صفحه حوزه و دانشگاه

ارزيابي نظريه پايه الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت در پاسخ به مطالبه مقام معظم رهبري

 دكتر عليرضا علي‌احمدي

بخش اول

كليات

1.حتما تلاش 7 ساله مركز الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت دستاوردهاي به مراتب گسترده تري نسبت به آنچه به عنوان "نظريه پايه الگو" منتشر شده است، دارد كه مستلزم معرفي آنها توسط مسؤولين دست اندركار و امكان دسترسي و مطالعه است.

2."رويكرد نقادي" صرف در كشور ما معمولاً راه به جايي نمي برد لذا يا بايد رويكرد ايجابي براي تكميل اين سند ارائه شود و يا "رويكرد نقد توام با پيشنهاد" اتخاذ شود، ما رويكرد دوم را اتخاذ كرده ايم.

3.آنچه در اين نوشتار گزارش مي شودبر اساس مطالعه سند منتشر شده است و در صورتيكه نشست هايي با حضور دست اندركاران تشكيل شود، ممكن است در كيفيت اين قبيل نوشتار اثر گذار باشد.

4.هوشمندي وافر مقام معظم رهبري در مواجهه با دشمناني كه نمي خواهند حتي 40 سالگي انقلاب اسلامي حاصل شود، باعث شد كه اين سند اوليه بدين گونه مورد نظر مقام معظم رهبري قرار گيرد و به دشمنان در سطح جهان اعلام شود كه ما براي 50 سال آتي، تدبير و برنامه داريم و نظام اسلامي علي رغم تلاش هاي دشمنان آينده دار است.

5. با آن كه طراحي و تدوين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت، كاري بديع و بسيار ظريف و پيچيده مي باشد، ليكن سند منتشر شده، انتظارات از الگو را به شدت كاهش داد و زمينه را براي حضور فعال تر در صحنه براي مشاركت در طراحي و تبيين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت براي حوزويان، دانشگاهيان و مسؤولين كشوري و لشكري فراهم تر نمود و از طرفي وقتي كه كيفيت كار مركز، سند منتشر باشد، مسؤوليت همه افراد متعهد و دلسوز در قبال فراخوان مقام معظم رهبري سنگين تر مي شود.

6.هر سندي مستلزم ارائه تعريف مفاهيم اصلي و معرفي اجزاي دربرگيرنده و دايره شمول خود و روش شناسي تدوين مي باشد، در حالي كه در اين اسناد، الگو تعريف نشده و انتظارات از آن تعيين نگرديده و روش شناسي دستيابي بدان، روشن نگرديده است تا بتوان در مورد جامعيت يا عدم جامعيت آن، اعتبار يافته ها يا عدم اعتبار آنها به راحتي قضاوت نمود مثلا آيا اين سند نبايد مشتمل بر ساز و كارهاي نظريه پردازي؛ الگوي پردازي؛گفتمان سازي؛ طراحي راهبردها؛ معماري نظامات حكمراني؛ چگونگي مشاركت ولايت، مردم، بازار، دولت(محلي، ملي، بين المللي) طراحي و پياده سازي الگو؛ پيشرفت مبتني بر فرهنگ؛ علم و فناوري،....، ساز و كار هاي ايجاد تغيير، تحول و پيشرفت در سطح راهبردي؛ آينده نگاري و آينده نگري؛ تحليل قطبهاي تمدني و اردوگاه هاي قدرت رقيب در سطح جهاني و.... باشد. آيا قلمرو هاي الگو پردازي فقط انسان در عرصه هاي علم، فكر، معنويت و زندگي است يا عرصه هاي "كشور ايران"، عرصه هاي "خانواده" و "جامعه اسلامي"، عرصه هاي "امت اسلامي" و "حكومت عدل مهدوي(عج)"، عرصه هاي "اداره جهان و بشريت" و.... را، بايد دربرگيرد.

7. ارزيابي و تحليل سند منتشر شده حداقل در چهار بخش كليات مباني، اركان جهت ساز(آرمانها، رسالت، افق و....) و تدابير مي توان انجام داد، گرچه همراستايي و هم افزايي بين اين بخش ها كمتر قابل رديابي است، در حالي كه وجود مباني اگر در دو بخش ديگر پرتو افكن و اثرگذار نباشد، بود و نبود آن چه فرقي مي كند همچنين اگر اركان جهت ساز در شكل گيري تدابير پرتو افكن و نقش آفرين نباشد، سند توليدي چه كاربردي دارد.

