دغدغه ي چنين روزنامه ها و جرياناتي قرار مي گيرد؛كه ماحصل آن انتخاب فرد شرورديگري است كه در طول 4 سال رياست جمهوري خود؛سعي خواهد نمود با ترفندهاي جديدتري در راستاي اهداف صهيونيسم جهاني به مبارزه و مقابله با انقلاب اسلامي بپردازد
در پايان تنها جمله اي كه در خصوص چنين روزنامه هايي مي توان بكار برد، اين جمله ي كوتاه خواهد بود. «شرمتان باد»