8.بين اجزاي الگوي ارتباط منطقي و همراستايي و همسويي لازم مشاهده نمي شود و در نتيجه احتمال اثربخشي آن بالا نيست.

9.سند پايه مستلزم، نظريه پايه و نظريه هاي راهنماي عمل(دكترين) است كه اثر راز آنها به چشم نمي خورد.

10.گفتمان سازي الگوي پيشرفت، يكي از محورهاي اساسي اين سند بايد باشد كه كمترين نگاهي به آن نشده است.

2- بررسي مباني نظري الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت

1.آنچه به عنوان مباني در الگوي پايه آمده است، مباني اسلام است، و پيش نياز براي احصاي مباني الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت است، مباني حداقل بايد مشتمل بر: مباني دولت اسلامي و نظام اسلامي؛ مباني تمدن اسلامي؛ مباني امت اسلامي، مباني مشاركت مردم، بخش خصوصي، ولايت دولت محلي، سازمان هاي منطقه اي و بين المللي در طراحي و اداره حكمراني؛ مباني شهرسازي اسلامي-ايراني؛ مباني فناوري و مباني فضاي مجازي؛ مباني ولايت فقيه و... اجزاي تكميل شده مباني الگوي اسلامي-ايراني مي تواند تلقي شود.

2.رابطه مباني با اركان جهت ساز(آرمانها، رسالت، افق،....) مشخص نيست، به عبارت ديگر اگر اين مباني از سند حذف شود چه كمبودي يا نقصي در سند الگوي پايه تدوين شده ايجاد خواهد شد.

3.درحالي كه مباني خداشناسي، ارزش شناسي و.... در سند تدوين شده است و يا مباني جهان شناختي، انسان شناختي، جامعه شناختي با رويكرد ديني(اسلام) نوشته شده است، ارائه مباني دين شناختي به طور مستقل منطقاً چگونه بايد تفسير شود.

4.مباني معرفت شناختي(شناخت شناسي) و روش شناسي در مجموعه تدوين شده، مد نظر قرار نگرفته است، آيا مباني توليد علوم انساني- اسلامي ربطي به مباني الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت ندارد؟

5. از آن جا كه در حال حاضر دو جريان اصلي رقيب در صحنه جهان اسلام ناب محمدي(ص)و ليبرال حكمراني غربي است و هر يك از اين جريان فكري در شكل گيري ديدگاه هاي انديشمندان، روشنفكران مديران تحصيل كرده اين مرز و بوم، نقش آفريني اساسي دارد توصيه مي شودكه مفاد "مباني نظريه پايه الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت به صورت تطبيقي و مقايسه اي ارائه شود" و با توجه به اين كه بايد در بقيه اجزاي سند نقش آفرين باشد، اثرگذاري مباني متفاوت اسلام با ليبرال دموكراسي و نظام سرمايه داري در مفاد سند نشان داده شود

6. وقتي افق سند پايه، 50 ساله فرض شده است و با توجه به اين كه جريانات قدرت حاكم بر جهان در حال دگرگوني بوده و در آينده جهان قدرتهاي همچون چين، هند، كره، با مباني مكاتب فكري كنفسيوس، بودائيسم، مائوئيسم و.... در كنار جريان اسلام و غرب بروز و ظهور احتمالي خواهند داشت، پيشنهاد مي شود مباني فكري اين جريانات سازنده قدرت هاي احتمالي حاكم بر جهاني، در كانون توجه قرار گيرد و مباني فكري آنها در مقايسه با مباني فكري اسلام ناب محمدي(ص)آورده شود و نقاط قوت احتمالي هر يك از مكاتب فكري براي تمدن سازي ارزيابي شود.

7. الگوي پايه، مستلزم نظريه هاي مورد قبول براي طراحي الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت است، معلوم نيست، مركز عالي الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت با انديشكده هايش در جمع بندي الگوي پايه، چه نظريه هايي را براي حكمراني پذيرفته و يا توليد نموده است كه به معرض ارزيابي گذاشته شود و آيا براي دوگانه هايي نظير آنچه در تدابير رديف 11 سند پايه آمده است پاسخي دارد؟

8. از آن جا كه مواجهه فكري اسلام و ليبرال دموكراسي در صحنه ي حكمراني موجب تفاوت اساسي در بينش، گرايش و رفتارهاي بين دانش آموختگان دانشگاه ها، مديران، سياستگذاران و برنامه ريزان كشور شده است و نيز در طول40 سال گذشته چالش هاي فكري قابل توجهي در سطح مسؤولين، موجب ايجاد شكاف فكري و دوگانگي در تصميم گيري و عمل كارگزاران شده است كه ماحصل آن ايجاد و نقش آفريني دو گانه هاي فكري است كه نمونه اي از آنها در رديف 11 تدابير اين سند پايه نظير دوگانه هاي: عقل و نقل، علم و دين، پيشرفت و عدالت، ايراني بودن و اسلاميت، توليد ثروت و معنويت و.... براي تحقيق و نظريه پردازي و تبيين دقيق تر مباحث و پيشگيري از تعارض هاي اختلاف انداز آتي، مطرح شده است، پيشنهاد آن است كه با بهره گيري از مباني سند پيشنهادي، هر يك از اين دوگانه هاي فكري با مباني مواجهه داده شود و حل تعارض بين آنها با توجه به مباني صورت گيرد تا كارآمدي اين مباني در طراحي الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت و الزامات آنها مشخص تر شود.

9. از آن جا كه يكي از مشكلات تهيه چنين اسنادي، عدم تفاهم فكري و اجماع نظرات اعضا است و معمولا باعث ريزش اعضاي فعال در جريان تهيه سند مي شود و طي 40 سال حكمراني جمهوري اسلامي، دوگانه هاي فكري قابل توجهي به همراه اختلاف نظرهاي جناح هاي سياسي گسترده شده است، ساز و كاري براي تقريب افكار متوليان سند مورد نظر جستجو و در عمل به كار گرفته شود.

 گوناگون

گام دوم

تأملي در كليدواژه "نظريه نظام انقلابي" در بيانيه گام دوم انقلاب
(سيدرضا ميرمحمدي)

بخش اول
بيانيه گام دوم انقلاب مقام معظم رهبري عبارات و كليدواژه هايي دارد كه از منظر واژه شناسي(ترمينولوژي) به مثابه توليد ادبيات جديد در تعريف و تبيين ماهيت انقلاب اسلامي ايران است. يكي از اين عبارات به كار رفته در بيانيه، اصطلاح "نظريه نظام انقلابي" است كه هم، ترم و واژه جديدي است و هم عنواني براي نظريه پردازي جديد پيرامون انقلاب اسلامي ايران است كه نياز به تبيين و شرح و بست مستوفي دارد.
اين واژه يا اصطلاح، در واقع مبناي نظريه پردازي سياسي درباره ماهيت انقلاب اسلامي ايران است كه در صورت تبيين و تشريح جامع و كامل مي تواند در بازشناسي تئوريك چيستي انقلاب اسلامي ايران در چارچوب بحث نظري، برخي از خلاء هاي موجود در اين عرصه و ساحت را پر كند. البته در فرازهاي مختلفي از اين بيانيه جملاتي آمده است كه به نوعي بيانگر معني و مفهوم نظريه نظام انقلابي است و مقام معظم رهبري خود در اشاراتي كوتاه مراد از اين واژه و عبارت جديد را بيان كرده است.
از جمله اين فرازها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
• انقلاب اسلامي همچون پديده اي زنده و با اراده، همواره داراي انعطاف و آماده تصحيح خطاهاي خويش است اما تجديدنظرپذير و اهل انفعال نيست.
• انقلاب اسلامي پس از نظام سازي به ركود و خموشي دچار نشده و نمي شود و ميان جوشش انقلابي و نظم سياسي و اجتماعي تضاد و ناسازگاري نمي بيند.
• جمهوري اسلامي متحجر و در برابر پديده ها و موقعيت هاي نو به نو فاقد احساس و ادراك نيست اما به اصول خود به شدت پايبند و به مرزهاي خود با رقيبان و دشمنان به شدت حساس است. با خطوط اصلي خود هرگز بي مبالاتي نمي كند و برايش مهم است كه چرا و چگونه بماند.
دقت و تأمل در عباراتي مانند: پديده اي زنده و با اراده، همواره داراي انعطاف، جوشش انقلابي، دوري از تحجر، چرا و چگونه ماندن كه در جملات بالا به كار رفته بيانگر وجود نوعي نظام و سامانه دروني در بتن انقلاب است كه انقلاب و نظام را از ايستايي و جمود نجات مي دهد و پيوسته آن را در حال حركت و پالايش نگه مي دارد.
چنانچه در بيانيه نيز اشاره شده "در ميان ملت هايي كه به پا خاسته و انقلاب كرده اند كمتر ديده شده كه توانسته باشند كار را به نهايت رسانده و به جزء تغيير حكومت ها، آرمان هاي انقلابي را حفظ كرده باشند."

 پرسش ها و پاسخ ها

پرسش و پاسخ‌هاي ديني

بنده درباره مستحبّات اين جور فهميدم تا زماني كه تقواي كسي هنوز مي لنگد مستحبّاتي مثل نماز شب و ترك لغو را به هر اندازه كه عشق و علاقه دارد براي خودش انجام بدهد؟
علي اي حالٍ آن چه خدا گفته اين است، « انجام واجب و ترك حرام ». اضافه كار مي خواهي اشكال ندارد اما گفته اگر در اضافه كار بغلش گناه بگذاري من قبول نمي كنم و هيچ فايده ندارد، ثواب مي دهند چون صحيح عمل كرده اي، اما هيچ اثري در رشد ايمان ندارد، پنجاه سال هم اين جور كار بكني ايمان آخر پنجاه سالت با اولين روز يكي يا كمتر مي شود. بخواهي از همه اعمال استفاده رشد ايمان بكني گناه نبايد بغلش بگذاري، خدا اين جور دستور داده است، كه مردم را بيشتر به ترك گناه نزديك كند. بنابراين اول گناه نكن همه كار خيرت مقبول است ان شاء الله.
اگر كسي توبه كند بعد از مدتي گناه انجام دهد باز مجدد توبه مي كند و اين روند ادامه دارد، آيا بعد از توبه تا زماني كه گناه نكرده باتقواست؟
نه، چون توبه آن است كه ديگر گناه نكند، شما كه قصد گناه داري، درست نمي شود يعني توبه نكرده اي.
چرا هر چه تقواي انسان بيشتر مي شود خداوند زندگي را بر او سخت تر مي گيرد؟
برعكس است، زندگي خيلي هم راحت تر مي شود، شما اين گونه خيال مي كني، وقتي خدا غم و غصه دنيا را از او مي- گيرد؛ او راحت مي شود و آرامش پيدا مي كند.
آيا به بلاها و مريضي ها مبتلا نمي شود؟
فرد با تقوا هم مثل همه مي باشد، مگر ديگران بيماري ندارند؟ آلزايمر مال كسان ديگر هم هست، همه سرطان مي- گيرند. اين بيماري ها يك كمي هم از گناه است، البته اهل تقوا از بلاهاي بزرگ محفوظند.
آيا تقوا بر حافظه تأثير دارد؟
ج: خيلي چيزها بر حافظه اثر دارد، بعضي از گناه ها حافظه را ضعيف مي كند، آدم با تقوا آن گناه را انجام نمي دهد لذا حافظه اش سالم است.
آيا فراواني بارش ها دلالت بر افزايش تقوا در جامعه است؟
نه خير، اين ها از وظايف ربوبيت پروردگار متعال است، كافر، مسلمان، فرقي نمي كند همه ي آن ها را بايد نان بدهد، و الّا همه آن ها مي ميرند و خدا مي خواهد زنده باشند، شايد بعضي از آن ها مؤمن شوند لذا به همه آن ها روزي مي دهد، منتهي گاهي اگر گوش به حرف خدا ندهند با خشكسالي هاي مختصر آن ها را گوشمالي مي دهد. در عين حال كارهاي خوب و بد اثر خودش را دارد.
آيت ا.. خوشوقت